The first 55 lines.
هفت بوسه ی اول
ما میخواییم از همه به خاطر خرید از مغازه لوته دیوتی فری تشکر کنیم
ساعت کار مغازه لوته دیوتی فری از ساعت نه و نیم صبح
تا نه شب هستش
"دنبالش میام؟"
اوه خدای من
خدا جون
جی چانگ ووک؟ جی چانگ ووکه نه؟
- کجاست؟ - داره چه اتفاقی میفته؟
آه منظورت اینه؟
نمیخواستم دوباره تو رو درگیر کنم
متاسفم
اوه خدای من
میدونستیم یه جاسوس بین ماست
که اونم تویی
یه مامور مخفی که خودشو تو سازمان ما جا کرده
یه مامور مخفی؟
میبینم که با یه مامور بازنشسته قرار داری
باید خیلی ناامید بوده باشی
کی؟من؟
منم مامور مخفیم؟
دیگه تموم شد
یو اس بی رو با نقشه بده
بی حرکت
نه نه
چرا بهم شلیک کردی؟
هی تیر خوردم
هنوزم اون مهارت ها رو داری
اما متاسفم
هویتت رو معلوم کردم بیا بریم یه جای امن
متاسفم
که دوباره درگیر کردم
دارم میرم
!اوه نه
خوبی؟
من خوبم
خوب نیستی که
کجا؟جاییت تیر خورده؟
فک کنم تو تله ـشون افتادم
از آخرین ملاقاتمون یکم میگذره... متاسفم
من دیگه میرم
- کار الانت در چه وضعیه؟ - چرا همچین کار خطرناکی میکنی؟
کار الانم خوبه
اما چرا همچین کار خیلی خطرناکی میکنی؟
اینا دقیقا حرفایی بودن که من بهت گفتم
وقتی که لیدر تیمت ، توی مرکز فرماندهی بودم
شاید
حس مسئولیت داشتم؟
به خاطر حس مسئولیتی که برای مراقبت از یه نفر داشتم
اینو گفتم
آه...چون حس مسئولیت میکردی
من آدم شجاعی بودم؟
شجاع؟
تو نترس و بی پروا بودی
با این حساب که پشیمون بودم از به کار گرفتنت
No comments yet. Be the first to leave one.