The first 200 lines.
!خبردار
ما کي هستيم؟
!سربازان جوان آرياوارت
ما کي هستيم؟- !سربازان جوان آرياوارت-
به دشمنان رحم نميکنيم
به دشمنان کي؟- دشمنان آرياوارت-
مادر ما کيه؟
!آرياوارت
دوباره بگيد ,ماکي هستيم؟
!سربازان جوان آرياوارت
ما کي هستيم؟- !سربازان جوان آرياورتا-
به دشمنان رحم نميکنيم.به دشمنان کي؟
!دشمنان آرياوارت
دوباره بگيد,ما کي هستيم؟- !سربازان جوان آرياوارت-
کجا داري ميري؟
کي شما رو فرستاده؟
!سربازان جوان آرياوارت
برو بيرون- ببخشيد-
برو بيرون- اشتباهي اومدم داخل-
,ايشا راو, ويجيا ياواو, ابهي پرساد .رادها پريخ, مالاويکا
.ويجيا ياداو
ليلا؟- اسمم ليلا نيست، ويجياست-
.ويجيا
.مامان
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا، فاطمه و اميد
"اصل و نسبم سرنوشتمه"
"درود بر آرياوارت"
"درود بر آرياوارت"
"درود بر آرياوارت"
"هر چه داريم رو مديون راهنمايي هاي آقاي جوشي هستيم"
آب براي دوش ها ممنوعه دوش: گروهي از مردم که بيرون از آرياوارت زندگي ميکنن
.قربان افراد جوشي اومدند
.از طريق اون پيام رو فرستادم
.گفتم با دقت کامل برسونه
و با بقيه چيزا چکار کنيم؟
من دنبال اونم
داري چکار ميکني؟- نظافت ميکنم-
مگه بهت نگفتم وقتي اينجا نيستم حق نداري بياي اينجا
از من پرسيدند- بذارش پايين-
.فقط تميز ميکردم
.دستات رو ببر بالا
...قربان- ببر بالا-
آخرين اخطار هست
.پشت سر من تو دفترم نيا
هي!داري چکار ميکني؟
نميبيني؟
عکس ها چي شد؟
.ماسک رو در بيار و جواب بده نميميري
.هنوز نرسيدند
دوباره چک کن- باشه-
.بايد به مردم اعتماد کنيم من مطمئنم که شاليني ميتونه اين کارانجام بده
.شاليني فقط به فکر خودشه
.به ما اهميت نميده
زنگ بزن مرکز
بگو عکسها رو ميفرستم
.طبق برنامه پيش ميريم
من بايد اينا رو ببرم داخل
.اينا رو ارباب رائو براي ويجيا فرستاده
.اينا رو بذار اينجا من ميبرم داخل
گفتن شخصا بدم دستشون
.صبر کن
سلام؟خانم سپنا
اسمت چيه؟- شاليني-
اسم کامل- شاليني پاتک-
شاليني پاتک
درود بر آرياوارت ويجيا,سپنا,اشيش
.همينجا بمون
.من ميدونستم که ميايي
.بيا داخل
کمک جديد خانم ها .فقط دو دقيقه صبرکن
ميدونستم دوباره همديگه رو ميبينيم
...و اون روز تو مدرسه
ميدونستم حتما همديگه رو ميبينيم
دو سال گذشته نه؟
خونتون خيلي قشنگه
چطوري؟
.آشيش يکي از افراد خاص جوشي هست
.قبلا هم بود
.به تو نگفتيم
.و تو هم اصلا نپرسيدي
امروز به خاطر ايشون ما اينجا هستيم
.هيچ کي جرئت سوال پرسيدن از ما نداره
.خيلي عصبي شدي
.تو يه شب کل زندگيت تموم شد
.اره .تموم شد
اما من زندگيم رو پس ميگيرم
ليلا رو پس ميگيرم
اگه يکي بشنوه ميدوني چه .اتفاقي ميافته
اميدوارم فراموش نکرده باشي چجوري دستگيرتون کردن؟
.اگه ما نبوديم اونا از ليلا هم نميگذشتند
.به خودت نگاه کن
به چي داري فکر ميکني؟
با اون ميخويا چيکار کني؟ کجا ميخواي نگهش داري؟
يه بچه کوچيک اونم تو آرياوارت رو ميخوايي کجا مخفي کني؟
نقشه ايي داري؟- نقشه؟-
...ندارم
...اين
...اين رو واسه
ديگه ميرم
.عاقلانه رفتار کن
.وگرنه دخترت رو به خطر ميندازي
.من برگشتم ,خانم ها
کسي هست که ليوانش رو پر کنم؟
.بيا ادامه بديم
جشن افتتاحيه گنبد آسماني "سرزمين آرياوارت"
ما کي هستيم؟- !سربازان جوان آرياوارت-
به دشمنان رحم نميکنيم به دشمنان کي؟
!دشمنان آرياوارت
شاليني؟
اين ليلاي منه
.ليلا
.فقط يه خورده گيج شده
.خدا ميدونه اينا چه بلايي سرش اوردن
فقط گيج شده- شاليني-
. بايد نجاتش بدم
چه طوري؟
. بايد نجاتش بدم
جشن گنبد آسماني
.ولي ما فقط ميتونيم تو تلويزيون تماشا کنيم
...نکنه تو
.به بانو بگو
.اون دوست داره,کمکت ميکنه
.بانو
.نگاه کن
اون هميشه به دنبال بهانه بود
.اينو واسه تو گذاشته
!چه آدم خوبيه
تو هم واسش هديه بگير
ولت220
برقا چشون شد؟
!ديوندر
!رامان
کدوم گوري هستين؟
کجايين؟
!لعنتي
نميدونيد که برق رفته؟
.برو نگاه کن ,زود
بانو؟- بله؟-
!زود بيا اينجا
اين رو ببين
.غير ممکنه
حتي يک پرنده نميتواند از اين .سطح امنيت عبور کند
.و ما هم بدون دعوت بريم
...اگه يکي از افرادمون تو ليست مهمونا باشه
.يا يه زن
اين ساعت اينجا چيکار ميکني؟
داشتم زمين رو تميز ميکردم،کثيف بود
آشيش؟
به نظر تو کثيف بود؟
نه
شما چي ديدين؟
.بگو
.تو تاريکي اينجا وايستاده بود
تو تاريکي طبقه رو تميز ميکردي؟
.من اصلا بهش اعتماد ندارم
به کي زنگ ميزني؟
!به بازگوکننده ها
بهتره با دکتر اير بره- ولش کن،قطع کن-
من بهتون ميگم،ولش کنيد
حرف من رو گوش کنيد و بيخيال شيد
.دکتر اير با اين چکار ميخواد بکنه
.اين عوض بشو نيست
.شما اينو اخراج کنيد و بفرستيد
ده دقيقه اي وسايلت رو جمع کن .و از اينجا برو
...قربان ,اما
برو بيرون- قربان ,لطفا-
!بيرون
!خانم شاليني
.بخاطر سپنا شما رو نجات دادم
وگرنه کي ميتونه جلو من رو بگيره
..ولي الان
,اگه نزديک خونه ما بشي
,يا مشکلي بوجود بياري
,پيش اير نميفرستيمت
مستقيم ميفرستمت تو فاضلاب
!بهتره مراقب باشي,شاليني خانوم
!درود بر آرياوارت
!زنده باد آرياوارت- کجا ميرين؟-
ارباب موهن اخراجم کردن
چرا؟
.بشين
تو برو بيرون- باشه ارباب-
.حالابهم بگو
.اون آشيش که يکي از افراد جوشي هست
اون شکايتم رو کرد و گفت که .من برگه هاي ارباب رو نگاه ميکردم
چرا نگاه ميکردي؟- نه ارباب رائو ,من-.
من چرا نگاه کنم؟
پس افراد جوشي
مياد تو خونه من .و از کارکنان من شکايت ميکنه
!جراتش رو ببين
.اول تنها جوشي بود .الان همه جوشي شدند
فکر کردن هر کاري دلشون بخواد ميتونن بکنن
.آرياوارت ما نبايد اين جوري ميشد
...من
واستون چيزي آوردم
اين چيه؟
«اولين عشق من»
, فکر ميکردم
..اگه تو باشي
.فيض احمد فيض
No comments yet. Be the first to leave one.