The first 200 lines.
مَنی ازینکه بالاخره موفق شدی خوشحال میشد
همهچی رو داشت فراموش میکرد
پس دکترش بهش گفت که صحبت هاشو
تو يکي از اين ريکوردر هاي کوچيک ضبط کنه
فکرکن اونجا کلیسا نیست - اونجا کلیساست -
کريگ، اونا پول چاپ ميکنن
نمیتونم نفس بکشم
چیکار میکنی؟
!بهتون گفته بودم که نمیخوام اینکارو انجامش بدم
بنظر میرسه تو صاحب کار شدی
کتاب مُقدس رو هم تدریس میکنم بعضی وقتها حتماً بیاین
بیا - من زندان بودم -
تنها کسی که اون پسرا بیشتر از من ازش متنفرن تویی
من آموزشت دادم، بَز تو مَنای
!اوه! اوه! خدایا
امروز خوش گذشت، مَرد ولي هنوزم گند کاريتو قبول نکردم
يعني من جاي شما تو مجرا ميمونم
که سهم بيشتري بگيري؟ - بهتون که گفتم. من اسمورف نيستم -
هر احمقي با يه تفنگ، ميتونه کار انجام بده
کسي آخر کار دووم مياره که بدونه
بايد با پولي که گيرش اومده، چي کار کنه
ميخوام ياد بگيرم
وبسايت فردا دانلود با افتخار تقديم ميکند
«قلمروي حيوانات»
:مترجمين
مغرور نشو، عزیزم
تو اَلان مُردی
دوباره برو
فقط نفس بکش
بعد ازینکه نفسات رو بیرون دادی ماشه رو فشار بده
خیلهخُب عزیزم یه نفس عمیق بکش
و در انتهای بازدَم
به آرومی ماشه رو فشار بده انجامش بده
بجنب
سلام
اینجا چیکار میکنی؟
منم از دیدنت خوشحالم
...نه، من فقط میخواستم برم
خُب، بهم گفتی دفعهی بعدی که اومدم این سمت
پولِ مارکو رو بردارم و الانم این سمتم
یه ثانیه
این 15هزار تاست
اون فقط 10هزار تا میخواست
خُب، مالخَر بیشتر ازون چیزی که مارکو فکرمیکرد
ارزش داره فروختتش، به گمونم
و مابه التفاوتاش رو برنداشتن
چه مالخَر رو راستی
اون تازهکاره، مالخَر ها هیچوقت رو راست نیستن
خُب ممنون، دفعهی بعدی پیامک میدم
هی، هی، هی من... من متاسفم
الان یکم کار رو سرم ریخته
پس چرا منو نگه داشتی؟ بذار برم
خُب، امشب برگرد
یه اتفاقی قراره بیوفته که میخوایم براش جشن بگیریم
ساعت چند؟ باید یه کاری انجام بدم
نمیدونم، دیروقت
آخرشب برمیگردی؟
شاید
بنظر سنگینان، کمک میخوای؟
اوه، آره، ممنون مَرد دستت درد نکنه
میشه بدونم کجا میری؟
اوه، آره، اتاق اَنبار
اینا چی هستن؟
تیشرت و دیویدی
کی دیگه دیویدی نگاه میکنه؟
نمیدونم
سنگینه
تو روحِ پاکی داری
این خوبه، نه؟
کاملاً
این یعنی برات مهم نیست چه درخواستی داشته باشن
تو در هر صورت به حضرت عیسی خدمت میکنی
عیسی؟ - اوهوم -
تا الان فکرمیکردم که فقط دارم به تو کمک میکنم
دیدم که به اون راننده، 200 دلار کمک کردی
...فکرمیکردم که دلیل خوبی باشه
بیش از حَد سخاوتمندانه بود
ممکنه امشب پاداش خاصی در انتظارت باشه
هی، جی؟
جی؟
اینجا اُتاقِ جدیدته
دران چی میشه؟ - دران رفته -
بیا، میخوام توی جمع کردنِ اون کارتونها کمکم کنی
تو به اَنبارم به چشمِ
یه خونهی دائمی نگاه میکنی یا نه؟
ببین مَرد، من فقط دنبالِ یه جاییم که کپه مرگمو بذارم
،پس اگه مشکلی داره
فقط به زبون بیار - آهان -
هرکاری میخوای بکن
اونجوری نگاهم نکن
من چیزی نگفتم - خُب پس مشکلت چیه؟ -
...فقط وزن اون گاوصندوق چقدره؟
صدوچهل کیلو؟
واقعاً فکرمیکنی جی میتونه بلندش کنه؟
آره، کمکش میکنیم - پس بَز میخواد همراهش بره، هان؟ -
،نه، قرار نیست با بازوی مکانیکی بلندش کنه
فهمیدی؟
من فقط نمیخوام بیوفتی زندان، داداش
عوضی
چیه؟
از کار انصراف دادی، الانم اومدی اینجا مثل یه عوضیِ کوچولو غُر میزنی
که منو منصرف کنی، مَرد
آره، فقط فقط نگرانتم داداش - نه، نیستی -
این کارِ منه، حواسم بهت هست - نه، نیست -
تو نگران نیستی تو نگران نیستی
ناراحتی ازینکه تو انصراف دادی ولی من ندادم
انقدر مثل بچهها رفتار نکن، مَرد
خودت میدونی که پول لازمم
حَله - «حَله» -
«آره، آره، «حَله، حَله، حَله
نه، حَل نیست احمق حَل نیست
اگه میخوای برینی به یه نفر
توی آینه یه نگاهی به خودت بنداز
دیگه خسته شدم
سلام - سلام -
وسایلِ دران کجان؟
اسمورف جمعاشون کرد
پس ازین به بعد تو اینجا میخوابی؟
آره، باحاله؟ - آره، برای من خوبه -
تا وفتی که روی توالت فرنگی دستشویی نکنی
نه، همچین مشکلی پیش نمیاد معمولاً توش دستشویی میکنم
قرارِ عشقولانهای چیزی داری؟
چرا؟ مثل احمقا شدم؟
نه اصلاً
در واقع یه جورایی هم ازش خوشم میاد
ممنون
بعداً میبینمت - آره -
...حروم
داریم کجا میریم؟
منو میبرین مکزیک؟
یا شاید داریم میریم آریزونا، هوم؟
آره، تورو توی مراسمِ مَنی دیدم
اصلاً نمیدونی چرا اینکارو میکنی، مگه نه؟
میخوای دهنت رو سرویس کنم، جنده خانوم؟
نه، ازت میخوام که هروقت رسیدیم خبرم کنی
جعبه سرجاشه؟ - خودم گذاشتمش اونجا -
ازون تراشهی ردیابی میتونی استفاده کنی؟
آره، دوبار تستاش کردم، کار میکنه
ماشینها؟
اوه، یادم رفت که قراره انجامش بدم
فکرمیکردم "اسکات" رو میبریم
بیخیال، مَرد
آره، یه وانت و وَن ردیف کردم - خوبه -
خدمات ساعت 6:00 تموم میشن آموزش کتاب مُقدس ساعت 8:00 تموم میشه
معنیش اینهکه حداقل باید دو ساعت توی اون
دریچهها بمونیم
مطمئنی بیشتر ازین طول نمیکشه؟ - نه، سریعترین راه خروجمونه -
برنامهات برای بقیهی شب، سرجاشه؟
صرف شام با دانشجوهای کتاب مُقدس
به محض اینکه اون یارو که توی پارکینگه از دَکهاش اومد بیرون کار رو شروع میکنیم
ازونجا به بعد، تا وفتی که سرایدار بیاد پایین
یک ساعت وقت داریم
ازونجا به بعد کار ما شروع میشه
جرثقیل مشکلی نداره؟
آره، نابغهای اینجا جلوت نشسته محاسبات رو انجام داده
مشکلی نداره
خوبه، اگه همهچیز درست پیش بره
دستگیر نمیشی نیازی نیست کسی رو بکشی
تا وقتی که مجبور بشی
من اینجا چیکار میکنم، خاوی؟
و خواهش میکنم نگو که دلیلش بخاطر اینهکه
بیست سال پیش نمیخواستم مامانت باشم
مَرد، آت و آشغالاش رو بریز بیرون
میدونی، اون نوارهارو گوش کردم
چه نوارهایی بودن؟
همون نوارها، مالِ مَنی
،همون نوارهایی که تحت تاثیر اُکسی
توی ريکوردر همش چرت و پرت میگفت؟
من هزماه 5هزار تا به مَنی میدادم
تا از منو خانوادم دور بمونه
به شماها هشت هزار تا میدم
اتحادیهی جنوب
اتحادیهی جنوب؟ - اوهوم -
آره
اون یه کاری بود که انجامش دادیم
و بابات با کُل پولش فرار کرد
،پدر من هیچوقت فرار نکرد
چون تو کُشتیش
درست نمیگم؟
هوم؟
چقدر میخوای، خاوی؟
سیصد هزار تا
نقد، فردا همین موقع
یا نوارها میرسه به دست پلیسا
در دسترسم
یکم مواد میخوای؟
الان زیاد حالش رو ندارم
قضیه چیه؟ اسمورف ازینکه اینجایی تحت فشارت میذاره؟
نه، اون خوبه
جی رو دیدم، فکرکنم یه کاری رو همراه برادرات داره انجام میده
چه اهمیتی برای تو داره؟
خُب چرا تو اونجا نیستی؟
نمیخوان کمکشون کنی؟
منو لازمم دارن مخصوصاً بَز
تا بتونم نقش پسر کوچولوی عوضیاش رو بازی کنم
خُب اگه یه اشتباهی پیش بیاد و
تو برای کمک اونجا نباشی چی؟
...چرا نمیای بغلم یکم - !نه، ولم کن -
مشکلت چیه؟ - تویی -
تو مشکلِ همهای
No comments yet. Be the first to leave one.