The first 200 lines.
- * یک، دو، سه، چهار
* یک، دو، سه، چهار، پنج، شش *
* تکونش بده، رفیق
* یک، دو، انجامش بده
* یک، دو، سه
- * چهار، چهار
- * یواشکی از پنجرهات میام داخل *
* یه کم زیادی راحت
* همه پسرای شهر
* بهت گفتن مراقب من باشی *
* حالا تو ذهنتم، اینور اونور میرم *
* به واقعیت خوش اومدی
* حالا بیا نمایش رو شروع کنیم، بیا *
* امشب تا صبح بیداری *
* امشب تا صبح بیداری *
* امشب تا صبح بیداری *
* امشب تا صبح بیداری *
* با یه صورت خندون تو یه جای کاملاً جدید *
* با لباس توری پوشیده، حالا فقط برای احتیاط *
* با یه صورت خندون تو یه جای کاملاً جدید *
- دوباره لعنتیها بستنش.
- لعنتی. - بفرمایید، بچهها.
- بیا اینجا، بیا اینجا.
- فقط باید دوباره بازش کنیم، درسته؟
- اشتباهه، پسر بلوند.
دیگه برای این شهر پر از آدمای عجیب کافی کار کردم.
بذار یکی دیگه پرچم رو دستش بگیره.
- پس فقط قراره همینجوری تسلیم شی؟
- معمولاً اینجوری انجامش میدن.
- فکر کردم میخوای تلافی کنی.
- ترجیح میدم برم یه حال اساسی کنم.
- همین که تو اتاق اضافی قایم شده به اندازه کافی بده.
واقعاً باید خونهمون رو هم به گند بکشه؟
- تو وقتی همسن اون بودی چقدر مرتب بودی؟
- خب، حداقل جورابای بوگندوم رو
رو میز ناهارخوری جا نمیذاشتم.
خدای من، حتی ذخیره مخفیم از چیپس خانم رو پیدا کرده.
- یه کم به بچه فرصت بده، مایکل.
براش یه کیسه بیسکوییت و یه تخت گرم یه چیز لوکسه.
- میدونی برا من چی لوکس حساب میشه؟
- خدمتکار خونگی؟ - سکس پر سر و صدا و بیپروا،
با فریاد و بیادبی.
- آهان، میدونی، دیشب متوجه شدم
نفست رو نگه داشته بودی.
حالا این سالم نیست.
مثل اینه که عطسهتو نگه داری.
- آره، خب، میترسیدم صدامونو بشنوه
و بگه "خدا به خیر کنه."
- خب، مطمئنم چیزای بدتری شنیده.
- مطمئنم کارای بدتری کرده.
وقت بلند شدنه...
بلند شو.
هی.
هی.
ما داریم میریم، تو هم همینطور.
- نمیتونم فقط بخوابم؟
نصف شب بیدار بودم. - چی کار میکردی؟
- به شماها گوش میدادم که سعی میکردید آروم باشید.
"هیس، صدامونو میشنوه."
دفعه بعد، فقط حسابی حال کنید.
تمومش کنید.
- مرسی بابت نکته جنسی.
- هر وقت خواستی.
- شاید باید بهش یه کلید بدیم.
- بهش کلید نمیدیم.
- خب، منظورم اینه، حالا که اینجا زندگی میکنه--
- اینجا زندگی نمیکنه.
موقتاً اینجا مونده.
- ولی هنوز باید بتونه بیاد تو.
- وقتی ما بذاریم میاد تو.
ولی کل روز کجا قراره بره؟
- شاید مدرسه؟
- همم. شاید بتونی ببرش مغازه با خودت.
- چرا تو نبریش سر کلاست؟
- مایکل، امروز سخنرانیم درباره همجنسگرایی پنهانه
تو آثار توماس مان.
فکر کردم شاید اون بیشتر
شماره دوم "ریج" رو بپسنده.
نه اینکه یه شاهکار پستمدرن نباشه.
- باشه، باشه، بلند شدم.
این عجله لعنتی برای چیه؟
- اوه، خدایا لطفاً. تدی، امیدوارم تو باشی.
اوه، معلومه که نیستی. تو کلید داری.
اوه، ولی شاید گمش کرده.
اوه. سلام.
- سلام. - سلام.
ببینت.
همهچیز رو از بالا تا پایین تمیز میکنی.
الان فقط پایینش هست.
- تو واقعاً یه سگ کارگری هستی.
- اوه، این واقعاً یه تعریف بزرگه، ملانی، از تو اومده.
خب شما دخترا چی کار کردید؟
- خب، صبح یه گردش کوچیک داشتیم.
اول رفتیم بازار کشاورزها.
بعد گاس رو بردیم کفش نو بخره.
- بعد رفتیم بانک.
- دقیقاً یه روز تو پاریس گیها نبود.
- و حدس بزن چی.
پولای گمشده حساب گاس
یهو دوباره پیداشون شده.
- هر قرونش.
- خب، این یه ترفند باحاله.
میبینی؟ بهت گفتم نگران نباش.
- پس چی شده؟ یه لحظه غیبشون زده.
لحظه بعد برگشتن.
- خب، نمیدونم،
ولی هی، من همیشه تو ریاضی یه خنگ بودم
وقتی حرف ریاضی میشه.
یعنی اگه کارلین داوس جوابای اون امتحان
کلاس پنجم رو بهم نمیداد،
الانم هنوز اونجا نشسته بودم.
- و تد کجاست؟
چرا به تلفنامون جواب نداده؟
- اون، اوم--
رفته بیرون داره، اوم... لاستیکاشو میچرخونه.
- بیا دیگه، ام.
چی شده؟
- تدی؟
اوه. اوه، سلام، ویک.
نه، نه، نه، فکر کردم شاید تد باشه.
آره، اون بیرون تو بقالیه،
و همیشه یه چیزی رو فراموش میکنه، پس--
آره، بهتره خط رو باز نگه دارم.
بای.
- گفتی داره لاستیکاشو میچرخونه.
- اوه، اون، اوم--
اون-- اون قبل از بقالی بود.
بعد از اینکه، اوم--
اون، اوم--
غیبش زده.
ناپدید شده.
چند روزه ازش خبری ندارم.
- حالا که اینجایی،
کمک کردن بهت ضرری نمیزنه.
میدونی، قفسهها رو مرتب کن، گردگیری کن.
- برای همین منو گرفتی؟
کارگر مجانی؟
هی! من به پر حساسیت دارم. - آره.
بیشتر انگار به کار حساسیت داری.
- نمیبینی دارم میخونم؟
- چی؟ مردان ایکس؟ مرد عنکبوتی؟
خب، اوم، چطوره؟
گند میخوره.
- ببخشید؟
- کی تا حالا شنیده یه جنگجوی گی باشه؟
تنها چیزی که اینا بهش اهمیت میدن اینه که کی قراره براشون ساک بزنه.
- آره، خب، برای اطلاعت،
من اینو نوشتم.
- پس باید بدونی.
تازه...
یه ابرقهرمان جذاب و خوشتیپ مثل "ریج" هیچوقت وجود نداره.
تو یه میلیون سال هم نه.
- هی، مغازهدار.
- تو اینجا چی کار میکنی؟
فکر کردم دنبال کار میگردی.
- همینکارم.
ساکزنی.
- چی شده؟ جاستین دندوناشو درست کرده؟
- از وقتی دیگه هیچ جای شهر برای پارتی نمونده،
تصمیم گرفتم خودم یه پارتی راه بندازم.
و فکر کردم شاید بدت نیاد
لیست مهمونا رو یه نگاه بندازی
شاید تو و پروفسور تصمیم گرفتید یه سر بزنید.
- اونا ساعت ۹ میخوابن.
ولی من تا دیروقت بیدارم.
این همونه؟
- هانتر، این برایانه.
- میخوای بکنیم؟
- منم از دیدنت خوشحالم.
- حالا برو یه کار مفید انجام بده.
- داشتم سعی میکردم.
- بچه پررو.
- آره، انگار تو زندگیم به اندازه کافی گرفتاری ندارم.
- حالا، حالا، فکر میکنم کاری که تو و بن دارید میکنید
فوقالعاده سخاوتمندانهست.
فداکارانه.
شریف.
- آره، به عبارت دیگه،
باید سرم رو معاینه کنم.
- جبهه سرد قطبی از شمال
به نظر میرسه داره به سمت شرق حرکت میکنه،
و با خودش دمای گرمتر فصلی رو میاره.
انتظار بارون تو ایالت مرکزی رو داشته باشید،
با کاهش بارندگی تو منطقه جنوبی.
هنوز هشدار رعد و برق تو کوهها هست،
و هشدار سیل تو درههای پایینتر باقی مونده.
پیشبینیهای بینالمللی بعدیه،
بعدش چشمانداز ملی.
بعدش آیا به چتر نیاز دارید یا کلاه آفتابی؟
تو محلهتون چه انتظاری میتونید داشته باشید،
همه اینا وقتی برگردیم میاد.
- نمیخوای سلام کنی؟
- فکر کردم خوابی. نمیخواستم اذیتت کنم.
- اذیتم کنی؟
سه شبه که بیدارم.
کجا بودی لعنتی؟
حالت خوبه؟
- آره، خوبم.
فقط-- من فقط، اوم--
نیاز داشتم یه کم دور شم.
No comments yet. Be the first to leave one.