The first 174 lines.
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت رایگان دنیال کنید aniem_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
استخون عزیزم.
دیو بزرگ
این دیگه چه کوفتیه؟
استخوان! ها! کجاست؟
ازت دارم مپیرسم استخونش کجاس! به نفعته جواب بدی
من میتونم وجود استخون رو حس بکنم
تو شعبه انضباطی حداکثر امنیت باشه، درسته که صحبت بکنیم.
چی؟ جولین موفق شد؟
پس میتونه به سلول انضباط بره تا استخون دیو پیدا بکنه؟
اره، ولی این خیلی بی فکریه !
اگه اول دستم رو بگیرم، اون مار رنگ پریده سریع دنبالم میکنه
،و تازشم دیسک حافظه رو برای پدرش دزدیده
حرومزاده با چنگ و دندون گرفتتش.
اون پسر بچه کوش؟
باید پیداش کنم.
اون همون کسیه که استخون رو برداشته.
حالا کجا قایم شده؟
قبل از اینکه منو اونجا کتک بزنن و اونو بندازن زمین،
و من استخونو برای همیشه از دست دادم.
نه، من باید به هر قیمتی اونو پس بگیرم.
صبر کن! چی… نه! بنگو که این اتفاق داره میفته!.
خواهشا! جنگ الان تموم شده.
همه ی اونا دارن از بین میرن.
آخرین بدن داخل سلوله انضباط لعنتیه.
این یه قدرت ایستادس.
لعنتی! چند نفر دیگه اینجا هستن؟
اینا بودن که این کار رو کردن؟
و دقیقا چی کار کردن ؟
اما فقط یه نفر میتونه قدرت استند داشته باشه.
کسی که همه زندونی های اینجا رو شکست داده
فقط یکی از این دوتا پانکی میتونه اونو داشته باشه.
معلومه که اونا نفرات زیادی کاربر استند فرستادن
این بخش از اونکه قبلاً تصور میکردم .
حداقلش، هنوز یدونه کاربر استند هستش
که هوشیاری ادما رو تحریک میکنه و اونارو به جنگیدن وادار میکنه.
چطوری با این زخم ها وایستادی ؟
موضعت جالبه ، عزیزم. استند نخ! کی فکرش رو میکرد؟
به نظر منم جالبه
که حرکت های رزمیت غیر قابل پیش بینیه.
با این حال، جالبتر از همه، اراده جدیته.
زخمی شدی،
ولی میتونم بگم که بخاطر اون مبارزه خیلی رشد کردی .
مار رنگی گفتش که چهارتا کاربر رو اینجا فرستاده، از جمله من استند،
غافلگیر شدم چون مطمئنم میتونی تصوربکنی .
خب، من فکر کردم " این تعداد برای انجام این کار لازمه؟"
ولی الان، دلیل این دستور کاملاً واضحه،
هه، اگه میخوای تو رو از بین ببره، کاملا انجامش میده.
به هر حال، من کنزو هستم، هفتاد و هشت سالمه.
کلید سلامتی، هشت ساعت خواب عمیقه،
و البته ادرار درمانی هر روز بدون شکستن.
نگه داشتن عادت خوب مهمه.
اینو میشناسی؟ ادرار درمانی!
اگه میخواید بازی بکنید، با کمال میل تو رو قبولت میکنم .
میتونم یه سبک آمریکایی انجام بدم.
یا سبک فرانسوی چطوره؟
کار به سبک ژاپنی؟
و البته سبک ایتالیایی ناپل.
در کل دنیا انگشتی هستش که میگه "لعنت بشی".
مستقیم میرم سر اصل مطلب عزیزم
همه مرده هایی که می بینید نه فقط مردند، بلکه غرق شدن.
من اونا رو غرق کردم، به همین علت بدنشون باد شده
و شبیه ادمای غول پکیری که درحال ترکیدنن .
و بدبختانه به نظر میرسه
اولین حریف من تو نیستی یا هنوز نیستی.
تو اینجایی!
لعنتی! اونا منو تو سایه بدن باد کرده گیر انداختن؟
فکر کردم اون رو دارم.
خیلی برای کودتای بزرگ من.
اوه، و چه راحت، یک جسد جلومو گرفت. گلوله ها
اه، واقعاً نزدیک بودش.
یک ثانیه صبر کن چطوری رسیدی اینجا
نگران نباش!
ولی، لعنتی! باید بگم که به خوردنش بهم نزدیک بود، جولین.
قبل از اینکه خون بیشتری از دست بدی ، باید این زخم ها رو درست بکنی.
هوم؟
اون پسر... اونو میشناسم؟
اوه، آره! الان یادم امدش
فکر کنم اونو تو پیش بینی آب و هوا داخل بازار دیدم.
ولی یه کار تموم نشده دارم.
من میخوام این گیزر خرفتو بیرون بیارم و ازش قراره لذتم ببرم .
هوم
جهت رو به جنوب شرقی صدوبیست و هفت درجه سی دقیقه وبیست ثانیه.
عرق…
دارم میکنم
میخوای دهنت رو باز بکنی؟
یا ترجیح میدی غرق بشی؟ اینه؟
منظورت از "غرق" چیه؟
نمیدونم نقشهِ احمقانت چیه،
ولی در اصل، آب مثل مرباس برای من.
اگه فکر می کنی میتونید -
برای اینکه یه فرد آموزش دیده در این شرایط غرق بشه،
معمولا بین پنج تا هفت دقیقه طول می کشه.
تنها در صورتی که انقدر نفس عمیقی بکشه که اکسیژن در ریه هاش باقی بمونه،
اینطوریه که اون زمان باارزش رو براشون میخره.
اگه همه اکسیژن…
... در هر دو ریه بازدم شده،
که نتیجه خیلی لذت بخشی نداره .
میبنی، فقط با چندتا قطره آب،
یه ادم غرق میشه و درجا میمیره .
مستقیماً از دهن کثیفت سیفون شده،
من به مهره چهارم گردنت آسیب زدم .
یه عصب بزرگ هستش که درست به کلیه هات وصل میشه!
وقتی کسی تحت فشاره،
غده فوق کلیوی مایعات بدن ترشح میکنه
شبیه یه روان کننده وارد مخاط تنفسی میشه.
پس این چند قطره آب باید احساس خفگی رو بده
با یه موج غول پیکر، دوست داشتنی!
خدای من! من نمیتونم نفس بکشم.
من داخل یه بدن ادم عادیم .
آترو، من باختم!
این بده، بدنم نمیتونه این رو تحمل بکنه!
ف.ف نه!
توهم میخوای غرق بشی؟ من خوشحالم که کمکت میکنم.
جولین کوجو!
ها؟
هیه!
تو چیی؟ خودتون رو پیدا بکنید.
تو یه ادمی؟
بلند نشو.
شناخت اونا از اینجا امن تر و عاقلانه تره.
به هر حال اون گیزر خرفت چه نوعی از استند یوزره؟
ما باید الان نقاط قوتشو بسنجیم. مگه نه؟
که مشکل اصلیه
توانمدی پیرمرد تو غرق کردن نیست
ولی این واقعیت که خوب جاخالی داد
شایدعادی باشه،
اما چرا هچکدوم از شلیک های خوش هدف بهش نخورد ؟
این یه جزئه خطرناکیه .
چرا اینجایی؟ و اسمت چی بود؟
آناستازیا یا... چیز عجیبی؟
چون من دوست دارم و برای دیدن چهرهت جونمو بدم.
اوه
هه؟ الان چی گفتی؟
اون پیرمرد مدتیه که اینجا حبس شده.
او چهل سال که تو این زندانه .
اون یه روانیه که از خوردن پیس خودش لذت میبره.
چند سالیه که اون رو تو بخش مردا ندیده بودمش.
معلوم شد که همش اینجا بوده.
و الانم این نمایش عجیب و غریب رو به انحلال، یک کاربر استند.
در پاییز هزارونهصدوشصتو نه ،
اون سی وچهار مرد و زن جوان رو کشت. اون به دویست و هشتاد سال زندان محکوم شدش.
معادل چندین عمر
اون عوضی خاکستری خندان اون موقع سی و هفت سالش بود.
ادعا میکرد که گورو یک فرقه مخفیه.
و انقدر موفق بودش که حتی
ستاره های هالیوودی داخل گروه حاشیه ای کوچک عجیب و غریب خودش داشت
اما فعالیتشون به مشکلاتی ختم شد
بین پیروان هار اون و خارج از جامعه،
پس پلیس و اف بی آی درگیر شدن .
اون میدونست که کاملاً در گوشه ی افتاده،
پس اون و سی و چهار نفر از پیرو هاش داخل یه ویلا تو فلوریدا موندن،
و یه خودکشی دسته جمعی رو برنامه ریزی کردش.
اما به همین سادگیا نبود.
کنزو به پیروهاش مواد مخدر زد تا از حال برن،
سپس ساختمون رو اتیش زد.
میبینی که همه پیروهاش به جز یه بازمانده تو اتیش سوختن
که اتفاقاً رهبر فرقه بودش.
این فقط یه شانس الکی بودش، واقعا
به طور عجیبی، به نظر می رسید دیوار ساختمون به اون نزدیکه
جوری که سقوط کردش که تا حدودی اون رو از دود و شعله های آتش محافظت شدش
شکی نیست که اون واقعاً حاضر بوده بمیره،
از اونجایی که وقتی اون رو پیدا کردن داشت میمرد .
منظور من گفتن اینا به تو چیه؟
ببخشید. من یکم منحرف شدم.
ولی دراصل فقط اون زنده موندش.
اون هیچوقت از زندان آزاد نمیشه، ولی اون به اعدامم محکوم نشدش.
این اصلیت پشت اونه.
من هیچوقت تو رو ندیدم و نمیدونم کیی.
اما من می تونم نقطه قوت تو رو طوری ببینم که انگار از شیشه ساخته شدی،
راز قدرتی که توی تو مخفی شده
معلومه هرچی که داخل جریان بدنت جریان داره
چیزی بیشتر از خونه.
من منبع مقاومت تو رو تو عمل ببینم؟
No comments yet. Be the first to leave one.