The first 200 lines.
هی، بچه ها!
بچه ها؟
بچه ها؟ آه!
بیخیال. پس کجایین؟
وای!
جاذبهی لعنتی زمین
!پنی، سلام - !اه -
اوه، "دلا" کوچولو
نباید دزدکی نزدیک یه جنگجوی ماه بشی
چیزی میخوای؟
نه، معلومه که نمیخوام با یه موجود فضایی خیلی خفن
و قهرمان جنگی که تو حیاط پشتی خونمون زندگی میکنه
وقت بگذرونم یا روش های مبارزه رد و بدل کنم
پوف، خیلی باحاله!
و آشکارا سرت خیلی شلوغه. درسته؟
آره، دارم یه سفینه میسازم تا من و ماهنورد هام
بتونیم برگردیم به سیاره ماه که خیلی بهتر از اینجاست
اوه، مشکلی نیست
منم کلی کار دارم
اوه، بالاخره پیداتون کردم
برنامه امروز چیه؟
"امپراتوری عثمانی"
دوباره؟ شما که این قسمت رو قبلا دیدین
دوست دارم بدونم چطور تموم میشه
آرامشبخشه
هوم
یالا. بیاین بریم بیرون
میتونیم کرم پیلهساز بگیریم
تو پیلهشون بهمعنای واقعی کلمه آب و تبدیل به پروانه میشن
از باحالی های طبیعت!
سلام، من "گلامگلد" از تلویزیون هستم
ممکنه من رو به عنوان بهترین قهرمان سیاره زمین بشناسین
حتما با خودتون فکر میکنین اون شیردل خوشتیپ
دیگه چیزی برای ارائه به مردم "داکبورگ" نداره
دوباره سخت در اشتباهین!
همون ذهن خلاق که براتون
"گلام کوستر" آورد. حالا تماشا کنین
"فلینتفریس گلام ویل"
امشب در لنگرگاه داکبورگ پردهبرداری میشه
از یه طرف گلامگلده
ولی از طرفه دیگه چرخوفلک بزرگ!
دیویی، نظرت چیه؟
یادمه وقتی گلام کوستر افتتاح شد
کل صبح صبر کردم
ولی به "تیمی جنکینز"، یه بچه، اجازه دادم جلوتر از من بره
ریل شکست و ساعت ها اونجا گیر کرد
به خبر ملی تو همه شبکه ها تبدیل شده بود
همینطور که داشتم به داستان وحشتناکش
تو برنامه های گفتگو مختلف گوش میدادم، با خودم گفتم...
من باید اون بالا میبودم!
خب "تیمی جینکنز"، دیگه امروز از این خبر ها نیست
امروز روز "دیویی دو سستر" هست
ایول! چی ممکنه اشتباه پیش بره؟
امیدوارانه همه چی!
سلام، بهترین دوستم
سلام، بهترین دوست
دقیقا مثل زمان های قدیم
بجز اینکه الان تو داری تو حیاط پشتیم موشک میسازی
ها ها. کمک میخوای؟
اوه، آره. مرسی، دلا
پنی، میدونی، نیازی نیست که بری
هنوز چیزی از زمین تجربه نکردی
اشتباه میکنی. برای خوردن قهوهی زمین بیرون رفتم
بیرون؟ سر قرار؟
با کی؟
خب...
تو ماه انیمیشن
"اردک بال تیره" پخش میشه؟
...یا - افتضاحه -
چی؟
با "لانچپد"؟
اینم یه مدرک دیگه که ثابت میکنه
من باید رو ساختن این سفینه تمرکز کنم
نه بازدید کردن از سیارت
یا شایدم یه کوچولو میترسی
چیز های جدید امتحان کنی؟
من نمیترسم
آها، فهمیدم. یه جوک زمینی بود
اوه!
آره
ها، خیلی خنده دار بود
چون همونطور که مشخصه من از چیزی نمیترسم
!مامان - !وای -
میشه برای معروف شدن برم سوار چرخوفلک مرگ تو اسکله بشم؟
عالی به نظر میرسه. وای، چرا پنی رو با خودتون نمیبرین؟
یکم از هیجان هایی که زمین داره رو بهش نشون بدین
به بهترین جنگجوی ماه سرگرمی های زمین رو یاد بدیم؟
وای!
عاشقش میشی!
تو اسکله قدم میزنیم، بازی میکنیم و همبرگر میخوریم
متاسفم دلا کوچولو، نمیتونم
با رفیق های ماهنورد خودم جلسه خیلی مهمی دارم
تا درباره پرواز قریبالوقوعمون صحبت کنیم
منظورتون چیه که میخواین بمونین؟
وای "پنامبرا"، زمین فوقالعادست
کی فکرش رو میکرد
شکست تو خارج کردن زمین از مدار
بهترین چیزی هست که میتونه برای ما اتفاق بیفته؟
ولی ماه چی میشه؟
من چی میشم که دارم درمقابل
عنکبوت های غولپیکر از شما محافظت میکنم؟
اوه، کارت عالی بود
ولی اینجا داره کلی بهمون خوش میگذره
چی؟
زمینی ها اینطوری میگن داره بهشون خوش میگذره
راستی، فقط خوش گذرونی نیست
اینجا برای "فلینتهارت گلامگلد"، قهرمان زمین، کار میکنم
و شغل مهمی دارم
اوه، بهم گفت به تنهایی سیاره رو از دست
"لوناریس" و انگل های ماه نجات داد
"گیبوس"، منظورش ما بودیم
و من جلوی لوناریس رو گرفتم
ای پنامبرا!
متاسفم. ولی فکر نکنم قهرمانی
مثل گلامگلد، دروغ بگه. مگه نه؟
باشه. مشکلی نیست
پس من و بقیه ماهنورد های وفادارم میتونیم بریم خونه
پنامبرا، بقیه هم کلی دارن خوش میگذرونن
اوه، اون روز تو مهمونی "پالوس"...
مهمونی؟
پالوس یه جشن عالی و باحال با یویو، فنر بازی
و بقیه وسایل های زمینی برگزار کرد
خیلی خوش گذشت
چرا هیچکس چیزی درباره این مهمونی به من نگفت؟
خب... چون...
تو از سرگرمی های زمین متنفری
نه، اصلا اینطور نیست
فقط ماه، مبارزه و نابود کردن دشمن هام رو ترجیح میدم
اوه، "ساعت رو ببین"
این اصطلاحیه که زمینی ها برای "دیگه میخوام برم" به کار میبرن
پسر خوب، بیا بریم
پنامبرا، ما فقط میخوایم تو
سرگرمی های زمین رو همراه خودمون تجربه کنی
ولی اگه میترسی، درک میکنیم
منظورم اینه اگه نمیخوای...
یالا وبی. قراره تو اخبار محلی مشهور بشم
باید سرگرمی زمین رو فتح کنم
ایول!
اوه، اون مرد خوشتیپ کیه؟
اوه، شمایین قربان
مریخی، درست بود
تو خیلی بهتر از دستیار قبلیم هستی
"اولسون" همیشه میگفت "نه خیلی خطرناکه.
برای بار آخر میگم، من دستیارت نیستم"
ولی تو به نبوغ عالی ترین قهرمان زمین احترام میذاری.
مگه نه، مریخی؟
من درواقع اهل ماه هستم
اوه، مریخ هم خوبه
و الان بالاخره به این شهر چیزی که
خیلی بهش نیاز داره رو میدم
قربان، شما...
خیلی مهربون هستین
ازت میخوام حواست رو جمع کنی تا چیزی امشب خراب نشه
مریخی، میتونم روت حساب باز کنم؟
بله قربان!
سرگرمی زمین، درس اول:
بهترین روش سوار شدن لیموزین اینه
بدون کلاهخودم، این بالا
در برابر هر حمله ای آسیب پذیرم
این کجاش سرگرم کننده هست؟
اجازه میدی به موهات باد بخوره
سعی کن داد بزنی. مثل این
وای!
اه! یه وقت به سرت نزنه به سر بیپناه من حمله کنی
خب، نظرت درباره ظاهر جدیدم برای اخبار چیه؟
میخوام آسیب ببینم ولی زیاد نه
نمیتونم چندین مصاحبه انجام بدم
لانچپد!
دیویی، میتونم یه سوال که فقط از بهترین دوست ها میشه پرسید، بپرسم؟
اه، حتما
پنامبرا و من قهوه خوردیم. ولی خیلی بد پیش رفت
من و اون هیچوقت نباید بریم سر قرار
ولی نمیدونم چطور باید کنارش رفتار کنم
نادیده بگیرمش؟ کار بدیه؟ باید بدجنس باشم؟
دیویی، من الان دشمن اصلی پنامبرا هستم؟
نمیدونم
منظورم اینه، نمیشه به راحتی شناختش
حیوون بالدار زمینی، نمیتونی من رو شکست بدی!
بهمون حمله همه جانبه شده!
به نظرت چون دارم میرسونمش اونجا عصبانیه؟
باید آرومتر رانندگی کنم؟ تو باید رانندگی کنی؟
چرا با خودش حرف نمیزنی، لانچپد؟
درسته. مرسی، دیویی عاقل
لانچپد، صبر کن. منظورم الان نبود
پنامبرا، میخوای آرومتر رانندگی کنم؟
یا ترجیح میدی یکی از بچه ها رانندگی کنه؟
وای خدا، حق با توئه. من نباید اینجا باشم. متاسفم
وای!
راننده رو از دست دادیم!
وای لانچپد، باید به روندن لیموزین ادامه میدادی
این کمربند باعث مرگ همهی ما میشه
پنی، باید لیموزین رو متوقف کنیم
اگه نیازه که این ماشین غولپیکر و زشت، نابود بشه
خودم نابودش میکنم
نه! از ترمز استفاده کن!
بسیارخب، لیموزین
بذار ببینیم میتونی با بهترین جنگجوی ماه...
لعنت به این جاذبهی افتضاح زمین
ایول! سرگرم کننده بود. مگه نه؟
درسته. خیلی خوش گذشت
No comments yet. Be the first to leave one.