The first 199 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
بسیار خب، 20 دقیقه فرصت داری تا منو متقاعد کنی که این ایدۀ خوبیه
ببخشید. نگرونی
همین الان میام- ممنون، من معمولاً برای-
قرار با افرادی که نمیشناسم وقت نمیگذارم
ولی اونا من رو برای بهبود امکانات از آزمایشگاه بیرون کردن
چقدر ناخوشاینده! ما در تلاشیم تا مرزهای دانش بشری رو جایجا کنیم
و برای چی متوقف شدیم، تعمیرات؟
مسخرست. ممنون
حالا از خودت بگو
چیکار میکنی؟ چی باعث شده از این کار خوشت بیاد؟
من؟ نوبت منه؟
ما برای همین اینجا هستیم، مگه نه؟
خب اونطور که تو شروع کردی، فکر کردم
میخوای تمام شب خودت حرف بزنی فقط
ببخشید؟ چطور شروع کردم؟
مثل کسی که برای هیچکس وقت نمیگذاره
اینطور حرفی نزدم
شما 20 دقیقه فرصت داری تا منو متقاعد کنی که این ایده خوبیه
آره فکر کنم
انگار میخوای با زبونت
به کسی کنایه بزنی
خب میخوای فضانورد بشی، درسته؟
نمیگذارن افرادی مثل من فضانورد بشن
ولی بازم خوبه، از آزمایشگاه خوشم میاد
خوشحال شدم دوستم امشب به ما نپیوست
دوستت؟
آره، قرار بود امشب دوستم برای یه نوشیدنی بیاد اینجا
ولی پیداش نشد
ت..تو با من قرار نداشتی؟
و نباید این رو زودتر میگفتی؟
داشت بهم خوش میگذشت
من هم همینطور. اوه خدای من
باورم نمیشه نیامده
اگه دستم به هاوی برسه میکشمش
صبر کن. گفتی هاوی؟
آره همسایهام
هاوی هان
سلام، هن
نوشیدنیها بهت چسبید؟
هان، چیکار کردی؟- کاری که لازم بود انجام بدم-
واسم برنامه قرار ملاقات گذاشتی
بدون اینکه در موردش با من صحبت کنی؟
...خب اگه اینطوری میگی
...خیلی روانی هستی- گوش کن-
هن، باید ایوا رو فراموش کنی
...میدونستم خودت هیچ کاری نمیکنی، برای همین من
گفتم یه تکونی بهت بدم- من به این کار نیازی نداشتم-
و اون زن حتی به من نمیخوره
هن، این شخصیت تو مثل شخصیت بازندههاست
یه تغییری ایجاد کن، بهش یه فرصتی بده
میدونم کارن یکم خشنه
ولی بعد از چندتا تکیلا باحال میشه
ممکنه اتفاق خوبی برات باشه
گوش کن، اون - اون نفرت انگیزه
زنه فکر میکرد که هدیه مقدس خداوند به نسل بشره
وقتی نشسته بود حرف میزد باید میشنیدیش
انگار من نیاز به کمک داشتم و بهم ترحم میکرد
آره، این خیلی بده
خب کی دوباره میبینیش؟
جمعه
میخوان بدونن چه مدته این کار رو میکنی
میخوان بگن من پیر شدم؟
گوش کن، خوشحال باش که پسرمون فکر میکنه
کار تو بهتر از کار منه
مگه شغلی هم هست که قابل مقایسه با آتشنشانها باشه؟
کار تو هم عالیه مامان. فقط من نمیتونم باهات بیام سرکار
اوه، باشه. این رو گفتی حس بهتری گرفتم
به علاوه، تو دیگه آتشنشان نیستی
آره
اوه، اوه- اوه، اوه، ببخشید-
چیزی نیست، چیزی نیست گرفتمش، گرفتمش
اوه، اوه، اوه، خیلی خب
اینم از این
...چی
اینا مدارک استعفاته
آره- فکر میکردم قبلاً استعفا دادی-
... نگاه انداختن به اون ورقها
بهم حس بدی میده
خب، هرچی بیشتر به تعویق بندازیش
بیشتر خودت رو عذاب میدی
برو با بابی صحبت کن
تا بتونیم فصل بعدی زندگیمون رو شروع کنیم
دکتر ویلسون
امروز صبح میرم
بخور، دنی. باید راه بیفتیم
کی فهمیدی که میخوای توی بخش اکتشافات فضایی کار کنی؟
هجده جولای 1983
مادر و پدرم منو ساعت 4 صبح بیدار کردن
تا ببینم سالی راید
اولین زن آمریکایی هست که به فضا میره
میخواستی فضانورد بشی؟- بهش فکر میکردم-
فقط ستارهها رو نمیخواستم
خیلی بد بود مامان
میدونم، میدونم
منو دست میندازی آره؟
کار سختیه- هنوز خیلی راه مونده-
دنی- چیکار میکنی؟-
احتمالاً رانندهها برنامهنویسی ماشینهامون رو آزمایش میکنن
برای پروژههای رور خیلی باهاشون کار کردیم
بهشون میگید راننده؟
اونا به ماشینها دستور میدن
تا ربات کاری رو انجام بده که ما میخوایم
این ربات باید چیکار کنه؟
وجود حیات فرازمینیها رو بفهمه
جمعآوری نمونه قمرهای گالیله
«بهش میگیم «بیکر
آزمایشگاه سیار شیمیه
این ربات میتونه از آب و خاک نمونهبرداری کنه
بعد آزمایشهایی انجام بده برای تشخیص
وجود عناصر مورد نیاز برای وجود حیات فرازمینی
صبح بهخیر زینب- صبح بهخیر. سلام، دنی-
سلام- آمادهای علم ببینی؟-
از افراد مربوط به بخش آدام اجازه گرفتم
تا با هم بریم اونجا و شبیهسازی ببینیم
ماموریت انحراف سیارک
میخوان یه سیارک رو حرکت بدن؟ مثل آرماگدون؟
آره، ولی وقتی ببینیش شاید نظرت عوض بشه
هی، میتونی وسایلت رو اونجا بگذاری از نظر آلوین مشکلی نداره
حال آلوین چطوره؟
چی؟
جریان چیه؟
مبارزه علمی
فکر کنم باید برم جداشون کنم
منم میتونم ببینم؟
نه، هیچ بچهای اجازه ورود به آزمایشگاه رو نداره
اوه و همچنین... گوشی هم ممنوعه
اون مشکل توئه
الان پنج سال شده که روی این پروژه کار میکنم
دارم بهت میگم نمیشه انجامش بدیم
منم میگم این آینده ماست
و اگه هیچ کاری نکنیم، عقب میفتیم
...نه اصلاً، به نظرم باید
سر چی دعوا میکنن؟
... تروپوسفر
هی
!هدف ماموریت ما...-
خب، شاید ما باید هدف
مأموریتمون رو تغییر بدیم
بچهها، بچهها، صداتون رو بیارید پایین
هیتو داره کار میکنه
اصلاً حواسش به ما نیست
چطور میتونه حواسش رو جمع کنه؟
هی، این بار مشکل چیه، ویکتور؟
هیچی- آلوین دوباره محفظه مجموعه رو پیکربندی کرد-
لولههای بازید رو حذف کرد- آها-
الان فهمیدم، لولههای بازدید خیلی مهم هستن
لوله بازدید چیه؟
اونا جو محلهای جمع آوری نمونه رو برای
آلودگیهایی که ممکنه
با نتایج آزمایش ما تداخل داشته باشن رو آزمایش میکنه
ما قبلاً توافق کردیم- یه دقیقه-
ببین، من میخوام یک محفظه ذخیره سازی داشته باشیم
در صورتی که چیز جالبی پیدا شد میخوام بتونیم ازش نگهداری کنیم
هوم. فکر میکنه یه بیگانه پیدا میشه
و بعد میتونه برگردوندش به زمین
آلوین، چرا به اتاق تمیز برنمیگردی
تا بگذاری بقیه به کارشون برسن؟
باید تا ساعت 11 اعداد رو وارد دستگاه ماکرو کنیم
ممنون
پس محفظهای برای بیگانهها نمیگذاریم، درسته؟
درسته
اوه دیدرا، سلام.
سلام- خیلی وقت بود ندیده بودمت-
از دیدنت خوشحالم هن- بفرما داخل-
اوم، فرزندخواندت کجاست؟
پس دنبال تحت مراقبت قرار دادن بچه نیستی؟
نه، کارن قبلاً وضعیتت رو توضیح داده
و من تو رو از لیست خارج کردم
و بهش گفتم
این رو براش میفرستم
کارن گفت دوست داره میزبان برنامههای اطلاعرسانی باشه
حبا وجود اینکه دیگه نمیتونید بچه به فرزندخوندگی بگیرید
صبر کن، چی؟
کارن بهت گفت دیگه بچه نمیگیریم؟
بهم گفت سال سومیه که میری دانشکده پزشکی
و برنامهات خیلی سخته
آره، ولی فقط یکی دو سال مونده
و بعد رزیدنت میشی
همونطور که میدونی زندگی تغییر میکنه
کی به فضا میفرستینش؟
چند سالی مونده باید مطمئن بشیم
همۀ جزئیاتش تکمیل شدع
و بعد باید بهترین راه برای انجام ماموریتمون رو انتخاب کنیم
کارن؟- هوم؟-
الان اتفاق عجیبی توی مخزن فشار قوی افتاد
چی شد؟- داشتم نمونه میگرفتم-
اما وقتی رفتم دریچه رو باز کنم شوکه شدم
...این خارج از دانش منه، برای همین
...مطمئن نبودم- باید مخزن رو خاموش کنیم-
تا زمانی که بیان بهش نگاه بندازن
به کسی نگفتی؟- آمدم تو رو پیدا کنم-
باشه، بزن بریم
دنی بیا بریم
جالبه
سلام مامان
اوه، اوه، سلام، عزیزم
اونجا خوش میگذره؟
خیلی باحاله، انگار میخوان بیگانه به دام بندازن
No comments yet. Be the first to leave one.