Mark Twain Tonight!

Mark Twain Tonight!

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sorry For Your Loss S01E07 I Hate Chess WEB x264
Sorry For Your Loss S01E07 I Hate Chess WEB X264-AMRAP
Sorry For Your Loss S01E07 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Sorry For Your Loss S01E07 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
A Commentary by Hunter96
►►Hunter | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

Tags

web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
Published on: 2018-10-30
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت- همسرم واسه هیچ و پوچ مُرد-

و کم کم دارم فکر می‌کنم که اصلا نمی‌شناختمش

چی می‌خوای بسازی، جولز؟

می‌خوای کی باشی؟

بی‌صبرانه منتظرم گند بزنی

تا بتونی بهم زنگ بزنی

چرا این دست اونه؟- مال بابات بود-

من که باور نمی‌کنم تو ورزش به آدم خوش بگذره

،خب، تو کلاس رقصم ما با حرکات مختلف درد رو برطرف می‌کنیم

می‌خوام باور کنم این یه اتفاق بود

ولی فقط نمی‌دونم

چهار ماه کل عالم و آدم رو سرزنش می‌کردم

و شاید کسی که واقعا باید از دستش عصبانی باشم مت‌ه

نمی‌دونم ازم می‌خوای که چی بگم

می‌خوام‌ بهم بگی به نظرت اون پریده یا نه

!شاید

شاید

-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.

گفتی چجوری این زخم رو برداشتی؟

عملیات ویژه تو پاراگوئه

فوق سریه، حتی نباید باهات در موردش صحبت کنم

فکر می‌کردم به خاطر نبردی که با دایناسور ولاسورپتور

بعد از خراب شدن ماشین زمانت داشتی بوده- نوچ-

چجوری زخم رو برداشتی؟

با چتر داشتیم می‌پریدیم پایین

تا عنصر غافل‌گیری رو داشته باشیم

ولی بدبختانه، تنها چیزی رو که

غافل‌گیر کردم یه جگوار بود

اصلا می‌خوای بهم بگی واقعا چه اتفاقی افتاده؟

فقط یه حادثه‌ی احمقانه از موقعی که بچه‌ بودم

چجوری این زخم رو برداشتی؟

می‌دونی، تو هیچ‌ وقت در مورد کودکیت حرفی نمی‌زنی

چرا بیداری؟- تراژدیه زندگیم-

منم همین‌طور

گام چهارم

باید یه ترازنامه‌ی اخلاقی درست کنم

که اساسا یه کاتالوگ

از تمام کار های بدیه که کردم

هر دروغی، هر اشتباهی، هر سستی‌ای

و باید کاملا صادق باشم

تا بتونم خودم

و تصمیماتی که گرفتم رو درک کنم

اصلا حال نمیده

نه، به معنی‌ واقعی کلمه شبیه جهنم به نظر میاد

بله

که به همین خاطره که به جاش دارم برنامه‌ی "خانم‌های خانه‌دار واقعی" رو نگاه می‌کنم

داره واسه ممه‌های جدیدش

یه مهمونی پاگشا می‌گیره؟

بله، این برنامه همینه دیگه

اینجوریه که این خانم‌های خونه‌دار این کس کلک بازی ها رو درمیارن

تا حواس خودشون رو از این حقیقت که

اونا یه مشت سگ‌مست هستن، پرت کنن

واقعا دلم واسه جلسات ترک اعتیادم تنگ شده

شعارت چی می‌بود؟

من جولزم

ممکنه از جلو بهتون چاقو بزنم ولی همیشه هواتون رو دارم

خوبه

مال من چی می‌بود؟

من لی‌ام

اگه نصیحت منو می خواین لازم نیست بپرسین

دقیقا

داری می‌ترکونی

خب، چرا واقعا بیداری؟

مطمئن نیستم مرگ مت واقعا اتفاق بوده باشه

:مترجم .:: محمد مسعودی ::.

سلام- سلام-

اینو واسه تو گرفتم

کادوی من واسه آشتیه

خیلی لطف کردی که

به جشن تولدم اومدی

و نباید اونجوری بهت می‌پریدم

اوه، اوه، اوه، متاسفم اوه، خدای من

شرمنده، بدون گلوتن‌ه فقط همینو داشتن

توی معذرت‌خواهی کردن ریدی

می‌تونم در مورد مت یه چیزی ازت بپرسم؟

اگه همون سوالیه که تو جشن تولدت

ازم پرسیدی، مطلقا نه

دوباره اون بحث رو باهات نمی‌کنم- آره، نه-

هیچ کس نمی‌خواد دوباره اون کارو بکنه

...فقط می‌خوام

بدونم بچگیاش چطور بود

واسه چی؟

چون من بعد از دانشگاه دیدمش

و بعد از دانشگاه خیلی چیزا در موردش می‌دونم

و از قبلش خیلی چیز زیادی نمی‌دونم ...چون اون

هیچ وقت دلش نمی‌خواست در مورد دوران کودکیش صحبت کنه

می‌دونی، کسایی که دلشون می‌خواد در مورد دوران کودکی‌شون حرف بزنن

...آدمای عجیبی هستن، پس

فقط می‌خوام چیزایی رو در موردش بدونم

که فرصت نشد بدونم

مثلا، اون یه زخمی رو کمرش داشت

و گفت وقتی بچه بوده اون زخم رو برداشته

...پس واسم سوال بود- ...چی واست-

چی واست سواله؟

مت گفت که افسردگیش زیست روان-اجتماعی بود

...شخصیتش روان

شاید شخصیت تو روانیه، لی

روان مثل روانشناسی

...زیست مثل زیست شناسی، و

و اجتماعی هم در مورد نحوه‌ی تربیتش

پس من فقط سعی دارم

جَو خانواده رو بفهمم ...تا بتونم

می‌خوای چی بهت بگم؟

که بابام بیش از حد خسته بود که به جشن سرود کلاس سومم بیاد؟

آره، مچم رو گرفتی

دوران کودکی‌مون کابوس‌وار بود

فضای خونه‌مون خیلی مرده و بی روح بود

والدینم ۳۰ سال بود که با هم ازدواج کردن

اوکی، حالا هر چی از مادرت می‌پرسم

در این باره از مامانم نپرس

چیزی که تو مهمونی از من پرسیدی از اون نپرس

راستش، هیچی ازش نپرس

اصلا و ابدا- اون هنوز مادرشوهرمه-

جدی؟

داری جوری میگی انگار شما دو تا

یه رابطه‌ی واقعی دارین

تو حتی از بعدِ مراسم ختم اونو ندیدی

...نمی‌دونم چه خبره، ولی

ولی هر نا به سامانی که این هفته داری

مادرم رو قاطی‌ش نکن

لی

سلام، بابی

سلام- سلام-

بیا، بفرما تو

هی

خوراک پنیر تا یه دقیقه‌ی دیگه باید آماده بشه

با سیب زمینی نیمه آماده درست کردم

تیکه‌ی درشت توش نیست همون‌طور که بابات درست می‌کرد

مامان، اون فقط یه بار درست کرد

اوه، برادرت زنگ زد چند دقیقه دیرتر میاد

ولی فیلم رو تو پلیر گذاشتیم

واسه وقتی که رسید- مامان، میشه شروع کنیم؟-

یعنی میگم اون حدود ۵۰۰۰ بار دیدتش

واسش مهم نیست

...من باید زود برمی‌گردم

هی

تو چته؟

فقط می‌خواد به یاد پدرت جشن بگیره

آره، الانم به اندازه‌ی وقتی که زنده بود

سرخوشی و خوشحالی برامون به ارمغان میاره

از این روز متنفرم

نمی‌خوام واسه بابای مرده‌ام

جشن سالگرد بگیرم

...فقط می‌خوام مثل سفید پوستا

احساساتم رو تو خودم فرو کنم و نادیده‌شون بگیرم

اوه، خب، بیشتر در مورد سفید پوستا بهم بگو

سفید پوستا دوست دارن از طریق پتو بیماری آبله رو منتقل کنن

و کلاس های بداهه‌گویی برن

می‌دونم این واسه تو سخته

ولی به نظرم واسه مامانت خیلی مهمه

هی، مامان؟ کمک می‌خوای؟

فقط یه دقیقه پیش

می‌دونم، مگه نه؟

اوکی. اوکی، عزیزم پس بعدا می‌بینمت

خب اون دنی بود گفت یه سری می‌زنه

عالیه

خب چای ترنج

یا چای نعنا

یا چای بابونه دارم اگه می‌خوای

...می‌تونم

هر چی خودت بخوری منم می‌خورم

باشه

شرمنده زودتر نیومدم

نه، عیبی نداره مسیر طولانیه

خب چطوری؟- چطوری؟-

واقعا شرمنده‌ام

حداقل می‌تونستم زنگ بزنم

لی، عیبی نداره

این سخته

و قول بده که ملاقات بعدی‌مون

چهار ماه طول نکشه

نه، طول نمی‌کشه قول میدم

اینجا بودن خیلی خوبه

...عکس دیگه‌ای از

بچگی مت داری؟

چون اون هیچ وقت عکس‌های زیادی تو آپارتمان نداشت

اوه، عزیزم

چقدر وقت داری؟

بیا، بیا، بیا

سلام

سلام- سلام-

کاپشن تو بود که تو مهمونی پیدا کردیم؟

می‌تونم به لی پیام بدم که ببینم هنوز خونه‌ست یا نه

چی؟ نه

من واسه جشن رقص اینجام

عالیه

آره، برو یه جا واسه خودت پیدا کن الانه که شروع کنیم

باشه

بامزه‌ست

اوه، خدای من، دنی

هیچ وقت نمی‌تونست درست بخنده- آره-

تا وقتی رفت دبیرستان تمام خنده‌هاش همون‌جوری بودن

،و تا اون موقع دیگه خیلی خفن‌تر از این حرفا بود که لبخند بزنه

اه، با عقل جور درمیاد

اوه، اون مت تو کلاس شطرنجه

آره، عاشق شطرنج بازی کردن بود

جیمز حدود ۵ یا سالگی شروع کرد بهش یاد بده

خب، ممکنه فکر کنی بچه‌ای به اون سن و سال خیلی وروجک و گوش به بازیه

ولی مت نه

جفت‌شون عادت داشتن ساعت‌ها پای اون تخته‌ی شطرنج بشینن

Mark Twain Tonight! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mark Twain Tonight!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left