The first 200 lines.
کِی بودش؟
اولین باری که به سرم زد، زنم رو بکشم
واسه شماهایی که تا حالا کسی رو نکشتین
آره خود تو
شمایی که با خیال راحت نشستین تماشا میکنین
عمراً بتونین هضمش کنین
واسه شما، جونِ کسی رو گرفتن تقریباً صددرصد باورنکردنیه
ولی واسه ما آدمکشها، ترتیبِ کسی رو ندادن تقریباً صددرصد باورنکردنیه
تقریباً
کارگردان: گن سکیگوچی
+استایلِ بقا 5
وای... چه حالی میده. آره
آره... داره
...داره میا
یه تیزر تبلیغاتی راجع به یارویی که تو تخت خیلی فِرزه
سه ثانیهای آبش میاد
ایدهی تبلیغاتیِ یوکو
سرعتی که کرک و پرت میریزه
اینترنت پرسرعت میخوای؟ بگیر
چیزی شده؟
نه چیزِ خاصی نیست
یوکو، از تیزرایی که ساختی چیزی الان پخش میشه؟
ممکنه
نکنه همون تبلیغ آبجوئه؟
همون که توش پر زنای هیکلی کشتیکج کار بود؟
زدی تو خال
میدونستم
همین فکرو میکردم
چطور مگه؟
خیلی خوابآور بود
واقعاً؟
انقدر خستهکننده بود که نزدیک بود بالا بیارم
چیه؟ عصبانی شدی؟ جوش آوردی
اصلاً
نظرِ صادقانهی من غنیمته، مگه نه؟
به درد میخوره دیگه، درسته؟
ولی اون یهدونه تیزرت واقعاً خستهکننده بود
تیزرهای من یه جوریان که مردم یا عاشقشونن یا متنفر
اصلاً هم اینجوری نیست
کلِ مملکت حالشون از اون یهدونه بهم میخوره
نه لزوماً
راستی داشت یادم میرفت
چیه؟
قصد جونمو کردی؟
چطوری دستمو خوندی؟
یوکو
زیربغلت بوی سگمُرده میده
باید نفسمو نگه دارم تا نمیرم
اگه بمیرم، قتل عمد حساب میشه
قتل - MURDER
REDRUM-اگه برعکسش کنی، میشه ردرام
در فيلم درخشش، پسربچه کلمه ردرام را روي در مينويسد، که تصويرش در آينه، کلمه مردر(قتل) خوانده میشود
فیلم «درخشش» رو دیدی؟
بوی گند مرگبار زیربغل
میتونی از این ایده استفاده کنی
میتونی تو تیزرات به کار ببریش
انگار منم شمّ تیزر ساختن دارم
مگه نه؟
نوشتن متن تبلیغاتی مثل آب خوردنه
همه از پسش برمیان
آخ دلم
اینم از این
مثل آب خوردن بود
خونههه حتی قفل هم نبود
عجیبه
چقدر کاسب شدیم؟
وایسا
بفرما! یک، دو، سه... حدود دویست هزار ین
دویست هزار ین
هی، حالا چیکار کنیم؟
بریم سراغِ خانومای شبکار؟
وقت عشق و حاله؟
وقت عشق و حاله؟
موقع اون کار، خودت میدونی از کدوم دستت استفاده میکنی؟
موقع جق زدن؟
من که... با دست راستم میزنم
والا نمیدونم. کدومش بود؟
بپا
به اونجات نگاه نکن، دستا روی ۱۰ و ۱۰ دقیقه منظورش گرفتن درست فرمونه
ب-ب-ب ببخشید
ترسوندیم
من بدون استفاده از دست آبم میاد
زر میزنی نه؟ چجوری؟
با این، تمرکز
تجسم
چرت نگو
جدی میگم
واقعاً؟
این قلمروی خداست
تو محشری، جِی
قلمروی احساساته
دلم میخواد ببینمش
چشمت به جاده باشه
ب-ب-ب ببخشید
داریم به فرودگاه ناریتا نزدیک میشیم لطفاً صندلیهاتون رو به حالت عمودی برگردونین
هوی. برگرد اینجا ببینم
به چه دردی میخوری اینجا؟
من؟
من خدمه پروازم
کارم اینه که مطمئن شم شما مسافرا پرواز راحت و بیخطری دارین. گمونم
منظورم این نبود هدفت توی زندگی چیه؟
داری چه غلطی میکنی؟
روی این سیاره به چه دردی میخوری؟
واقعاً شرمندهم... خیلی سخته چطوری باید جواب بدم؟
لازم نیست زیاد بهش فکر کنی
اینجوری غلط جواب میدی. ساده بگو
به غریزهت گوش کن و جواب بده
آخه حتی اگه
10, 9, 8, 7, 6
اما اگه مثلاً شما جای من بودین، چجوری
از من سوال نکن! تو کار من فضولی نکن
تو چی هستی؟
ننه خرابمی مگه؟ عمراً باشی
من چیم، پسرتم؟
بعید بدونم. چه مرگته تو؟
مغزت تاب داره؟
جندهی زشت
رسید
من اومدم
خوش اومدی بابا
کیچی، هنوز بیداری؟
آره
بازم دیر کردی، آره؟
چی شد؟
چی چی شد؟
بلیطهای (نمایش) آئویاما... همون هیپنوتیزورِ
آخ، یادم رفت
یادت رفت
نه، یادم نرفت، من
چی؟ بالاخره کدومش؟
بفرمااا
باورم نمیشه
باورت بشه
دمت گرم بابا
خریدنشون سخت بود؟
معلومه که سخت بوده
نمایشش خیلی طرفدار داره
میگن کل تماشاچیهارو هیپنوتیزم میکنه
واقعاً؟
کاناکو رو که میشناسی، اون
نه، نمیشناسمش
داشتم با مامان حرف میزدم
کانا-چان؟
کاناکو قبل از اینکه بره میگفت
فکر میکردِ الکیه ولی حالا طرفدارِ دوآتیشهی آئویاما شده
آئویاما خیلی بزرگه، نه؟
هم قد بلنده، هم خوشتیپ
منم خودم کم قد بلند نیستما
نمایشش) کِی هست؟)
فردا
ما که پایهایم
کلاس تقویتی داری، یادت رفته؟
شاید داشته باشم، شایدم نداشته باشم
شاید ماید نداریم
تازه، من که عمراً دانشگاه قبول شم
بس کن. تو و این طرز فکرت
مدرسه
بله؟
بیخیالِ مدرسه
ایوللل
وایسا ببینم عزیزم
این بدآموزی داره واسه بچهها
اذیت نکن دیگه. پوستم کنده شد تا این بلیطارو گیر آوردم
آخه
بیاین مدرسه رو بپیچونیم
خیلهخب. کی پایهست؟
هوراااا
بچهها هم بعضی وقتا تفریح لازم دارن
چه پدر فهمیدهای
ممنون بابا
خیلی گرون در نیومد؟
نه زیاد
رئیسِ یکی از مشتریهای کلهگندهم آقای سایتو رو که میشناسی
دیده بودیش. یادت نیست؟
نچ. اصلاً
بگذریم
تو کار نمایش دوست و آشنا داره و میگفت یه جورایی بهم مدیونه
با اینکه مشتری منه و من باید بهش حال بدم ...ولی
این بلیطهای ویژه تو بازار سیاه صد هزار ین میارزه
واووو
بفروشیمشون؟
میخوای بفروشیمشون؟
این چه قیافهایه؟ بس کن
بفروشیمش دیگه
فروختن یا نفروختن
مسئله این است
فردا صبح
Rob Laufer از Go! Go! Go! اسم آهنگ
یکی بود یکی نبود، یه خرگوش صورتی کوچولو بود
اسمش «سباستین» بود
قطره به قطره اسپرمش جادویی بود
به هر کی میرسید، جاودانه میشد
بیا پیشم جیگر، بیا پیشم
میشه منو با آبت متبرک کنی؟
یکی بود یکی نبود، یه خرگوش صورتی کوچولو بود
اسمش «سباستین» بود
این داستان خیلی غمانگیزیه
چون شازده پسرش اصلاً سر پا واینمیستاد
این داستان خیلی غمانگیزیه
چون «شازده پسرش» همش سرش پایین بود
No comments yet. Be the first to leave one.