Downton Abbey

Downton Abbey

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Downton Abbey S04 1080p BluRay HEVC x265 10bit AAC 2 0 Joy
Downton Abbey S04 BluRay 1080p FLAC 2 0 AVC REMUX-FraMeSToR
A Commentary by m_kiarash

Tags

BluRay
1080
x265
HEVC
REMUX
Published on: 2020-09-16
Downloads: 76
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.بايد برم - .البته که بايد بري -

اوه، پس کي نامه رو به بانو ميده؟

من ميتونم اين کارو بکنم، صبحانه اش .رو ميبرم و لباسش رو هم ميپوشونم

.ولي نميتونم هرروز اين کارو بکنم

.نه، تا وقتي يه کس ديگه رو پيدا کنه ميتونم اين کارو بکنم .بانو "مري" اهميتي نميده

مشکل تو چيه؟ - .خانم "اُبرايان" يه دفعه غيبش زد -

!عجب

! "جيمي"

!جيمي"، خانم "اُبرايان" رفته"

چي؟ کجا رفته؟ - من از کجا بايد بدونم؟ -

.مج"، "اُبرايان" رفته"

شنيدي؟ - چي رو؟ -

.خانم "اُبرايان" ؟ رفته - يعني چي رفته؟ -

.اينجا رو ترک کرده - ترک کرده؟ -

.وسايلش رو هم برده

.باورم نميشه

من باورم ميشه. مثل يه دزد شبانه فرار .کردن، از کارهاييه که "اُبرايان" انجام ميده

.باورم نميشه "سوزان" همچين کاري با من کرده

خانم "اوبرايان" گفت وقتي تو اسکاتلند بوده خيلي از

.بانو "فلينت شاير" خوشش اومده بود

!منم همين فکر رو ميکنم

بانو "فلينت شاير" يه بليط به هند براي من رزرو کرده

.و من هم نميتونم اين موقعيت خوب رو از دست بدم

يعني واقعا بدون هيچ اخطاري گذاشت و رفت؟

.حالا که فکر ميکنم، ديروز يه تلگراف بهش رسيد

.حتما تو اون بهش خبر دادن

حالا چي ميشه؟

بانوي من، امروز من به شما لباس ميپوشونم

.و فردا هم "آنا" مياد، تا وقتي که يه جايگزين پيدا کنيد

و هيچ نشوني هم از خودش به جا نذاشت؟

. "به من که چيزي نگفت آقاي " کارسون .حتي يک کلمه هم نگفت

.منم باورم شد

.ميدونم که فکر ميکنيد به من چيزي گفته، ولي نگفته

.من باور ميکنم. ولي خيلي ها باور نميکنن

.شايد عمه من باشه ولي زياد باهام حرف ميزنه

.همه اين حرفت رو قبول ميکنن

سوزان فلينت شاير " پيشخدمت مامان رو دزديده"

اون هم وقتي دخترش تو اين خونه مهمونه؟

.مطمئنم که اينطوري نميکنه

.اهميت نميدم که چطوري اين کارو کرده .اين کارش کاملا ننگ آورـه

.اشکالي نداره. "مج" بهم گفت - .خيلي هم اشکال داره -

فکرش رو ميکردي؟ - .نه، واقعا نه -

ميدونستم، ميدونستم که اون موميايي ...فکر ميکرد "اوبرايان" کارش با موها خوبه

و درباره اينکه ميخواست يه سفر

چي؟ کِي؟ - .وقتي همه شما تو "دانيگل" بوديد -

و فکر نکردي بهتر باشه به ما هم بگي؟

.من فردا ميرم "لندن". ميتونم يه آگهي تو مجله "بانو" بدم

خوبه

صبر کردن براي چاپ شدن مجله خيلي طول نميکشه؟

.چاره اي نيست

.ساعت يازده با "ترنت" ملاقات ميکنيم

.من هم ميام. اول ميخوام برم تو مزرعه قدم بزنم

.ميخواستم از "مري" هم درخواست کنم بياد

.مزاحم "مري" نشو .به اندازه کافي مشکل داره

واقعا هيچي نميدونستي؟

.فکر نميکردم نقشه اش رو عملي کنه

.فکر کردم شايد بخوايد اين رو با خودتون ببريد پايين

.شايد بخوايد قدم بزنيد .هوا خيلي سرده

لباس سياهم کجاست؟

.ارباب "جرج" رو ميبرم بيرون هوا بخوره بانوي من

.و اومدم ببينم شما هم ميخوايد بيايد يا نه

.فکر نکنم، ولي ممنون

.يتيم کوچولوي بيچاره

.ممنون پرستار

.اون يتيم نيست .مادرش رو داره

.يتيم ها مادر ندارن

.اين رو هم اضافه کن که فقير هم نيست

و شما ناراحت نميشيد بانو رو ببينم؟

چرا بايد ناراحت بشم؟ من که .نميخوام برم دور دنيا رو بگردم

آقاي "موزلي"، آقاي "تراويس" رو نديديد؟

.بايد درباره خريد و فروش خيريه باهاش صحبت کنم

.متاسفانه نه، بانوي من

.اشکالي نداره

.خيلي غم انگيزه

.خيلي خيلي غم انگيز

.باور نميکنم وقت سنگ گذاشتن رسيده

شش ماه

.هميشه شش ماه فرصت ميدن تا قبر يه کم سفت بشه

پسرتون هنوز شغل ديگه اي پيدا نکرده؟

.نه بانوي من

فعلا گذاشتن که بمونه، و اون هم ...سعي ميکنه خوب کار کنه

ولي اين وضعيت نميتونه تا ابد ادامه پيدا .کنه، در ضمن ديگه حقوق نميگيره

!ولي اون براي پيشخدمت بودن به خوبي آموزش ديده .حتي ميتونه پيشخدمت سفره باشه

اميدوارم بانوي من

.ولي اين دنيا خيلي بي‌رحمه

.نيازي نيست بهم بگي

سلام

به زودي نوبت شما ميشه که خودتون بريد .بيرون و قدم بزنيد بانوي جوان

.لطفا بدون اجازه من به بچه ها دست نزن

چي؟

من مسئول اونا هستم و نميتونم .هميشه مواظبشون باشم

بايد يادآوري کنم که من مادر اين دختر جوان رو ميشناختم

.ولي تو نميشناختيش

.اين دليل نميشه که دوستش بوده باشي

.ولي درواقع ميشه

.خب، نميتونم اينجا وايستم و حرف هاي بيهوده بزنم

ميشه به خانم "پتمور" بگي

غذاي بچه ها رو تا نيم ساعت ديگه بياره بالا؟

چرا خودت بهش نميگي؟

بانو خيلي نااميد بودن؟

.بله، و طول ميکشه که يه جايگزين پيدا کنيم

.باورم نميشه خانم "اُبرايان" اينقدر بي ملاحظه باشه

باورت نميشه؟ .من که باورم ميشه

.اون ماجراجويي ميخواد مشکلش چيه؟

.سرزنشش نميکنم

براي ميلش به رفتن سرزنشش نميکنم. ولي چرا .وقتي که بايد اينجا ميموند و بهمون کمک ميکرد، رفت

.داري اينجوري حرف ميزني که ما فکر کنيم نميدونستي

!مهربون باش

فايده يک ماه ترش رويي چيه؟ .موفق باشه

بانو "مري" امروز صبح چطور بود؟ - .مثل قبل -

.ولي، فکر کنم بالاخره بايد از اين حالت بيان بيرون

. "حداقل به خاطر ارباب " جرج

اميدوارم. فعلا که ترجيح ميده . "اونو بسپاره به پرستار " وست

.من نميتونم يه پرستار بچه بشم

چرا که نه؟ از بچه ها خوشت نمياد؟ - .نه، خوشم مياد -

پرستار شدن مثل اينه که نه عضو .خانواده باشم و نه عضو شما

درباره چي حرف ميزنيد؟ - .پرستار بچه بودن -

ديسي " داشت ميگفت که زندگي" .يه پرستار بايد خيلي دلگير باشه

.اينو نميدونم

"ولي به نظرم اون پرستار " وست .خودش رو خيلي تحويل ميگيره

چرا؟ چي کار کرده؟ .هميشه با من مهربون بوده

.سعي کرد بهم دستور بده

يعني تو رو با يه پيشخدمت اشتباه گرفت؟

.ولي اون که پيشخدمت‌ـه - !بهش نگو. نميتونه اين شوک رو تحمل کنه -

. "ممنون آقاي " مارش

.بايد نااميد ميشد

مطمئني که ميخواي کل نقشه رو بيخيال بشي؟

.چاره اي نداريم

.بايد ماليت بر ارث نصف مردم شهر رو بگيريم

.و اونا هم خيلي بي رحم هستن - .ميدونم -

.ولي، اي کاش صبر ميکرديم "مري" همراه ما بشه

.مري " از ما نيست"

فقط به يک سوم سهم "متيو" از داونتون علاقه داره

و يک سوم تمام املاکش

.ولي بقيه چيزها به "جرج" کوچولو تعلق داره

و اين تمام چيزيه که طبق قانون گيرش مياد؟ - .اون بايد وصيت نامه مينوشت -

.ولي، "مري" قيم "جرج"ـه

حتما به خاطر همين يه حق و حقوقي داره؟

.هنوز مشخص نيست

از اونجايي که نصف بقيه چيزها مال منه

به نظرت بهتر نيست که دارايي اون پسر رو مديريت کنم؟

به علاوه، الان تو وضعيت آسيب پذيريه

.آخرين چيزي ميخوام اينه که نگران پول هم بشه

البته، ولي فکر نميکني...؟ - !تو که ديديش -

.حتي اين انرژي رو نداره که يه چنگال رو برسونه به دهنش

.خيلي دوستش داشت

و جزاي يک عشق بزرگ، يه بدبختي بزرگه .که با مرگ يکي از طرفين حاصل ميشه

.ميدونم - .البته که ميدوني -

.خيلي متاسفم

.بهتره زودتر برگرديم، وگرنه براي ناهار دير ميرسيم

من آگهي ها رو چاپ کردم آقاي .کارسون "، خودتون که ميدونيد"

ولي هيچکدوم مناسب اين کار نبودن؟ - .هيچ درخواستي نداشتيم -

خب، داشتيم، ولي وقتي براشون .نامه نوشتم هيچ جوابي ندادن

.خب، نميدونم چي بگم

چون، نميتونم اينجا بمونم؟

آقاي "موزلي" ، بايد از خودمون به .خاطر مهمان نواز نبودن متنفر باشم

.ولي نميتونم اينجا بمونم

به نظرت براي ارباب مناسبه؟ .شش ماه گذشته

فکر کنم ميتونم تا وقتي کار .ديگه اي پيدا کنم برم خونه بابام

.چه فکر خوبي

.غذاي پيشخدمت ها آماده ست - . "ممنون خانم " پتمور -

. "اوه، خوشحال باش آقاي " موزلي .شايد اين اتفاق نيفته

.اتفاق افتاد

. "بعد از ناهار ميخوام برم به " ترسک تو هم ميخواي بياي؟

.ميخوام برم به روستا، ببينم حال "ايزابل" چطوره

بهش بگو اگه ميخواد نوه اش رو ببينه

.فقط کافيه بياد

.بهش ميگم

.شايد باهات بيام - .بهتره نري -

.فکر نکنم آماده ديدن آدم هاي زيادي باشه

.منظورم فقط رفتن به روستا بود

اديث "، فردا واقعا ميخواي بري لندن؟"

.اگه ميري چند تا کار دارم

.ميخوام "مايکل گرگسون" رو ببينم - .حتما خيلي دلش برات تنگ شده -

يه مهماني راه انداخته که منو با .دوست هاي ادبي‌ـش آشنا کنه

چه جالب، مگه نه "رابرت"؟

.ميخواستم يه کارت بچسبونم به پنجره شما

کارت بانوي من؟ - .يه شغل براي داوطلب ها -

و چه جور کاري مورد نظر شماست؟ - چطور؟ فرقي ميکنه؟ -

.نه، فکر نکنم - .ممنون -

چقدر ميشه؟ - .نيم شيلينگ کافه -

.بايد بيشتر "جرج" رو ببيني

.جرج " بيچاره"

.تو چه شرياط سختي به دنيا اومده

"يه بچه به ثروتمندي " کريسوس .و با مادري که تقريبا تبعيد شده

.قانون زندگي همينه

.خيلي عجيب به نظر ميرسه

.متيو " خيلي وسواسي بود"

.فکر ميکرد تا مرگ خيلي فاصله داره

.و بايد همينطور ميبود

.اگه کاري هست که ميتونم بکنم بهم بگيد

.خيلي ممنونم

ولي ميدوني، وقتي تنها فرزند آدم ميميره

.ديگه مادر نيست

.راستش، ديگه هيچي نيست

.من هم دارم به همين عادت ميکنم

.شما يه مادربزرگ هستيد

.و ميدونم که يه مادربزرگ فوق‌العاده خواهيد بود

.پست عصر - .آه، مرسي -

.اوه، دوباره نه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left