The first 29 lines.
Shannon - Hello
بدون اينکه بدونم،خودمُ ديدم
نميتونستم تکون بخورم شبيه احمقا بودم
هي،بعضي وقتا دنيام ابري ميشه
مثل يه تصوير سياه و سفيد
من ميرم يه قدم ديگه برميدارم
دنبالش ميکنم به جايي که بايد برم
جاهاي ناشناخته نزديکتر ميشم
اونوقت ميتونم بالاتر پرواز کنم،بالا
بيشتر اوج بگير
همين الانم پر از نور و روشناييم
تحمل کن
غرق آسمونِ الماس گون شدم
خيلي روشنه
سلامِ من،سلامِ من
به تو
چون من بيشتر اوج ميگيرم
بالاخره حس ميکنم زنده ام
ميـدرخشم
بدون اين بفهمم
تو رو ديدم
داشتي پرسه ميزدي
غمگينم کردي
بعضي وقتا که روزات کسل کننده ميشه
حس ميکني نورتُ از دست دادي
من ميرم يه قدم ديگه برميدارم
يه کم بيشتر،آره تو هستي
بيشتر اوج بگير
همين الانم پر از نور و روشنايي شدي
No comments yet. Be the first to leave one.