The first 200 lines.
هرگونه استفاده ي مادي از اين زيرنويس بدون هماهنگي با مديريت انجمن مجاز نمي باشد FOrum.KOreanDream
در موردش فکر کردم
کس ديگه اي نيست که بتونه به شيميانگ بره
ميتوني اين کارو انجام بدي؟
چطور ميتونم از دستور شما سرپيچي کنم؟
ممنونم
الان حس بهتري دارم
اگه بري
وليعهد و شاهزاده بونگ ريم
از خوشحالي بال در ميارن
يه خواهشي دارم
لطفا بگين
سه نفر از مردانمون بي دليل در شيميانگ
زنداني شده ن
واقعا؟
حقيقت داره؟
اون افراد رو فراموش کرده بودم
اگه بتونين يه درخواست برا آزاديشون بنويسين
دلم ميخواد کاري کنم که موقعيت مردانمون رو درک کنن
تا آزاد بشن و به خونه برگردن
فکر خوبيه
انجامش بده
معذرت ميخوام اعلي حضرت
اون افراد زنداني شده ن --چون با معاهده مخالفت
چطور جرات ميکني درباره چيزي حرف بزني که ازش هيچي نميدوني!
اگه کار اشتباهي کردن
!اعلي حضرت بايد قضاوت کنن
چطور ميتونيم اجازه بديم که يه سري اجنبي وحشي
در مورد مردان ما قضاوت کنن؟
!اعلي حضرت
حتي اگه نتونيم اعلي حضرت، شاهزاده که
اسير شده رو برگردونيم
مردان بيگناه سرزمينتون رو برميگردونيم
!اعلي حضرت
اگه نتونم ماموريتم رو به انجام برسونم
دست خالي برنميگردم
حتي اگه به اين معنا باشه که تو سرزمين اجنبي هاي وحشي بميرم
تو مرد فوق العاده اي هستي
دست رو نقطه ي حساسي گذاشتي
حتما با اون سه نفر برگرد
...اعلي حضرت
مجبور نيستي بري
مگه اين همون چيزي نيست که دربار سلطنتي ميخواد؟
فقط چون من مخالف اتحاد
-امپراطوري ما و شيميانگ هستم
برا همينه که ميگم مجبور نيستي بري
...و اگه نرم
به جاش اعلي حضرت ميرن؟
من بايد قبل از اينکه اعلي حضرت جلوي اون وحشي ها زانو بزنن
ميمردم
چون اون موقع نمردم
الان تنبيه ميشم
...با اينکه مسيرمون متفاوته
اما مقصدمون مشترکه
- !نميتونين برين - !نميتونين برين
!از سر راه برين کنار
من... مردي ام که بايد تا پاي جان از امپراطور محافظت کنم
چطور ميتونين به امپراطوري که به مردمش پشت کرد بگين امپراطور؟
!چطور جرات ميکني
فقط چون يه پدر به فرزندش پشت کرده
فرزند هم بايد به پدرش پشت کنه؟
همه رفتن؟
ببخشيد اعلي حضرت
ولي واقعا قصد دارين براي کيم سانگ هون درخواست بنويسين؟
...يه تيکه کاغذ
فکر ميکني اونا فقط با يه تکه کاغذ واقعا آزاد ميشن؟
...پس
کيم سانگ هون...به احتمال زياد برنمگرده
يعني تا به اينجاشم فکر کردين؟
ميخوام کيم جا جوم رو برگردونم
نظرت چيه؟
حتي اگه بتونيم حاميان کيم سانگ سون رو ساکت کنيم
تلاششون متوقف نميشه
به همين دليل هم نخست وزير استعفا داد
چون اونا از يه امپراتور ضعيف دفاع نميکنن
مگه سعي نميکنن همينو بگن؟
- ...اين - بله اعلي حضرت
هر قدر فکر ميکنم
ميبينم کيم جا جوم تنها راه چاره مه
اون تنها کسيه که با جونش از من محافظت خواهد کرد
منم همينطور فکر ميکنم
بعد از اينکه کيم سانگ هون بره
اگه پيشنهاد بديم کيم جا جوم رو برگردونيم
کي جرات ميکنه جونشو به خطر بندازه و مخالفت کنه؟
کسي هست که بعد از دور زدن کيم جاجوم
زنده مونده باشه؟
!هيچ کسي نيست
!جا جوم
!اعلي حضرت
!واقعا سپاسگزارم
به خاطر برگردوندن مردي که حتي ارزش هزار بار مرگ رو هم نداره
!خيلي سخاوتمندين
!اعلي حضرت
!اعلي حضرت
کيم جا جوم رو آزاد کرد؟
بله لرد کيم
بايد يه جوري جلوي ورود کيم جا جوم رو به دربار بگيريم
مگه در اين مورد قبلا تصميم گيري نشده؟
منظورتون چيه؟
اعلي حضرت و کيم جا جوم
يه رابطه جدايي ناپذير دارن
يه پيوند آهنين بينشون هست
...مثل يه دهان بدون لب
اين مساله شوخي بردار نيست
-چي ميشه اگه ارتش سي هزار نفري کيم جا جوم
ساکت بکونه
وقتي يه باد قوي بوزه
ضعيفترين شاخه زودتر از همه ميشکنه
ميخوام بهت بگم که اينقدر بي صدا حرکت کن که حضورت حس نشه
کيم جا جوم دوباره حکومت ميکنه
چيکار ميتونيم بکنيم؟
مسيريه که توش قرار گرفتيم
سرورم
خيلي زجر کشيدين
برگشتن به خونه خيلي خوبه
خب... کيم جا جوم چي گفت؟
!حتما اول نسبت به من ابراز تنفر کرد
کيم جاجوم همون لحظه که پاشو رو زمين گذاشت
براي شما آرزوي سلامتي و طلب بخشش کرد
سرشو اونقدر محکم به زمين زد که
پيشنونيش خون اومد
...چقدر عاميانه
صورتش خيلي نحيف بود
يه پاره استخوان بود
احتمالا اون اولين کسيه که از يه جزيره متروکه
،که توش غذا پيدا نميشه زنده بيرون اومده
فکر ميکني چطور اين همه مدت دووم اورد؟
!نفرت از من
حتما تموم تلاششو کرد که زنده بمونه
تا از من انتقام بگيره
کيم جاجوم... سرشو اونقدر محکم به زمين کوبيد
که از پيشونيش خون اومد؟
و من؟ من چي احمق؟
من جلوي اون وحشي ها زانو زدم و سرمو
به نشونه تعظيم به زمين زدم
...دوست دارم صورت کيم جاجوم رو ببينم
به احتمال زياد... در حاليکه سوگند وفاداري ميخوره... اشک ميريزه
...در حالي که درونش
...يه تيغ تيز رو مخفي کرده
...خوبه
لطفا سرورم رو ببخشين که براتون زنها رو
با محمل به خونه ميارن
...با در نظر گرفتن تنبيه اعلي حضرت
چيزي بدتر از اون نيست که نتونم تحمل کنم
مشاور کيم نقش اساسي اي ايفا کرد
حال اعلي حضرت چطوره؟
...افسرده ن
مگه چيزي هم هست که به خاطرش خوشحال باشن؟
...احتمالا داره به تجاوز به دخترا ادامه ميده
خودتون ميدونين اعلي حضرت آدمي نيستن ...که از رابطه داشتن لذت ببره
...به خاطر اينه که از ملکه مرحوم ميترسن
مردي هست از زنها خوشش نياد؟
مثل هميشه رک هستين
روحي قوي داشتن؟
منظورم ملکه مرحومه
...اعلي حضرت ضربه خوردن
نميتونه هيچ کاري انجام بده چون از ملکه ميترسه
اعلي حضرت هنوز از ملکه مرحوم ميترسه
برا همينه که هنوز نتونسته ازدواج مجدد کنه
اگه ازدواج کنه ملکه مرحوم
از قبرش بيرون مياد و
...اعلي حضرت رو
...بانوي دربار کيم
بله سرورم
...بانوي دربار کيم
ديگه نميتونم اين حسو داشته باشم
بايد خودداري کنين
فکر ميکني اگه به خاطر من نبود
اون مرد امپراطور ميشد؟
اعلي حضرت هم مثل شما اينو خوب ميدونه
برا همينه که از جونت گذشت؟
اگه به خاطر شما بانو کيم نبود
...من، کيم جاجوم
نميتونستم تا اينجا پيش بيام
کارايي که کردين رو فراموش نکردم
...من کار زيادي نکردم
الکي نميگم
مگه شما نبودين که منو دست راست امپراطور کردين؟
چطور ميتونم فراموش کنم؟
...پس ...پس
لطفا... يه بار ديگه کمکم کنين
خواهش ميکنم
...بانوي دربار کيم
فقط کافيه بگين
و من تا جايي که ميتونم کمکتون ميکنم
لطفا بگين چيه
برام يه دختر پيدا کنين
منظورتون... چيه؟
اگه ميخوايم اعتماد کامل امپراطور رو جلب کنيم
اول بايد لبخند رو به لبان اعلي حضرت برگردونيم
برا اين کار، چه درماني بهتر از يه دختره؟
متوجه نيستين چي ميگم؟
فکر کنم ميفهمم
برا همينه من و شما با هم کنار ميايم
!با اين حتي نميتوني يه پتو درست کني
- هر چي داريم بيار بيرون - بله
از اين بيشتر بيار
گفتم بيشتر نميخوايم و لازم نيست برنج بيشتري بيرون بيارين
!ما تک تک دونه هاي برنج رو بيرون اورديم
کي قراره اينو بخوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.