Specials

Release info

Its My Life E77(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-04-05
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫با یه زن؟ ‫ قسمت هفتاد و هفتم

‫احیانا میدونین اون زن کی بود؟

‫بله. اون تو بیمارستان ـمون بچه به دنیا آورده بود

‫از اونجایی که مادر مجرد بود، اصلا ملاقاتی نداشت

‫تا اونجایی که یادم میاد خیلی خوشگل بود

‫احیانا این خانم نبود؟

‫مطمئن نیستم

‫قیافشُ دقیق یادم نمیاد

‫اما اسم اون زن... چی بود؟

‫اسمش با اولین جاسوس زن کره ای یکی بود

‫اون موقع اسم اون جاسوس زن رو ‫توی برنامه رادیویی شنیدم

‫اولین جاسوس زن کره ای؟

‫چویی سوهی بود؟

‫چویی سوهی؟ چویی سوهی؟

‫فکر کنم همین بود. چویی سوهی

‫ما حتی ارزیابی داورا رو چک نکردیم

‫اینطوری نمیشه

‫یه جلسه اضطراری هیئت مدیره میذارم...

‫و درخواست میکنم که مرحله سوم دوباره برگزار بشه

‫نتیجه ی این مرحله بی اعتباره

‫به خودت بیا

‫دیگه تموم شده

‫ما باختیم. مشخصه که باختیم

‫چرا نمیتونی قبولش کنی؟

‫چطور میتونم قبول کنم؟

‫اگه قبولش کنم، معنیش اینه که قبول میکنم ‫که آن نام جینِ عوضی،

‫رئیسِ هیون گانگه

‫ازم چطور انتظار داری که قبول کنم؟

‫پس میخوای چیکار کنی؟

‫نتیجه مشخص شده و تیم 2 تو فروش هم ‫برنده میشه

‫مگر اینکه یه تغییر غیرمنتظره به وجود بیاد ‫وگرنه آن نام جین رئیس هیون گانگ میشه

‫برو بیرون. اگه هی میخوای همچین چیزی بگی ‫برو بیرون

‫باشه. من معذرت میخوام

‫پس دیگه تمومش کن

‫اگه اینطوری عصبانی بشی برای سلامتیت ضرر داره

‫تیم 2 برنده شده

‫عادلانه بوده

‫چطور تونست بدون تجربه و دانش تجارت ‫برنده بشه؟

‫امکان نداره. این یه توطئه ـس

‫دیگه نمیخوام بیشتر از این خودمو تحقیر کنم

‫فردا استعفا نامه ـم رو مینویسم

‫استعفا نامه؟

‫نمیخوام اینو بشنوم ‫هیچی نگو

‫ما هنوزم شانس برنده شدن تو فروش رو داریم

‫با فروش میتونیم اوضاع رو ‫به نفع خودمون تغییر بدیم

‫میتونم کاری کنم این اتفاق بیفته

‫بهم اعتماد نداری؟

‫نه

‫من باختم

‫من باختم

‫انقدر ضعیف نباش!

‫من تو رو اینجوری بزرگ نکردم

‫مدیر چویی!

‫شی وو ‫مدیر چویی

‫شی وو ‫مدیر چویی

‫مدیر چویی، بلند شو ‫شی وو، بلند شو

‫مدیر چویی ‫چی شده؟

‫شی وو!

‫شی وو. شی وو

‫چی شده، آقای جانگ؟

‫چه اتفاقی واسه مدیر چویی افتاده؟

‫وقتی چیزی فهمیدم بهتون خبر میدم

‫وای نه

‫شی وو

‫ بخش اورژانس

‫چیکار کنم، آقای جانگ؟

‫برای شی وو که اتفاق بدی نمیفته؟

‫چرا این حرفُ میزنی؟

‫هیچ اتفاق بدی نمیفته

‫بیا به تیم پزشکی اعتماد کنیم و منتظر بمونیم

‫مامان اینجاس، شی وو

‫حالت خوب میشه

‫مامان... مامان نمیذاره هیچ اتفاق بدی برات بیفته

‫منشی کو، از تیپی که این روزا میزنی خوشم میاد

‫این لباس جدیده؟

‫نه. همونطور که تو توصیه کردی ‫طراحیش رو جدید کردم

‫خیلی عالی به نظر میاد، نه؟

‫آره. خیلی خوب شده

‫حالا مثل یه زن حرفه ای شده

‫اون به عنوان یه دختر جوون خیلی با استعداده

‫سون گیو گفت قبلا طراحِ یه شرکت بزرگ بوده

‫نمیدونم چرا کارشو ول کرده ‫و داره لباس تعمیر میکنه

‫بله، سونگ جو؟

‫بابا، ما برنده شدیم ‫تیم ما برنده شد

‫چی؟ جدی میگی؟

‫واقعا مدیر آن برنده شد؟

‫آره. اگه مشکلی تو فروش پیش نیاد،

‫نام جین رئیس هیون گانگ میشه

‫خوبه. کارتون عالیه. آفرین آفرین

‫آره. باید جشن بگیریم

‫چی؟

‫باشه. برای همه شام میخرم

‫آره. باشه. خدافظ

‫تیم مدیر آن برنده شد؟

‫آره، برنده شدن

‫سونگ جو گفت چون من لباساشون رو ‫خوب درست کردم، برنده شدن

‫دختره ی لوس

‫همیشه حرفای شیرین بهم میزنه

‫اون چویی سوهیه عفریته باخت. ‫چه حس خوبی دارم

‫واسه همین میگن آدم باید همیشه ‫با بقیه خوب رفتار کنه

‫سونگ جو بزودی بانویِ اول هیون گانگ میشه

‫خدای من

‫آیگو. خیلی ناراحت کننده ـس

‫ما مرحله سوم رو باختیم

‫و مدیر چویی از حال رفت

‫آیگو. تیم ـمون تو یه چشم به هم زدن نابود شد

‫حالش خیلی ناخوش بود

‫شاید یه مریضی جدی داشته باشه؟

‫چرا همچین حرف شومی میزنی؟

‫نه

‫مطمئنم بخاطر اینکه خیلی از خودش کار کشیده بود ‫از حال رفت

‫بعد از اینکه جین آه ناپدید شد ‫خیلی تحت فشار بود

‫حتما اون باعث شده که اینطوری بشه

‫جین آه نباید بفهمه که مدیر چویی مریض شده؟

‫نه. شاید فقط برای چند روز بستری بشه

‫باید چیکار کنم؟

‫یونجی، ما سه تا باید بدون اونا ‫برای استراتژی فروش برنامه ریزی کنیم

‫هر چند کاپیتان اینجا نیس، ‫اما باید کشتی رو هدایت کنیم

‫صبر کنین. من یه لحظه میرم بیرون

‫کجا داری میری؟

‫به مینهان سفارش رنگ دادم

‫ارزششو داشت از یه متخصصی که ‫سی سال تجربه داره مشاوره بگیرم

‫گفت این عالیه و باعث میشه که...

‫طول عمر پارچه بیشتر بشه

‫آقای لی، این روزا دیگه افتادین رو غلتک

‫بیاین فعلا با سفارش کم شروع کنیم...

‫و موقعی که خواستیم به فروشگاه ها عرضه کنیم ‫مقدار سفارش رو زیاد کنیم

‫چشم. از قبل مقدار کم سفارش دادم

‫بله؟

‫مدیر آن، هان سونگ جو ‫میشه یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

‫چی؟ مدیر چویی از حال رفته؟

‫بله. آمبولانس اومد و بردش بیمارستان

‫سطح آنزیم کبدش انقدر بالا بود ‫که میتونست خطرناک بشه

‫فکر کنم وضعیتش بدتر شده

‫از وقتی جین آه ناپدید شد، مدیر چویی...

‫خیلی ناراحت بود

‫میدونم. خیلی ناخوش و رنگ پریده بود

‫مدیر آن

‫اگه میتونین با جین آه تماس بگیرین ‫و لطفا بهش بگین

‫جین آه باید اینو بدونه

‫راستش، من فقط یه بار دیدمش،

‫اما شماره ـمو مسدود کرده ‫که نتونم بهش زنگ بزنم

‫خدای من

‫نمیدونم چرا گذاشت رفت،

‫اما جین آه خیلی مدیر چویی رو دوست داشت

‫اگه بشنوه مدیر چویی مریض شده ‫حتما میره دیدنش

‫دنبالش میگردم

‫ بخش مراقبت های ویژه

‫دکتر کیم، مشکل شی وو چیه؟

‫علاوه بر اینکه کبدش آسیب دیده، ‫به نظر میرسه اضافه کاری و استرس...

‫باعث سیروز کبدی حاد شده

‫سیروز کبدی حاد؟

‫کبد مثل یه سنگ سفت شده ‫بخاطر همین نمیتونه به درستی کار کنه

‫وقتی وضعیتش انقدر ناجور بوده،

‫حتما خیلی درد میکشیده ‫شما متوجه نشدین؟

‫نمیدونستم

‫اصلا نمیدونستم

‫باید چیکار کنم؟

‫باید چیکار کنم تا شی وو حالش خوب بشه؟

‫ما سعی میکنیم یه راهی پیدا کنیم

‫فعلا ازش مراقبت فوری میشه

‫مُدام وضعیتش رو چک میکنیم ‫و به اتاق بیمار منتقلش میکنیم

‫میخوام اطلاعاتی که بدست آوردم رو جمع کنم...

‫و درخواست تحقیقات مجدد بدم

‫میگم... سونجا

‫نمیخوای باهام بیای؟

‫حتی یه نفر میخواد بهم پول بده ‫که یه کار جدیدی رو شروع کنم

مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫وکیل هو

‫منم مامان نام جین

‫میخوام یه چیزی بهتون بگم

‫چی؟

‫بانگ چول سانگ ازتون خواسته ‫باهاش برین خارج؟

‫بله

‫گفت یه نفر بهش پول میده که ‫یه کار راه بندازه

‫اگه ناپدید بشه،

‫نمیتونین تحقیقات مجدد رو پیش ببرین؟

‫احتمالا

‫کار خوبی کردین که بهم گفتین ‫من بررسیش میکنم

‫بله؟

‫خوش اومدی منشی کیم

‫چی شده؟ ‫حق با شما بود، رئیس

‫مدیر چویی شی وو تو کلینیک زنان و زایمانِ ‫امید به دنیا اومده

‫واقعا؟

‫خیلی خب

‫شاید نتونم بندازمش زندان،

‫اما این برای اینکه از هیون گانگ بره کافیه

‫بانگ چول سانگ اومده سر کار؟ ‫امروز روز تعطیلیشه

‫آه، واقعا؟

‫پس وقتی فردا اومد سر کار ‫بهش بگو بیاد دفترم

‫چشم، رئیس

‫الان سرپرست امنیتی بهم گفت...

‫مدیر چویی شی وو رو ‫با آمبولانس بردن بیمارستان

‫چی؟ مدیر چویی؟

‫برای چی؟

‫جزییاتش رو نمیدونم، اما از حال رفته و مریضه

‫واقعا؟

‫احتمال رفته به بیمارستانی که ‫به هیون گانگ وابسته ـس

‫تحقیق کن کجاس و یه قرار ملاقات با دکترش بذار

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left