The first 194 lines.
مادر؟
عزیزم
یکیشو بده
یه کاریش کن حال بده!
ولم کن
میخوای؟ نه!
دلبرِ بیرحم، بیا یکم نزدیکتر
من یه بمبم، کبریتو روشن کن
۲۰۰؟ قیمت رفته بالا
نرفته، عزیزم
خودم رو از نگاهای فضول دور نگه داشتم
دلبر بیرحم
بیا یکم نزدیکتر
من یه غنچهی لطیفم
بیا کمک کن شکوفا شم
بازوهای نرمم
مثل خامه میمونه
برقی میشه
وقتی که تو--
دنیا پر از آدمای بیشعوره
ولشون کن
باشه. از سرِ خط.
اسم بیمار چیه؟
باشه، بعداً باهات حرف میزنم
ریدمانه
کسکش
واقعاً؟
کلهخر!
گوشواره یه وسیلهی تزئیناتیه، کونی!
کسکش، اینا رو داشتم میگشتم!
کصت مثل خورشیدگرفتگیه، بابا!
واسم خیلی مهمه. - عشقت، عزیزم
یه جواهر نابه. - عشقت، عزیزم
وایسا، کسکش!
یالا، بریم!
حمومو تمیز کردی؟
این اتاقشه، درسته؟ آره.
کلهخر!
برو کنار
وایسا
این برای کدوم اتاقه؟
من میگیرمش
تولدشه، میخوایم غافلگیرش کنیم
اگه مشکلی هست، با مدیرت حرف میزنم
بیا، برای بچهها یه چیزی بخر
پس برای خودت
پس تو باید تحویلش بدی؟
بفرما
هی، یواش!
این پیرهن نوئه، مرد
اون لکه پاک نمیشه. چه گندی!
دیروز خریدمش، میدونی؟
اتاق رو بگردید
کسکشا! فکر کردین اومدین عروسی؟
چیزی برای من هست؟
نه
میرم حموم
تازه رفتی
گرمه... گرممه
میخوام دوباره برم حموم
دلبر بیرحم
بیا یکم نزدیکتر
من یه بمبم
حمومت تموم شد؟
نه
هیچی
شمارهشو بده به من
چی میخواید بخورید؟
ریتو، کیه؟
هیچکس، مامان!
ویوک، بیا اینجا. چاییت داره سرد میشه
ریتو، چاییت داره سرد میشه
عروس و داماد حالا میتونن گلها رو به گردن هم بندازن
وایسا! اون نمیتونه باهاش ازدواج کنه!
وای خدای من! حالت خوبه؟
دختر بیحیا!
آبروی خانواده رو بردی!
برو گمشو!
سرِ بیاهمیتترین چیزا منو اذیت کردی
منو مسخره کردی، در حالی که من به ساز تو میرقصیدم
برو، برو، برو
برو، برو، برو! تنها چیزی که میخوام بگم اینه که...
برو گمشو، جادوگر!
جادوگر
سیتار!
برو، برو، برو!
همه! برو گمشو، جادوگر!
برو گمشو، جادوگر!
جادوگر!
اگه تو برات مهم نیستم، منم پشیزی برام مهم نیست
به جهنم
بدترین اتفاقی که میتونه بیفته چیه؟
برو، برو، برو
برو گمشو، جادوگر
انتظار داری رو دستم بنویسم؟
این کیه؟
پس تو تاشی هستی؟
هی، آقای وکیل!
من سؤالا رو میپرسم
ساکت باش
پس تو تاشی نیستی؟
نه قربان. بهتون گفتم.
میشه لطفاً پایین بیام؟
بسته من کجاست؟
داری خوش میگذرونی، نه؟
بس کن، عوضی!
یه دختری به اسم سونیا یه بسته بهت داد، درسته؟
کجاست؟
نمیدونم.
واقعاً؟
از پسری که تحویلش داد بپرس.
ولی اون اینجا نیست. حرومزاده!
فکر میکنی این یه شوخیه؟
من تحویلش دادم.
تو تحویلش دادی؟
ولی اون جور دیگه ای گفت.
فکر کنم باید بیشتر لت و پارت کنم!
قربان، لطفاً به حرفم گوش کنید.
یه دقیقه صبر کن.
تو تاشی نیستی.
اون هست.
اون بسته رو گرفت بعد دادش به یکی دیگه.
بعد اون یارو دادش به تو و تو تحویلش دادی.
چرا اینو زودتر بهم نگفتی؟
چون هیچوقت نپرسیدی.
باشه، بگو. بسته کجاست؟
صنایع دستی هند یا همچین چیزی.
تو یه قوطی پر از گُه رو تحویل صنایع دستی هند دادی.
بسته من کجاست؟
نه قربان. گُه.
دوباره ازم بپرس.
حرومزادهها! دیگه از دست شماها کلافه شدم!
کاری کنی سوالم رو تکرار کنم...
و دخلت رو میارم.
تموم شد؟
حالت بهتر شد؟
خدا رو شکر که تو اونجا بودی، وگرنه...
اه، بی خیال!
بریم.
دوستت اینو اینجا گذاشت.
دوستم؟ ولی چرا؟
بریم؟ آره.
در مورد این یارو چی میدونی؟
قربان، میشه لطفاً پایین بیام؟
میدونم که مرده.
ولی کی گلآرایی رو انجام داد؟
قربان، اگه اجازه بدید پایین بیام، به همه سوالاتتون جواب میدم.
اون؟ نه. اون یکی همخونهام.
عکاس اون.
"عکاس" اون؟
پس یه احمق داره تو شهر میگرده...
و از مردهها براش عکس میگیره؟
نه قربان. در واقع، اون یه...
خبرنگاره.
ممنونم.
بابا بی خیال، مرد. منو خجالت نده.
تو هم همین کارو واسه من میکردی، مگه نه؟
آره.
باشه، خداحافظ.
نمیری خونه؟
نه، رفیق. باید برم برادرمو ببینم.
تو برادر داری؟
شما حتماً همون خبرنگار عکاس هستید.
خوش اومدی. منتظرت بودیم.
کجا گوری بودی؟
کونتو بذار اونجا.
برو.
تمومشون کن.
"تمومشون کن"؟
وایستا! ولم کن!
محکم بگیرش!
احمق لعنتی!
هیچکس که چیزی نمیشنوه!
خودم برش میدارم. تو کلهخر، اون رو بده به من!
استاد!
چی شد؟ مراقب باش!
وحشت نکن!
برو، کمکش کن! مراقب باش.
نگران نباش.
بدو، بدو!
بدو، عوضی! بدو!
بدو، عوضی! بدو!
طوفان داره میاد. بدو، عوضی! بدو!
بدو، عوضی! بدو! طوفان داره میاد!
هی! وایستا!
بدو، بدو!
هی، وایستا!
بدو، عوضی! بدو!
بدو، عوضی! بدو!
بدو، عوضی! بدو! طوفان داره میاد!
بدو، بدو!
این...
این همون کراواتیه که بهت داده بودم؟
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.