The first 200 lines.
.سلام رییس
.ای بی آبرو
شما چتون شده ، رییس؟
....چطوری
چطوری جرات کردی به من خیانت کنی؟
!تو
برای چی به من سیلی میزنی؟
مگه من چیکار کردم؟
نمیدونی چیکار کردی؟
.نه
من کاری نکردم
تو بودی که پنهانی جین وو رو نجات دادی
تو ازش محافظت کردی و براش اسم جعلی ثبت کرد
تو بهش اجاره دادی با گرفتن بورس به شینهوا نزدیک بشه
ای بی چشم ورو
تو قبلا یه زن بی ارزش بودی
که واسه کارگرای کارخونه من غذا می پختی و لباس می شستی
اما من تو تبدیل کردم به همسر رییس شینهوا
که جرات کنی اینطوری بهم خیانت کنی؟
سی ساله که داری توی ناز و نعمت زندگی میکنی
داشتی وقت میگذروندی و منتظر بودی تا انتقام بگیری؟
حتی هارترین سگ هام
صاحبی رو که بهشون غذا داده گاز نمی گیرن
چطوری میتونی جواب محبت منو با این ناسپاسی بدی؟
مهربانی؟
داری می گی مهربونی؟
من هیچ وقت از تو محبتی نگرفتم
رییس ما ته سان
چی؟
تو زمانی با ارزش ترین چیز زندگی منو ازم گرفتی
لی سانگ وو رو یادت میاد لی ؟
لی..لی سانگ وو؟
اون تنها
عشق واقعی زندگی من بود
اون کسی بود که من قول داده بودم باهاش ازدواج کنم
تو بودی که اون فرد با ارزش زندگی منو ازم گرفتی
برای ارضای خواسته های خودت
....بخاطر حرص وآز کثیف تو
اون قبل از اینکه شانس پر وبال باز کردن پیدا کنه
بلاش شکسته شد
.زندگیش مختل شد
اون یه تصادف بود
به چه جراتی؟
اگه تو نبودی اون حادثه اتفاق نمی افتاد
پس تو منتظر بودی تا از من انتقام بگیری؟
تو باید بهای خون لی سونگ وو رو بپردازی؟
من باید خون بهاشو بدم؟
خوب باشه حالا چی میخوای؟
گروه شینهوا
چی؟
تو خیلی کارهای کثیفی انجام دادی
برای پاک کردن اون کثافت کاری هات
تماشای چیزی که درست کردی
پادشاهی که از بخل درست شده
از زمین باید مهو بشه
من سی سال با حس نفرت
و ریا کاری های تو زندگی کردم
فقط برای از بین بردن این پادشاهی کثیف تو
.الان وقتشه
این چیه؟
این بنیاد شینهوا
من دفتر کثیف شیرینی پزی گبوک دارم
این ثابت میکنه که تو پول بابای جین وو رو بالا کشیدی
در ضمن گزارشات فروش هم باهاشه
همه اینا شهادت بر فساد تو داره
این همه اش نیست
و یک دستور در مورد اخراج مدیریتت در اون زمان
که با دست خط خودت امضا شده
این خیلی بیشتر از اونی که من فکر میکردم طول کشید
ولی بالاخره بدستش آوردم
...جین وو و من
نه منظورم مدیر نام وو سوک بود
نبرد سختی داشتیم تا بتونیم به اینجا برسیم وجلوی تو وایسیم
میخوای با من معامله کنی ؟
یا میخوای قدم به قدم بیشتر توی لجن فرو بری؟
چون این برگه ها مال سی سال پیشه
حتی اگه من مرتکب جرم شدم
.اینا دیگه به درد نمی خوره برای اینکه شامل قانون مرور زمان شده
که اینطور
پس نمیخوای با من معامله کنی؟
بهتره محتاط باشی و عجولانه رفتار نکنی
اگه میخوای از گشنگی نمیری
.به قول معروف، احمق ها عجله می کنند وقتی فرشته ها حتی از راه رفتن میترسند
زنیکه چطور جرات کرده؟
من حتی توی خواب هم نمیدیدم اون شخص شما باشید
که زندگی منو نجات داده
من میخواستم این راز تا زمان مرگم نگه دم
من نمی خواستم تو به یاد بیاری
که پدرت توسط مادرت کشته شده
و به همین دلیل سی سال توی زندان بوده.
من میخواستم این گذشته غم انگیز
نبینی و به راهت ادامه بدی
من الان میدونم که مادرم خانم شیم بوک نیو هستن
برای همین من با لی کانگ چون ملاقات کردم و بهش اون دروغ گفتم
.برای اینکه نمی خواستم به تو بگه
.منم پدر
میخوای با هم بریم سوجو بخوریم؟
مادر این چای لیمو
.متشکرم
در مورد چی داری اینقدر عمیق فکر میکنی؟
هر وقت صدای دلنگ دلنگ این زنگُ می شنوم
احساس می کنم با یک ماشین زمان
برگشتم به سی سال پیش
چیکار میکنید اگه به اون زمان برگردین؟
البته که دلم میخواد کارهایی انجام بدم
.بیشتر از همه بغل کردن جین وو رو دلم می خواد
چه احساسی داری؟
اگه پسرت هنوز زنده باشه
و شما بتونی پیداش کنی؟
حرفهای احمقانه رو تمومش کن
خانم مدیر برگر آشپزخونه به کارت برس
منم باید برم خونه غذا بپزم
فکر می کنم باید هر چی زودتر به مادر حقیقت بگیم
.ببخشید
.حدس میزنم همسر مدیر شعبه میرا بانک در مورد من به شما تو ضیح داده باشند
.من چویی یون هی هستم .من امروز با هاتون یه قرار ملاقات داشتم
من کاملا فراموش کرده بودم
بخاطر اینک یکی از دوستای بسیار عزیزم رو ملاقات کردم
خاله اشکالی نداره همه با هم بشینیم سر یه میز؟
نه نه حتما
.لطفا بشین
من عاشق اینم
که با جوونا گپ بزنم
شما منو یادتون میاد؟
...کی
شما در خانه هنر موقع حراجی کنار من نشسته بودین
من با یک عینک آفتابی نشسته بود و پیشنهاد $50,000.
حالا یادتون اومد - .متاسفم -
.متاسفم
من نمی تونم خوب مردم به یاد بیارم
خیلی.متاسفم
آه..آه....بله
.مشکلی نیست
دیروز رفته بودی حراجی؟
.بله
ناهار با سفیر ملاقات داشتم
اما اون یه کار فوری براش پیش اومد قرار لغو کرد
برای همین منم رفتم یه کمی تفریح کنم
100،000دلار فقط رای سرگرمی؟
به هر حال دلیلتون برای دیدن من چی بوده؟
آه ...خب
این دوستم علاقه زیادی به سرمایه گذاری در شرکت راز دارایی داره
...میخواستم خانوم شمارو
.متاسفم
من زیاد به کسب و کار شوهرم علاقه ندارم
اجازه بدید اول خودمو معرفی کنم
من ما جو ران
دختر بزرگ گروه شینهوا هستم
...احتمالا شما باید بشناسین
که چی؟ - که چی؟ -
ببخشید؟
من اینو برای رفتار خاصی نگفتم
به عنوان دختر یه میلیونر
من از شرکت ایمنی بالا هم خوشم میاد
...منم میخوام عضو بشم
.متاسفم اما این در حد توانایی من نیست
همینطور در مورد شرکت ایمنی بالا
شما نمی تونین بدون معرف عضو بشین
ایمنی بالا؟
همونی که من چندی پیش سرمایه گذاری کردم؟
بله یونگ ووک
* هونتونی , هونتونی .
.این محصول نرخ بازدهی بالایی داره
من خیلی از بانک ها رو چک کردم
اما چیز بدرد بخوری پیدا نکردم
برای اینکه شوهرم روی این محصول خیلی زحمت کشیده
اگه این موضوع
چرا شما فهرست کاربرارو بهم نشون نمی دین؟
تا من یکی رو به عنوان معرف انتخاب کنم
این خوبه مگه نه؟
.متاسفم
طبق مقررات من نمی تونم اسامی اعضا رو فاش کنم
در ضمن من زیاد در مورد کسب و کار شوهرم اطلاعی ندارم
پس لطفا همچین درخواستی از من نداشته باشید
اگه شوهرم متوجه بشه کلی عصبانی میشه
شوهرش
...آخه خیلی کارش تمیزه
سومیماسن .
.ای وای
این دیگه چه وضع مسخره ایه؟
من اینجام تا پولمو سرمایه گذاری کنم
ولی تنها کاری که شما دارین انجام میدین این رفتار متکبرانه است؟
میدونین من چقدر میخوام سرمایه گذاری کنم؟
اصلا به ذهنتون میرسه؟
اگه باعث شدم بهتون بر بخوره معذرت میخوام
شرکت ما فقط در اصل چند عامل رو برای عضویت در نظر میگیره
لطفا درک کنید
متاسفم .
کیموچی … کیموچی ?
!کیف پولم
.متاسفم
متاسفم .
* خدا نگهدار .
به نظر میاد تحریک شد
مثل یه مار عصبانی شده مگه نه؟
مگه این دختره باهات چیکار کرده؟
برای چی براش نقشه کشیدی؟
اون خرابکاره
اون باعث خراب شدن کاسبی من شده
بخاطر همین منم میخوام یه درس حسابی بهش بدم
No comments yet. Be the first to leave one.