Release info

Flower of the Queen E38
A Commentary by Ro94kgh
ترجمه اختصاصی انجمن هواداران کی پاپ..kpop-fans.com . . . ^athena^ : مترجم

Tags

other
Published on: 2016-05-23
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به خدا قسم من بي گناهم

من دارم ميرم بيرون

کجا داري ميري؟

بايد هيرا رو ببينم

عزيزم

ميخواي چيکار کني؟

البته که بهش همه چيزُ ميگم

که جونگ اونهه مادر واقعيِ ايسولِ

ديوونه شدي؟

فکر ميکني اگه خانواده ي آقاي پارک بفهمن خيلي به نفعِ ماست؟

مشخصه که ميفهمن منم پدرشم

فقط پاي اونهه و ايسول درميون نيست

بايد ازدواجِ يورا رم در نظر بگيريم

با اجازه ي کي؟

البته که با اجازه ي اقا و خانوم پارک

هرچقدرم که عصباني هستي خودتُ کنترل کن

لطفا آروم باش و منطقي فکر کن

مگه من بدونِ فکر کردن کاري ميکنم؟

من بايد براي عوض کردن نظر هيرا يه آستيني بالا بدم

نگران نباش و فقط صبر کن

وقتي برگشتم حقِ تورم ميزارم کف دستت

عزيزم..عزيزم!

تو دردسر بزرگي افتادم ديگه کارم ساختست

کاملا ديگه کارم تمومه

ممنونم که دوباره پستشُ بهش برگردوندين

من سخت تلاش ميکنم..ممنونم پدر

از همسرت ممنون باش

من فقط کاري که اون گفتُ انجام دادم

تو با اين اميد منُ به اين کار وادار کردي

پدر

تو زندگيت براي اولين بار به اوج رسيدي

به نظر من الان تو به اوج رسيدي

تو هم تو زمينه ي کاري همم تو امور خانواده موفقي

در واقع يعني رو غلطکي

تو بايد الان خيلي بيشتر مراقب باشي

خبراي خوب هميشه همراه با دردسر ميان پس حواست جمع باشه

انسانيت داشته باشُ با همه خوب رفتار کن باشه؟

حتما همينکارُ ميکنم

به نظرم بايد به فکر بيمارستان چينگدو هم باشيم

چي گفتي؟

مادر ازمون خواسته که

مسئوليتِ بهم خوردنِ نامزدي رو به عهده بگيريم

بازم اين زياده رويه

به هر حال قراره که وارد بازار چين بشيم

براي همين ايده ي بديم نيست که اول يه سايت بزنيم

باشه

من به تو ميسپرمش

من ديگه ميخوام بازنشسته بشم و با هيرا برم مسافرت

حتما الان که حالش خوب نيست وقتي بشنوه که ميخواين باهاش وقت بگذرونين خيلي خوشحال ميشه

حدس ميزنم

جه جون همه چيزش بود

الان که بزرگ شده و به حرفش گوش نميده

حتما خيلي حس تنهايي ميکنه

من بايد مواظبش باشم

هيرا چي شده؟ نميتونستم باهات تماس بگيرم

خارج از کشور بودي؟

اتفاقا منم ميخواستم باهات تماس بگيرم ميتونيم الان همديگرُ ببينيم؟

منم همينُ ميخواستم دارم ميام خونتون

نه من الان بيمارستانم

چي؟؟تو بيمارستاني؟

مريضي؟؟

چيکار کنم؟

بايد يه خبر خيلي مهم بهت بدم

واقعا؟پس پاشو بيا اينجا

منم بايد باهات حرف بزنم

کدوم بيمارستاني؟

با کي داشت حرف ميزد؟

آقاي کيم نرو رستوران

چشم آقا

از گشنگي داشتم ميمردم

فکر نميکنين خيلي دير نهار ميخوريم؟

کسي بهت نگفته که اينجا کار کني

چون يه عالمه مشتري مياد بلاخره ما بايد دير نهار بخوريم

خدا رو شکر که کسب و کارمون خوبه

با دوست دختر پسرم اينطور حرف نزن

اون به خاطر اين اينجا کار ميکنه چون ايسول از صحنه خارج شده

از صحنه خارج شده؟

اگه ايسولُ قبول نکنن کي مسئوليتشُ قبول ميکنه؟

من

اگه ايسول نتونه باهاش ازدواج کنه من تو مرکز سئول ميرقصم

اينطوري

الان شوره ي سرت ميريزه ها

ايسول

جه جون

چطورين؟

چرا اينقدر دير دارين نهار ميخورين؟ به موقع بخورين

مهم نيست چرا اينموقع اومدين اينجا؟

آره دلم شور افتاد

بازم اتفاقي افتاده؟

درسته همينطوره

بلاخره ما اجازه ي ازدواجمونُ گرفتيم

مادرش بهمون اجازه داد که ازدواج کنيم

واااي..تبريک ميگم ايسول

ممنونم من هيچوقت محبتاتُ فراموش نميکنم

جه جون تبريک ميگم

ممنونم

صبر کن..صبر کن

اين حقيقت داره؟ واقعا خانوادش قبول کردن؟

اونا گفتن که تو رو به عنوانِ عروسشون قبول ميکنن؟؟

واقعا که بايد زندگي کني و بفهمي که

يه گربه ام ميتونه مثل يه شير به نظر برسه

واقعا که خيلي پيشرفت کردي

و متفاوت به نظر ميرسي

دوستت دارم منُ فراموش نکنيا

راستش به دلم ننشستي

ولي به نظر ميرسه که بايد باهاتون بسازم

به خواهرم يه عالمه عشق و محبت بده

اون به خاطرت خيلي سختي کشيده

باشه شوهر خواهر؟

چشم

قول ميدم هيچوقت کاري نکنم که گريش دربياد

پس خواهرزن نگران نباش

وااي

خب چطوره اين زوجِ دوست داشتنيُ تشويق کنيم؟؟

درسته

بهم بگو

چرا نميتوني با جه جون بهم بزني؟

بگو چرا؟

چون دوستش دارم

چون عاشق جه جونم

عشق؟

تو به دزديدنِ نامزد يکي ديگه ميگي عشق؟

من نميتونم اجازه بدم که دخترمم از همين راه بره

من هرکاريُ امتحان ميکنم که نزارم به هدفت برسي

هيرا چي شده؟؟

چي باعث شده که سر از بيمارستان دربياري؟

يه دليلي داشت..بشين

پس بايد بهم خبر ميدادي

من دکتر خانوادگيتونم چطور ميشه که ندونم

يه دليلي داشت که نميتونم بگم

الان بهتري؟

آره..ميبيني که

درسته که دهنم يکم خراب شده بود ولي نميتونم بميرم

ميتونم بگم که لنا دليلش بوده

الان ديگه با بارداريش سرشُ گرفته بالا

حتي ميتونه منم رواني کنه

ولي هيرا نگران نباش

من يه کليدي پيدا کردم که ميتونيم باهاش کارشُ تموم کنيم

خيلي فکر کردم که بايد بهت بگم يا نه

راستش نگران بودم که ازم نااميد بشي

ولي براي گير انداختن لنا چاره اي ندارم

حتي اگه مجبور باشم که بعضي چيزاي کثيف از خانوادم بگم

هه جين

قبل از اينکه تو بگي بزار من بگم

اين خيلي مهمه

مال منم خيلي مهمه

اول به من گوش بده

بعدش احتمالا حرفي که ميخواي بزنيُ نميخواي بگي

راستش يکم عجيب شديا

کلا با قبلنا خيلي فرق کردي

رفتارت مثل آدماي دلسرد و خسته ميمونه

تو که براي جنگيدن عليه لنا تسليم نشدي؟

يورا خوبه؟

خب

اون داره آمادگياي لازمُ با جه جون براي عروسيشون فراهم ميکنه

داشتم فکر ميکردم اواسط آگوست عروسيشونُ بگيريم

وقتي اونا همديگرُ دوست ندارن به نظرت خوشبخت ميشن؟

من ميدونم که اونا خيلي وقته بهم زدن

هيرا

متوجه شدم که ميخواي مخفيش کني

چون نميخواي ازدواجشون بهم بخوره داري مخفيش ميکني

الان مشکل اونا نيستن

اگه ما بهشون کمک کنيم اونا ميتونن به خوبي و خوشي زندگي کنن

اول بايد يه مانعُ از سر راهمون برداريم

الان ديگه خيلي ديره..ولي من واقعا يورا رو دوست داشتم

اولش فکر ميکردم که خيلي خودسره

ولي مثل اينکه راهنماي خيلي خوبي براي جه جون بوده

درسته..اونا براي هم ساخته شدن

پس نگران نباش

جه جون قراره با ايسول ازدواج کنه

چي؟؟

من و شوهرم تصميممونُ گرفتيم

باورم نميشه

واقعا نميتونم باور کنم

دوباره بگو داره با کي ازدواج ميکنه؟

درک ميکنم که شوکه شدي

ولي من به اين نتيجه رسيدم که هيچ پدر و مادري نميتونه نظر خودشُ به بچش تحميل کنه

به اندازه ي کافي باهاش مخالفت کردم الان ديگه بهتره که قبول کنم

پس تو فقط اينهمه تلاش کردي؟

چطور تونستي همچين تصميمي درمورد اون دختر کثيف بگيري؟

فکر ميکني با عقل جوردرمياد؟

ايسول قراره که عروست بشه؟ ميتوني اينُ قبول کني؟

سعيمُ ميکنم

من بايد دختري که پسرم دوستش داره رو قبول کنم

هيرا

مين جون اقداماتي بيمارستانِ چينگدو رو فراهم ميکنه

اون وام گرفته از اين پروژه خيالت راحت باشه

نميتونم

بدونِ مشورت با من تو خودت تنهايي تصميم گرفتي

پس چطور ميتونم قبول کنم؟

من خودم پول وامُ ميدم

بيمارستانِ من داره ورشکست ميشه و تو داري چي ميگي؟؟

من نميتونم همينطوري کنار بکشم

خب؟؟

اين روياي 30 سالمونه

تو ميتوني به همين راحتي ازش بگذري ولي من نميتونم

من نميتونم بزارم بيمارستانم از بين بره

پس نظرتُ عوض کن

ما ميتونيم از شر ايسول خلاص شيم

جه جون و يورا ازدواج ميکنن و ميفرستيمشون چينگدو

Queen's Flower (Flower of the Queen / 여왕의 꽃 / Yeowangui Kkot) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queen's Flower (Flower of the Queen / 여왕의 꽃 / Yeowangui Kkot)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left