The first 200 lines.
ايستگاه راديويي رايپور دي خدمتتون هستيم
...اين آهنگ درخواست شده از
باده بابا، چوته بابا آرتي و تونتو از سارانگ
اي غريبه بهم بگو" "تو مقدسي يا شعبده باز؟
هيچکدوم نيستم" "فقط تاجر روياهام
"اي تاجر، بيا يه معامله کنيم"
"بيا قلبهامون رو يکي کنيم"
"بيا قلبهامون رو يکي کنيم"
"بيا قلبهامون رو يکي کنيم"
کيه؟
خانوادهمون چندين نسلـه که جنگلباناند
ولي اين احمق محل نميذاره
همهش هم بخاطر پان و تنباکو
!اااخ
...تنباکو چرب ليمويي
!اخ! اخ
با دو نسل خدمت کردن چي گيرمون اومده؟
مردم شهر حتي مارو نميشناسن
چي؟
منظورت چيه؟
همه جنگلبانها و افسرهاي ارشد با احترام باهام برخورد ميکنن
چون از جنگلهاشون محافظت ميکني، نه؟
کسي خودتون رو ميشناسه؟
بذار حداقل هويتي براي خودم بسازم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و هانا
مبارک باشه داداش بيلو رويات برآورده شد
ممنون داداش دينش
بدون شما نميشد
اگه چاييفروشي رحمتالله اينجا ميتونه روزي 500 روپيه در بياره
مغازه پانفروشي که ميترکونه *پان: نوعي برگ که داخل آن مواد مخدر ميگذارند*
مگه نه؟ آره حتما-
چـــمــــنبـــــهــــار
*مغازه پانفروشي چمن بهار*
"باستارههايي که دور بدنـت حلقه زدن"
"محبوب من، ميخواي کجا بري؟"
!هي
هي آقاي رترو *کسي که آهنگهاي قديمي گوش ميده*
کي هستيها؟
فکر کنم بيچاره عقلـش رو از دست داده
شبيه مواد فروشهاست
بيلو اولو؟ -اولو؟-
بيلو، اسمـمه
اسم جالبيـه
...ولي رحمتالله پول پيش رو
دينش لال از بازارپادا پول رحمتالله رو ميداد
آره، اون به من واگذارش کرد
مغازهش رو گرفتم
تو برش داشتي؟
پياده شو
چيش خنده داره؟
باباجون، مثل رحمتالله پير بيچاره اين مغازه هم وقتـش گذشته
اين جاده بيوه شده نه عاشقي داره نه شوهري
بيوه؟
ديوونه خنگ شهر عوض شده
لورمي ديگه بخشي از بيلاسپور نيست
الان بخشي ار مونگليـه
چي؟
...بخاطر ترافيک زياد
مشتريهاي اين مغازه کسايي بودن که بخاطر دادگاه بيلاسپور مياُومدن
حالا که اين جاده بخشي از مونگلي شده
بيمصرف شده کاملا بيمصرف-
حالا چي؟
حالا سپرت رو بردار و بلند شو گاندي
سريع برو بازارپادا و با کفشهات قشنگ داداش دينش رو بزن
اين مشاوره ارزش چهارتا آبنبات نعنايي داره
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
*شهرداري مونگلي بهتون خوش آمد ميگويد*
از کجا ميدونستم که قراره بخشها عوض بشن؟
ميفهمم
فقط يکم کمک کن تا قرض آقاي چوپرا رو بدم و مغازه رو ببندم
ببين داداش، بدم نمياد کمکت کنم
ولي خودم با پول قرض اينجا نشستم
داداش کوچيکم هم بيمصرف نشسته
تو قمار پولش رو باخته
يه مغازه پانفروشي جديد زده
کجا؟
تو جاده مونگلي
منظورت همون جاده جديد با ترافيک زياده؟
ميدونستي قراره عوض بشن براي همين گفتي مغازه رو بگيرم
بيلو، گوش کن بيا شام بخور
!هي، بيلو
بيلو، گوش کن
پانفروش مشهور لورمي وارد ميشود
امروز چندتا فروختي؟
کل شهر ديگه ميشناسنت؟
سلام آقاي جيتندار سلام
اين هم از پسر عزيز من
چون از خرس ميترسه از کارش استعفاء داد
چي؟ شنيدي ديگه-
آبروي خانوادهمون رو برده
قديمها، پا پَتي تو محوطه ببرها راه ميرفتيم
اين گربههاي جنگلي من رو نميترسونن
!ولي اون خرسها، منحرفاند
داستانهاي عجيب زيادي شنيدم
که مردم باکرهگيشون رو با اين خرسها از دست ميدن
اين مزخرفات چيه؟ چرت نگو همهش بهونهست-
ميخواد کل شهر اسمـش رو بدونن
بيمصرف
به من گوش بده
آدمهايي که ريشهشون رو از دست ميدن هيچ آيندهاي ندارن
لطفا کمکم کن
!ميخوان منتقلـم کنن نارينگي
"هميشه به دنبال محبت بچههام بودم" کمکت ميکنم-
"خيلي زجر کشيدم" ...من، رامايان يادو-
رئيس بخش جنگلباني هستم
حرف بزنم همه چي حله
عمو، دوباره مست کردي
خيلي نگرانم
...اين مغازه پانفروشي
تنباکو ميخوري؟ نه-
آفرين
بيا بزن
اين رو بگير
اين رو بذار تو مغازهت
الهه لاکشمي برات روزي مياره
کارت تموم شد بيا کمکم کن
کجا نگهـش داشتي؟
قربان، يکي ديگه ميخوام
يه سيگار لطفا
کي داره مياد آقا؟
مهندس جديد
اين چه کوفتيـه؟
مارلبرو نداري؟ *مارک سيگار*
بخاطر تقسيم بخشها کارمون يکم کساد شده
قبلا کبريت بده-
نميتونستن تو شهر خونه بگيرن؟
!سرت به کار خودت باشه
*مراقب سگها باشيد*
بابا، من شکلات ميخوام
چاييـت رو تموم کن برميگردم-
سلام داداش
شکلات شيري داري؟
نه آقا، کارمون يکم کساده
...نقشه رو يکم تغيير دادن، براي همين
يه سيگار لطفا
يه بسته تنباکو
عجب جيگريـه خيلي جذابـه-
شلوار کوتاه ميپوشه بهشون ميگن شُرتک-
عجب دختريـه داداش
موتور رو مثل باد ميرونه
اسمش چيه؟
"چرت و پرت انگليسي ميگه"
انگليسي حرف ميزنه؟
آره، اهل بيلاسپوره لباس کوتاه ميپوشه
خيلي جيگره حرف دهنت رو بفهمها-
چرا؟
به تو چه؟ مگه خواهرته؟
!زن داداشـته
گمشو بابا چيکار ميکني؟-
!هي اينجا چه خبره؟
هي مرد آهني زود باش جمع کن برو خونه
مامانت مست کرده و دوباره داره بابات رو ميزنه
ببينيد جلوي همه دارم بهتون هشدار ميدم
اين مغازه پانفروشي بيلوئه
هيچ آشغال کثافتي رو اين اطراف نبينمها
حالا فهميدي پسر آقاي آهنگر؟ "مسخرهش ميکنه"
بله داداش گمشو-
داداش عزيزم اومدي
اين جمعيت رو ببين
عجب سيلي به اون دينش زدي
!چک! چک !بوم، بوم-
يه پان کلاسيک يکم علفـش بيشتر باشه-
نعنا داري؟
نه فقط برگ پان پان شيرين هم داري؟-
يکي بهمون بده دوتا بهمون بده
آره، يکي کافي نيست
هر اونجرزي يه نيک فيوري نياز داره "مثال هندي ميزنه"
هر مايکي هم يه پدرخوانده نياز داره "مثال هندي ميزنن"
ديگه قايم موشک بازي بسه الان وقت نمايشـه
بهمون نياز داري داداش
اين دختر زندگي جوونهاي لورمي رو عوض ميکنه
اينا رو بزن به حسابمون سومو و چوتو
ولي من حساب و دفتر ندارم
داداش...پس از الان شروع کن
تاريخ بهت ميگه که يه پانفروشي نميتونه بهت اعتبار بده
!رسم و سنت همينـه
اين دختر مهره شانس توئه
اين دختر مهره شانس توئه
اين دختر مهره شانس توئه
"دو به اضافه دو براي تو ميشه 16"
"تو سيگار طعم گل رُز مني"
"تو پان شيرين مغازه مني"
وقتي تو رو دم در ميبينم" "قلبم اين رو ميگه
از اون وارداتيها بزن
*بهت خوشآمد ميگن*
تو پري داستاني" "روياي هر جواني
من کسي نيستم" "ولي تو دردُونه همه هستي
تو شراب قرمز شيريني" "و منم يه ليوان شيشهاي بلندم
تو آدم رو مست ميکني" "ولي من مثل آتيش سيگار ميمونم
"اين باد، بوي خوش نعنا رو ميده"
"بوي خوش زعفرون همه جا ميپيچه"
"من داستان درد و اندوهـم"
"تو مرهم درد و عشق مني"
اين مال حساب ماه پيش
يکم مواد نياز دارم
چقدر؟
پنج بسته پان بنگالي دو بسته تنباکو محلي
"دو به اضافه دو براي تو ميشه 36"
وقتي تو رو دم در ميبينم" "....اينجوري ميشم
يه جعبه شکلات شيري
No comments yet. Be the first to leave one.