Release info

The Heirs E11 2013-LIMO-HANrel-SODiHD
A Commentary by shohreh
ترجمه و وزیرنویس : شهــــره ~shohreh~

Tags

HD
Published on: 2013-11-14
Downloads: 38
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت يازده سريال وارثـــــآن

مي توني خودت تنهايي اينجا بموني ؟

. اميدوارم يه روحِ زيبا بياد

. زود برميگــردم

کيم تان ؟

. خوبه! حالا بيشتر شبيهِ خودت شدي

. به اين زودي در موردم قضاوت نکن

. هنوز خودِ واقعي ام رو نديدي

. الان بهت نشونش مي دم

داري چه غلطي مي کني ؟

. دارم به کيم تان هم خودِ واقعي ام رو نشون ميدم - چــي ؟ -

. اون دقيقاً پشتت وايستاده

دخالت نکن . نمي بيني ما با هم چه لحظه هايِ خوبي داشتيم ؟

نمي بيني که من همه اينراه ُ تا سئول اومدم که جلويِ اين مسائلُ بگيرم ؟

ميتونم ازتون درخواست کنم هر دوتون ديگه بس کنين؟

. به نظر مي رسه که در موردش خيلي جدي هستي

اگه جدي باشم چي ميشه ؟

پس مي توني بهش در موردِ احساساتِ من هم راجع بهش توضيح بدي؟

. به چا ايون سانگ بگو

. فکر کنم، ازش خوشم اومـده

. وقتي خودم بهش مي گم، باورش نمي شه

. اما اگه تو بهش بگي، باور ميکنه

. خيلي غم انگيـزه

. بيدار شو

داري به چي فکر مي کني ؟ - ! اينکارُ نکن -

. من کسي ام که وحشت کــرده

. بله، منم واقعاً خوشحالم

، من چهار ساعت رانندگي کردم که به اينجا برسم و اين تنها چيزيــِه که ميتوني بهم نشون بدي ؟

... مي دونم که عصباني هستي - ! هيچي نمي دوني -

اصلاً به من فکر مي کردي ؟

من تنها ديوونهِ اينجا هستم ؟

... مي دونم برات سختـِه اما

اميدوارم که چويي يونگ دو دليلِ . دور شدنت از من نباشــِه

! منُ ترسوندي ! فکر کردم يه روحــي

تان کجاست ؟ - . تويِ صندوق عقبــِه -

. مطمئن نيستم که هنوز زنده باشه

. من اصلاً حوصلهِ شوخي ندارم

چه اتفاقي داره اينجا ميوفته ؟ - . مي خوام اينجا منتظر باشم -

اگه بخواد به سئول برگرده، بايد قبل . از اينکه آفتاب طلوع کنه، بياد اينجا

. اون يه اتاق تويِ هتل رزرو کرده . همون هتلي که شماها فردا ميخواين برين

. پس زودتر از اونچيزي که فکر ميکردم، برميگرده

رفته چا ايون سانگُ ببينه ؟

نمي خوام کسي رو تويِ . شرايطِ دشوار قرار بدم

. از چيزي که حدس ميزدم، زودتر برگشتي

. پشت بشين

چطوري فهميدي ؟

. شنيدم که تويِ يه هتل اتاق رزرو کردي . بيا اونجا در موردش حرف بزنيم

. بچه ها تمومِ شب از اينجا رد مي شن

مي توني ما رو تنها بزاري ؟

. من پولِ اين اتاقُ پرداخت کردم ! تان مهمونِ اينجاست

مگه پول نداري ؟ - . هتل ها واقعاً گرون هستن -

در موردِ چي ميخواي صحبت کني ؟

چا ايون سانگُ ديدي ؟

. فقط پنج دقيقه

. نمي خوام بشنوم دارين با هم دعوا ميکنين

، ديدمش . الانم منتظرم بهم زنگ بزنه

بهت گفته که بهش سيلي زدم ؟

. همين چند لحظه پيش بهش سيلي زدم - بهش سيلي زدي ؟ -

در موردِ اين مسئله حرفي نزده ؟

فکر کرده تويِ موقعيتي هست که بخواد کسي رو ببخشه، فکر کــرده کيــِه ؟

اين همهِ چيزيه که ميتوني بگي ؟ - ! بيدار شو -

من و تو جلويِ پدر و مادرمون . حلقه هامون رو با هم رد و بدل کرديم

. جلويِ آشنايان و فاميلمون، پدر بزرگها و مادربزرگهامون

. حتي پدرِ طلاق گرفته ام، هم اونجا بود

من و تو جلويِ همشون حلقه هامون . رو با هم رد و بدل کرديم

. دوست داشتنِ اون دختر چيزي رو عوض نميکنه

اين موضوعُ نمي دوني ؟ - . مي دونم! همين مسئله هم ديوونه ام ميکنه -

. پس ازت ممنونم

و حالا اين منم که بايد . ازت يه تشکرِ بزرگ بکنم

... پس بيا فقط

! ديدم! ديدم که چويي يونگ دو بغلش کرده بود

. چا ايون سانگ، دخترِ بدکــاره . يه نفر بايد بهش بگه، از اينجا گم شــِه

دقيقاً کيه ؟

. فکر ميکردم، با کيم تان سر و سري داره

. همه جا معشوقـــه داره

، فقط منتظرم يه نقطه ضعفي ازش پيدا کنم . بعدش زنده زنده دفنش مي کنم

. منم دارم دنبالِ نقطه ضعفش مي گردم - ! از پولدارِ تازه به دوران رسيده متنفرم -

. هيچوقت ازش خوشم نيومده - . منم همين طور -

به حرفِ اونا گوش نده . و صدمه نبين

. و از جلويِ راهم برو کنار

داري چيکار مي کني ؟

. ازت ... انتقام مي گيرم

. اصلاً درکت نمي کنم - . منم همينطور -

. اگه کسي بفهمه، تو دردسر ميوفتم

. نگران نباش

اين مسئله از اينکه بهشون توضيح بدي چرا . تويِ خونهِ کيم تان زندگي ميکني، خيلي راحتتره

. واقعيت داره که ميونگ سو، تو رو اونجا ديده

. منم واقعاً مطمئنم که تو اونجا زندگي ميکني

. البته، اين يه اتهامــِه . پس نيازي نيست بترسي

و نيازي هم نيست، به سئوالهايي . که ازت مي پرسم، جواب بدي

داري در موردِ چي صحبت مي کني ؟

. به سئوالهام جواب نده

، به خاطرِ اينکه اگه به يه دونه از سئوالهام جواب بدي . ديگه نمي تونم بيشتر ازت سئوال بپرسم

تو حتي اعتراف کردي که از گروهِ ! بورسِ رفاه اجتماعي هستي

و حالا من واقعا عصباني ام که يکي از موضوعهايي که ميتونستيم در موردش حرف بزنيم ! کمتر شده

فکر مي کني به اين ميگن موضوعِ موردِ بحث؟

اگه در موردِ مسئلهِ ديگه اي باهات حرف مي زدم، باهام حرف مي زدي ؟

ديدي ؟

. بهرحال نمي توني به اين سئوالم جواب بدي

چرا تويِ خونهِ کيم تان زندگي مي کني ؟

. ميشه 5 تا احتمال داد

. اولي ! تو دخترشوني

. دومي، تو عروسشــوني

سوم، از فاميلهاشون هستي ؟

چهارم، توي ِاون خونه خدمتکاري؟

. پنجم، معلم خصوصي هستي

. اما همه اين احتمالات در موردِ تو ميتونن درست باشن

تو دقيقاً کي هستي ؟

. پس به اين سئوال جواب بده

واقعاً از کيم تان خوشت مياد ؟

. آره

. که اينطور

. سعي کن بهش دست نزني

. اگه بهشون دست بزني، منم يه کاري مي کنم

....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....

. بله - کجايي ؟ -

. وقتِ فراخوان برايِ خوابيدنــه . بايد زودتر برگردي

. اصلاً دوست ندارم اونجا بخوابم

. خيلي خودخواهـي

. امشب مي خوام تويِ هتل بخوابم

. باشه پس به پدر و مادرت هم اين مسئله رو اطلاع ميدم

! هي، يون چان يونگ

باشه، بزار فقط امشب تويِ هتل بخوابه . زيادش سرزنش نکن و سرش فرياد نکش

. اينا همش کسب و کارِ مرداس . فکر نکنم نياز باشه چيزي در موردش بدوني

و منم فقط يه زنِ خانه دارم ؟

يه سري اخبار فردا در موردِ ما قراره منتشر بشه ؟

. خيلي زوده - . اون مقاله رو ميگي -

از خبرنگاه خواستم که برايِ من اون . اخبار رو منتشر کنم . بهش مديونم

چطوري تونستي بدونِ اينکه ازم بپرسي اينکارُ انجام بدي ؟

وقتي مقاله منتشر بشه . قيمتِ سهام بالا ميره

، اگه به کسي چيزي مديوني . ميتوني يه سقلمه ازشون بگيري

فکر مي کني ميتوني ازم يه سقلمه بگيري؟

. منتشر شدنِ اخبارُ دو روز عقب بنداز

به زمان نياز دارم تا . به مسائلِ سهامم رسيدگي کنم

اين ديگه اينجا چيکار مي کنه ؟ - کــي ؟ -

مادام بانگ ؟

مادام ؟ - داري در موردِ چي حرف مي زني ؟ -

چه مشکلي برات کفشات پيش اومده ؟

همشون خيس شدن . الان تويِ . چادر آويزونشون کردم تا خشک بشن

يه نفر کفشامو تويِ يه . سطلِ آب ريخته

. اگه پيداش کنم، حتماً مي کشمــِش

. يه شبـِه خشک نمي شن بايد چيکار کنم

. بيا بيرون . يه لباس گرم هم بپوش

داريم کجا ميريم ؟

. يه جايِ تاريک و ترسناک

. با من بيا

. بيا اينجا بشين

کي اينکارارو کردي ؟

چي فکر مي کني ؟

. اينجا هميشه اينجا هستن

... اوه

چرا بهم زنگ زده بودي ؟ - هــان ؟ -

. بهم زنگ زدي و بعدش قطع کردي

. قبل از اينکه برسم

. بهت گفتم که يه لباسِ گرم بپوش

چرا بهم زنگ زده بودي ؟

چرا دوباره برگشتي ؟ - چي فکر مي کني ؟ -

. به خاطرِ اينکه دلم برات تنگ شده بود

ميخواييم بريم تو و جايي که گرمه، دو تايي با هم بخوابيم ؟

يا ميخواي تويِ هوايِ سرد، اين بيرون با همديگـــه امشبُ بخوابيم ؟

. يکي از اين دوتا رو انتخاب کن

. نمي توني جايي بري

. امروز بهت اجازه نمي دم، جايي بري

چرا داري ميخندي ؟

. خوشحالم - چي ؟ -

. هيجان زده شدم

واقعاً ؟

. آره

. نزار از اينجا برم . منم نميخوام جايي برم

... از اون اتفاق که چند لحظه پيش ديدم عصباني بودم چون

... به خاطرِ اين بهت زنگ زدم

. چون يه عالمه دليل داشتم

، اما حالا که دارم بهش فکر مي کنم . فکر کنم فقط و فقط دلم برات تنگ شده بود

. خيلي زياد

بچه ها اذيتت کردن ؟ اونم خيلي بد ؟

چرا ؟ مگه ديوونه به نظر ميرسم ؟

. آره

. از خونه خيلي دوريم . تازه نصف شبم هست

. تو هم اينجايي

. پس ميخوام دوباره رويا ببينم

، فقط يه بارِ ديگه " . رويايِ يه شبِ تابستوني "

. ميخواستم يه همچين کاري کنم

. از چيزي که فکر مي کردم ناراحتت کننده تره

. به خاطرِ اينکه سرت رو در مقابلم گذاشتي

. اين قلبتــِه، که بايد باهام مقابله کنه

. اوه

. ستاره ها واقعاً شگفت انگيزن

. ازم نخواه که يه دونه برات بيارم . نمي تونم برات ستاره بيارم

اين ديگه چه وضعيه ؟ تو حتي نمي توني اينکارُ برام بکني ؟

. چا يونگ برايِ بونا اينکارُ مي کنه - کدوم يکي رو ميخواي ؟ -

دومي از چپ ؟ يا اون بزرگه که سمتِ راستـِه ؟

. همه چيز دقيقاً مثلِ جمعهِ سيزدهمـِه

وايِ خداي من، دوباره ؟

چرا هميشه ملود درامها رو وحشتناک مي کني ؟

چرا انقدر از فيلمهايِ وحشتناک خوشت مياد ؟

. همشون تــراژدي هستن ... وقتي قسمتهايِ تراژدي شون رو مي بينم

. اتفاقاتِ بدِ زندگي ام خيلي آسونتر به نظر ميرسن

منم يکي از همون اتفاقاتِ بد هستم ؟

. ميخوام بخوابم . خيلي خسته ام

. خدايِ من، باورم نمي شه

More Farsi Persian subtitles for The Heirs (The Inheritors / Sangsokjadeul / 상속자들)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left