The first 200 lines.
ملک؟
عزیزم، صدام کردی؟
داوود
اسامی برخی از شخصیتها در ویدیوی زیر
.به دلیل ملاحظات قانونی تغییر کردهاند
.آیفون غیرفعال است
.صبح بخیر
.یک پیام داری
.اشکالی نداره
هاکان
چرا گوشیت رمز داره؟ منظورت چیه؟
.دارم چون دلم میخواد
.ولی من ندارم
!بورجو، مسخرهای
کی فرستادش؟
.نمیدونم. هنوز چک نکردم
!هاکان، میخوام بدونم
.چرا میخوای بدونی؟ مهم نیست کی فرستاده
!اون هنوز بهت زنگ میزنه؟ بورجو، مسخرهبازی درنیار
.بارها در موردش حرف زدیم. باشه، بذار ببینیم کی فرستاده
.اون فرستادش، مگه نه؟ از طرف اونه
.آره، از طرف اونه. بفرما
.ببین چی نوشته
!یا خدا
عمو بکیر
.از حسادتت خوشم میاد، بورجو، ولی زیادهروی نکن
.بورجو سر هر چیزی ممکنه ناراحت بشه، ولی دختر خیلی باوجودی هست
.اون مسئول مالی کلاسمونه
.بهش میگن "بانکدار" چون به همه پول قرض میده
.روحش هنوز مثل یه نوزاد معصومه
.و قلب بزرگی داره که برای همه جا داره
.در مقابل هیچی نمیخواد
...نه کلمات و نه زمان برای
.گفتن هر چیزی که تو این مدرسه تجربه کردیم، کافی نیست
یه چیز رو مطمئنیم:
.اون لبخند کودکانه تو هیچوقت فراموش نمیشه
روستای میسی
.بیا اینجا. بیا. بیا
.نترس. بیا اینجا
عزیزم، اینجا چیکار میکنی؟
عزیزم
.ادا تنها مدافع حقوق حیوانات تو کلاسه
.براش فرقی نمیکنه گربه باشه یا سگ، موش باشه یا مگس
.همیشه شاد و سرزندهست تا اینکه ببینه حیوانی مورد آزار قرار گرفته
.اون موقع تبدیل به یه هیولا میشه
.وقتی تو امتحانی نمره بدی بگیره، سه روز گریه میکنه
.و همیشه به معلم اعتراض میکنه
.آرزو داره دامپزشک بشه و ما براش زندگی پر از کامیابی آرزو میکنیم
.دلمون برات خیلی تنگ میشه، دختر مهربون
خیاطی قیچی طلایی
.بله، آیلا؟ بورجو
...نمیدونم خبر داری یا نه، ولی
.پدر ملک، داوود، اخراج شده
اینو نمیدونستم. کی؟
.نمیدونم. دیروز شنیدم
.بهت زنگ زدم که اطلاع بدم
.میدونی که اوضاعشون خوب نیست
.میدونم آیلا
.باشه، الان قطع کن. من خودم پیگیر میشم و بهت زنگ میزنم
.خداحافظ
.آیلا، "خانم مو مشکی" کلاس ماست با موهای بلند و جذابش
.اونقدر ظریفه که بعضی از معلمها بهش امتحان شفاهی نمیگیرن
.از ترس اینکه مبادا آسیب ببینه
.حتی قبل از فارغالتحصیلی، کنار پدرش شروع به کار کرده
.ما باور داریم اون یه طراح ستارهای میشه و براش زندگی پر زرق و برقی آرزو میکنیم
.درست مثل لباسهایی که میسازه
.ازت ممنونیم آیلا، برای تمام امیدها، رویاها و هر چیز دیگهای که افتخارش رو دادی
.چطور تونستی این کار رو بکنی پدر؟ باورم نمیشه
.به کی زنگ میزنی؟ پدرم
بله عزیزم؟ سلام بابا؟
چطوری؟
ممنون عزیزم. تو چطوری؟ مدرسه چطوره؟
.خوبه بابا. بابا، امروز دوستم آیلا بهم زنگ زد
.گفت شما پدر ملک، داوود رو اخراج کردین
.بابا، میدونی که دخترش مریضه. نمیتونه راه بره و نمیتونه حرف بزنه
.حالا چیکار میکنن؟ میدونی که دستشون تنگه
.عزیزم، اینو نمیدونستم. مجبور بودم ۱۶ کارگر رو اخراج کنم
.بابا، ملک بهترین دوست منه
میفهمی، بهترین دوستم؟
حالا چطور میتونم تو روی پدر و مادرش نگاه کنم؟
.باشه، ناراحت نباش
.اگه دوستم داری بابا، عمو داوود رو برگردون سر کار
.نگران نباش
باورم نمیشه. چطور میتونی این کارو بکنی بابا؟
.خودم رسیدگی میکنم
.باشه. فردا اونجا هستم. در موردش حرف میزنیم
.- میبینمت عزیزم. خداحافظ
چی شده؟
.هیچی ولش کن. یه سری چرندیات در مورد پدرم
.تعریف کن
.ملک کیه؟ یه دوست از دبیرستان
.یکی از صمیمیترین دوستام بود
.سال آخر دبیرستان یه اتفاق وحشتناک براش افتاد
.فلج شد
.خیلی براش متاسفم
هیچوقت در موردش نگفته بودی. دیگه چی قراره بفهمم؟
.نگفتم چون نمیخواستم یادم بیاد
.سال آخر دبیرستان بود
...بعضی شبها میگفتیم میریم با هم درس بخونیم
.و بعدش تو یه خونه متروکه که درست بیرون شهر بود، همدیگه رو ملاقات میکردیم
فضای وهمآلودش رو دوست داشتیم
یه شب، قرار بود دوباره اونجا همدیگه رو ببینیم
وقتی نزدیکتر شدیم
صدای جیغ یه نفر رو شنیدیم
ملک بود
نمیدونستیم چی شده
این زن رو دیدیم
مردم شهر بهش میگفتن
هاول، ساحره دیوونه
این هاول جادوگره
اون اونجا چیکار میکنه؟
ما خیلی وحشت کرده بودیم
نمیدونستیم چیکار کنیم
فکر کردیم ملک رو کشته
فرار کردیم تا همه چیز رو بگیم و کمک بگیریم
مردم شهر اومدن به خونه قدیمی
ملک رو روی زمین پیدا کردن. سرش پاره و موهاش بریده شده بود
ماهها تو بیمارستان مونده بود
وقتی برگشت، یه آدم کاملاً دیگه شده بود
نمیتونم ببینم. چرا؟
تا حس کنی. ملک نیست، حسی وجود نداره
ملک نیست
نمیتونم حرف بزنم
ببندش. زندگیای نیست. ملک نیست. بسه
نمیدونم. ملک نیست
الان تاریکه. ببندش
هیچ وقت تموم نمیشه. ملک نیست
دیشب یه صدایی شنیدم و بیدار شدم
فکر کردم ملک داشت سعی میکرد حرف بزنه
دیشب یه صدایی شنیدم و بیدار شدم
فکر کردم ملک داشت سعی میکرد حرف بزنه
انگار داشت سعی میکرد چیزی بگه
نمیدونم شاید خواب دیده بودم
همینم اینقدر خوشحالم کرد، صالحه
خواهر منور، امیدتو از دست نده
ملک با یاری خدا خوب میشه
ملک با یاری خدا خوب میشه
دردهای من هیچ وقت تمومی نداره
و حالا داوود اخراج شده
دیگه هیچی نداریم
خدا میدونه، خواهر منور، خیلی سخته
باور کن، من و دخترم برات دعا میکنیم
میدونی بدترین چیز چیه؟
اون زنی که این کارو کرده آزاده
اون زنی که این کارو کرده آزاده
خدا لعنتش کنه
بفرمایید
ادا؟
منور بهم گفت که ملک دیشب سعی کرده بود حرف بزنه
چی گفت؟
نه، اونجوری نه. صداهایی درآورد انگار که داشت سعی میکرد حرف بزنه
آها. این کنجکاویه
یه نگاهی میندازم
لاکپشت رو هم با خودم میبرم. ملک خوشش میاد و خوشحال میشه
باید بری، این کار ثواب داره
دوستت با بورجو در مورد کار پدر ملک صحبت کرده؟
آره، مامان
و بورجو با پدرش حرف میزنه
انشاءالله
تاریکه. ببندش
هیچ وقت تموم نمیشه. ملک نیست
شمن یعنی جادوگر و ساحر
عقاید مختلفی درباره ریشههای کلمه "شمن" وجود داره
بعضی کارشناسا فکر میکنن که این کلمه از زبانهای منچو یا مغولی میاد
و بعضیا معتقدن که این یه کلمه سانسکریته
قبایل ترک عموماً از کلمه "کام" برای شمن استفاده میکردن
...پیشگویی کردن، طلسم کردن، قربانی دادن
قربانی دادن به ارواح کارهاییه که اونا میکنن
هاکان؟
هاکان؟
هاکان؟
سلام، هاکان. - بله؟
کجایی؟ - رفتم سیگار بخرم
زود برمیگردم
زود باش. وقتی ندیدمت وحشت کردم
دو دقیقه دیگه برمیگردم
باشه
بورجو
بورجو
بورجو
بورجو، چی شده؟ منم. آروم باش
آروم باش. منم. آروم باش
منم. آروم باش
امروز سرکارگر بهم زنگ زد
گفت "فردا بیا کارخونه. یه خبر خوب برات دارم."
انشاءالله
بهم نگفت در مورد چی بود
گفت آقای وهبی باهام صحبت میکنه
در مورد چی حرف میزنه؟
نمیدونم
ملک غذا خورده؟
بهش غذا دادم
امروز تو قهوهخونه در مورد یه نفر حرف میزدن
میگن اون یه آدم عارف و حکیمه
یه درمانگره
صالح، صاحب قهوهخونه، مادر همسرش رو پیش اون برد
هفت سال نمیتونست راه بره اما تو پنج دقیقه شفا گرفت
این مرد کیه؟
نمیدونم
صالح گفت باهاش صحبت میکنه و میتونیم دخترمون رو پیشش ببریم
No comments yet. Be the first to leave one.