Blind Fury

Blind Fury

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Blind Fury (1989)-Far
A Commentary by s.mirjalili

Tags

other
Published on: 2020-04-06
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پایگاه توپخانه آلفا، پایگاه توپخانه آلفا گُو نورث) صحبت میکنه)

پایگاه توپخانه آلفا سیکس.اِم گُو نورث) صحبت میکنه، جواب بده لطفا)

پایگاه توپخانه آلفا، پایگاه توپخانه آلفا گُو نورث) صحبت میکنه)

پایگاه توپخانه آلفا سیکس.اِم گُو نورث) صحبت میکنه، جواب بده لطفا)

(اینجا (بِرانکو وان-ناینِر دارم بر فراز پایگاه توپخانه آلفا پرواز می کنم

(به پیش (بِرانکو

به نظر میاد دیشب (چارلی) از محدوده خارج‌ شده

در خط درختی، هلی کوپتر سقوط کرده با چندتا کشته

دریافت شد (بِرانکو). تخلیه مجروحین چی میشه؟

روال های اضطراری برای یه حمله استتاری چارلی) هنوز توی منطقه فعاله؟)

منفیه. هیچ فعالیتی نمی بینم

دریافت شد (راجر). پرنده ها رو تو هوا می گیریم بهشون بگو بیان به محل قبلی

نمی تونم چیزی ببینم

نمی تونم ببینم

رفیق، کجایی؟

(آقای (دِوِرو

!سگ نازیه

هی، مرد. باید یه خرده سس سالسا روی غذای مکزیکی بریزی

کدومو میخوای؟

معمولی یا تند؟

معمولی لطفا

بفرما

! این یارو رو باش

بد نیس. واسم یکم بیش از حد معمولیه

نظرت راجع به چیزی که یه کم مردونه تر باشه چیه؟

سلام جیگر

کیفو بده به من، کور لعنتی

مطمئنی که به لباست میاد؟

کیفو بدش به من

کیفو بهش بده، غریبه

هی، مرد

اینجا چه خبره؟ متاسفم

خیلی شرمنده ام. آه، خدای من

در ایالت (نوادا

نه، نه، نه

این راه ختم میشه به جهنم – توی حرومزاده –

حالا آروم باش. این یه جور دار زدنه، شریک

بچرخونش به سمت راست

اونجا منظره خیلی خوبی از کازینو داره

میدونی، اونجا رو به (بیل) فروختم عجب معامله شیرینی واسه هردوتامون بود

آقای (دِوِرو)، طبقه پایین یه عالمه پول باختی و نمیتونی پرداختش کنی

!تو تقلب کردی

نه! خواهش می کنم. نه

بهت گفتم که منظره خوبی داره – حتما اینطوره -

نه، خواهش می کنم

(خب، شانست خیلی هم بد نیس، آقای(دِوِرو

تو دقیقا همون شیمیدانی هستی که من لازمش دارم

شیمیدان قبلی من یه کم دچار حادثه شد – آره. از نوع عمدیش -

ایجاد یه کار کوچیک

من اون آشغالا رو واست درست نمی کنم خدا لعنتت کنه، اینکارو نمی کنم

سازنده مواد مخدر، پسر. آینده روشنی داره

به اندازه فاحشه ها و وکلا توی این ایالت قانونیه

...میدونی

شنیدم همسر سابق و پسرت زندگی می کنن، آقای (دِوِرو

!نه! تو حرومزاده ای

خواهش میکنم

خواهش میکنم، خواهش میکنم

دمای هوا در سواحل 30درجه سانتیگراد و ملایم

(ایستگاه رادیویی (دبلیو.اِس.اِچ.ای (صدای (مَیامِی

بیست و دو

اومدم

بله؟

اینجا، پلاک 376 خیابون (اُشِن وِی) هستش؟ - بله -

دارم دنبال (فِرانک دِوِرو) می گردم

اون دیگه اینجا زندگی نمی کنه

ه. (نیک پارکِر دوست قدیمیش هستم

ما باهم توی ویتنام خدمت کردیم

(بفرمایید داخل، (آقای پارکِر

ایشون (آقای پارکِر) هستن

دوست پدرته اینم پسرمه

(سلام (بیلی

اسمشو از کجا میدونید؟ - روی دایناسوره حک کرده –

کارت درسته

...مامان، این یارو یه – درسته. اختلال بینایی داره –

بدون اشاره به کور درست مث خفاش

من و آقای (پارکِر) میخوایم در مورد چیزایی صحبت کنیم

نشونه، راهنمایی

هوای تازه هم واسه حساسیتت خوبه

قهوه میخورین آقای (پارکِر)؟

چایی لطفا

بعدا می بینمت مامان

(خداحافظ آقای (پارکِر (بعدا می بینمتون آقای (پارکِر

...از آشنایی باهاتون خوشوقتم – (منم از آشنایی باهات خوشوقتم، (بیلی –

اسم شما در لوح یادبوده

درسته. من اونجا بودم

توی عملیات گم شدم

ممنونم

فِرانک) هیچوقت به شما نگفت چه اتفاقی افتاد؟)

نه. اون اصلا و ابدا در مورد جنگ حرف نمیزد

الان کجاس؟ - (شهر (رینو –

اون یه شیمیدان مواد اُرگانیکه و برای ...شیلدز تِرِیگر) کار می کنه. اون)

خب، اون منو ترک کرد

ما طلاق گرفتیم – متاسفم –

بله

منتظر کسی هستین؟ - نه –

چرا؟ - یکی پشت دره –

آقای (پارکِر)، شما باید از هنرتون استفاده کنید – ممنونم –

صبح به خیر خانم داریم دنبال (ویلیام دِوِرو) می گردیم

بیلی)؟ چرا؟)

شما مادرش هستین؟ اون کجاس؟

کاری کرده؟

نه خانم. فکر می کنیم اون ممکنه شاهد جرمی باشه همش همینه. روال عادیه

یه لحظه منو ترسوندید

ببخشید – اون اینجا نیس، آقایون افسرا -

فقط شماره تماستونو به ما بدین وقتی برگشت باهاتون تماس می گیریم

طبقه بالاس؟ - نه. یه لحظه صبر کنید. ببخشید –

همین الان بچه رو لازم داریم

خب، اون چه جور جرمی باید دیده باشه؟

هیچی در موردش به من نگفت – بازرس، بچه اینجا نیس –

خانم (دِوِرو)، بچه تون کجاس؟

ببخشید، بازرس فکر کنم ما یه کم گیج شدیم

اُه، پسر

خیلی شرمنده ام

البته اگه شما آقایون حکم بازرسی داشته باشین

حکم بازرسی؟ البته. بذار ببینم

اینم حکم بازرسی – هی، با مامانم چیکار دارین؟ -

گندت بزنن

(این جزء معامله نبود، (اِسلَگ – خفه شو -

برو کنار، آقا کوره

نه

واسه یه آدم کور بد نیس

ولی اون چاقوی کره بُری قرار نیس جلوی گلوله رو بگیره

خانم (دِوِرو)؟

لین)؟)

(از پسرم محافظت کنید آقای (پارکِر

خواهش می کنم

بهم قول بدین

اونو ببرین پیش پدرش

اینا کی بودن؟ اون یارو چی میخواس؟

نمیدونم. نمیدونم

بهم قول بدین

خیلی خب، قول میدم

من اینجام

حالت خوبه؟ - سرم درد میکنه -

آره، منم روزای بهتر از این داشتم

مامان کجاس؟ - خونه -

میخوام ببینمش

نمیشه. الان نه. زود باش

منو ببخشین – هی، جلوی پاتونو بپّایین، آقا -

بذار تنها باشم

باید بریم

میخوام به مامانم تلفن کنم

به مامانت قول دادم ...(باید ببرمت به شهر (رینو

و اون جاییه که داریم میریم. زودباش

خودم میتونم راه برم

اینجا همه چیز روبراهه؟

...بله، متشکرم

جناب سروان

زودباش، ما که دلمون نمیخواد اتوبوس رو از دست بدیم

...این آخرین اعلامه برای

(شرکت مسافربری سراسری (ترانس کانتینِنتال اتوبوس شماره27

(جهت سوار شدن به مقصد نهایی شهر (تامپا ...خط سه

من روی صندلی کنار پنجره میشینم تو لازمش نداری چون کوری

منو لازمت میشه، دودول کوچولو

بیاین روی میز چوب بلوط، (بِلک جَک) بازی کنید جایی که ستاره معروف فیلمهای هالیوود ...(کِلارک گِیبِل)

:تیتر روزنامه " یک زن، دو پلیس کشته شدن " " پسر بچه گم شده "

دِوِرو)، دوست دخترت اینجاس)

(سلام (فِرانک

بفرما. یه سری وسایلتو آوردم

نیگاش کن، یه جعبه کامل

رئیست خبر داره؟

من فهرست اموالو انجام میدم

چطوری تونستی وارد آپارتمانم بشی، (اَنی)؟

اونا گذاشتن بیام

بهت گفتن از من میخوان چیکار کنم؟

بهت گفتن قبلا چیکارا کردن؟

نه، و دلم نمیخواد بدونم

(حالا به من گوش کن، (فِرانک

وقتی مردم به (کِلاد مَک کریدی) بدهکار میشن ...بدهیشونو میدن

یه راه بیشتر نداره

پس فقط اون راهو برو

بهترین راه همینه

به (مَک کریدی) بگو که باهاش حرف میزنم

خیلی خب

انگار آسمون داره میاد پایین، نه؟ - آره –

زودباش رفیق، زودباش – مواظب قدمات باش -

هی، هنوز داره بارون میاد

یه کم آب به کسی ضرر نمیرسونه

اُه، جدی؟ خب، اگه سینه پهلو کنم همش تقصیر توئه

من با گناه، تلاش و زندگی می کنم

" یه کم آب که به کسی ضرری نمیرسونه "

گندش بزنن. نخند – خب، من میتونم هرجا میرم رو ببینم –

خنده دار نیس. زانوم درد گرفت

درد می کنه. نمیتونم حرکت کنم

بسیار خب صبرکن تا آمبولانس بیاد

هی، صبرکن

عصبانی نشو

اونا داخل فروشگاه بهم یه تیکه شکلات دادن. یه کم میخوای؟

میدونستم یه جایی توی درونت یه پسر کوچولوی خوب وجود داره

پس دزد هم هستی. هان؟

از جیبت افتاد بیرون – چرند نگو –

پس تو و بابام توی جنگ باهم بودین. هان؟ - درسته -

هی، پس میتونستی ببینی

بله، اون وقتا میتونستم ببینم. حالا بدش به من

خب، چه اتفاقی افتاد؟

من و پدرت در اردوگاه آموزشی رفیق بودیم

فکر میکردم توی زندگی هم دوست می مونیم

اون منو به خنده مینداخت و من اونو بیرون حصار نگه میداشتم

اون همیشه با مواد منفجره و چیزای دیگه دلقک بازی در می آورد

و همه رو تا حد مرگ میترسوند

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left