The first 200 lines.
فصل دوم Banshee Origins
ترجمه 11 قسمت از حميد محمودي و 1 قسمت از مسيح محمودزاده
S02E01 Hotwire سيمداغ (اصطلاحی به معنای روشن کردن خودرو با گذر از سيستم احتراق)
هفده سال قبل
خب ، آماده اي؟ .آره
.بايد پنل دسترسي رو باز کني
... پيچ خورده
تو دنبال سيم اصلي مي گردي .و سيم جريان مدار ماشين
و اونا شبيه چين؟ .شبيه سيمن ، عزيزم
.تو اين ماشين ، بايد قرمز باشن
خب ، تو هنوز با آقاي ربيت صحبت مي کني؟
.آقاي ربيت نه ، فقط ربيت
اه ، الان باهاش صميمي شدي؟
اون دسترسي داره .هر چيزي که ما بهش نياز داريم ، جوب
... تجهيزات ، پول .چند تا پليس هم واسه خودش داره
.اون مردم و مي کشه .ميگن
... شوخي نکن !ميگن
.شوخي نکن ، عزيز
اون يک گانگستر قديمي .مادرجنده است
.و بهتره که سر این جریان بچه بازی از خودت در نیاری همیناست؟
آره ، حالا يک اينچ از هر کدومشون رو لخت کن .و هر کدومشون رو يه کوچولو خم کن
.فقط يک کاره جوب ، ورود و خروج .ما عضو گروهشون نميشيم
اين مافياي اکراينه که داري ، در موردش حرف ميزني
.يک بار وارد بشي ، ديگه خروجي نيست
حالا اصلا اون يارو چطوري تو رو پيدا کرد؟
.معرفي شده بودم
.مي بيني ، همين مشکلمونه کدوم خري تو رو پيشنهاد کرده؟
رامبرانت ، يادته کي بود؟ ... تخريب چي
... من فکر مي کردم خودش رو فرستاده هوا
.نه ، فقط دستشو به باد داد چطوره؟
.به اندازه کافي خوبه .حالا سيم احتراق ماشينو لازم داري
این یکی قرمز نيست.مثل اون يکيا لختش کن ، ولي دقت کن
، دستت به هیچ چیز فلزی نخوره که سرمون .رو قبل از اینکه حتی شروع کنیم به باد میدی
.یه حسی بهم میگه تو این کارو خیلی سریعتر انجام میدی .اه ، فقط به این خاطره که سریعتر انجامش میدم
.همه چی داره واسمون خوب پیش میره ، مرد
ما اهدافمون رو انتخاب می کنیم و بعد از اون تو با ابزارت داخل میشی
.و ما شانس نداریم چیز خوبی در انتظارمون باشه
خب ، چيه که به من نميگي؟
... حدس بزن چي شده؟من اين دو تا رو به هم بپيچونم؟
... چي؟نه ، نه ، فقط .اين يکي رو با اون دو تاي ديگه به هم بزن
.و به نظر ميرسه تو انجامش دادي
... من
.اون يه دختر داره
... دهنم سرويس ... ميدونم
تو ميخواي ما رو به خاطر اون دختره لعنتي به کشتن بدي؟
.نه ، فقط به من مربوطه .من تو رو خارج از رادار نگه ميدارم
حق با توئه لعنتي که بايد .منو خارج از رادار نگه داري
تو ميدوني چطوري بعضي مواقع چيزهاي بد اتفاق ميافتن؟
تو اشتباه مي کني و همون اشتباه .مياد و از پشت خفتت ميکنه
و موقعی که به خاطر هرج و مرجی که راه انداختی تو پناهگاهت نشستی ، پیش خودت فکر می کنی
، اگه می تونستم برگردم ، به اون زمان ، به اون لحظه
، موقعی که همچین اشتباه احمقانه ای کردم
، و انجامش نمی دادم .الان تو این مخمصه نبودم
خب.درست همین جا .همون لحظه است
و من بهت میگم ، برای صلاح مردای غمگین و بیچاره
، یا مرده .تو باید عاقبتش رو ببینی
که این لحظه واسه توئه
.آخرین فرصت برای اینکه خودتو نجات بدی
بنابراین ، اگه زودتر از ماشین .بیرون نری دیر میشه ، عزیزم
.همين الانش هم دير شده
دختره؟ .آره
!گندش بزنن .حله ! بريم سراغ يکي ديگه
!گندش بزنن
S02E02 Allenwood Part 1 زندان فدرال الن وود: قسمت 1
هفده سال قبل
.سلام شوگر
.بابت اومدنت ممنون
، من فقط میخوام بدونی .من همینجوری دست روی دست نمیذارم
من قصد دارم پیداش کنم و وقتی که پیداش کردم
.آرزو میکنه کاش منو کشته بود
.بی خیالش شو ، کای .من زیاده روی کردم
اون باید آدمی می بود که .الان اینجا نشسته ، نه تو
میدونی کای ، همین لکه ننگ .آبروشو میبره
، من بوکسور بودم ، من باید بهتر می دونستم
من قبل از این جریان با گوشت تمرین می کردم .و باید همینطوری حفظش می کردم
مار زنگیا رو یادته؟ زمانی که 14-15 سالم بود؟
یه خرده بعد از زمانی بود که پدرم تو رو برای کار تو ، مزرعه استخدام کرده بود.من تو انبار غله جدید بودم
من برگشتم و درست جلوی روم یک .کوراتالوس هوریدوس گنده (نوعی از مار زنگی) دیدم
.منو همون کنج نگه داشته بود .من نمیدونستم کجا برم
و یادمه فکر می کردم .لعنتی من قراره بمیرم
آره ، اگه درست یادم مونده باشه .با یک شن کش جلوش ظاهر شدم
، هیچوقت فراموش نمی کنم ، فقط یک .ضربه نیاز بود تا کارش تموم بشه
.این فرق میکنه کای .یک آدم مار زنگی نیست
.تو داشتی از من دفاع می کردی
اون حرومزاده داشت با یه .دیلم سمت من میومد
کای ، من اون آشغال ، رو داغون نکردم که
، خودمو دست و پا بسته بندازم گوشه زندون
.که تو درست بیای اینجا ور دستم .من گند زدم
.این رو گردن منه ، تلاش تو واسه انتقام گیری
یک روز هم از دوران محکومیت .منو کم نمیکنه
وقت تمومه
اصلا کاری هست که بتونم واست انجام بدم؟
آره
... فقط برای همین یک بار
.بی خیال شو
S02E03 Interrogation Part 1 بازجويي: قسمت 1
پانزده سال قبل
.مشکلي نداره .اين براي توئه
.در مورد اينها خيلي متاسفم
.ممنون
.خواهش مي کنم
،من کارگاه جوليوس بارنرم .تيم من بود که امشب تو رو دستگير کرد
.تبريک
،من هيچ بازي ای در نميارم .بعضي پليس ها بازي در ميارن
اونا ميان اينجا ،با تهديدها و خشم کامل
.بقيشون سعي مي کنند بهترين دوستت بشن
،من فکر نمي کنم هيچ کدوم از اين دو راه جواب بده
.مردم زيادي فيلم نگاه مي کنند
،از زاويه اي که من مي بينم .تو خودت ميدوني ميري زندان
،در طرف ديگه از اين گفتگو
.من 30 پرونده ديگه روي ميزم دارم
.پس قصدم اينه که سريع و بدون درد تمومش کنم
من از اثر انگشتت استفاده کردم .تا پرونده ات رو بکشم بيرون
.چيزي وجود نداشت
،FBI نه با ما ، نه با .يا اينترپل
، تبريک ميگم ، تو روحي
.ما حتي نمي دونيم به چه اسمي صدات کنيم
.جان
جان چي؟ .اسميت
،تو تا حالا تو ارتش بودي جان
، نه . آقا .من همچين چيزي رو رد مي کنم
،با توجه به حرف پليس هايي که امشب .باهاشون درگيري داشتي نميشه
اون بچه ها قسم مي خوردن .تو مهارت های نيروهاي ويژه رو داشتی
البته ، دلیلش میتونه
، از بین رفتن یک مقدار عزت نفسی که .واسشون باقی مونده با یک جمجمه کوفته باشه
در هر صورت ، من دوباره توی سیستم اداره تحقیقات جنایی ... دنبال سابقه ات گشتم. دوباره ، هیچی
، اين به من ميگه تو يک مدتي رو
.تو ارتشي جايي گذروندي .یا تو یک چیز خاص بین ما هستی
،در واقع خيلي خاص .که هيچ ردي ازت موجود نيست
کارگاه بارنر؟ بله؟چيه؟
،جان اسميت
.اسم واقعي من نيست
،از زاويه اي که من مي بينم .يا روحي يا مزدور
، در هر دو حالت
اينقدر باهوش هستي که بدوني
،کسي که براش کار مي کني .امشب واست پاپوش درست کرد
.من واسه کسي کار نمي کنم
. خب ، يکي مي دونسته که تو چکار مي خواي بکني
911 مورد اورژانسي تون چيه؟
.من ميخوام گزارش يک سرقت در حال وقوع رو بدم
...
کي ميخواي ياد بگيري اکرايني صحبت کني؟
Capitol Darn در انبار 211 Saw Miller River Road.
کسي بود که بشناسيش؟
بهت چند دقيقه وقت .ميدم در موردش فکر کني
، طبق گزارش من
تو ساعت 10:28 شب سيستم .امنيتي رو از کار انداختي
دوست داري حدس بزنی اون تماس چه زماني گرفته شده؟
... ساعت 10:15 دقیقه شب.خب
S02E04 Interrogation Part 2 بازجويي: قسمت 2
... خب
در مورد اون تماس اصلا فکر کردي؟
.آره و؟
.هيچي
.لهجه به نظر خيلي متفاوته .گمون کنم اکراينيه
.نمي تونم چيز خاصي بگم .تا حالا تو اکراين نبودم
خب ، تو زیاد اهل گفتگو نیستی؟نه؟
.شب طولاني ای بوده
امشب؟ .آره
.اين که چيزي نيست
، من اغلب اوقات اینجا با آدمایی ، مثل تو دور این میز میشینم
و من بهت این حس رو میدم که تو این لحظات .غریب و غم انگیز پشتتم و حمایتت می کنم
درست موقعی که شروع به غرق شدن می کنی
، اون زندگی که می شناختی .تموم میشه
، بعدا موقعی که میخوام برم ، من میرم خونه
، درست موقعی که زنم بیدار میشه ، می خزم تو تخت خوابم پیشش
و ممکنه قبل از اینکه سر کارش .بره سکس هم داشته باشم
... این اتفاق میافته.تو
واسه سالهای زیادی .نمیری خونه
تو میری تو یک سلول ، و فردا همین موقع
، تو توی رایکزر ، منتظر حکمت هستی ، حکمت 8 تا 10 سال میشه
، به این معنیه ، موقعی که بیای بیرون ، توی اواسط 30 سالگی هستی
، ولی ظاهرت به 40 ساله ها میخوره .حس 50 ساله ها رو هم داری
، تو پسر خوش قیافه ای هستی
باید اقرار کنم به نظر خوب بلدی ، با زنا چطوری ارتباط برقرار کنی
، ولی نزدیک یک دهه طول می کشه
.که بتونی دوباره یک زن رو لمس کنی
، و احتمالا یکی دو روز طول میکشه
که یک کیر بره تو .کونت یا تو دهنت
و بهترین چیزی که میتونی بهش امیدوار باشی .اینه که همون کیر قبلی نباشه
، تو یه جایی رو داری ، یه آپارتمان .هرجا
احتمالا چند ساعت قبل ، اونجا رو ترک کردی
، تو خیالت با خودت فکر می کردی که تا الان باید تو تختت باشی شاید هم یک دوست دختری واسه خودت داشته باشی
، اون اونجاست ، تو تاریکی تنها منتظرته
. و نگرانه که چه اتفاقی افتاده
اونجا احتمالا چند مایل پایینتر ، از جاده است ، شایدم کمتر
.و تو دوباره نمی بینیش
واقعا سخته که حلاجیش کنی ، نه؟
، زندگی تو ، اون زندگی تمومه
، و اون شامل هر وفاداری که فکر می کنی .به ربیت بدهکاری میشه
بی خیال ، تو این پرونده همه جاش .داره داد میزنه کار ربیته
.آه ... من تنها کار می کنم .نه ، نمی کنی
تو یک نفر رو تو اون ساختمون .همراهت داشتی
، ما اینقدرش رو می دونیم شما دویدین سمت جنگل
.و ما اونو پیداش می کنیم
!هی!هی !تو مسیر درختا حرکت کن
و شما دو تا برای اینکه تو این سیستم های امنیتی ، جدید که باید یک مانع الکترونیکی روی پشت بوم
قرار بدین و نمی تونستین به پشت بوم برسین یک نفر از داخل کمکتون می کرده) ، یک هک از راه دور مشابه رو)
.با هم اجرا کردین بنابراین با حساب من
این شما رو می کنه 3 نفر .بدون آقای ربیت
No comments yet. Be the first to leave one.