The first 200 lines.
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> تــرجـمـه از امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
آخــریــن از مــا
قسمت ششم: خــویــشــاونــد
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> تــرجـمـه از امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
هنری، تفنگ رو بده به من
بجنب، تفنگ رو بده به من
من چیکار کردم؟
تفنگ رو بده به من
تفنگ رو بده به من هنری
تفنگ رو بده من - لعنتی -
هنری، نه
"سه ماه بعد"
و تفنگت
تو دیگه کدوم جاکشی هستی؟
فقط یه رهگذر در حال گذر
تفنگت رو فقط با دوتا انگشتت بیار بیرون و دورش کن از خودت
چرا بهش شلیک نکردی؟
چون تفنگم اون سمت بودش
ضمن اینکه آخه بلایی هم سرم نیاورد - آره، خودم چشم دارم میبینم -
واسش سوپ هم درست کردی؟
آره، کردم
آخه بیرون سرده - من دنبال برادرمم -
والا من که ندیدمش - هنوز که بهت نگفتم چه شکلیه -
شبیه تو میزنه؟ - یه کمی -
پس ندیدمش دیگه - یه دختری هم باهاشه -
میشه بیام پایین؟
نه. الی
الان چی بهت گفتم؟
جوئل، بیخیالشو اینا یه صد سالی سنشونه
این روانیه تخم جن کیه؟ - بیخیال اون -
میخوام بهمون بگی کجاییم
اگه با خودت نقشه داشتی، پس چرا گم شدی؟ - لابد تابلوهای -
خیابون رو که گذاشتن تو یه جنگل درندشت کیری، ندیدیم
برگهایم
ما یه جایی همینجاهاییم ولی دقیقا کجاش؟
و به نفعته جوابت عین زنت باشه
راستشو بهش گفتی؟
آره
به منم داری راستشو میگی؟
آره
میگم بگی نگی چه جای خوبی واسه قایم شدن ردیف کردی
قایم شدن؟
،ما قبل اینکه تو بدنیا بیای هم اینجا بودیم، پسرک
خودمونو از هر چی آدمه، گم و گور کردیم - من که راضی نبودم -
ببین، نمیخواستم راجب برادرت اذیتت کنم
ولی اگه تا این همه راهو اومدی
پس در جریانی که اون بیرون چه خبره
شهر کودی رو دیدین؟ - آره، به حد کافی نزدیکش شدیم -
یه گَله آلوده توشه
آره، "لارامی" و "ویند ریور" هم همین وضعن
کلا تو هر مکان قبلا پرجمعیتی
دیگه نمیشه پا توش گذاشت
پس اسم تامی نامی رو نشنیدی؟ - نوچ -
کرمهای شبتاب چطور؟
تابستونا اینجا پیداشون میشه
منظورم حشرهش نیست، آدمشه
مگه آدم کرمشبتابی هم داریم؟
توصیهای واسه بهترین راه واسه غرب رفتن داری؟ - آره -
برو سمت شرق
ولی به هیچ وجه منالوجوه از رودخونه اینجا رد نشو
هیچوقت - مگه اون سمت رودخونه چیه؟ -
مرگ
هیچوقت ندیدیم کیا اون سمتن
ولی جنازههایی که رو هم تلمبار میکنن رو میبینیم
بعضیاشون مال آلودههاست بعضیاشونم نه
اگه برادرت رفته باشه غرب رودخونه پس مرده
حرفاتون ما رو نمیترسونه
اونو که ترسونده
تو که خداییش حرفاشون رو قبول نداری
اونا یه عالمه مدته خونه و زندگیشون اینجاست
بزارشون سرجاش - هیچ نمیدونن چی به چیه -
اسم کرمهای شبتاب رو هم که تا حالا نشنیدن
جوئل؟ جوئل؟
جوئل، خوبی تو؟
جوئل؟ - خفهشو -
یا مادر جان، رو به مرگی؟
من خوبم
خوبم، خوبم - آهان، خوبی واقعا؟ -
چیزیم نیست - نه واقعا هستی؟ چون محض یادآوری -
اگه دخلت بیاد منم به چُخ میرم
گفتم چیزیم نیست دیگه - باشه -
...کلا بخاطر اینه که یهو هوای سرد بهم خورده
...باشه
پس بریم در جستجوی تامی و کرمهای شبتاب
کاری نداره که
اوج کارمون فقط رد شدن از رودخونهی مرگه
"رودخونهی مرگ" چه خوفناک
شروع نکنیا
دیگه الاناست که هوا تاریک شه
بغل رودخونه یه غارهایی هستش
اونجا اُتراق میکنیم و صبح رد میشیم
خوبه آخه دیگه مُردم از گشنگی
مجبور هم شدم دوتا خرگوش بدزدم
خودمون هم میتونیم خرگوش بگیریم
قلقش رو یادم میدی؟
حالا تو راتو برو
بیا پایین از اونجا میزنی گردنت رو میشکونیها
میشه یه کَمَکی بخورم؟
نه - چیه بابا؟ فقط میخوام گرم شم -
جون عزیزت
بـعله... هنوزم مزهش بیخوده
میگم داشتم فکر میکردم
گیرنم کرمهای شبتاب رو پیدا کردیم
اوضاع بر وفق مُراد پیش رفت
خونم رو گرفتن و گذاشتن تو دستگاهه
پیچیده میچیدهشون و یه درمون ساختن
خب؟
بعدش چی؟
یعنی بعدش ما چه کنیم؟ - ما"، چیه این وسط؟" -
باشه بابا اصلا خودت
بعدش میتونی هر کاری عشقته انجام بدی دیگه
کجا میری؟ و چیکارا میخوای کنی؟
هیچوقت همچین انتخابی نداشتم
...شاید
زدم تو خط یه خونهی روستایی ...با یه وجب زمینه
چراگاهی - ایولا. چیا چِرا میدی؟ -
گوسفند
گوسفند پرورش میدادم - گوسفند -
...صدا ازشون درنمیاد
و کاری که بگی رو انجام میدن
آره، آره. باشه
پس فقط خودتی و یه گله گوسفند
چه عشقولانه
خودت چی؟ کجا میخوای بری؟
شاید دلیلش اینه که تو یه منطقهی قرنطینه بزرگ شدم
پشت سرت یه اقیانوس
و جلو روت یه دیوار هستش
هیچجا رو نمیشه نگاه کرد اِلا بالا
تو کتابخونهی مدرسه هر چی دم دستم میومد میخوندم
مثل نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و جیم لاول
ولی میدونی کدوم کتاب رو ترجیح میدم؟
سالی راید - سالی راید جنده -
فضانورد تو تاریخ رو دستش نیومده
جواب میده دیگه، درسته؟
واکسن دیگه؟
یکم واسه دو به شک شدن دیر شده
رو سم امتحانش کردم - چیو امتحان کردی؟ -
میدونستم آلوده شده
یکم از خونم رو مالیدم رو جای گازگرفتگیش
میدونم، میدونم نادونی کردم
...ولی آخه
میخواستم نجاتش بدم
والا به گمونم پادزهرش خیلی پیچیدهتر از این حرفا باشه
مارلین، خیلی چیزا هستش ولی احمق نیستش
اگه میگه میتونن درمونی بسازن، پس میتونن
شیفت اول با تو باشه یا دوم؟
جفتش با من
یکم بگیر بخواب
...خوابه
چراگاه گوسفندا تو ماه رو ببین
میبینم
هنوزم زیر لب تو خواب حرف میزنی
زود پا شدم
تو، خواب به خواب رفته بودی پس شیفت دوم رو گرفتم
اگه همچین چیزی بشه باید بیدارم کنی
نمیتونی یه همچین کارهایی بکنی - ...ولی میتونم -
چون همین الان کردم
مسئولیتت با منه، باشه؟
پس خوابت نبره
بی سر و صدا بودم حواسم به پشتم بود
دنبال ردپاهای احتمالی گشتم یه جای بلند پیدا کردم
و نگهبانی دادم
عین همونجور که یادم دادی
آخه چی بگم مرد؟ تو خونمه دیگه
دفعه بعد بیدارم میکنیا
چشم قربان
رودخونهی مرگ. هنوز کسی پیداش نشده
خوبه
دارم یاد میگیرم چجوری سوت بزنم
سوت زدن بلد نیستی؟
الان به نظرت بلدم سوت بزنم؟
نه
ولی جدی آخه تو چجوری بلدیش؟
استعداد دارم - خب حالا -
باید شکارو یادم بدی
ها - :ها"، یعنی همون" -
"اون یه دختره. مالش نیست"
مال تیراندازی که هستی
ولی راجب "پَرده پوشی"، شک دارم والا - پَرده پوشی دیگه چیه؟ -
همون بخششه که باید امعاء و احشاء حیوون رو بیاری بیرون - آهان آره -
چرا اسمش رو گذاشتن پَرده پوشی؟
آخه باید اسمش رو بزاری بیپرده کردن
چون همینه دیگه ...آخه
داری اندامهای داخلیه حیوونه رو، بیپرده میکنی
ولی هنوزم واسم جالبه
سَد"ـه راهمون رو باش"
تو ویل لیوینگستون نیستیها
آره، آره ولی بگو کی هستش؟
پس این برق تولید میکنه؟ - آره -
از من یکی نپرس چون والا اگه بدونم چجوری
خو میتونستی همینجور یه حرفی سر هم کنی
منم باورت میکردم
اون رودخونههه رو باش تا ناموس آبیه
هی جوئل... اگه این همون رودخونهی مرگ باشه چی؟
برو پشتم
ما دنبال دردسر نیستیم
فقط داریم راهمون رو میریم
تفنگت رو بنداز
No comments yet. Be the first to leave one.