The first 200 lines.
در بهار سال 1983 يک بازداشت باعث آگاهي يافتنِ يک پليس از لوئيزاناي جنوبي شد
آنها باهم يک امپراطوري جنائي را سرنگون کردند
لوئيزاناي جنوبي در سال 1980 يه زمونه ي متفاوتي بود
! بعضي ها بهش ميگفتن بي قانون
اما نبود
بقيه ميگفتن : ما فقط يه روش خاص واسه انجا کارها داريم
اما اونم نبود
در عوض ، من ميگم چي بود
! جهنمِ بي در و پيکر
... بسته به اينکه چه نوع آدمي بودي
يه چيزي وجود داشت که بايد خيلي خوب ميدونستي
پليس ها قانون دارن ، مجرم ها ندارن
و اگه پاتو از اين خط جلوتر بذاري ، به قيمت زندگيت تموم ميشه
به "دِکسي" خوش آمديد
اينا برزيلي هستن ، از بايي
قيمت کم ، اما خيلي خوبن
اين از هند مياد ، پالِر . اينم خوبه
و اينايي که اينجان ، کلمبيايي هستن
از سنگِ آهکِ غارِ "کوزو" ساخته شدن
ارزش اينا دو برابر پوليِ که واسشون ميدي
اما اينها ، يه کوچولو گرون ترن
واسه اينکه که هيچ ناخالصي اي توشون وجود نداره
اونا مثل فولاد سخت هستن
و دقيقاً عينِ زُمرد سبز ميمونن
خوبه
اين "مَک کوي" ـه اصله . خودِ خودشه
بهت ميگم ، همه شو ميخوام
فروش اينا توي بازار سخت شده
خيلي خب ، ميشنوم
هي ، جِيک
بيارش
امروز کارخانه ي 31 سال ساختِ "گِري" براي بيگناه بودنِ
در قتل درجه دوم توسط
مجرم جفري دوش ، در قتل از رابطه جنسي ، تلاش کرد
اونجا چي داري ؟ الماس ؟
اون قيمتش بيرون ازينجا 30 هزار دلاره
اگه برات خوشت اومده
- رو قيمتش باهات راه ميام - آره ، خوشم اومده
قاضي دادگاه منطقه اي ، فرانک ساليا
برنامه ريزي اي براي محاکمه ي يک ساله ي دوش ، پس از اولين دستگيري وي انجام داد
و امروزه ميشنويم که اين افسر دستگير شده ، ناپديد شده است
از دفتر شرقيِ کلانتر باتون روژ ، ستوان باد کارتر.
ستوان کارتر در دسترس نبوده است
اين مادرقهبه پليسه
بريم
فکر کنم بند انگشتم رو بخاطر دندون اون يارو شکوندم
! اون فقط يه دندون داشت
خب به همون يکي زدم ، نزدم ؟
- هي ، جک ، بيا يه دست ديگه بزنيم - دارم ميام
! باد
قراره اينجا جشن بگيريم
ما چند ماهه که داريم روي اين مورد کار ميکنيم اما تو چيزي نگفتي
يه جاي کار ميلنگه
اونا خيلي جنس داشتن ، بيش از حد بود
اونا يه باند هستن . دزدي سازمان يافته
تو اونها رو ديدي
!فکر ميکني اون احمق هاي بي خايه سازمان يافته بودن ؟
به خودشون ريده بودن
به چي ميخواي برسي ، باد ؟
فکر ميکني پاي کس ديگه اي در ميونه ؟
فکر کنم اينا بخشي از يه گروه بزرگ تر هستن
فردا صبح ، دوستامون رو ميفرستيم سراغشون
اگه اونا کس ديگه اي رو شناسايي کنن ، ما هم خواهيم فهميد
من که گفته بودم
بازم همينو ميگم ، من چيزي نميدونم ، خب ؟ همين
نه ، نه . فقط همين نيست ، تامي
تمامِ صبح رو اينجا مونديم ، تا شب هم ميمونيم
AMSEC اون سنگ هايي که شما نگه ميداشتين ، متعلق به بودن
بقيه ش توي "بوکاج" پيدا شد
در حال حاضر صاحبان اونها در حال بررسي دارايي ها و متعلقات شون هستن
تو از کي داري دفاع ميکني ؟
من هيچي نميگم
پس اسمت ميره توي اين ده تا کار خلاف ، به همين راحتي
- مزخرفه - نه
نه ، اين يه قوله
در 6 ماهه گذشته سرقت هاي دنباله دار در اين منطقه اتفاق افتاده
هنوزم ادامه داره
اگه باهام حرف نزني ، همه ش گردن تو ميفته ، پسر جون
ميدوني ، اين موضوع به من ربطي نداره
- ميدوني کار کي بوده ؟ - نه
- لعنت ، نه - جواب سوال رو بده
گور باباش ، گور باباي تو
مامور هاي شما فقط يه مشت احمق هستن که لباسِ يه دست پوشيدن
! خسته شدم
ميدونم که احمق تر اين حرفايي
ميدونم که داري يه نفرو مخفي ميکني
بگو اين شخص کيه
- من که جاسوس نيستم - تو جاسوس نيستي
آروم باش ، باد ، آروم باش
بگيد ولم کنه
-در رو قفل کن - لعنت ، لعنت
اين مادر جنده رو ازم دور کنيد
من بهت ياد ميدم چجوري به حرف بياي
هشت ، نه تا از اون اهاليِ
ايالت لوئيزيانا رو به جونت ميندازم تا تورو از کون بُکنن
تا بقيه زندگيت همين باشه
يه اسم بهم بگو
اون اهل خليج "ويسکي" ـه
- اسمشو بگو - نه
يه اسم
يه اسم بگو
جسي ويلاند ، 41 ساله ، دوبار دز سالهاي 65 و 66 به "نام" سفر کرده
عضو نيروي زميني و دريايي بوده
آموزش ديده براي اسلحه و مواد منفجره
عفو هفت سال و نيمه براي 12 سال محکوميتش بخاطر سرقت از فدرال
دو سال در آنگولا ، يک سال در ديکوئينسي ، سه سال در ال رنو و انتقالش به لوئيزبورگ
بعدشم يه مقدار کوچيک در ماريون ، توقفگاه بينِ راهيِ ليونورث
ترک تحصيل از آکسفورد در سال 1981
! جَکت اندازه ي کتاب مقدس ـه
در ماريون ، اونو توي بلوکِ "اِچ" نگه داشتن
بلوک اِچ ؟
اون همون خونه اي که بيشتر از 40 تا قتل توش اتفاق افتاده
آره ، احکامِ زندگي
اون فقط تو کار نجاري نيست
تکون نخور ، مادر قهبه
مخت رو ميترکونم
حالا ، خيلي آروم از ماشين پياده شو
سوئيچ رو از پنجره بنداز بيرون
بندازشون بيرون ، از پنجره
بشکونش
- بريد ، بيرون - دپارتمانِ کلانتري
بشين زمين پليس
از خونه من گمشيد بيرون
بهت شليک ميکنم ، بشين زمين ، بشين زمين خانم
بچه م
بچه م
- زنگ بزن آمبولانس - بله قربان
جِسي
مرسي
! باد
! باد
اين مادر صلواتي يه فروشگاه عمومي داره
همه جا رو بگرديد
مواد پيدا کردم
اين جديده
اين "سيانور" واسه چيه ، جسي ؟ ماده شيميايي بشدت سمي که موجب خفگي ميشود
استخراجِ ناخالصي
ناخالصيِ چي ؟
توي موقعيت بدي هستي ، رفيق
لعنت
وثيقه ميذارم
ديگه چي ميخواي ؟ دوبار يه جنايت کار حرفه اي رو دستگير کردي
دوتا سرقتِ بي و اي رو در محل وقوعِ جنايت گرفتي
همه شونم سر دسته يه باندِ سرقت سازماندهي شده بودن
اون ديگه تو بازداشته ، باد
زندگيش بگا رفته ، ديگه تموم شد
بازم هستن ، ميدونم
اينو يادته ؟
ده ماه پيش ، قاضي حکم حبسش رو توي سلول 357 داد
من خودم "روگِر" رو از توي تؤالتِ زندونِ "ويلاند" کشيدم بيرون
- خب ؟ - اين جسد خودش يه سرنخيه
هزار جور راه واسه مُردن توي "ويلاند" وجود داره
- اين چيزي رو ثابت نميکنه - اين چطور ؟
استخون هاي پيدا شده از جسدِ يه کشيش توي خونه ش ، يه قتل
به نظر بيشتر از يه سرقت معمولي بوده
ميخوام اين پرونده دوباره باز بشه
من هنوز منتظر جواب آزمايش ها هستم ، اسلحه هاي بيشتر، موارد بيشتر
اين يارو ديوونه نيست ، مايک
اون بليطِ يه چيزِ بزرگي تريه ، چيزي که الان داره اتفاق ميفته
- خب ، کي ازش حمايت ميکنه ؟ - نميدونم
اما ميدونم که اونا گروهش رو ميفرستن
واسه همين به مدرکي يا دارم که اونا يک شبه پيداشون نشده
توي اين مورد درست ميگم ، مايک
وقتي يکي قراره تمام عمرش بره زندان و ذره اي هم نارحت نيست
مثل موقعي ميمونه که زنت تورو بخاطر رابطه با همسايه متهم ميکنه
اما خبر نداره که با خواهرشم رابطه ي جنسي داري
خيلي خون سردانه برخورد ميکني ، درسته ؟
ما بيخودي نگران هستيم ؟
همه ي اون اسلحه ها ، همه ي اون وسايل ، در اون زمان
اون همچين مکالمه اي داره ، ميتونه داشته باشه
اون ناراحت نيست
اون تماس چشمي داره ، چون ما داريم خيلي زود پا پس ميکشيم
اين يارو خيلي چيزا ميدونه ، ميدونه جسد ها کجا هستن
"مي سپارمش به "دي.اِي
بله ؟
باد ؟ چارلي بروارد هستم . تازه پيغامت رو گرفتم . چرا عجله داشتي ؟
سلام ، چارلي . مرسي که زنگ زدي
گوش کن
تو يه زندوني توي سلول 75 به اسم جسي ويلاند داري ؟
چيه اين يارو برات جالبه ، باد ؟
خب ، ما بخاطر قاچاق اسلحه و سرقت دستگيرش کرديم
- اما من حس ميکنم بيشتر ازين باشه - آره هست
شورش هاي نژادي، قاچاق، اخاذي از يه نگهبان
من خودم يه چند باري باهاش شاخ به شاخ شدم
ديگه چي ؟
ميشه گفت ، ياغي گريش اينجا به اوج رسيده
بخاطر سرقت مسلحانه و ضرب و شتم آوردنش اينجا
اما سيستم ميگه که اون يه قاتل قراردادي ـه
کنترلِ بازديد، جنبش در داخل سيستم ، زندان به زندان، دولت به دولت
بهترين آدمشون هست
شنيدم که يه مدافعِ عمومي رو نِفله کردي
ديروز صبح ، موقعي که بازداشت شدي ، اسلحه گذاشتن رو سرت
تو انتظار يه نفر ديگه رو داشتي
تو شبيه پليس ها نيستي
خونه ت ، اسلحه ها ، منابع موثقي بهم گفتن که قصد فروش شون رو داري
سيانور توي فيريز ، مواد منفجره ، نشون ميده از چيزي ترسيدي
من تورو ميشناسم
اگه اينقدر ميدوني ، نبايد تنهايي ميومدي اينجا
بهت ميگم چي ميدونم
هيچ باندي وجود نداره
No comments yet. Be the first to leave one.