The first 200 lines.
اين عشق بود؟
«قسمت دهم»
«سال 2006»
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
اوه ، اومدی
سرت شلوغه؟- یکم-
این دیگه چیه؟
وقت ندارم ، زمان ارائه ی آثار برای مسابقه این هفته اس
نمیشد یکم روش بیشتر کار کنی تا امروز سرت خلوت باشه؟
جایزه ی این یکی دیگه الکی نیست
برنده 30 میلیون وون میگیره
پس لطفا زودتر تمومش کن
وقتی کارت تموم شد، میتونیم با هم شام بخوریم
باشه، حتما
«سیصدُمین روز اِجونگ و ده او» «عاشقتم»
«سیصدُمین روز اِجونگ و ده او» «عاشقتم»
اوه
این برای منه؟
چی؟ نه
چرا بی اجازه دست به وسایلم میزنی؟
ای خدا، اِجونگ؛ داری کاری میکنی تمرکزمو از دست بدم
چی؟ چیزی هست که نباید ببینمش؟
نه، اینطور نیست
به هر حال، صبر کن کارم تموم بشه که بعدش بریم شام بخوریم
هی، اِجونگ
هی
ای خدا
"احساس اون به من"
"باعث شد که قرار بذاریم"
خدای من
ده او، کی میخوای ازدواج کنی؟
ازدواج؟
هنوز در موردش فکر نکردم
چی؟ باید حداقل برنامشو چیده باشی
نچیدی هنوز؟
نمیدونم به نظرت برای برنامه ریزی ازدواج زود نیست؟
نه بابا
بعد فارغ التحصیلی، با یه چشم به هم زدن 30 سالت میشه
اِجونگ، ازدواج چیزیه که تو میخوای؟
من حتی نمیتونم از خودم مراقبت کنم
"سعی کردم که اونو از خودم بیشتر دوست داشته باشم"
"و در نهایت، بخاطر اون عدم هماهنگی"
"رابطه ی ما تموم شد"
"این بار هم همون طوره"
من هنوزم دوستت دارم
"دوباره بخاطر این که دوستم داره قرار خواهیم گذاشت"
اما دوباره بهم میزنیم، چون من" "بیشتر دوستش دارم
"...این دفعه، دیگه فقط من نیستم"
"که آسیب می بینم"
"هرچند"
"هر چیزی که بهت گفتم"
"از ته قلبم بوده"
"ولی اگه واقعا منظورش همین باشه چی؟"
"اگه واقعا همین احساسو داشته باشه چی؟"
آقای کارگردان- وای خدا-
صبر کن، تو کی ای؟
آرین خانم
چرا اومدین اینجا؟
خیلی دیر اومدین خونه، خیلی وقته منتظرم
چرا؟- تادا-
اینا رو آوردم که با هم بخوریم
این "جوکبال"ـه
جوکبال؟ مناسبتش چیه؟
یه سوالاتی در مورد سناریو دارم
برای همین اومدم که صحبت کنم باهاتون
آها
راستش، الان یکم دیر نیست که بشینیم با هم صحبت کنیم؟
آقای کارگردان، من جو آرینـم ها
به ندرت پیش میاد که وقت خالی گیرم بیاد
با این حال، این همه راه زدم اومدم اینجا ولی بازم اینطوری بی ادبی میکنید
باشه، خب چطوره بریم بار؟
واقعا که
باز شروع میکنن شایعه درست میکنن که جو آرین داشت با یه پسری شراب میخورد
نه- خب پس چی؟-
...خب
فکر میکنم بهتره بریم خونه شما
چی؟
خانم جو
بدوئین بیاین
خونم الان یکم به هم ریخته اس
فکر کنم واقعا دوست دارید
آره، هیچی مثل جوکبال استرس منو نمیشوره ببره
مگه چیزی اذیتتون میکنه؟
بله تقریبا
بخاطر اینکه خیلی سفته
هر گازی که میزنی استرسو سرکوب میکنه
شما هم یکم بخورین
به کسی فکر کنید که از همه بیشتر از دستش عصبانی این
نمیدونستم کسی مثل شما اینقدر راحت از کسی ناراحت میشه
یکی مثل من؟
...منظورم اینه که
مردم فکر میکنن که شما خیلی شیرین و گوگولی این
هیچکس تا حالا ندیده که عصبانی بشین
دقیقا. چرا من نمیتونم هر موقع که خواستم
از دست هر کسی عصبانی بشم؟
بله؟
هیچکس ازشون نخواسته که بهم بگن فرشته
ولی من الان باید زندگی دو وجهی داشته باشم
خب، منم می تونم یه عوضی تمام عیار باشم
واقعا اینطوریه؟
ولی همه زمان هایی رو دوست دارن که معصومانه میخندم
تمام گناه من اینه که به مردم چیزیو نشون میدم که اونا میخوان
پس چرا برمیگردن بهم میگن حقه باز؟
چرا میگن که دارم نقش بازی میکنم؟
ناراحت کننده اس
چرا اینطوری بهم نگاه میکنین؟
ببخشید
شبیه یه کسی هستین که می شناسمش
حالتون خوبه؟
خدایا، دستم- خون میاد-
یه چند دقیقه صبر کنید
خدایا، این لباسه اسپانسر داره
اعصابم خورد شد
اگه بخواین میتونین بپوشینش
من هیچ پمادی توی خونه ندارم پس میرم از بیرون بخرم
مشکلی نیست آقای کارگردان
زیاد طول نمیکشه .طی این زمان، میتونین عصبانیتتونو خالی کنید
یا نه، میتونین هر چقدر خواستید عصبانی بشید
...منظورم اینه که
فقط راحت باشید
راستش، الانم راحتم
من در برابر زن نقش اول فیلمم مسئولیت دارم
برمیگردم، راحت باشید
حتما
چیه؟ نمیتونی سوالا رو جلوی خودم حل کنی؟
تمام کاری که باید بکنی اینه که اعتراف کنی که تقلب کردی
همچین کاری نکردم
هیوشیم، از هر آدمی که می بینی بپرس
کی باور میکنه که یکی مثل تو همچین نمره ای گرفته باشه؟
چطور احمقی مثل تو میتونه 98 بگیره؟
عمرا نمیشه
پس لطفا دیگه به تقلب فکر نکن
و فقط زندگیتو بکن، خب؟
حتما
آدمایی مثل تو باعث میشن که از تلاش کردن برای رسیدن به هدفم منصرف بشم
کو هیوشیم، همونجا واستا
صبر کن ببینم
بده ببینم
همشو بده
چطور میتونی اینکارو بکنی وقتی هنوز دانش آموزی؟
عقلتو از دست دادی؟ این چیه؟
کارنامه نمراتته؟
...تو
«کارنامه»
چی؟ 98 امتیاز؟
چیه؟ تو هم نگرانی که نکنه تقلب کرده باشم؟
دانش آموز من به تقلب نیازی نداره
آفرین
بهم اعتماد دارین؟
اعتماد کردن کجاش سخته وقتی میدونم که سخت درس خوندی؟
معلومه که اینطوری نمره خوب میگیری
به هر حال، نباید بسوزونیش
با خودت نگهش دار
و به مامانت نشونش بده
منم، سیگاراتو نگه می دارم
آفرین
چرا گریه میکنی؟ بخاطر این که نمره کامل نگرفتی؟
کارت خوب بود
این موقع شب چه خبر شده؟
دیروز میخواستم یکم هوا بخورم
برای همین بدون اینکه به هیونگ بگم رفتم بیرون
بخاطر همین کلی دعواش کردم
مثل اینکه بخاطر این فیلم کلی استرس داره
درسته؟- میفهمم-
حتی منم با این ذهن سالم ممکن بود استرس بگیرم
حتما خیلی ترسیدی
درسته؟
یهو یادت اومده که یه بچه داشتی
نگران نباش
هیچیو سرش از دست نمیدی
خانم سونگ، من میتونم توضیح بدم
...این- نه-
از امروز، همه چی تمومه
بله؟- تو دیگه منیجر جین نیستی-
ببخشید، ولی نمیتونم موافقت کنم
...بخاطر اینکه
من شما رو اخراج میکنم
جین، صبر کن- ریو-
منظورت اینه که میخوای قراردادتو با من فسخ کنی؟
درسته
بخاطر اون قرارداد
طی 10 سال اخیر مجبور شدم باهاتون بمونم
به زودی براتون یه ایمیل می فرستم
لطفا فسخ قراردادو شروع کنید
...ولی جین
جین؟
...چیزی که گفتی
واقعا همچین چیزی نمیخوای، نه؟
مطمئنم فقط برای این بوده که خانم سونگـو بترسونی
نه
میدونی که من هیچوقت کارمو روی یه دروغ ریسک نمیکنم
چطوری میخوای عواقبشو کنترل کنی؟
اول، بیا از این خونه بریم
میخوام هر چیزی که منو به خانم سونگ ربط میده رو رها کنم
هیونگ، باید برم یه جایی
کجا؟
...اون
نباید از کس دیگه ای این خبرو بشنوه
اول باید با هانی حرف بزنم
یعنی چی؟ قلبم داره مثل دیوونه ها میتپه
No comments yet. Be the first to leave one.