The first 200 lines.
!"نميدونم "اوان ...فقط
!"رايلي" حالت خوبه؟
بيا ببرمت خونه- نـه!، "اوان" بس کن-
نـه ، خودم ميبرمش
نـه ، تحملش رو ندارم-
!"رايلي"
صبر کن
ببين ، "کايل" خواهش ميکنم- هي ، باهام حرف بزن-
فقط بس کن ، الان نه- !"رايلي"-
ميشه جفتتون خواهشاً بس کنيد؟ بچه هارو بيدار ميکنين ، من حالم خوبه
ديدي نزديک بود تو خيابون زيرت بگيرم
فکر ميکنم هرچي باشه اِلا خوب بودن
تو اصلاً اين موقع اينجا چيکار ميکني؟
!برو خونه- نميتونستيم پيدات کنيم-
ببين ، تموم روز باهات تماس ميگرفتم نگران بودم
تو با يه سري آدماي خطرناک قاطي شدي
...خيلي خب ، ميدوني چيه به دختر اشتباهي اعتماد کردم ، خب
و گند زدم حالم گرفته شد پس بايد امروز اخراجش ميکردم
و بعدش اعصابم ريخت بهم
خيلي خب ، موضوع کار هست من خوبم
اگه تو دردسري چيزي هستي بايد به ما بگي
ميدوني چيه؟ اين صحبت رو ادامه نميدم
نميدونم شما دوتا چي از جونم ميخواين اما بايد برم خودمو خشک کنم
!دنبالم نياين
اون زنت هست
'S!CAR!O & Ess8'
Hotter Sweeter : نام آهنگ Miss TK & The Revenge : نام خواننده
عمراً اگه بدوني چقدر منتظر اين حال اساسي بودم
خوب ، انتظار تمومه من درخدمتتم
من ميتونم کلاً در اختيارت باشم
"رايلي پارکس" تو بازداشتي
مامان ، مامان
پنکيک ها داره ميسوزه
اوه ، لعنتي ، ببخشيد
مامان ، خوبي؟- آره ، خوبم عزيزم-
برو بشين يکي ديگه درست ميکنم
ولش کن ، ولش کن من رديفش ميکنم ، خب؟
زود پا شدي
خوب ، نميتونستم بخوابم ميخواستم بچه ها رو آماده کنم
هي ، ما باهم خوبيم؟
نميدونم تو بهم بگو
نميتونم بهت کمکي کنم اگه بهم اجازه ندي
ماماني ، بابايي ، ميتونم شکلات تيکه ايي تو پنکيک م داشته باشم؟
نه، براي صبحونه نه- ...آره ، ميتونيـ
مامانتون درست ميگه براي صبحونه ، نه
حالا برو سر ميز بشين
پنکيک هاي خفن بابايي آماده س
تو که پنکيک هات خفن نداري
اوه ، آره؟ ، الان دارم کي تمشک ميخواد؟
من ميخوام من ميخوام
خيلي خب اينا برات خوبن
!نـه نه نه نه نــه
هي ، اين تماس کاريه بايد جواب بدم
باشه ، باشه من براي مدرسه آمادشون ميکنم
سلينا" همه چي مرتبه؟" يه جورايي وقت خوبي نيست
نه ، همه چي خوبه ...من فقط آم
فقط گفتم اگه ميخواي من
جلسه صبح رو بدون تو شروع کنم
اوه ، خدا بايد بهت زنگ ميزدم
ببخشيد دير ميرسم
باشه ، مشکلي نيست کُلي کار داري
...سلام، تو
صبح بخير
فکري داري که چطور ميخواي
اون چيز گُمشده رو پس بگيري؟
دارم روش کار ميکنم فقط ، منو پوشش بده ، باشه؟
باشه ، هرکاري بتونم براي کمک ميکنم
و ببين ، همه ي زندگي ما گير اينجاس ، خب؟
آره
خيلي خب ، همگي وقت جلسه صبح گاهي هست
پس ، دور هم جمع بشيد
اوه ، واسا رايلي" کجاس؟"
خوب ، به شما مربوط نميشه خوشگل پسر
خوب ، بفرما بشين ، بشين
خيلي خب ، بچه ها رايلي" من رو مسئول کرده"
و تا وقتي برگرده
"همگي ميان پيش من به عنوان خانوم" راموس
بي خيال بابا از اين خبرا نيست
هي ، يه بار ديگه بخندي ، دختر خانوم
ميري سراغ توالت شويي
و اونجا همچين وضعيت خوبي نداره
خيلي خب؟
هي! ببند
تمرکز کن
!"رايلي"
بايد حرف بزنيم
ببين ، من به تو اعتماد ندارم ، خب؟ ديگه هيچوقت بهت اعتماد نميکنم
اما اگه ميخواي بدوني چطور ميتوني اينو درستش کني
بهت ميگم چطوري شروع کني
اگه ميتونستم همه اين جريان رو پس بگيرم اينکارو ميکردم
تو بهم خيانت کردي و اگه باز بخواي اينکارو کني
ديگه روزگار برات نميمونه ، فهميدي؟
هرکاري بتونم ميکنم ، اين اوضاع درست بشه
بله که اينکارو ميکني
جايي هست بتونم خصوصي باهات حرف بزنم؟
...ببين ، من يه جورايي وسط کاري هستم ، پس
بايد بفهمم "رايلي" چشه
ببين ، تو آخرين کسي هستي که براي کمک بخوام بيام پيشت
مخصوصاً اگه مربوط به زنم باشه
اما من نگرانش هستم ، خيلي خب؟
و نميدونم چيکار بايد بکنم
خب ، چقدر اوضاع بد هست؟ دقيقاً چي ميدوني؟
هيچ چيز مشخصي نيست- رايلي" حرفي بهت زده؟"-
اوه ، بي خيال پسر خودت ديشب ديديش
هربار ميخوام باهاش حرف بزنم حالم رو ميگيره
يه چيزايي درباره اين ميگه که
خودش تنهايي حلش ميکنه
خوب ، شايد حقيقت رو ميگه
شايد فقط کار هست ميدوني ، اون زن سرسختي هست
اوه ، بي خيال اين حرفارو بهم تحويل نده تو برادرم هستي
ميتونم بفهمم کِي داري يه چيزي رو ازم مخفي ميکني
ببين...من و تو مشکلات خودمون رو داشتيم
خيلي خب اما اگه "رايلي" تو خطر هست
بايد همه مشکلات رو کنار بذاريم و کمکش کنيم
من حواسم بهش هست اما اون بهم اجازه نميده
اگه بخواد با کسي حرف بزنه تو بايد باشي
آره ، چطوري اينکارو کنم باهام حرف بزنه؟
با اعتماد کردن بهش
بهش بفهموني که کنارش هستي
مهم نيست چي باشه
همونجوري که اون کنارت بود
اون اينجاس
خوبه با "نيکي"حرف زدم
اونم هست
ويسکي خوردن رو زودتر شروع کرده
واقعاً؟ هنوز ظهر نشده
اصلاً مهمه؟
فردا اين موقع همگي تو زندون هستيم
ما جايي نميريم
حالا ، بايد خودتو جمع و جور کني
...24ساعت وقت داريم
قبل از اينکه "کارلايل" تهديدش رو عملي کنه
ليست رو فاش کنه ...که يعني
آره ، ، يعني اينکه 24 ساعت وقت دارم تا ليست مشتري هارو گير بيارم
يا هممون نابود ميشيم
اوه ، نه فقط ما ، عزيزم
هرکسي که تا حالا برات اهميت داشته
هرکسي که حتي به اون ليست دست زده باشه
وقتي يه بمب اين شکلي منفجر ميشه
هيچ کنترلي روش نيست که کي صدمه ميبينه
اين اتفاق هيچوقت نميفته
!آه بسته ديگه
اگه از اين جريان جون سالم بدر ببريم هوشياريت رو لازم داريم
خواهشاً فقط تا جايي که ميتوني عمليات ويژه رو عقب بنداز
هرکار بتونم ميکنم
خانوما
خيلي خب
يه نقشه ايي دارم تا خلاص بشيم
حالا ، باضافه اون چيزي که تو دفترم بوده
کاغذ هاي ديگه ايي هم مربوط به ليست بودن که
من دربارشون اطلاع نداشته باشم؟
نه ،همه چي تو کشو قفسه بود
کاري که بايد بکنيم اينه که
هرمدرکي که جرم رو نشون ميده از شرش خلاص بشيم نه فقط ليست
دقيقاً ، براي همين حسابها رو خالي کردم
خوب ، ميتوني اينکارو کني تا وقتي گاوت نزائيده
راهکار خروجي داري؟
سند بيمه راب؟
فقط اينجا امن نگهش دار، باشه؟
ببين ، اگه همه چي طبق برنامه پيش رفت
هممون ميتونيم خيلي راحت
به زندگيمون ادامه بديم
هي
ببخشيد ، غرق اين عمليات ويژه شدم
مشکلي نيست
نميشه دربارش حرف بزنيم؟
يه بازجويي بزرگ پيش رو داريم
يکي از دخترايي که مراقبش بوديم
تصميم گرفت "کارلايل" رو لو بده
قضيه جمع کردن وسايل چيه؟
اين چيزي که بود که ميخواستم دربارش باهات حرف بزنم
براي کاراگاهي ديروز فراخونده شدم
!ايولا
...پس تو و من
ديگه باهم همکار نيستيم
خوب ، حداقل تو زمينه کاري
چه بخشي؟
بازرسي داخلي
واوو... اين ميتونه خيلي سخت باشه
اين چيزي بود که شنيدم من مشکلي باهاش ندارم
قانون اول بايد رعايت بشه
تو "رايلي" رو مخفي کردي وقتي اون "فاستر" رو پيدا کرد
اين پيش من ميمونه
اما از حالا به بعد نميتونم ازت محافظت کنم
..."شلبي"- "تو پليس عالي ايي هستي ، "اوان-
خرابکاري نکن
اومدم اينجا کاراگاه "مونرو" رو ببينم
ميشل" ، بهت گفتم کالا ليليز بگير"
نه هر کوفتي که اينا هستن
"خيلي متأسفم ، خانوم "راموس
"مايک وتانسون" وقتشون رو کنسل کردن
بهونش چيه؟
طوفان ديروز
برنامه همه رو بهم ريخته- باشه-
معمولاً من مسئول روزاي کنسلي هستم
اما بايد رئيس بازي دربيارم و تو انجامش بدي
درک " عزيزم ، پسر خوبي باش و يه فنجون قهوه برام بيار"
آره کور خوندي ، عمراً
هي ، ميتونم چند لحظه باهات صحبت کنم؟
چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.