The first 200 lines.
راز پشت انگشتر
.راز پشت انگشتر
!امروز هم قراره یه روز عالی دیگه باشه
!صبح بخیر بابابزرگ، اوپراسان
devi دِوی یا همون ئه که معنیش میشه شیطان، شیطون، شیطونیdevil همون خود ژاپنیش چون دوی میگن منم همون دوی می نویسم
!صبح دِویت بخیر، ایروماکون
.صبح بخیر
!اوه خوشمزه میزنه! ایتاداکیماس
.چه خوشمزه ست
.چای
!مرسی
.خب ایروماکون
بله؟
.انگار انگشتر پرخورت، گشنشه
.بیار یه کم از قدرت جادوییم بهش بدم بخوره
.باشه
.انگشتر هم باید دلش سیر باشه
.حالا دیگه سیر شد
.ممنونم بابابزرگ
!حتما خودت هم حسابی یه دل سیر غا بخور ایروماکون
!ایروماساما
!ایروماچی! صبح بخیر فور یو 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12...
.بریم مدرسه
!من رفتم
.آزکون، کلارا، صبح تون بخیر
ایروماچی، موی شاخ شده ت امروز .دِوی دِوی عالی شده
.احمق. شاخ نشده که
.مدل موی فوق العاده ی ایروماسائه و عمدی اینجوری وایساده
...وایسا ببینم... شاید منم این مدل مو رو بزنم
...عه، آزکون
.لازم نیس از اینکارا کنی
واقعا؟
!پس ایروماساما، بذار کیفت رو بیارم برات
...نه چیزی نیس، خودم میارم
!پس من میارمش
!احمق! چخه
...لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا
لطفا؟
.بفرمایید
.ایروما قادر به رد کردن درخواست های دیگران نیست
!آخ جون! کیفه کیفه ایرومائه
!با چه رویی؟! نامردیه
.اون به سرعت و به آسانی قانع میشه
!بیشتر مراقبش باش
می کوشیم تا درون سنگرمون قوی کنیم میل شیطانیمون رو
.هی، گروه ایروماست
.اونا واقعا راه رفتن رو دوست دارن
.انگار عجیب الخلقه مثل همیشه عجیب الخلقه ست هنوز
.اون نماینده ی کلاسه، آسمادئوس ساما! خیلی باحاله
پای راستم کونره !پای چپمم مورف
آماده این؟
ماراطون
!بیاین ماراطون (ماراتون +شیطون) بریم تا مدرسه
!آماده
!حرکت
اگه انقدر کیف ایروماساما رو تکون بدی !همه وسایلش به هم می ریزه
!بیا اینجا ببینم
.چه خوب باهم کنار میان
!وایسین منم بیام
.سوزوکی ایروما، 14 ساله
...انسان هستش
اما والدین ابله اش، اون رو فروختن ...و شد نوه ی سالیوانِ شیطان
به دنیا اومدن آدما برای خورده شدن به دست ما
و به مدرسه ی شیاطین بابیلوس در .دنیای زیرین برای تحصیل رفت
همونطور که از اسمش معلومه، این مدرسه ی .شیاطین دنیای زیرینه
خون و روح و گوشت و وجودشون رو می مکیم تا انتحا و می خشکونیم موجودیتشون رو
.برای همین ایروما تنها انسان اونجاست
.اولش نگران بود
،فکر می کرد که وقتی شیاطین بفهمن اون انسانه .می خورنش
وقتی در اوج آسمان هاییم بلرزید و بترسید از صدای بال های سیاه ما
اما اتفاقات زیادی افتاد و اون کاملا .به زندگیش توی اینجا عادت کرده
چون ما شیطانیم
.عی بابا. اینجا که جای زباله ریختن نیست
.واقعا که
.شیطون ها زورشون میاد بندازنشون جای درست .خیلی دردسر دِوی ایه
!بذارین کمکتون کنم
.ایروماکون! خیلی ممنون
.ما همیشه ممنون کمکت هات هستیم
.خیلی شیطون خوبی هستی، ایروما کون
.آه خواهش می کنم
!منم به ایروماساما کمک می کنم
Mosu!
نابریوس کالگو
.گوش بدین دردسرا
.دردسر درست نکنین
.رو اعصاب بقیه نرین
.توی مدرسه، از تمام قوانین تبعیت می کنین
به معلم هاتون احترام بذارین .و دنبال بهتر کردن وضع تحصیلیتون بیوفتین
امتحان فرجام آخر هاتونم یادتون نره .خوب خودتونو براش آماده کنین
امتحان فرجام آخر
امتحان فرجام آخر؟
.شاید شبیه امتحان نهایی میمونه
...البته همچینم واسم مهم نیست
.که همه تون بیوفتین
.باید خوب درس بخونم
...خب حالا برای درس امروز اصول جادوتون
...از صفحه ی 80 کتابتون شروع می کنیم
.و جادوی تبدیل رو تمرین می کنیم
برای قورباغه ی توی شیشه .طلسم تغییر رنگ رو اجرا می کنین
.حالا... ایروماکون. انجامش بده
.چـ چشم
!لطفا تمام تلاشتو بکن ایروماساما
!تو می تونی ایروماچی
.اسم طلسم «چروشیل» ئه
!تو می تونی ایروما چی
.باشه
...اممم
.از حالت شیطانیش استفاده می کنم
!چروشیل
.بله، رنگش عوض شد
.الان سیاه خوش رنگی شده
عالیه ایروماساما! این بهترین طیف !سیاهیه که تا حالا دیدم
!آفرین
!محشره
!عالی بود. کشتی منو ایروماساما
.دست دست دست دست
.مـ ممنونم
دارم کم کم عادت می کنم که .با انگشتر جادو هامو انجام بدم
اگه بتونم توی جادو استاد بشم .واقعا حال میده
چون ایروما چیزی جز یک انسان معمولی نیست .برای همین هیچ قدرت جادویی ای نداره
.و به طور عادی نمی تونه از جادو استفاده کنه
به خاطر نیروی جادویی سالیوانه که می تونه ...جادو رو انجام بده
.و همچنین به خاطر این انگشتر شکم پرست در دستش
!گشنمه
!منم
.من دِوی کارت میدم
.خیلی ممنون
وقت ناهاره! ناهاره! ناهاره؟
...ایروماساما، امروز میخوای ناهار الف رو بخوری
...ناهاره! ناهاررررره
یا ناهار ب رو؟
.همم، هردوشون خوشمزه ن
.پس هردوشونو برات میگیرم
!من می خوام ناهار واو رو بگیرم
....هـ هی! وایسا! توی اون ناهاره قارچ خنده میریزن! خوب نـ
!هی وایسین.. شما دوتا
چـ چی؟
!اـ این همونیه که قدرت جادویی بچه هارو یهو گرفت
!چـ چـ چرا؟! چخه روح خبیث
گـ گشنته؟
!ولی بابابزرگ که امروز صبج بهت غذا داد
!در هر حال، باید ببرمت پیش بابابزرگ
.نه، من گشنم نیست
...ولی
اـ الان حرف زدی؟
ها؟! چرا باید حرف بزنم؟
قبلا باهات حرف زده بودم؟
ها؟
...گوش بده
!عه راست میگی! دارم حرف میزنم
الان فهمیدی؟
وایسا وایسا، صدا دارم؟ چرا دارم؟
آ آ آ، تست میکنم. صدام میاد؟
!آ آ آ آ آروم بگیر
!چی؟ چـ چـ چه خبره؟! هان؟
!اووه، دنیا چه بزرگه
این چیه؟ سایه ی سیاهه؟
.جوانی فقط نور را دیدن نیست
باید هم آغوش سایه که بخشی از جوانی .توست، هم بشوی
دوساچان؟
اتاق تمرین 3
...خب
فکر کنم من تجسم.. انگشتر پرخورم؟
تجسم؟
....این که چرا دارم حرف می زنم رو !نمی دونم
.لازم نبود انقد با تاکید بگیش
!نه... این یعنی فریاد هام، عواطفم... همه شکل گرفتن
.درسته ارباب
!من یه دنیا حرف واسه گفتن بهت دارم
ها؟ به من؟
!درست حسابی از قدرت جادوییت استفاده نمی کنی
!کارات ظرافت ندارن
ها؟
...یهو کلی نیرو به خوردم دادی
یهو همه شو ازم پس گرفتنت برای چیش بود؟
!باهام مهربون باش بچه
اگه به این بدرفتاریات ادامه بدی .دیگه نمی ذارم از قدرت جادو استفاده کنی
ها؟! من چیکار کنم پس اون موقع؟
...اولا که جادو
.توانایی ایه که به افکارت جان می بخشه
!از امیالت نشات میگیره
...طلسم تبدیلی که توی کلاس اجرا کردی
برخاسته از امیالت بود که باعث شد .اون قورباغه سیاه رنگ بشه
...امیال
.ساده ترین عنصر جادو، خیال و تصوراتته
خیال؟
با اون می تونی حتی یه چروشیل .سخت تر و قدرتمندتری رو اجرا کنی
پس واقعا باید توی سرم تصورش کنم؟
.آره
.روی من یه طلسم تبدیل برو
ها؟
!زودباش
ولی چجور تبدیلی؟
...خب بذار ببینم
مثلا منو با چشمای بزرگ، خوش اندام !و با پاهای بلند و باریک تصور کن تا خوشتیپ بشم
!زود باش تصور کن
...بـ باشه
..خب
...چشم؟ اندام؟ پای بلند و لاغر
!چـ چروشیل
No comments yet. Be the first to leave one.