Strike

Strike

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Strike The Silkworm S02E02 - AMZN WEB
A Commentary by starn
★ AMZN WEB-DL هماهنگ نسخه ★

Tags

webdl
Published on: 2024-12-29
Downloads: 82
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.مادرِ مت از دنیا رفته - .هر چقدر خواستی مرخصی بگیر -

.اُوِن کواین .رمان‌نویس خیلی مشهوریه

این مرد کیه؟

.داره کمکمون می‌کنه بابا رو پیدا کنیم - !من بابا رو می‌خوام -

قهرمان کتاب دقیقاً جوری می‌میره .که کواین کشته شده

،باید مشمئزکننده‌ترین قسمت کتاب باشه

.و یه نفر این قسمتو روش اجرا کرده

چی می‌خوای؟ - .اُوِن رو اخراج کردم -

من مطمئنم که بامبیکس موری .کارِ یک نویسنده نیست

کواین چه توهین و افترایی نسبت به شما دوتا مطرح کرده؟

...در مورد اندرو

تلویحاً نوشته که خودِ اندرو

نقیضه‌ی کثیفی .برای رمان همسر مرحومش نوشته

.یه مظنون هم داریم. همسرش

.زود میام خونه، دودو

قول میدم

استرایک: کرم ابریشم

...عشق

.سرابی بیش نیست .وهم و خیاله

با وجود این صحبت‌هات، اندرو، به نظرم

تصویری که از این رابطه نشون دادی .سرشار از عشقه

،و حتی شجاعانه هم هست .با توجه به این‌که از نزدیک این موضوع رو حس کردی

منظورتون خودکشیِ همسر اولمه؟

.بله

...پس بذارین اینو بگم. ام

...وقتی افیجی از دنیا رفت

...یعنی وقتی اِلی از دنی رفت

...ببینین

منم. بیداری؟

پس به قطار رسیدی؟

.آره، و ممنون که گذاشتی بیشتر بمونم .مت بهم نیاز داره

ولی گوش کن، الان یه برنامه دیدم .که اندرو فنکورت توش بود

و وقتی در مورد همسر اولش ازش سؤال شد .حاضرم قسم بخورم با اسم افیجی ازش یاد کرد

افیجی؟

.کلماتت رو بلند بخون

عشق زن به او" "شبیه عشقِ یک زودباورِ سمج بود

!نه! نه! این کلمات خوب نیست

!باید کلمات جدیدی بهش بدیم

.به نظرم لیونورا کواین بی‌گناهه

.سرِ‌ پای سالمم شرط می‌بندم

!حرف دیگه‌ای ندارم

.سلام، لیونورا

.ایشون ایلسا هربرته .وکالتت رو به عهده می‌گیره

،وقتمون خیلی کمه پس اگه به نظرت می‌تونی...؟

کِی می‌تونم برم خونه؟

.باید چند تا سؤال رو تموم کنیم

کسی کلید خونه‌ی خیابون تالگارث رو داشت؟

.اندرو فنکورت

وقتی پشت‌بومش رو تعمیر می‌کردن .یه کلید دیگه هم ساختیم

.ولی پیداش نکردم

تا حالا کلید دست کسی بوده؟ حتی فقط برای یه روز؟

،بعضی‌وقت‌ها اونجا رو اجاره می‌دادن

پس به نظرم آدم‌هایی .واردش می‌شدن

.اون خونه فقط دردسره

نمی‌تونیم بفروشیمش و اندرو هم عمداً نمیذاره کسی

،ازش پول دربیاره .چون از اُوِن خوشش نمیاد

.آخرش اُوِن گفت بهتره فراموشش کنیم

میشه راجع به کارت اعتباری صحبت کنیم؟

بهشون گفتم که !از این قضیه خبر ندارم

...یه روبند، طناب و لباس ایمنی

شش ماه پیش همه‌ی اینا با کارت اعتباری خانوادگی‌تون خریده شده

.و به خونه‌ی خیابون تالگارث تحویل داده شده

ممکنه به هر دلیلی شوهرتون اینا رو برای خودش خریده باشه؟

...نمی‌دونم، ام

...طناب‌ها رو، شاید

.دوست داشت دست‌هاش بسته بشه

بهم می‌گفت پول رو پرداخت کنم .و منم این کارو می‌کردم

.هیچ‌وقت ازش نمی‌پرسیدم برای چیه

اُوِن در مورد بامبیکس موری باهاتون صحبت کرده بود؟

گفت کتابیه در مورد این‌که ،چطور کرم ابریشم رو زنده‌زنده تو آب می‌جوشونن

.همون‌کاری که منتقدها با خودش کردن. همین

دادگاه با استفاده از این حرفت ثابت می‌کنه که تو

.از محتوای پیش‌نویس مطلع بودی

این چه کمکی می‌کنه؟

.ایلسا داره کارشو انجام میده

.ولی قبلاً هم تمام این سؤال‌ها رو جواب دادم

.پلیس هدف دیگه‌ای داره

من دارم این سؤال‌ها رو ازت می‌پرسم .تا نذارم زندان بیفتی

!خب، من کاری نکردم همین کافیه، نیست؟

.حقیقتِ تلخ اینه که ممکنه کافی نباشه

منظورش چیه "ممکنه کافی نباشه"؟ موضوع چیه؟

...ببین، ما باید - !تو خفه شو -

.من اینو می‌شناسم !ولی تو رو نمی‌شناسم

.قرار بود نذاری کارم به اینجا کشیده بشه .بهم قول دادی

.ایلسا خودیه .تو کارش وارده. من بهش اعتماد دارم

.تو هم باید بهش اعتماد کنی .می‌دونم که خسته‌ای

.می‌دونم که وحشت‌زده‌ای .ولی ما طرف توئیم

!من فقط دخترم دودو رو می‌خوام

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی

.گوشی رابینه، مت هستم می‌تونم پیامتون رو برسونم؟

ببخشید... گفتید گِل؟

حالت خوبه؟

زنگ زدن گفتن ماشینی که .کرایه کردی، باید شستشوی اضافی بشه

...اوه - قضیه چیه؟ -

.هفته‌ی پیش مجبور شدم یه ماشین کرایه‌ای رو برونم

کجا؟

.تا دِوِن

باید با یه مظنون مصاحبه می‌کردیم ...و کورمورن نمی‌تونست رانندگی کنه، برای همین

برای همین نتونستی برای برنامه‌ریزی مراسم ختم مادرم بیای؟

راننده تاکسی اون مرتیکه بودی؟

...نه، من

.وجهه‌ی بدی داره ...دسترسی، انگیزه، این قضیه‌ی کارت اعتباری

،و این‌جوری که با پلیس حرف می‌زنه .خودش بدترین دشمن خودشه

کارت اعتباری فقط ثابت می‌کنه .که براش پاپوش دوختن

کورم؟ همه‌چی روبراهه؟

.چیزی نیست. شارلوته دیگه

.دوباره به سرت نزنه

.آره، نیک هم همین رو بهم گفت

.روبراهم

.باید باهات حرف بزنم

بازم می‌خوای تیتری بزنی که من آدم اشتباهی رو گرفتم؟

.اون حرفت کمکی نکرد

تیتری که من تازه خوندم نوشته بود "همسرِ متهم به قتل

"آموزش قصابی دیده بود

.براش پاپوش دوختن، ریچ

.از خودت سؤال کن یعنی میگی انقدر باهوشه که

،این قتل پیچیده رو ترتیب بده ،هیچ ردی برای پزشک قانونی نذاره

،نه شاهد به درد بخوری ...نه سرنخ معتبری، هیچی

ولی در عین حال انقدر احمقه که پوشش مخفیش رو با کارت اعتباری بخره؟

باب، من از خودت خوشم میاد ،و جونم رو مدیونت هستم

.و این کم چیزی نیست

ولی در این مورد .کاملاً در اشتباهی، رفیق

.اندرو فنکورت کلید اون خونه رو داشته

اندرو فنکورت مدت‌ها پیش از نگارش این .پیش‌نویس از کواین متنفر بوده

چرا پاپیچ اون نشدی؟

اینو میذارم به حساب این‌که .روز بدی داشتی، باب

فکر می‌کردم قرار بود .کتابخونه‌ی ملی باشی

،آره، ولی... برنامه عوض شد

و بعدش تمام بلیت‌های صندلی .قطارهای قبلیش تموم شد

.فوقش دو ساعت وایمیستادی

من همیشه این کارو می‌کردم .تا بیام بهت سر بزنم

...توی راهرو می‌نشستم

.به خاطر تو

چون جای مزخرفی بودی .ولی دوستت داشتم

.می‌دونم

.باید زودتر می‌اومدم

نمی‌خوام رئیست .پاشو نزدیک عروسی‌مون بذاره

این چه جور آدمیه که حتی وقتی مادرم از دنیا میره نمیذاره یکی دو روز مرخصی بگیری؟

...مت، اه

.تقصیر کورمورن نبود

...اه

.خودم تصمیم گرفتم بمونم

.تمام عمرم می‌خواستم یه کارآگاه باشم

اصلاً دلیل اصلیم .برای خوندن روان‌شناسی همین بود

...و بعدش

سال‌ها فکر می‌کردم ...این فرصت ازم گرفته شده

.ولی حالا یه فرصت دارم

...می‌دونم خوشت نمیاد، و من

.به نظرم برای همین بهت دروغ گفتم

.و متأسفم

،خیلی متأسفم

...چون باید پیشت می‌بودم، ولی

.نمی‌خوام این فرصتو از دست بدم

.معلومه که می‌خوام خوشحال باشی

.خیلی خیلی متأسفم که زودتر نیومدم

بیا اختلافات رو تموم کنیم .و بگیم راه دیگه‌ای نبود

کِی برمی‌گردی؟

خب، پرونده‌ت چطور بود؟

.نمی‌دونم ایلسا، پرونده‌م چطور بود؟

،خب، اگه می‌خوای زنه محکوم نشه .خیلی افتضاح

هنوز دخترشو ندیدی؟ - .نه -

.بچه‌ی نازیه .برای این دنیا ساخته نشده

.به نظرم همسایه‌شون ازش نگهداری می‌کنه

خدمات اجتماعی هنوز دخالت نکرده؟

.یکشنبه‌س

.می‌دونم

به نظرم باید از نزدیک ،اندرو فنکورت رو ببینیم

نظرت چیه؟

خب، روز تعطیل نیومدم .که قبض‌ها رو پرداخت کنم

.آدرسش رو دارم. بیا بریم

مشهورترین رمان‌نویس بریتانیا توی یکی از جاده‌های لندن

روبند از صورتش برمی‌داره؟

ممکنه فقط برای بیرون اومدن از ،خیابون تالگارث اونو پوشیده باشه

.و بعد تو ماشینی جایی درش آورده باشه - .آره -

،بیا یه نگاهی این تو بندازیم

ببینیم می‌تونسته اون پشت .دل و روده‌ها رو خاک کنه یا نه

می‌خوای دست بگیری من برم بالا؟

.نه، نه، نه. خودم از پسش برمیام

.خب، اینجا که نمی‌تونه چیزی خاک کنه

!آه! لعنتی

حالت خوبه؟ - .گندش بزنن -

.لعنتی خم نمیشه

.خدای من

.خوبم

.خیلی خب، به من تکیه کن

.نه، نه، خوبم

.خب مشخصه درد داری .فقط وزنت رو بده روی شونه‌ی من

.یه میخونه این گوشه هست

رشوه؟ - .انگیزه -

.شرمنده، رابین

.همینو کم داشتیم

.هر وقت خواستی بگو تا وایسیم

کلی کار باید انجام داد .تا سالم نگهش داشت

...پودر و کِرِم و حموم

.تولدت مبارک

از کجا می‌دونستی؟

.شماره‌ی گذرنامه‌تو هم حفظم

.صد ساله بشی، آقای کورمورن بلو استرایک

نمی‌خوای بگی این اسم از کجا اومده؟ - .نچ -

.یه چیزی برات گرفتم

More Farsi Persian subtitles for Strike

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left