The first 160 lines.
تاکوتو به کانون گفت که کاناده به خاطر پدرش وارد این بازی شده
ولی ، کانون تازه داشت متوجه احساسات واقعیش می شد
به عبارت دیگه، با جمع شدن اون همه پرنس کنار هم
همه چی داشت طبق نقشه مدیر پیش می رفت
پرنس ها کم کم داشتن رقابت سر "پرنس افسانه ای" رو شروع می کردند
و در این راه باید استعداد های خاص خودشونو نشان بدن
پرنس، توذهن همه ی مردم اونا آدم های جذاب و همه چی تمومن
شاهزاده ی افسانه ای ، شاهزاده ایه که از بقیه شاهزاده ها سر تره،تنها شاهزاده ای که میتونه رو تخت طلایی بشینه
!این داستان ، داستان مبارزه بین شاهزاده هاییه ک میخوان "افسانه ای" بشن
چرا اونا اصرار دارن که شاهزاده ی افسانه ای باشن؟
ما این داستانو با 14 تا شاهزاده اصلی شروع میکنیم
:این شما و تیم "مدیر
پرنس افسانه ای
آدمای زیادی درباره اونا نمی دونن
اون میخواد به همه چیزی برسه که آرزوی همه مردم دنیاست
عاشق چیزای زیباست
اون به همه یاد می ده که "زیبایی چیه؟"
اون تو زیبایی زندگی می کنه
من یه پرنس هستم بله
بسیار خودشیفته ست و از چیزهایی که استاندارد زیبایی دارن قدردانی میکنه
در مرکز همه معلمین قرار داره
پرنس معلم
اونا از وقتی به میزان محبوبیتش پی بردن که باهاش رفتن بیرون و دیدن همه رو تور میکنه
و هنوزم از دوست داشتنش دست برنداشتن
اون لیدر تاپ گروه "3بی" هستش
اون خیلی ماهره
پرنس زیبایی
و حالا میریم سراغ یکی که کلیدی ترین نقش در انتخاب پرنس افسانه ای رو داره
مدیر آکادمی
و دست راستش
اونها با شاعت تمام در مسیر پرنس افسانه ای قدم بر میدارند
و در مرکز تمام این اتفاقات بودن
گروه "مدیر"
~ Episode 10 ~ قسمت آخــــــر
♕ افســـــانــــه ی شـــــاهـــزادهــــ ♕ ترجمه و زمانبندی : الهــــه و دلارام
من میتسوهیکو جیسوجی
زاییده شدم تا رقابت های پرنس افسانه ای رو بسازم
کور شم اگه دروغ بگم
رقابت پرنس افسانه ای
رویایی بود که من از طفولیت داشتمش
حتی اینکه مدیر شدمم به خاطر این بود که میخواستم یه عالمه پرنس ببینم
بهتر بگم برای اینکه رویام واقعی بشه
باید خودم دانش آموزامو غربال می کردم
وقت و تلاش زیادی هم ازم گرفت
اوجی! اوجی هشتگ مترجم : اوجی= پرنس
واقعا دلم میخواست طوری زندگی کنم که توسط یه عالمه پرنس احاطه شده باشم
من میخوام آخرین پرنس افسانه ای رو توسط خودم بسازم
و بعدش
میخوام که اون پرنس به تمام نقاط دنیا نفوذ کنه
من فقط به قلب خودم اعتماد میکنم
من خودمو وقف این راه کردم
از وقتی که به عنوان مدیر و سازنده این مسابقات شروع به کار کردم
با این یکی رقابت، در کل 3 تا رقابت پرنس افسانه ای برگزار کردم
و این بار میخوام قویترین پرنس افسانه ای رو بسازم
و حس میکنم که اینبار شانس در خونمو زده
یه عالمه پرنس مناسب پاشدن اومدن اینجا
و همه چیز به خاطر ناروسه کانونه
خوشحال میشم اگه باهم کار کنیم
پرنس افسانه ای؟
بله
مدیر باهاش چیکار داشته یعنی؟
نسل های قبلی
چرا من عاشق ناروسه کانون نشدم؟
بقیه پرنسا همه عاشقش شدن؟ هشتگ مترجم: ععع تصویر زیبای اگزایل تاکاهیرو
لابد بدنش یه هورمون هایی تولید میکنه که فقط روی پرنسها ار میذاره هشتگ مترجم: عععع تصویر زیبای گان-چان تاکانوری ایوتا
!پرنس من
یعنی...من
فقط من
چیزی به عنوان پرنس شدن کم دارم؟
میخوام عاشق ناروسه کانون بشم
عه همون معلم اون روزی
...تو همسایه بغلی ناروسه کانون
همسایه! ساگاساوا هارو
ساقی ، شو
بند من ، تایچی
...شماها فک نکنم به عنوان دوست پسرش
سان بی
همونطور که از یه معلم انتظار میرفت! چیزایی که مربوط به خودت هست رو خوب می فهمی
اتفاقی چیزی واستون افتاده؟
تو بهمون گفتی نگفتی؟
رقابت پرنس افسانه ای
بهمون گفتی ماهم میتونیم
هر ساتای ما از این مدرسه فارغ التحصیل شدیم
نه بابا
نکنه شماها برنامه چیدین تو مسابقه شرکت کنین؟
آره
ببخشید
این چیه؟
بریم یه نگاهی بندازیم
این چیه؟
رقابت پرنس افسانه ای
تو سایت مدرسه دربارش خونده بودم
میخوای تو رقابت شرکت کنی؟
به عنوان رئیس شورا، مجبورم شرکت کنم
که اینطور شماها چی؟
علاقه ای ندارم
که اینطور
این چیه؟
پرنس افسانه ای؟
چه قدر خز
هرچند تو یه پرنس خلافکاری
چه خفن
اره
همچینم خلافکار نیستینا برو بابا هستیم
همین الان توی گ***زو منو زدی؟ میخوایی*رینم بهت؟
کانون-سان
کانون
کانون
این...یه جور بازیه؟
...این یارو، این داره به خاطر محافظت از گروه سوراکو می جنگه ولی
من فرق دارم
من گفتم که میخوام دختر اولین عشق پدرشو شاد کنم
فهمیدم
پس من یه جور شرط بندی عم
کانون-سان
خسته نباشی
من
شاید با کسی قرار بذارم که
شاهزاده افسانه ای بشه
کا-کانون...الان چی گفتی؟
کسی که شاهزاده افسانه ای بشه؟
با اون قرار میذاری؟
درست شنیدیم دیگه؟
کانون با هرکسی که برنده بشه قرار میذاره؟
خدایی؟
شاهزاده افسانه ای
ناروسه کانون ، حرف هایی رو زد که مدیر بهش گفته بود، تا پرنس هارو وادار به شرکت در رقابت کنه
یه کاری هست که میخوام واسم انجام بدی
چی؟
این متن سخنرانیه
میخوام این متن رو مقابل سوزاکو کاناده، برادران کیوگوکو و بقیه پرنس ها بخونی
"شاید من با کسی قرار بذارم که پرنس افسانه ای بشه"
چه معنی پشت اینه؟
اینطوری سوزاکو کاناده و بقیه پرنس ها تمایل پیدا میکنن تا تو رقابت پرنس افسانه ای شرکت کنن
دوتا راه برای کشوندنشون به مسابقه وجود نداره
یکش اینه که تو اینو بخونی و نقش بازی کنی
و بهمون کمک کنی تا اونا بیان تو رقابت شرکت کنن
و بعدش 1 میلیون ین پول بگیری
از وقتی مادرت فوت کرده داری بدهیای پدرتو میدی نه؟
حتمن خیلی سختی کشیدی نه؟
پدر کاناده-کون و تاکوتو-کون، رئیس گروه سوزاکو میخواست بدهی هاتو پرداخت کنه
چرا پیشنهادشو رد کردی؟
آرزوی مادرم بود
هرچیزی که رایگانه ، گرون ترین قیمت رو داره
و تو حتی اگه بدبخت و بی پول باشی نباید از روی صدقه پولی رو بگیری
پول چیزیه که باید با تلاش و سختی به دست بیاری
این چیز مفتکی نیست
دستمزد کاریه که انجام میدی
این کارو انجام میدی؟
متوجهم
قبول میکنم
ناروسه-کون
مرسی
اینطوریاست دیگه
رقابت پرنس افسانه ای؟
وایسین...شماها دربارش میدونستین؟
اینجا نوشته
میخوان مارو به فنا بدن؟
نه ولی وجدانن
میخوای چیکار کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.