The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

The Shield S04E10 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏آنچه قبلاً دیدید:

‏تا حالا چیزی رو کشتی؟ یه ‏نگاه خاصی توی چشم‌هاشونه.

‏انگار لبِ یه چالهٔ خیلی بزرگ وایسادن.

‏و هر کاری می‌کنن که توش نیفتن.

‏و همون لحظهٔ آخر، وقتی توی ‏چشم‌هاشون نگاه می‌کنی...

‏چهرهٔ خدا رو می‌بینی.

‏کلیون گاردنر؛ در چهار پروندهٔ ‏قتل جداگانه ازش بازجویی شده.

‏شاید اتفاقی از کنار این صحنهٔ جرم هم رد شدی؟

‏آره، ولی من نکشتمش.

‏حتی با دیدن اون عکس‌ها پلک هم نزد.

‏این بی‌واکنشی مال یه جامعه‌ستیزِ کلاسیکه.

‏بی‌گناهه.

‏ولی طرف هنوز یه قاتل خونسرده.

‏مظنون داریم، قربانی نداریم. این دیگه جدیده.

‏تا حالا مثل جندهٔ زندان ‏کیر مکیدی، جناب پلیس؟

‏بمکش!

‏من با ریچ نلسون کار کردم.

‏حالش چطوره؟

‏سه سال پیش مرد.

‏همیشه می‌گفت یه روز روی قبرم می‌شاشه.

‏خب، می‌دونم ریچ نلسون و کارگروهش

‏برای گیر انداختنت حسابی به زحمت افتادن.

‏ولی آخرش گرفتنم. سیزده سال از عمرم رو بردن.

‏تازه یه ترک توی حصار خانوادگی ‏آنتوان میچل پیدا کردم.

‏پسر بزرگش، دونالد سوم، کارت شناسایی جعلی

‏از پشت ونش می‌فروخته.

‏یه فکری دارم چطور تلافی کنیم

‏اون همه صبح کریسمسِ غمگین رو.

‏از یارو خوشم نمیاد،

‏ولی قرار نیست به این ‏اشغالگرای سفیدپوست کمک کنم

‏که بندازنش پایین.

‏پسرم رو گرفتن.

‏دارن از خون خودم می‌زنن تا به من برسن، مرد.

‏این هم جزو کار آنتوانه؟

‏آره، این محل؟ معلومه که کار اونه.

‏این همون جندهٔ کوچیکیه که محله‌مو لو داد.

‏اگه جنازه‌ش پیدا بشه

‏و گلوله‌های دو تا اسلحهٔ شما توش باشه،

‏سال‌های سال می‌پوسین زندان.

‏از این به بعد، من می‌گم ‏«کیرمو بخور»، تو می‌گی:

‏«می‌خوای تخم‌هات رو هم بلیسم، بابایی؟»

‏فشار روی طرح توقیف اموال فقط بیشتر می‌شه،

‏و وقتی بشه،

‏این گند مستقیم میاد روی آب. نشتی رو پیدا کن.

‏فیلم‌های دوربینِ ماشین شین از دیشبه.

‏دوست داری جنازهٔ اون دختر رو پس بگیری؟

‏جنازه در برابر جنازه. — کی؟

‏ویک مکی. جنازهٔ اون در برابر جنازهٔ دختره.

‏وقتی تموم شد خبرم کن.

‏چه مرگته؟

‏ماشینت رو شنود گذاشته ‏بودم. پای من و تو وسطه.

‏درسته؟

‏آنتوان انجی رو درست جلوی من و آرمی کشت.

‏با اسلحه‌های خودمون کشتش. داره می‌چلوندمون.

‏کمکم می‌کنی؟

‏اسلحه گذاشته بودی روی سرش. هرچی بخوای می‌گه.

‏هیچ‌وقت نمی‌خواست بیاد سراغ من. باور کن.

‏توجه: دو مأمور مفقود داریم؛

‏درخواست آماده‌باش تاکتیکی می‌کنم.

‏کاپیتان... یعنی عضو شورا؟

‏امشب فقط مأمورم.

‏خدای من.

‏یکی داره خیلی واضح منظورش رو می‌رسونه.

‏آنتوان میچل از همه بیشتر ضربه خورده.

‏وقتی جنازهٔ دختر دستمون باشه، ‏آنتوان دیگه اهرمی نداره.

‏درش میاریم و گلوله‌های ‏خودمون رو خارج می‌کنیم.

‏پیتاریو! یه کاری برای میچل کردی! چی بود؟

‏آنتوان گفت یه جنازه رو جابه‌جا کنم.

‏پلیس‌ها؟ — فکر کنم یه دختر بود.

‏کجا؟

‏گریفیت پارک، مرد. نزدیک اسب‌ها.

‏کاپیتان برای آنتوان مراسم استقبال چیده.

‏فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه ما رو لو بده؟

‏مطمئن می‌شم انقدر طول بکشه ‏که اهرممون رو پس بگیریم.

‏خب، کاپیتانت می‌خواد بابت ‏چی ازم بازجویی کنه، هان؟

‏من هم توی اتاقم. بازجویی رو هدایت می‌کنم

‏که سراغ چیزهای حساس نره. البته

‏اگه با هم کار کنیم.

‏فقط دوازده ساعت می‌تونیم نگهش داریم.

‏توی گریفیت پارک دفن شده، ‏یه جایی نزدیک اسب‌ها.

‏توی سه تا گودال. لعنتی.

‏هنوز نمی‌دونم چی می‌خوایم رو کنیم.

‏چند تا آس توی آستین دارم.

‏ممنون که اومدی، آنتوان.

‏اصلاً این سنگی که دنبالشیم چقدر بزرگه؟

‏خیلی بزرگه، مرد. در حد یه نشونهٔ شاخصه.

‏هیچی.

‏من هم نه.

‏مطمئنیم اصطبل‌ها همون پشتن؟

‏گه اسب روی کفشم گواهشه.

‏پیتاریو گفت جنازهٔ دختر

‏دویست یارد جنوبِ اسب‌ها دفن شده.

‏جنوب کدوم طرفه؟

‏ما خودمون جنوبیم.

‏باید همین‌جا باشه.

‏نمی‌دونم. یه چیزی جور درنمیاد.

‏خدای من. این مزخرفه.

‏حرفی داری بزنی؟ — نه.

‏فقط دارم دنبال جنازهٔ یه دختر مرده می‌گردم

‏که کون تو پاک بمونه.

‏اگه نمی‌خوای این‌جا باشی، نباش.

‏برای تو نیومدم. برای اون اومدم.

‏نتونستم از اسکورت پلیس بگذرم.

‏حس کردم شهردارِ شهرِ سفیدای آشغالم.

‏فعلاً کیفش رو ببر.

‏اسکورت بعدیت شاید رفت‌وبرگشت نباشه.

‏فکر کردم داریم با هم دوستانه رفتار می‌کنیم.

‏وقت‌هایی مثل این، جامعه ‏باید کنار هم جمع بشه.

‏این هم فرم صرف‌نظر از حق وکیل.

‏نوشته قبول می‌کنی بدون ‏وکیل باهامون حرف بزنی.

‏از حقوق قانون اساسی‌م صرف‌نظر کنم؟

‏ثبت بشه که آنتوان میچل

‏همیشه آمادهٔ کمک کردنه.

‏کی پلیس‌هامون رو کشت؟

‏با این حسی که این روزها ‏مردم نسبت به شماها دارن،

‏کار هرکسی می‌تونه بوده باشه.

‏علناً علیه توقیف‌ها حرف زدی.

‏پلیس‌های کشته‌شده‌مون توی ‏یه خونهٔ توقیفی پیدا شدن.

‏مطمئنی اون ایدهٔ تو برای ‏یه ترانهٔ اعتراضی نبود؟

‏شاید برات خیلی عجیب باشه،

‏ولی بیرون کلی گه اتفاق می‌افته

‏که من ازش خبر ندارم.

‏اون خونه توی قلمرو وان‌ناینرهاست.

‏تو پادشاه وان‌ناینرهایی.

‏می‌گی دستور اون قتل رو تو ندادی؟

‏بعدش هم چیزی درباره‌ش نشنیدی؟

‏تازه از هواپیما پیاده شدم.

‏هنوز حتی به قلعه برنگشتم.

‏آره، چه تصادف به‌موقعی.

‏درست به‌اندازه‌ای بیرون شهر ‏بودی که دو پلیس کشته بشن؟

‏می‌دونی حالا چی می‌شه، نه؟

‏تحقیق هیچ‌وقت تموم نمی‌شه. هیچ‌وقت.

‏دربارهٔ پسر آنتوان،

‏دونالد سوم، چیزی شنیدی؟

‏زندان شهرستانه، نه؟

‏معلوم شده دون توی حبس پسر بدی بوده.

‏دوربین مداربسته گرفته‌ش

‏توی دستشویی با یه زندانی دیگه.

‏نگهبان‌ها می‌گن مجبورش نکرده بودن.

‏می‌دونستی پسرت همجنس‌گراست، آنتوان؟

‏نمی‌دونستم افرادت این‌قدر ‏با مکزیکی‌ها گرم می‌گیرن.

‏آدم رو کنجکاو می‌کنه ببینه چی می‌شه

‏اگه چندتا رابطه رو به کار بندازم،

‏و منتقلش کنم فولسام.

‏تیخوانای کوچیک؟

‏جلوی سلولش صف دوست‌پسر راه می‌افته.

‏می‌خوام بدونم کی پلیس‌هامون رو کشت.

‏وقتی برگردم، اگه توی این قضیه کمکم کنی،

‏دربارهٔ این حرف می‌زنیم که ‏من چطور به پسرت کمک کنم.

‏خودم حلش می‌کنم.

‏من دربارهٔ پسره نمی‌دونستم.

‏خودت لعنتی گرفتیش. اول خودت رو چک کن.

‏نه.

‏پس بهتره از خودش بپرسی.

‏یادت نره،

‏من هم چند تا کارت برای بازی دارم.

‏اگه بمب دیگه‌ای داری که منفجر کنی،

‏همین الان خبرم کن. — ‏خیلی خوب داری پیش می‌ری.

‏اگه اطلاعاتت رو با من در میون ‏می‌ذاشتی، بهتر هم می‌رفتم.

‏وقت نداریم. فقط دوازده ساعت نگهش می‌داریم.

‏می‌خوام برگردم توی اتاق.

‏فکر نمی‌کنم رفتن سراغ خانوادهٔ آنتوان

‏بهترین راه باشه...

‏یه نفر دو تا از آدم‌های ما رو کشته.

‏کی پلیس‌هامون رو کشت؟

‏باز هم عکس سالنامه؟

‏این‌ها کله‌گنده‌های مکزیکی‌ان

‏که بند عمومی فولسام رو می‌چرخونن.

‏همه‌شون یه وجه مشترک دارن: می‌خوان تو بمیری.

‏حالا یه چیز دیگه هم دارن.

‏تو یه چیز دیگه‌ای، خانم.

‏انگار حالا باید یاد بگیره ‏خودش مراقب کون خودش باشه.

‏مشکل من نیست.

‏باور نمی‌کنم.

‏شرط می‌بندم الان حسابی حس ‏می‌کنی چه پدر گندی بودی

‏که سال‌های رشدش کنارش نبودی.

‏فکرش رو بکن، اگه خودت زندان نبودی

‏شاید پسرجون الان توی هلفدونی کیر نمی‌خورد.

‏نمی‌خوام اتفاقی برای پسرت بیفته.

‏همین که تو پدرشی خودش ‏به‌اندازهٔ کافی بد هست.

‏پس دربارهٔ پلیس‌هام بهم بگو،

‏تا دونالد همون‌جایی که هست بمونه.

‏خیلی برای خانوادهٔ آدم‌ها ‏احترام قائل نیستی، نه؟

‏چون برای خودت هم احترام زیادی قائل نیستم.

‏خب، دربارهٔ خودم حرف نمی‌زدم.

‏دربارهٔ ریچ نلسون حرف می‌زدم.

‏یه زمانی با هم کار می‌کردین، درسته؟

‏خیلی وقت پیش.

‏این ربطی به گذشته نداره، عوضی.

‏همه‌چی به گذشته ربط داره.

‏برای زن و بچه‌هاش هم خیلی احترام قائل نبودی،

‏وقتی داشتی با خودش می‌خوابیدی.

‏گفتم دهنت رو ببند.

‏فقط اون نیست که رفته تحقیق کرده.

‏نمی‌خوای گزارش کتابم رو هم بشنوی؟

‏هرچی می‌خوای بگی، بگو.

‏وقتی زندان بودم،

‏شنیدم تو و ریچ یه رابطه‌ای داشتین.

‏ولی انگار جواب نداده.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left