Flame & Citron

Flame & Citron (Flammen & Citronen)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Flammen Citronen 2008 All BluRay Source
Flammen Citronen 2008 All BluRay 720p
Flammen Citronen 2008 All BluRay 1080p
A Commentary by IranFilm Official
►تبدیل و هماهنگ شده با نسخه بلوری | IranFilm.Net

Tags

BluRay
720p
720
1080
Published on: 2017-01-06
Downloads: 67
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

از اتفاقات استفاده شده.

اون روزي که اومدن روبه ياد داري؟

نهم اوريل رو به ياد داري؟

ميدونم که به ياد داري. ما همه به ياد داريم

يکهو همه جا پيداشون زد.

گشتاپو,ورمچات,ابور,اس اس.

نيروهايه الماني

نازي هايه الماني

و نازي هايه دانمارکي

همشون از تاريکي اومدن بيرون

انگار همشون منتظر اون روز بودن

ببينم برايه نگاه کردن به اونها بيرون رفتي؟

از فکرت چي گذشتش؟

اتش و ليمو

کوپنهاک شمالي ماه مه 1944

با وقار باش.

نقشه رو پياده بکن

اگه اروم رفتار بکني کسي شک نميکنه

مردم فقط به مرده ها با دقت نگاه ميکنن.

نه به يک چيز ديگه

و اونها به نبودن تو پي نميبرن

وحتي به ياد نميارن که مدت طولاني..

...اونجا ها بودي

من ميدونم کاري که کردي درست هستش

ديگه چيکار ميتونست بکنه

من رو درک ميکني؟

بله،بله.

استوار پترسون اوسترگارد.

اون کيه؟

از داگمارهوست گل اوردم فکر کنم يک بوکت برايه تولدتون باشه.

اوسترگارد پترسون بله منم

بايد امضا بکنم؟

نه

هميشه سببش رو ميپرسيدي

که چرا اين کار رو ميکنيم

چرا؟

نخواهي که اونها رو عصباني بکني خيلي خوب

سبب جالبي هستش:

ناحيه استالبورگ.

روز به خير

مدارک تون

چي مدارک مدارک ما پيش توهستش؟

دانمارکي هايهکه يونيفورم المان دارن. خائنين وطن.

بعضي از يي هستن که در جبهه شرقي اموزش ديدن .

خوک هايه بي رحم.

نزديک شدن به اونها غير ممکن هستش.

هميشه به طور دسته جمعي ميگردن.

و يک دردسر کامل هستن.

ادامه بده!

کارکنان امبولانس کمک ميکردن.

پليس کمک ميکردش.

و هر کسي که شجاعت داشت کمک ميکردش.

گاست روزنامه نگار.

جايزه رو به 10000 کرون بالا بردن.

برايه ما هر دو؟ فقط برايه تو.

درمورد من چي ميدونن؟ اين که مو قرمز هستي.

بنت موهات رو رنگ کن.

و يا کلاه بگذار.

چي کلاه؟ بله، اگه ميخواهي يک کاسکت بزن.

اين اونه.

يک سبب خوب ديگه:

ناشر هايي که تويه روزنامه ها تبليغات نازي ميکنن .

گاست ناشر؟

همه برايه خودشون سببي دارن.

تويه روز نهم اوريل يورگن به ورود رژه ايه المان ها به شهر رو تماشا کردش.

اين همه سرباز بي حساب به اسفراع در اوردن اون کافي شد

و معده اش به هم خورده بودش.

و به هم خوردن هم ادامه پيدا ميکنه.

تا اين که تابستان پيش برايه خريدن يک راديو برايه همسرش رفتش به مغازه .

و تويه اتاق پشتي داشتن روزنامه غيرقانوني چاپ ميکردن.

و يورگن بالاخره تونسته بود کسايي که شبيه اون بودن رو پيدا بکنه .

وقبل از اين که زياد دير بشه فعاليت هايه غيرقانوني اونها شروع شد.

وتنها يورگن وچند از دوستهاش بودن که از اون جمعيت مونده بودن .

ومابقيه يا به سوئد فرار کردن و يا مردن .

اعدام شدن.

... ولي يورگن يورگن به راهش ادامه دادش

و خلبان هايه انگليسي رو رهبري کردش. و با مواد منفجره کار کردش.

وبرايه اين که هميشه بيدار باشه هميشه از دارو استفاده ميکردش .

و مسلح شدن رو اداره کردش همه چيز رو.

و بعدا هم با من ادامه دادش

ساعت چنده؟

11:52. از گردنش بزن.

اکسل وينتر وکيل. پليس. مهمترين شخص برايه ما هستش.

و ميتونه به کانال هايه مخفي مرکز پليس دسترسي داشته باشه .

و با انگليس ها رابطه محکمي داره.

و دستورات رو مستقيما خودش ميگيره.

تويه پاييز گذشته فرار يهودي ها رو رهبري کردش

اگه اون باشه,هيچ چيزي راه نميره

و تا اوحد که ميدونم يک زنجير فرماندهي داريم .

و اعدام امروز گاست رو من تاييد نکرده بودم

و ما خودمون تصميم گرفتيم که امن هستش

و به علاوه اون اطراف بوديم. راستي؟

براي يک اقا تويه استاک هولم امضاء تون رو بگيرم.

بعضي پيشرفت هايي خواهد شد.

بايد با تدبير و..

..نظم محکمي لازم هستش

خوشتون ميادش. بنا بر وينتر...

يک کار بزرگيه. ...همه چيز بزرگ هستش.

درود بر وطن. درود بر وطن.

ديگه کي به همراه المان با نوشيدن مشروب اين اعدام رو جشن ميگيره؟

خونسرد بوديم.

خيلي پر تعداد نبوديم.ولي کمي سخت بودش که بگم کي چيکار ميکردش.

بعضي وقت ها با هم، و بعضي وقت ها هم جداگانه کار ميکرديم.

جنگ زمستان فنلاند هستش

معلم,دانا و متخصص جمع اوري اطلاعات هستش

و خرس بزرگ ,هم رويه زن ها متخصص هستش و هر لحظه اماده مهماني دادن هستش

و خرس کوچيک, ميون اون با اسلحه ها خوبه.

بنا به شايعات اگه يکي رو کشته باشه, رفته دوست دخترش رو هم کشته.

و مشروب فروش هم مامور عوض و بدل اطلاعات هستش برايه ما و المان ها اطلاعات ميفروشه.

موز هم بوکسر قديمي هستش. و سعي ميکنه تويه همه دعوا ها شرکت داشته باشه.

کارل,مرد عصبي, و خيلي هم محکم هستش.

هرينچ و تدي ,دانش اموز ها, جوان ترين هامون

و اسمال هرچقد که ميتونه در مورد غذا ها حرف ميزنه و اصلا هم ساکت نميشه .

و کپ ، يک وقتي تو بلژيک پرستاري کرده. و تو کاستروپ يک گوه واسه خودش داره.

موز مواظب اون هستش

و ژورگن,رفيق من.

در اين مورد حرف زده بوديم. بايد از اون دور وايستيد.

کارل هينز هافمن. رئيس گشتاپو.

کسي که دنبالمونه اينه.

هافمن ميخواهد با شما حرف بزنه.

اشتباه نکن

دانمارک تويه تاريخ خودش جنايتکاري مثل اين رو نديده .

تو ذاتا ميدونستي

ميتونميک ليوان مشروب واسه شما بگيرم؟

متاسفم کارگاه سوند حريستنسن

کتي.کتي سلمر.

به سلامتي سوند چريستنسن. به سلامتي.

عاليه.

متاهل هستي؟

بله.

تو رو قبلا اصلا نديده بودم. خيلي مسافرت ميکنم.

جالبه.چه کاري ميکني؟ طراح لباسم

عکاس هستم.و تويه مدتي نزديک تويه مجله روز زن ها کار کردم.

تو کي هستي؟ برايه شراب تشکر ميکنم.

از تو يک چيزي پرسيدم.

خيلي سوال ميپرسي خدانگهدار بنت

خدانگهدار بنت.

ممکنه يکي از بچه ها گفته باشه.

هيچ وقت اسم من رو نميدن.

بگير

بنت,اينجا يک هتل الماني هستش. و اون تو هم پر از الماني هستش.

ميرم داخل به اينجا

اگه نيمساعت ديگه برنگردي من هم پشت سرت ميام

تيم بازپرسي قضايي کتي سلمر اينجاست؟

هتل نوردلند.

چي ميخواهي؟

ميتونم بيام تو؟

کي ها رو ميشناسي

من طراح لباس ستم,عکس ميندازم.

قبوله؟ چرا من رو بنت صدا ميکني؟

فکر کردم که اسمت اون هستش.

شغل اصلي تو چيه

نميتونم بگم. بايد بگي.

من نامه رسان هستم.بين استاکهلم و کوپنهاک نامه ميبرم ميارم .

من مشروب فروش رو ميشناسم اون فقط اطلاعات حمل ميکنه.

يک ادم وضعيت متعادل هستش. کسي برايه اونطور ادمي کار نميکنه.

من وينتهر رو هم ميشناسم

خوب برايه وينتهر چيکار ميکني؟

بايد تقدير کني که نميتونم اين رو بگم.

تو به اين سبب اينجا نيومدي. راستي؟

يک سبب ديگه داري.

من عادت دارم با زن هايه متاهل بخوابم.

همسرم همجنباز هستش. و ازدواجش هم الکي هستش.

اون اهل سوئد هستش و اينطوري ميتونم به راحتي بين دو کشور تردد کنم .

از من خوشت اومده؟

بله.

چرا؟

چون خيلي خوشگلي

چند سالته؟

بيست سه,چرا پرسيدي؟

خيلي جوان هستي.

مفهوم سن خيلي بزرگ هستش.

حالا برو.

سلمر اسم واقعي توهستش؟ بله.

برو.

صاحب خانه من ليس هستش.

و شوهرش هلمر.

اينجا زندگي ميکنم

تويه زيرزمين اونها ميمونم

جايه قشنگي هستش.

جايه قشنگي برايه انتظار هستش.

من بيشتر وقتم رو با انتظار ميگذرونم

هورست ارنست گيلبرت ناشر روزنامه اسکانديناوي تلگرامبيائو هستش.

و تبليغات الماني ميکنه.

و در سال 1934 به عنوان پناهنده سياسي اومده داره جاسوسي ميکنه و تويه ابور هم سرهنگ هستش.

و خائن هرمان سيبولد

سرهنگ دوم اس اس. رئيس اطلاعات اسکانديناوي.

و اخرينشون هم خانم اليزابت لورنتزن هستش.

شيلتزويگ از هولشتاين اومده .نويسنده هستش.

و تويه ابور هم يک بالا رتبه هستش و همينطور منشي گيلبرت.

کيک برداريد.

اين قهوه واقعي هستش.

اينها الماني هستش؟ بله,جاسوس هياه الماني.

بله ولي در نتيجه باز الماني هستن.

انجمن ازادي , نابودي المان ها رو مگه ممنوع نکرده؟

بهتره بگيم يک توصيه ما به توصيه ها گوش نميديم.

لندن ,ميخواهد که ته ابور کنده بشه .

من اشتباهي فهميدم؟

مگه ما سعي نداشتيمکه مخبرين دانمارکي نازي هايه درون خودمون رو دفع بکنيم؟

بله,ولي ديگه از نيروهايه ويژه هستي. به تو هر چيزي دستور داده بشه اون کار رو بايد بکني.

More Farsi Persian subtitles for Flame & Citron

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left