The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

The Shield S04E12 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏آنچه قبلاً دیدید:

‏من به اون زن‌ها تجاوز کردم. کشتمشون.

‏قرار بود بدونم؟ از کجا باید می‌دونستم؟

‏چطور ممکنه جوانا نفهمیده ‏باشه چه کارهایی می‌کردی؟

‏اون روی من رو ندیده بود.

‏تا حالا، آم، کیر ساک زدی

‏مثل جنده‌های توی سلول، جناب پلیس؟ بزن!

‏دنبال خوان لوزانو می‌گردیم. کمکم کن!

‏هرچی دربارهٔ خوان لوزانو می‌دونی بهم بگو.

‏می‌دونم یه مادربزرگ مریض داری.

‏فقط به یه نفر بگی، می‌فهمی ‏از دست من چه کارهایی برمیاد.

‏کارل، اسکوبی؟ پیاده‌این؟

‏یا عیسی مسیح.

‏سر اون مأمورها چی اومده؟

‏یه جای دیگه کشتنشون و این‌جا ولشون کردن.

‏ماه پیش این خونه رو توقیف کردیم.

‏داریم کل سیاست توقیف اموال ‏رو دوباره بررسی می‌کنیم.

‏این اداره به هیچ سیاستی علاقه نداره

‏که جامعه رو ملتهب کنه ‏یا باعث مرگ پلیس‌ها بشه.

‏توقیف‌ها یا می‌مونن، یا من می‌رم.

‏یه چیزی پیدا کردم. پلاک گردن ‏پرزرق‌وبرق؛ حروف اول «جی.پی.»

‏صاحبش رو پیدا کنیم، قاتل رو پیدا کردیم.

‏کاپیتان قصه‌های چرندت رو نمی‌خره، آنتوان.

‏اون یکی رو باور کرد؛ این‌که من ‏از پلیس‌های مرده چیزی نمی‌دونم.

‏روس‌ها رو به کارل و اسکوبی وصل کردم.

‏سر یه جریمهٔ سرعت کشته شدن؟

‏باید روس‌ها رو تحت فشار بذاریم.

‏بفهمیم آخر این ماجرا چطور ‏دوباره به آنتوان می‌رسه.

‏فقط یه نفر می‌تونه سالوادوری‌ها، روس‌ها،

‏آفریقایی‌ها و وان‌ناینرها ‏رو همه توی یه تخت جمع کنه.

‏آنتوان.

‏چه لبخند قشنگی.

‏روس‌ها به حرکت افتادن.

‏اون قدبلندِ بور ترتیاکه.

‏یکی از کاپیتان‌های مافیای روسه.

‏همون عوضیه که کارل و اسکوبی

‏به‌خاطر رانندگی بی‌احتیاط جریمه‌ش کردن.

‏اون دختره کیه؟

‏حتماً یکی از جنده‌هاشه.

‏اوه، لعنتی.

‏اوه، این یارو...

‏هی، ما این‌جا یه کار

‏داریم، باشه؟

‏آره، کتک زدن یه فاحشه

‏هیچ اهرمی بهمون نمی‌ده ‏که این یارو رو بچلونیم.

‏چرا دفترش رو زیرورو نکنیم

‏و یه چیز واقعی پیدا نکنیم که بندازیم گردنش؟

‏آره، گرفتم.

‏اینا انگار فاکتورهای رستورانه.

‏همه‌شون رو بگرد.

‏هرچی دیدی که بوی کار ‏غیرقانونی می‌ده نشونم بده.

‏باید یه چیزی پیدا کنیم که باهاش خرش کنیم.

‏به فیلیپ بگو جیمز و پیتر

‏توی سالن رقص به ما ملحق می‌شن.

‏«انگلیسی برای روس‌های خنگ».

‏این رو ببین، مرد.

‏انگار بخش زیادی از بارهاشون رو می‌فرستن

‏یه انبار توی محوطهٔ راه‌آهن آلامدا.

‏طبق این مدارک،

‏ماه دوبار اون‌جا براش گوشت گاو می‌فرستن.

‏پس رستوران استیک و ساک‌زدنه.

‏اون انبار برای کالای خشکه.

‏چه استیکی یخچال لازم نداره؟

‏من معمولاً فقط ساک‌زدنش رو سفارش می‌دم.

‏می‌شه یه جایی حرف بزنیم؟

‏همین‌جا خوبه.

‏رئیس تصمیم گرفته

‏سیاست توقیف اموال رو کنار بذاره.

‏متأسفم. تصمیم آسونی نبود.

‏تو توی این پروژه چشم و گوش رئیس بودی.

‏واقعاً دست کی روی دکمهٔ خاموشیه؟

‏دو پلیس مرده داریم،

‏اتهام فساد داریم و جامعه ‏هم به آتیش کشیده شده.

‏از اول گفتیم این یه طرح آزمایشیه.

‏پلیس‌های بخش‌های دیگه دارن اعتراض می‌کنن...

‏اونا از نزدیک ندیدن این طرح چطور جواب می‌ده.

‏ببین، جلوی آسوِدا بهت تاختم.

‏چیزهایی گفتم که نباید می‌گفتم.

‏عذر می‌خوام.

‏می‌دونیم چقدر به این سیاست پایبندی.

‏برای همین می‌خوایم ‏بیانیهٔ اداره رو تو بنویسی

‏و توضیح بدی چرا داریم تعلیقش می‌کنیم.

‏هرطور صلاح می‌دونی به رسانه‌ها بفروشش.

‏خب، فیلیپس امیدواره خودم استعفا بدم.

‏می‌خواد این بار تو به‌خاطر ‏پلیس‌ها خودت رو قربانی کنی.

‏بیشتر از بیست سال لعنتیه دارم ‏به‌خاطر این اداره هزینه می‌دم.

‏کی نوبت اونا می‌شه یه ‏بار به‌خاطر من کاری کنن؟

‏توقیف‌ها دارن اثر می‌ذارن.

‏هی داری سعی می‌کنی این رو ثابت کنی،

‏ولی آمار جرم خلافش رو می‌گه.

‏اون آمار سه ماه عقبه.

‏من هر روز توی پرونده‌هامون ‏تفاوتش رو می‌بینم.

‏جرم خشن کمتر، فعالیت باندی کمتر.

‏وقتی آمار به‌روز بشه، معلوم می‌شه حق با منه.

‏نه اگه همین حالا تعطیلت کنن.

‏تا وقتی کمیسیون پلیس امضا ‏نکنه، چیزی قطعی نیست.

‏فکر کردن کمیتهٔ تو ‏همین‌جوری مهر تأیید می‌زنه.

‏جلسهٔ بعدی سه روز دیگه‌ست.

‏می‌دونم چقدر برای «بارن» زحمت کشیدی.

‏میراث توئه.

‏و می‌دونم دوست داری شورای شهر

‏نفوذ بیشتری روی نحوهٔ ‏ادارهٔ پلیس داشته باشه.

‏همکاری من و تو

‏آخرین چیزیه که مرکز شهر انتظار داره.

‏میچل که الان توی زندانه.

‏از این دورهٔ سخت رد می‌شیم ‏و توقیف‌ها رو ادامه می‌دیم.

‏جرم پایین میاد، درآمد ادامه ‏پیدا می‌کنه؛ برد-برده.

‏فارمینگتون می‌شه الگوی بقیهٔ مناطق.

‏تو هم می‌تونی این موفقیت بزرگ ‏رو بذاری پای کارزار شهرداری‌ت.

‏پروندهٔ قتل اسکوبی و کارل به کجا رسید؟

‏تونستین ثابت کنین ربطی به توقیف‌ها نداره؟

‏هنوز نه.

‏خب، اگه ثابت بشه خیلی کمک می‌کنه.

‏هرکی پشت این قتل‌هاست، اولویت اول ماست.

‏خب، فکر می‌کنی توی ظرف ناهار چیه؟

‏کوک و یه ساندویچ؟

‏آره، یا هروئین سفید خالص.

‏برای هروئین سیاه زیادی شیری‌رنگه.

‏انگار دختره داره ترجمه می‌کنه.

‏هی، یارویی که با روس‌هاست سوار یه وانتِ

‏«هولبالت کانستراکشن»ه.

‏تنهاست.

‏مواد رو همین‌جوری ول می‌کنن اون‌جا؟

‏این دیگه چه وضعشه، مرد؟ — نمی‌دونم.

‏ولی می‌رم یه نگاه نزدیک‌تر بندازم.

‏اوه، لعنتی.

‏چی شد؟

‏یا عیسی مسیح!

‏مواظب سرت باش، رفیق.

‏اون دیگه چی بود؟

‏یا عیسی مسیح.

‏یه لطفی می‌کنی؟

‏آره، چی می‌خوای؟

‏می‌خوام ساکت بمونی،

‏چون هرچی بگی ممکنه باعث بشه بهت شلیک کنن.

‏سر شرط‌بندی بدهکار شدم؛ بیشتر روی اسب‌ها.

‏شروع کردم بدهی ترتیاک رو با مصالح پس دادن.

‏چوب، سیمان...

‏مواد منفجره؟ — ازم سی‌فور خواستن.

‏گفتم خطرناکه.

‏دولت خیلی دقیق حواسش به این چیزها هست.

‏تهدید کردن به رئیسم می‌گن.

‏پس مدارک ادارهٔ سلاح و ‏مواد منفجره رو جعل کردم.

‏دارم از یه کارخانه توی آرکانزاس می‌گیرمش.

‏محموله امروز می‌رسه.

‏برای چی می‌خوانش؟ — نمی‌دونم.

‏دارن یک تُن ازش رو می‌فرستن کامچاتکا.

‏لعنتی. همه توی این کشور این‌قدر نگرانن

‏چی داره قاچاقی وارد می‌شه،

‏که هیچ‌کس نگاه نمی‌کنه چی داره خارج می‌شه.

‏این خمیر منفجره برسه خاک روسیه،

‏مافیای روس می‌تونه به هر ‏سازمان تروریستی بزرگی پخشش کنه.

‏حجم محموله چقدره؟

‏یه تُن.

‏به ادارهٔ سلاح و مواد منفجره بگین همه‌چی ‏اون‌قدر سریع اتفاق افتاد که فرصت تماس نبود.

‏می‌ذاریم بار رو ببرن.

‏من یگان ویژه و تیم خنثی‌سازی ‏بمب رو برای پشتیبانی میارم.

‏عالیه، «ما»؟

‏من هم با تو و افرادت میام.

‏اوه، آم، هی، وایسا.

‏این عملیات واقعیِ شکستن در و یورش بردنه.

‏وقت خوبی برای بچه‌داری نیست.

‏سه روز دیگه فیلیپس می‌خواد ‏به کمیسیون پلیس پیشنهاد بده

‏سیاست توقیف اموالمون رو بکشن.

‏باید ثابت کنیم قتل این پلیس‌ها

‏ربطی به توقیف‌ها نداره.

‏این تنها راه نجاتمونه.

‏چیزی که لازم داریم پیدا کردن همهٔ کساییه

‏که توی قتل کارل و اسکوبی دست داشتن.

‏برای همین من هم میام.

‏خب، می‌خوای چطور انجامش بدیم؟

‏سی‌فور بدون چاشنی تقریباً بی‌خطره،

‏ولی نمی‌خوام خطر تیراندازی رو به جون بخریم.

‏بذارین کانتینر رو قفل کنن.

‏تک‌تیراندازها روی پل جلوتر موضع بگیرن.

‏آدم‌های من موج اول می‌رن؛ ‏یگان ویژه پوشش تاکتیکی بده.

‏مأمورهای یونیفرم هم پشتیبانمون باشن.

‏باشه.

‏ترتیاک رو پیدا کردی؟

‏برگشته رستوران.

‏از کار سنگین خوشش نمیاد.

‏آره، داره نیرو برای کتک ‏زدن فاحشه‌ها ذخیره می‌کنه.

‏کارمون این‌جا که تموم شد، شما دوتا جدا شین،

‏ترتیاک و دست راستش رو بگیرین

‏و فاحشه رو هم بیارین؛ مترجم لازم داریم.

‏من این روس‌ها رو می‌شناسم.

‏همین که بازداشت می‌شن، ‏سنگ می‌شن و حرف نمی‌زنن.

‏خسته شدم از این‌که همهٔ ‏سرنخ‌هامون به بن‌بست می‌رسه.

‏هرچی ترتیاک دربارهٔ کارل و اسکوبی می‌دونه

‏ازش می‌کشیم بیرون.

‏خیلی خب، ما آماده‌ایم. — ما هم همین‌طور.

‏دست‌ها بالا، همین حالا!

‏تو، همون‌جا، برو روی زمین!

‏بجنب، بوریس.

‏بجنب، همین حالا!

‏- همین الان بخواب روی زمین! ‏- لعنتی!

‏بجنب.

‏جنگ سرد تموم شده، پسرا.

‏هیچ اثری از درگیری نیست؛ ‏ساچمه هم به دست‌ها نخورده.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left