The first 170 lines.
هی "مایکل"؟- بله؟-
.انقباض هام هر 10 دقیقه میان
.خیلی خُب،فقط یادت باشه نفس بکشی
.دیگه داره کم کم وقتش میرسه- .خیلی خُب،خوبه-
.جن" داره با لقاح مصنوعی بچه دار میشه"
.و "مایکل" داره برای تولد یه هندوانه با "دوایت" آماده میشه
....حالا این بچه توسط
.توهم به "مایکل" ربط پیدا میکنه
!"مایکل" چیه؟-
!کیسه آبم پاره شد- .خیلی خب،خیلی خب-
چیکار میکنی؟چیکار میکنی؟
.جَن "بهم تلفن زد گفت تو بیمارستان ببینمش"
درسته،از بزرگراه میری یا از داخل شهر؟
."از خیابون "کوئینسی" میرم به خیابون "گیبسون
.نه "گیبسون" پر از چاله چوله است
،ماشینت خراب میشه چیکار میکنی؟
.مسیر رو چک کردم،چاله نداره
.باید خودتو با شرایط وقف بدی
اندی" دوست داری بچه منو به دنیا بیاری؟"- !آره،آره-
.نه،خُب،نه
!داره میاد!،داره میاد
.بزن بریم،بزن بریم
،فشار بده- .آره،فشار بده-
!فشار- .جیغ بزن،جیغ بزن-
.بچه ها یکی از زمینه های تخصصی من هستن
!وقتی بزرگ شدم،خودم،خودمو ختنه کردم
.فشار بده- .منو بغل کن
.همینجا وایسادم.همینجا وایسادم- . سرم رو بگیر-
.همینجا وایسادم- .دارم جیغ میزنم،دارم جیغ میزنم-
."خیلی خُب،"دوایت
.فشار بده و نفس بکش- .منو بیهوش کن،میخوام بیهوش بشم-
.نه،نمیتونی،خیلی خطرناکه
.نه،نمیخوام زایمان طبیعی داشته باشم
.نه،مجبوری زور بزنی
.شبیه سازی کن
ماژیک داری؟ .شبیه سازی رو ادامه بده
.ماژیک داری یا نه- .آره دارم-
خیلی خُب،وقتی بچه به دنیا اومد،یواشکی ...علامتش بزن
.یجوری که هیچ بچه دزدی نتونه تقلیدش کنه
،باشه- آماده ای؟-
!خیلی خُب،داره میاد- !بگیر که اومد-
یا خدا!چی مالیده بودی روش؟
.کَره،بچه های تازه به دنیا اومده،لیزن
.نکته خوبی بود،بزار دوباره امتحان کنیم
.امروز قراره بهترین روز زندگیم باشه
"اداره" قسمت سوم فصل پنجم "مهمونی بچه"
:مترجم رجبی........................king_sina سینا ××××××××××××××××××××××××××××××
×امیدوارم لذت ببرید×
!سلام خانوم ها مهمونی بچه من چطور پیش میره؟
فیلیس"،لَک لَک های زنده رو گرفتی؟" .نه-
."لعنتی "فیلیس .ببخشید-
.لعنتی ،"فیلیس"،به اندازه کافی سخت بود که "جن "رو راضی کنم بیاد
خُب،نوشیدنی هامون ردیفن؟
بنا به دستوراتت،اسمارتیز های تفکیک شده رو داریم
.که روش اسم بچه هاست ."این کاسه پسرونه است با اسم "شِوِرلِت
.من اینو گفتم
."و اینم کاسه دخترونه است با اسم "اَستِرد
.نمیتونه درست باشه ."مایکل خودش نوشته بود "پشکل
،جَن" گفت اسم یه شاهزاده وایکینگه" ...پس
.پشکل- .میدونم،میدونم-
.خیلی قشنگه- نه،ممنونم.همین بود؟-
یعنی همش دو تا کاسه اسمارتیز و چند تا بادکنک؟
میدونی چیه "فیلیس"،فکر کنم بهتر باشه .یکم بیشتر مایه بزاری
.فکر کنم باید بیشتر زور بزنی
چون اگه اشتباه نکنم،واسه پاگشای عروسیت .همینجا مهمونی گرفتیم
هممون اومدیم به این اتاق و یه مهمونی .حسابی برات گرفتیم
حالا میدونی چیه،مهمونی حسابی من چی میشه؟
.اصلاً برام مهم نیست که این بچه از نظر زیستی مال من هست یا نه
.به هر حال من عاشقش میشم .مثل وقتی که سگه به بچه ببره شیر میده
تا حالا کلیپش رو دیدین؟
.خیلی ....عجیبه و غیر طبیعیه
.ولی،با این وجود اتفاق افتاده
.دارم واسه مهمونی بچه پول جمع میکنم
.ولی" فیلیس"،اون که بچه خودش نیست
."میدونم "کوین ....برای چی مجبوریم پول بدیم
که واسه بچه مصنوعی دوست دختر سابقش که هنوز به دنیا نیومده،کادو بخریم؟
.اینجوری بهش فکر کنین که دارین پول میدین واسه کیک،نه واسه بچه،واسه کیک
من واقعاً از رئیس کمیته طراحی مهمونی بودن .لذت میبرم
،دیگه زیر پای "آنجلا" نیستم !و اون کله نخودیش زیر پای منه
،هی،هی .چیکار میکنی؟باهاشون صحبت نکن
،ببخشید- .مهمونی رو درست کن-
."مهمونی رو درست کن،"فیلیس .لطفاً
!تلمبه بزن
استیسی" رو که میشناسی؟"
.آره،همون انگلیسیه
.هیچکس از انگلیس نیومده .کیتی" تو ایرلند درس میخونده"
، "این "استیسیه ."همونی که باهاش میرم کلاسای کُلاژ استاد "موراکامی
.درسته،اون کلاسها
استیسی" و "اریک"،نیم ساعت زودتر رفتن" ."پیش رئیس ِ" جیتِک
.که روی تخته سنگ نشینن- ،خُب-
،استاد فونرز،ساراکایا اومد تو
،وایسا ببینم ساراکایا اومدتو" کیه؟"
.نه،"ساراکایا" اومد داخل .نپر وسط حرفم،30 ثانیه بیشتر وقت ندارم که حرفم رو تموم کنم
"باید برم"دیجی کریت .خُب،خُب-
.ساراکایا" به "اریک" گفت،عمراً" .نمیتونی جاتو عوض کنی
.بعد "استیسی" پا شد سرش داد زد
،بعد" ساراکایا" ،صفحه رنگ استیسی رو برداشت
.پرتش کرد توی جعبه روشن
!نه بابا- !آره-
چه خنده دار؟ .نه،وحشتناک بود
.جیم،شاید دختره رو بازداشت کنن کی رو؟"استیسی" رو؟
.نه،"استیسی" پسره
دیوونم کردی.برای چی نمیتونی باهام بیای سر کلاس هنر بشینی؟
.وایسا باید برم،کلاس شروع شد
....خیلی خُب بعـ .بعداً باهات صحبت میکنم...
.چه داستان خوبی
ساراکایا اومدتو" کیه؟"
.هی،واست بچه برنارد رو آوردم اینجا چه خبره؟
یه مسابقه بچگونه است .باید حدس بزنی کدوم عکس ،مال کیه
.اینجا رو داشته باش
کی فکر میکرد این بچه کوچولو با این بچه ازدواج کنه؟
.این "فیلیس"ـه
....،خُب .آره،"فیلیس"ـه
،منم آرزو میکنم باهم دیگه خوشبخت بشین .آدم منحرف
وایسا ببینم،برای چی این منو تبدیل میکنه به آدم منحرف؟
،خُب تبدیل میکنه دیگه .این منم
.این که تو نیستی .چرا هست-
خیلی نامردیه ... بیخیال،این
!سام علیک ،ریفیق !سام علیکم-
!سام علیک- حالت چطوره؟ -
،خوبه .گوش کن" جَن لونسون" امروز میاد اینجا
.و در مراحل نهایی بارداریه
.یه بچه که من بهش علاقه نشون دادم
.یجورایی عجیبه
.به هر حال،الآن واقعاً چاق و گنده است
.به شدت غیر جذاب ...و از طرف دیگه، تو
.یکی ار جذاب ترین افراد دفتری...
پس تا زمانی که اینجائه میخوام یه جورایی .باهات سرد برخورد کنم
و بخاطر این اینکار رو میکنم
.که به احساسات قلمبه شدش احترام بزارم
.و با "رایان" هم همینجوری رفتار میکنم البته،آره-
من اصلاً از زنهای حامله توی محل کارم .خوشم نمیاد
.همیشه غُر میزنن
،خُب منم واریس دارم.منم قوزک پام ورم داره .منم همیشه گرسنه اَم
فکر میکنی نوک سینه های من زخم نمیشن؟
فکر میکنی لازم نیست سریع ترین راه به بیمارستان رو بلد باشم؟
."جَن" ."سلام" جیم-
ایشون کی هستن؟ .ایشون بچه من هستن-
واقعاً؟
.وای نه.
،جن" بچه رو به دنیا آورده" .و" مایکل "اونجا نبوده که علامتش بزنه
پس بچه میتونه مال هر کسی باشه ."البته غیر از "مایکل
پس این "اَسترد" ـه(پشکله)؟ ."اَسترید"-
.اوه!اوه
.خیلی خُب واسه چی بهم زنگ نزدی؟
،خُب،میدونی ...،زایمان خیلی یهویی شروع شد
.میتونستم کمک کنم ...متخصص زایمان فکر نمیکرد
.خوب باشه که اونجا باشی...
تو به حرفهای اون یارو گوش میدی؟- ...منم فقط...
اصلاً شوخ طبع نیستش .و بهش خلافشو به هزار و یک دلیل ثابت میکنم
.مایکل"،اصلاً نمیدونی چی کشیدم"
.نه نمیدونم .پس...ببخشید
.فکر میکردم امروز توی مهمونی بچه،جای خوبی باشه که همدیگه رو ببینیم
میتونم بغلش کنم؟
.آره،آره،میتونی
.میدوین،فکر کنم بهتر باشه توی گهواره اش باشه
.فقط...آره
.خیلی خب ،باشه
.خیلی خب
.من عاشق بچه هام .و فکر میکنم به جهات مختلفی زیبان
سعی میکنم اگه ممکن باشه،هر روز یه بچه رو بغل کنم .چون بهم قوت میده
.روحم رو تغذیه میکنه .بچه ها هم بهم جذب میشن
و فکر میکنم بخاطر اینه که منو یکی از خودشون .میبینن
.ولی باحال تر .وزندگی جمع جور تر
اگه یه بچه میشد رئیس جمهور،دیگه نه مالیات .میدادیم،نه جنگی میشد
.نه دولتی داشتیم
.و اتفاقای وحشتناکی ممکن بود اتفاق بیافته
....و راستش فکر کنم بهتر باشه
.در حد یه فیلمنامه باشه،تا یه پیشنهاد جدی...
، خانم ها و آقایون،برام افتخاره که برای اولین بار در عمرش
No comments yet. Be the first to leave one.