The first 168 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
:اوتومه
،دوشیزه ای خوش بو چون گل
.تک غنچه ای شکفته در باغی آرام، پاک و باوقار
دختری بسیار خجالتی که نمیتواند ،از عشق و عاشقی صحبت کند
.یا حتی رویا بوسیده شدن در خواب را ببیند
- با این حال، امروز دوباره شکوفه میدهد
.و شادی را در پشت ستاره ها جستجو میکند
افسانه دوشیزه تایشو
افسانه دوشیزه تایشو
قسمت 8 تاماهیکو به مدرسه میرود
،پدر عزیزم
درست همونطور که دستور داده بودی، روزها رو ،جوری سپری میکنم که انگار مرده ام
.با این حال دوست دارم به مدرسه برم
.این پنجمین نامهای که میفرستم
.و تا حالا هیچ جوابی از طرفش به دستم نرسیده
!شیما سان! نامه دارین
!اومدم
.دستتون درد نکنه
!نامه از طرف پدرم ـه؟
.از طرف میدوری سانه
.ولی یه نامه دیگه از کوبی اومده
که اینطور. تو و تاماکو برا همدیگه .نامه مینوشتین
.نه -- این بار نامه برا تو اومده
!چی؟
.این نامه از طرف عمو تاماسوکهست !یعنی چی توش نوشته؟
تاماهیکو: تاماکو اغلب منو .از وضعیت تو در جریان میذاره
،اون با اشتیاق تمام به درس خوندن ادامه میده
.و تمایلاتش برای دکتر شدن هر روز در حال قویتر شدنه
به هر حال، تاماهیکو ... نمیدونم بهم اجازه .میدی تا بهت کمک کنم
!چی؟
وای، برادرم میگه داره درس میخونه .تا بتونه به مدرسه برگرده
!تاماهیکو؟
آره، همون تاماهیکو ای که تنهایی ،نمیتونه کاری رو انجام بده
.و به ندرت از جاش تکون میخوره
!انگار حسابی جوگیر شده
.خب مطمئنم همهش به لطف یوزو نهساماست
.... با این حال
!پدر بهش اجازه همچنین کاریو میده؟
.این وضعیت خیلی نگران کنندهست
... که اینطور
برای مرد جوون با استعدادی مثل تو نرفتن به مدرسه
.هدر دادن استعداد ـه
.و با کمال میل حاضرم بهت کمک کنم
درک میکنم که با دریافت همچنین پیشنهاد ،ناگهانی یکم غافلگیر بشی
.ولی لطفاً با دید مثبت به این موضوع نگاه کن
.سلام؟! تاماهیکو هستم
.بله
.خب ... من نامه رو خوندم
.روتون حساب میکنم
.بله
.بله ... بله
،این محبت رو روزی جبران میکنم .قسم میخورم
.خیلی ممنونم
من یک سال رو باید درجا بزنم تا اینکه .بتونم به سال دوم دبیرستان برم
.حس میکنم هر چقدر درس بخونم بازم کمه
.ولی، انجام دادن همه این کارا طبیعی ـه
.اونم برای جبران سالهایی که از دستشون دادم
... و
تبدیل شدن به مردی که بتونه زندگی شادی .برای یوزو بسازه
!تاماهیکو؟! داری جون میکنی؟
!ریو سان! اینجا چیکار میکنی؟
!فقط اومدم یه سر به شاگردمون بزنم
.منم میخوام از تاماهیکو حمایت کنم
!پس یکم آشپزخونه رو قرض میگیرم
... هی
تاماهیکو ساما، بیشتر از این دیگه .نیازی به مراقبت نداره
... امون از دست ریو سان
!آه، یوزو اینقدر مودب نباش
!این چیزا هیچ ربطی به ادب نداره
... یکم نمیشه تمرکز کرد
... روز بعد
!یه خبر مهم! یه خبر مهم
... ایـ ... اینکه
!شگفت انگیزه، مگه نه؟
!موضوع چیه؟
!تاماهیکو ساما
انگار قرار شیراتوری کوتوری !به ایستگاه چیبا بیاد
!عجب
!دلتون میخواد همگی به دیدنش بریم؟
... اما تو درس داری
!تاماهیکو سنسه، تو هم باهامون بیا
!چی؟
!باهامون بیا
.هرازگاهی یکم به استراحت نیاز دارید
یوزو نهچان، اگه اون باهامون بیاد !تو خوشحالتر میشی، مگه نه؟
... خب، چه فرصت بهتری از این
!هورا
"ایستگاه چیبا"
!این طرف، تاماهیکو ساما
!عجله کن
!داره شروع میشه
... باشه، اومدم
!خود واقعیشه
!از عکسهاش خیلی خوشگلتره
.سلام! شیراتوری کوتوری هستم
... امروز کلی آدم به دیدنم ومده
!از همتون حسابی ممنونم
!کوتوری چان
.بعدی یکی از معدود آهنگهایی که مورد علاقم ـه
.این آهنگ مال کشور دور افتاده ایرلنده
!این دیگه چیه؟! یه زبون دیگه؟
.ولی ملودی ملایم و دلنشینی داره
!سنسه؟
!اون داره چی میگه؟
... خب
.لطفاً بهم اعتماد کن
.من تا ابد به دوست داشتنت ادامه خواهم داد
!یوزو؟
.خوشحالم که اومدیم
.بله
"امتحان نقل و انتقال"
!دیگه وقتشبه مدرسه بری، مگه نه؟
.راستش یجورایی دلهره دارم
.اینم از ناهارت .میذارمش توی کیفت
.ممنون
... آه ... میشه تا وسط راه همراهیت بکنم
.زیادی نگرانی
.من یه آدم گوشه گیر و بدبین هستم
مادر رو از دست دادم
.دست راستم فلج شد
... پدرم منو ول کرد
"من نفرین شدم ... ازم دور بشید"
.اونم بدون دوستی که طرفم باشه
.جوری زندگی میکم که انگار مردم
.ولی باید تغییر کنم
.چیزیم نمیشه، یوزو
.بعداً میبینمت
!در پناه خدا
.بالاخره دارم اولین قدمم رو برمیدارم
"دبیرستان کاتسوراگی"
.صبح بخیر - .صبح بخیر --
!چقدر گندهست
!خیلی قد بلنده - ... این قد --
"اتاق کارکنان" "وزوز وزوز"
!وای
.امکان نداره همچنین آدمی به مدرسه ما بیاد
... ببخشید! امروز ... اولین روزی که
.آه، تو دومین دانش آموز انتقالیمون هستی
!دومی؟
"سال دوم، کلاس بی - علوم"
.شیراتوری هاکارو هستم. از سومین مدرسه برتر کشور اینجا اومدم
!شیـ ... شیراتوری؟
... پس تو با شیراتوری کوتوری چان
.بله، برادر دوقلوشم
کوتوری چان و من با خانوادمون .به چیبا نقل مکان کردیم
!امیدوارم بتونیم اوقات خوبی رو در کنار هم سپری کنیم
!وای، دقیقاً شبیهشه
!دلم میخواد کوتوری چان رو ببینم
.بعدی: شیما کون
.آه، بله
.شیما ... تاماهیکو هستم
!شیما؟! منظورش همون خانواده شیطان صفت شیماست؟
.نه، امکان نداره
.خب، شیما کون توی تصادف دست راستش فلج شده
!پس باهاش خوب رفتار کنید، باشه؟
.بهترین کار اینکه بهش نزدیک نشیم
شیراتوری کون، میای بعدا بریم کافه؟
درمورد پیوستن به باشگاه بیسبال چطور؟
اگر چیزی رو !متوجه نشدید، فقط بپرسید
-به هرحال کوتوسری چا
!هی! کلاش بعدی ورزشه !عجله کنید و آماده بشید
!لعنتی
!بیا
!خیلی آهسته
...متاسفم
!بقیه وقتمونو همه باید دور حیاط بدوند !این مسئولیت برای همه هست
پسر این زیادی خشنه، چرا ما؟
No comments yet. Be the first to leave one.