The first 144 lines.
مونا مقداری پول رو به یک موسسه وصیت کرده
میشه لطفاً خالکوبیش رو بهش نشون بدی؟
برای کسی مثل مونا لارسون، جای کمی عجیبیه
تو منو یاد نینی میاندازی
اون هم یه چیز خاصی داشت
خالهت
بازم شروع شد؟
به مامان هیچی نگو. قول میدی؟
میرم از خدا میپرسم. اون جوابها رو بهم میده
یه مورد مسمومیت مشکوک داریم
من کلی مکمل مصرف میکنم. گوگرد، فسفر
چرا فسفر مصرف میکنی؟
ما از هنریتا نمونه DNA گرفتیم
و نتیجه نشون میده که تو پدر بیولوژیکی اون نیستی
چی داری میگی؟
هنریتا تو خطره؟
سلام
خوبه. آمادهای
کسی میاد دنبالت؟
به من نگاه کن
من اینجام
صبح بخیر. سلام
پیدا کردن کسی که هانس و مونا لارسون رو میشناخته، آسون نیست
اونا از خونه کار میکردن و با هم یه شرکت حسابداری رو اداره میکردن
هیچی عجیب نیست
تقریباً هیچ تعاملی با همسایهها نداشتن
حتماً کس دیگهای تو این جماعت مذهبی غیر از پائولا اونها رو میشناخته
بریم استیگسوندا. بیا
اونجا هم به همون اندازه بده
اوه. ببخشید
ببخشید، الان بستهایم
خونه خدا به روی مردم بسته است؟ خب، نه، دقیقاً اینطور نیست
فقط یه سری کار باید انجام بشه. میفهمم
اسم من نصیره. من پلیسم
ایشون همکارم ورونیکا هستن
پائولا امروز اینجاست؟ پائولا برگ؟
ایشون الان خونهان
این چیزی که اتفاق افتاده وحشتناکه
کاملاً غیرقابل درکه
شما اینجا کار میکنید؟
بله، من تا سال پیش که بازنشسته شدم، اینجا کشیش بودم
و پائولا جاشو گرفت
این روزا، بیشتر وقتی لازم باشه کمک میکنم
چقدر مونا و هانس لارسون رو میشناختید؟
البته، خیلی خوب. اینجا یه کلیسای کوچیکه
اونها سالهاست که اینجا هستن
اونا یه دختر هم دارن
هنریتا. بله، درسته
اون خانواده حتی یکشنبهها رو هم از دست نمیدادن
خوبه
اگه اجازه بدید، من در واقع یه کارهایی دارم که باید انجام بدم
بله، ولی ممنون از وقتتون. اِم
اگه سوال دیگهای داشتیم باهاتون تماس میگیریم
ما اینجا همیشه بازیم. بله
به جز امروز. آره
تمرین گروه سرود هر پنجشنبه ساعت ۷ شب. تماس با فانی یا مدیر توماس گرن
توماس. توماس! سلام
ببخشید، فقط داشتم... نه، این
سلام. سلام
خوشحال شدم دفعه قبل دیدمت. آره، خوب بود
حالت چطوره؟ آره، عالی
خب، اون هتل بهتره تو تالین گفت که برامون جا داره
باشه. منظورم کل گروه سروده
عالیه
هتل خوبیه. خیلی گرون نیست؟ نه. میتونم چونه بزنم
البته. باشه. پس خوبه
داشتم بهت فکر میکردم
آها
سلام، لوتا. سلام
خب، شما فعالیت کارت اعتباری هانس لارسون رو برای اون روز میخواستید
بله
اون با کارت تو یه پمپ بنزین خارج از استیگسوندا ساعت ۷:۱۴ شب پرداخت کرد
دیگه هیچ تراکنش دیگهای اون روز نداشت
اون خونه ظرف نمیشسته
هی، شما دو تا میتونید برید. فردا میبینمتون
باشه. میبینمت
بابا
شمارهای که باهاش تماس گرفتید، در حال حاضر در دسترس نیست
بامزه است. احمقانه
شاید بتونیم امیدوار باشیم که یه شام کاری دیگه هم داشته باشیم؟
بله
اِم
بله، حتماً
راجع بهش در تماس باشیم. بله
تماس ورودی: بابا
سلام. من از پلیسم
من نصیرم. ایشون همکارم، ورونیکا هستن
شما یکشنبه شب اینجا کار میکردید؟ بله
یادتونه این مرد اینجا بود؟
آیا... اون کسیه که زنش رو کشته؟
یادتونه اون یکشنبه شب اینجا بود؟
بله، بود
یادتونه این زن باهاش بود؟
اون زنیه که کشته شده؟
میشه لطفاً فقط به سوال جواب بدید؟
نه. نه، من فقط اونو یادمه. اون کسی بود که پول بنزین رو پرداخت کرد
شما اونو ضبط میکنید؟
بله، ولی ضبطها میره رو کامپیوتر رئیسم
اون اینجا نیست، واسه همین نمیتونم
لطفاً از رئیس تون بخواید ویدئوهای یکشنبه شب رو برام بفرسته
حتما. ممنون
خب
امروز چی یاد گرفتیم؟ اینکه حرفای هانس لارسون پر از سوراخه
هوم
نظرت در مورد کشیش چیه؟
اون تنها کسی بود که خوب میشناختشون
یعنی به اندازه کافی که دخترشونو بهش سپردن
و ما باید به کشیشها اعتماد کنیم، درسته؟
داری میری خونه؟ سوپرمارکت
سوپرمارکت؟
فردا میبینمت
فردا میبینمت
سلام، فانی. خیلی خوشحالم که تو
سلام، فانی. فقط میخواستم بگم که دیدنت خوب بود
سفر گروه کر عالی میشه
نه بدون تو
مامان بود؟
نه، یکی از گروه کر بود
چرا بیداری؟ خوابم نمیبره
فهمیدم
بیا بالا. وای خدای من
خوبه
بنیاد آرسنیس. ما به مردم کمک میکنیم از اعتیاد رها بشن
خوش آمدید. صفحه در دست ساخت است
نیگارد ۳، ۴۷۱۳۶ استیگسوندا
ناتالی
سلام. ورونیکا. تو بیمارستان همدیگه رو دیدیم
حالت بهتره؟
شما کی هستید؟
اشتباه گرفتید. من
من شما رو نمیشناسم
اه
حتماً اشتباه کردم. کارمون تمومه
تو اینجا چیکار میکنی؟
سلام. اه
فقط میخواستم مطمئن بشم حال هنریتا خوبه
این موقع شب؟
آره، دیر سر کار موندم. مزاحمتون نمیشم
اما دزدکی توی بوتهها قایم شدن ظاهراً مشکلی نداره
شما... در صورت لزوم میتونید با من تماس بگیرید
باشه
و ممنون میشم قبل از اینکه دوباره پیداتون بشه، یه خبری بدید
حتماً
آه، عزیزم. چرا اینجا نشستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.