Good Time

Good Time

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

good time 2017 multi 1080p bluray x264-ukdhd
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Good Time 2017 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نیک، تقریباً تموم شده.

می‌ریم سراغ مرحله بعدی.

تفسیر جمله‌ها.

می‌دونی چیه؟

می‌دونی تفسیر یه جمله یعنی چی؟

من بهت چندتا جمله می‌دم.

تو بهم می‌گی چی ازش می‌فهمی.

اینا یه لیست از اصطلاحات هستن.

از زندگی روزمره.

چیزایی که تو خیابون، تو تلویزیون می‌شنوی.

که دوستات یا مادربزرگت ممکنه بگن.

چندتاشو برات می‌خونم، باشه؟

اینم اولینش.

"نباید پوست خرس رو قبل از کشتنش بفروشی."

این اصطلاح چه چیزی رو برات تداعی می‌کنه؟

نباید پوستو بفروشی.

چی دارین می‌نویسین؟

این سؤالا رو ازت می‌پرسم...

...چون باید یادداشت کنم.

جواب دادم. چرا یادداشت می‌کنید؟

که یادم نره.

دوست ندارم وقتی نیستم، در موردم حرف بزنن.

در مورد تو با کسی حرف نمی‌زنم، این یادداشتا برای خودمه.

هیچ‌کس نمی‌خوندشون.

خوشم نمیاد.

یکی دیگه دارم.

"خودت به خودت کمک کن، تا آسمون هم کمکت کنه."

این اصطلاح رو می‌فهمی؟

تا حالا شنیدیش؟

نیک؟

ببین چی کار می‌کنیم.

می‌ریم سراغ مرحله بعدی.

این یکی بامزه‌تره. مقایسه کلماته.

من بهت دوتا کلمه می‌گم که به نظر نامرتبط میان.

و تو بهم می‌گی شنیدن اونا چی رو برات تداعی می‌کنه.

بیا شروع کنیم.

گربه و موش.

چی به ذهنت میاد؟ همدیگه رو دوست ندارن.

دقیقاً، اونا هستن...

دشمن، به نوعی.

همین رو گفتم.

و حالا...

قیچی و ماهیتابه.

هردوشون درد دارن.

نمک و آب.

ساحل.

جواب خوبیه.

می‌خوای برگردیم سراغ قیچی و ماهیتابه؟

می‌گی درد دارن. برام توضیح بده.

گاهی وقتا به خودت آسیب زدن فکر می‌کنی؟

چرا به خودت آسیب زدن فکر می‌کنی؟

ماهیتابه رو لمس کردم و درد داشت.

فهمیدم. چی شد؟

یادته کِی اتفاق افتاد؟

نمی‌خوای در موردش حرف بزنی؟

داشتم سعی می‌کردم غذا بخورم.

و اون شروع کرد به داد زدن سرم و گفت که غذا نمی‌خورم.

مادربزرگت؟ اون یه چیزایی پرت کرد سمتم.

اون یه چیزایی پرت کرد سمتت؟

آره، و من ماهیتابه رو پرت کردم سمتش.

سمت مادربزرگت؟

سمت دیوار.

هدفِت اون نبود؟

با ماهیتابه سوختی؟

نیک، خوبه که داریم در موردش حرف می‌زنیم.

خوبه که حرف می‌زنیم.

ببخشید پیتر؟

آره، ما هستیم...

چی کار می‌کنی؟

مشغولیم.

بلند شو.

اون داره در مورد ماهیتابه و خرس باهام حرف می‌زنه.

می‌خوای کاری کنم اشکتو دربیارم؟

اصلاً.

اونا مجبورم کردن.

داریم میریم!

اون یادداشت برداشت.

پس، اون کوفتی رو پاره کن!

همه‌ش مال منه.

باید خجالت بکشید. شما هم همین‌طور.

شرم‌آوره!

جَنیس، مارکوس رو فوراً بفرست اینجا.

فکر می‌کنی این تویی؟

متاسفم. ولی مادربزرگ گفت که...

مادربزرگ کوفت کیه. به جهنم.

فقط ما دوتاییم. من رفیقتم.

دوستت دارم.

ول کن!

بعدی.

ساکت باشید. آژیر نزنین.

65000 دلار بریزین تو کیسه.

همین قدر دارم! این تدابیر امنیتیه!

ما مسلحیم. برید بقیه رو بیارید.

به چی فکر می‌کنی؟

هیچی.

تقریباً تمومه.

آروم باش.

ندَو.

ماسکم. چی؟

می‌خوام ماسکم رو دربیارم.

می‌خوام درش بیارم.

دو دقیقه دیگه می‌تونی درش بیاری.

صبر کن.

نیک!

از کدوم طرف؟ کوچه.

وسایلتو دربیار.

نمی‌تونم.

نمی‌تونم درش بیارم.

کانی، کمکم کن، دارم خفه میشم.

یادت میاد انگشتاتو اونجا، بعد بکش.

بالا!

تو فوق‌العاده‌ای.

اینو میفهمی؟

واقعاً.

بدون تو نمی‌تونستم از پسش بربیام.

می‌دونم.

با منی؟ تو هم همینو حس می‌کنی که من حس می‌کنم؟

آره، دارم یخ می‌زنم.

یالا، میریم ویرجینیا.

نیک، بیا اینجا.

دور نشو.

کجاست؟

کجایید؟

تو بانکه؟

دور می‌زنید؟

من همونجام که منو گذاشتید. برگردید.

من جلوی مانگو ریکو هستم.

اون اونجاست؟

سوار شو.

متاسفم، پلیس مجبورم کرد حرکت کنم.

مشکلی نیست. بزن بریم.

هنوز ترمینال اتوبوسی؟

چیزی عوض نشده، همونجاییم.

برش می‌داری؟

اگه بخوای.

اون صدا چیه؟

لعنتی، چیکار کردی؟

صورتم!

صورتم داره می‌سوزه.

نه، نمی‌سوزونتت. نگام کن.

صورتم! چشماتو باز کن.

صورتمو سوزوند! همه چی خوبه.

می‌خوام بالا بیارم؟

می‌خوام بالا بیارم.

بالا نمیاری، لعنتی!

بالا میارم!

چی بهت گفتم؟ نمی‌دونم.

گفتم بالا نمیاری.

عمراً.

تا سی بشمار.

ادامه بده.

دستشویی، خیلی فوریه!

یه چیزی سفارش میدم پنج دقیقه کار دارم.

صورتتو بشور.

نیک، تو روشویی، لعنتی!

باورم نمیشه!

دستاتو بالا ببر.

اونو دربیار.

دارم به پلیس زنگ می‌زنم!

این صورتی‌ها رو پاک کن.

برادرم معلول ذهنیه. یه سطل رنگ ریخته رو سرش.

منم زود میام بیرون ولی باید به این رسیدگی کنم.

پنج دقیقه بهم وقت بدید. میسوزه.

رو شلوارتم هست.

این شلوارو دوست دارم. ولی با این حال باید درش بیارم.

گرم‌کنو نگه دار.

برای همینه.

سریع، هر چی لباس قرمز داری دربیار.

بله، یه لحظه!

سرتو بنداز پایین.

دارن برمی‌گردن.

هیچی نگو.

بهشون نگاه نکن. نترس.

من حرف می‌زنم.

کجا می‌رید؟

می‌تونیم باهاتون صحبت کنیم؟

کلاهاتونو دربیارید.

چیکار کردیم؟

تو، با هودی سیاه، برگرد!

کاری نکرده.

برگرد!

پلیس، وایسید!

نیک، سریع!

کانی!

همونجا بمون!

نگهبان!

می‌خوام با سروان حرف بزنم. چهار روزه اینجام!

بیا پایین از اونجا!

وایسید!

وایسید، وگرنه از گاز استفاده می‌کنیم!

قاضی می‌خواد بدونه کانی کجاست.

و اگه بهش هیچی نگیم، نمی‌تونه کمکت کنه.

اون باید قاضی رو راضی کنه... به سوالاش جواب بده.

اگه تو به اون جواب ندی، غیرممکنه.

دلم نمی‌خواد.

مهم نیست چی بهم بگی.

و کاری که اینجا می‌کنیم.

هیچکدوم از اینا باعث دردسر برای برادرت نمیشه.

پس چرا می‌پرسید؟

می‌دونی، فکر نمی‌کنم تو اونقدر مسئول باشی.

More Farsi Persian subtitles for Good Time

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left