The first 200 lines.
...آنچه در آیزامبی دیدیم
.میخوام برگردم داخل .من رو خراش بنداز
.من رو زامبی کن
بیمارستانهای محلی اکنون 125 مورد
.آنفلوآنزای آلوتیایی گزارش کردن
باید از فردا واکسیناسیون در مقیاس بزرگ رو .آغاز کنیم
فیلمور گریوز داره واکسن آنفلوآنزای آلوتیایی رو
.با خون زامبی آلوده میکنه
هرکسی که امروز واکسن آنفلوآنزای آلوتیایی رو دریافت کرده
اکنون در مراحل تبدیل شدن به .یک زامبیه
آنفلوآنزای آلوتیایی دربارهی .برداشت مغز نبوده
قضیه این بوده هرچقدر ممکنه انسانها رو .تبدیل به زامبی کنن
هیچ برنامهای برای برداشت مغز از .مردم زنده نداریم
بیاید به دنیا نشون بدیم دلیلی .برای تبدیل از دیگران نیست
.حیف اسپرمی که صرف تو کردم
.خیلی بد شد
اون دوست، من، واکسنی برای .زامبیهاست
مطمئنی؟
اذیـتکـنـنـدهی مـغـز
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
.سیهاکها، رفیق جون
.اونها رو میگم .لشگر بترکونها
.مرد دوازدهم
،راسل ویلسون ،برگشته اونجا تقلا میکنه
.از کلاهها خرگوش میکشه بیرون
هی، میخوای بیای خونهی من که برنامه رو نگاه کنیم؟
میدونی، بذار ببینم اون شب .چیکارهام
.میدونی چیه، من رو عذاب میده
مرد، عذابم میده بازیهای خانگیمون رو .در تاکوما انجام میدیم
.زامبیهای احمق .دیوار مزخرف
.هی، کلینت - چرا باید سیاتل رو انتخاب میکردن؟ -
باید ویروس کثیفشون رو به نیو انگلند میبردن
و چندتا از اون حرومزادههای آبگوشتخور رو .خراش میانداختن
!هیکس
.اینجا خیلی سر و صدا میاد، پسرها
سهمتون رو زدین؟
.همیشه
!دوست دارم همین رو بشنوم !ادامه بدید
.زامبیهای احمق .دیوار مزخرف
.اینجا منطقهای قرنطینه شده است
.نفوذکنندگان مورد شلیک قرار میگیرند
برای امنیتتون، بلافاصله .این منطقه رو تخلیه کنید
.باید در مورد آمریکا این اطراف رو کرد
یه روز، تصمیم میگیرن .دور شهر دیوار بگیرن
،72ساعت بعدش .میبینی داریم تو بغداد زندگی میکنیم
!امروز کسی نمیره جایی، دوگان
خب، بذار ببینم، این بار چی برات دارم؟
دو تا از اَفسرهات از بازی پوکر .با شرط بالا لذت میبرن
.کرازلین و کارنی اسمهاشونه
بدجوری بدهکار یه قمارباز حرفهای .به نام آرایشگر هستن
.سینکلیر! سرحال باش
دیگه چی؟
خبر رسیده تیوبهای مغزی آبکی دارن
دونهای 40 دلار تو پسکوچههای سیاتل .فروخته میشن
.تو زنجیرهی غذاییت نشتی داری
.یه نفر داره پولدار میشه
.فرمانده .رسید
.عالیه
دیگه چی؟
.باشه، یه معما برات دارم
من یه قبرستان دارم. یکی از ،کجبیلهام خراب میشه
و برام خیلی سخته که وسایل کَندن .اجاره کنم
فکر میکنی چرا؟
یه نفر ممکنه کجا رو بِکَنه؟
باشه. میتونی .یه هفته دیگه کار و کاسبیت رو باز نگه داری
ببین، اینطور نیست که از این .پرسهزنیهامون که میریم لذت نبرم
.واقعاً داری دست و دلبازی به خرج میدی کمکم
ولی اینکه مجبور باشم این تیکه اطلاعات رو برات بیارم
انگار من کبوتر پیغامرسونت هستم .دقیقاً به استایل من نمیخوره
.میتونم فقط کل کار و کاسبیهات رو تخته کنم
باشه، خب، این باید توافقمون .باقی بمونه
هی، مرد، اصلاً از اطلاعاتی که ...من
جانم؟
اون یه گیوتینه؟
.یه جورایی .یه گیوتین برای زامبیهاست
ولی چرا؟ .ما زامبی هستیم
.نداشتن تحمل .پیغاممون اینه
.پیغام دریافت شد
آغـاز
عـفـونـت
تـبـدیـل
نـامـزد سـابـق
رفـیـق صـمـیـمـی
پـیـامـبـر
مـتـحـد
هـمـکـار
ولـی مـن یـه زامـبـیام...
illusion مـترجم: امیرعلی
مشکل توی کارخونهی خمیر مغز
،من تو یه کارخونهی فراوری مغز کار میکنم
و این مشکلدارترین چیزی بود .که تا حالا دیده بودم
...کلینت همیشه داوطلب میشد
کلینت هیکس رو میگی، قربانی؟
آره. کلینت هیکس. داوطلب شد که ساعتهای بیشتر بمونه
و هرشب بعد از ساعات کاری .وسایل رو تمیز کنه
.کار کثیفیه .نمیدونم چطوری انجامش میداد
.شرمنده، بهت برنخوره
.برنخورد. فکرکنم
یعنی، احتمالاً تو از تمیز کردن ،کاسههای مغز با زبون لذت میبری
ولی فیلمور گریوز نمیذاره زامبیها .توی خط تولید کارکنن
.وسوسهی زیادی داره
.منطقیه
،به هرحال، کلی ،زن کلینت
دیشب ساعت 2 صبح ،به نگهبانی زنگ میزنه
.میگه شوهرش نیومده خونه
نگهبانی میاد اینجا
.و اون رو توی چرخکن پیدا میکنه
فکرکنم یه دلیل مرگ .پیداکردم
".چرخ شدن توی یه ظرف مخلوط کردن بزرگ"
.نه. یه لحظه صبرکنید .بذارید کارم رو دوباره بررسی کنم
آره. همون ".چرخ شدن توی یه ظرف مخلوط کردن و مردن"
،آقای پرالز
چند وقته با آقای هیکس کار میکنید؟
،از وقتی کارخونه باز شد
درست بعد از وارونه شدن .دنیا
پس چقدر میشه؟ سه ماه؟
نزدیک به چهار ماه. کسی رو میشناسید که ممکنه مرگش رو میخواسته باشه؟
خب، زیاد به زامبیها .علاقه نداشت
دلیل خاصی داشت؟
باید بدونید که
اون بزرگترین طرفدار سیهاکهاییه که .تا حالا دیدیدن
.طرفدارهای سیهاک دیوانهی زیادی دیدم
.به این منظور نیست از زامبیها متنفر بودن
آره، ولی قبل از اینکه همه ،تبدیل به زامبی بشن
کلینت کار رؤیاییش در .سنتریلینک فیلد رو داشت
!بعدش، بوم .شدیم شهر زامبیها
،بعد از اون ،جای شغلی که عاشقش بود
به خودش اومد دید داره روزها مغز انسان بستهبندی میکنه
و شبها مغزها رو از .چرخکنها پاک میکنه
همیشه دربارهی زامبیها .غر میزد
.گاهی یکم زیادی بلند
یعنی، افراد فیلمور گریوز که اینجا هستن .زیاد آدمهای خودمونیای نیستن
.خدای من .متأسفم
منظورم از نظر گرم بودن بدنی نبود، فقط ...اینکه
.نه. البته .مشکلی نیست
این دنیای جدید یکم طول میکشه .تا بهش عادت کنن
چرا زحمت بدیم. هرروز ممکنه یه نفر .با بمب هستهای منفجرمون کنه
.آقا
!آقا
.میدونم از مقررات نظامی آگاهی
.هیچکس بعد از نیمه شب وارد خیابونها نمیشه
بیخیال، مرد. این رو ببین. من ...تو کلاب با این دختره آشنا شدم
!زودباش، عزیزم - !ریدین بابا -
!بمیرید، زامبیها
.نه
.ولم کن، عجیبغریب آندد
رفیقهات رو خوب سوزوندم، نه؟ نه؟
یه نگرانی کوچیک
.میجر .بیا
.بشین
.بله، قربان
.شنیدم دیشب خبرهایی بوده
یه کوکتل مولوتوف به ،گولی و چو خورد
ولی تا چند هفته دیگه .خوب میشن
و شنیدم یکی از دوستهای تروریست .انسانمون رو گرفتی
به خودشون چی میگن؟ "سپر انسانی؟" "همراهان مردمی؟"
".پایاندهندهها"
.مطمئن نیستیم یکی از اعضاش باشه .یعنی، اون بچه فقط 15 سالشه
خب، با این بحث درست میرسیم به چیزی که .میخواستم دربارهاش باهات صحبت کنم
متوجه شدیم سابقهای در .مشاورهی جوانان داری
.آره
.یه مشکلی توی شهر هست .لابد متوجهش شدی
.زامبیهای جوان
بیخانمان شدن چون والدینشون .اونها رو بیرون انداختن
.دارن کمکم دسته تشکیل میدن .دستهها میشن گنگ خلافکاری
ما زامبیهای مؤثر و همکاریکننده لازم داریم
که تماماً در اساس شهر .وفق پیدا کنن
فکرمیکنی بتونی چنین چیزی رو برام درست کنی؟
.میتونم یه امتحانی بکنم
.عالیه
.چیس گریوز، مرد
اون چی داره که من ندارم، بابا؟
.درسته .یه ارتش
اون ضربالمثل قدیمی چیه؟
".پول خودم، مشکلات خودم"
میخوام کارم رو گسترش بدم، بابا، ولی .اون بدجوری رگ خوابم رو داره
.میتونه هرروزی کارم رو تعطیل کنه
و این جریان اینکه مجبورم هرروز براش
پرس و جو کنم تا آتوهای خیابونی رو براش جمع کنم
انگار من یه جور کلاهبردار خردهپای خیابونی هستم .تحقیرکننده است
باعث تأسفه جوری بزرگم کردی که .از چیزهای خوب خوشم بیاد
.دوستت دارم .جدی میگم. بدرود
!دینو .زودباش. بریم
.همینه
!اینجا رو باش
.راسل ویلسون .حاضرم بچههای تو رو به دنیا بیارم
.سعی کن یکم شدتش رو کم کنی، لیو
بیا یادشون نندازیم پلیسهای زامبی .مغز عزیزشون رو خوردن
.زامبیها از همه بدترن
.عوضیهای مغزخور رنگپریده
انگار این پوستر رو گذاشتن اینجا که روی .یه تگگذاری گنگ رو بپوشونن
بله؟
خانوم هیکس؟
.بله
.ما از پلیس سیاتل اومدیم .بخش قتل
میخوایم بیایم داخل و چندتا سؤال ازتون بپرسیم. میشه؟
پس ساعت 6 عصر ساعت زدین و از کارخونه خارج شدین. درسته؟
.همین حدودها بود، آره .روی کارت زمانم هست
شوهرتون معمولاً چه زمانی از وظایف تمیزکاریش به خونه برمیگشت؟
.حدود 9 میشه اون رو بذاری زمین؟
No comments yet. Be the first to leave one.