The first 196 lines.
...هیس
...هیس
...هیس
چیزی نیست
...هیس
میدونم
هی - هی. 25 پوند؟ -
25؟ نه، نه، من 200 پوند سفارش دادم
پول 25 پوند رو دادی
با لو صحبت کن
...آره. آره، آره، آره. نه، نه. نه، لواَن، محبت
محبت... محبتت رو میرسونه
آها
آره. نه، نه، ما واقعاً ممنونایم که بعد از همۀ ماجراها بازیم
...آره، پس، گوش کن، من، آم
،من هنوز سعی دارم قلق اینجا رو به دست بیارم ،میدونی، بفهمم مایکل کارها رو چطوری انجام میداد
و میخوام پولت رو جور کنم
« مایکل بِرزاتو، تولد: 15 نوامبر 1979 - وفات: 22 فوریۀ 2022 »
« انجیل دانیال: فصل 6، آیۀ 22 » خدای من فرشتۀ خود را فرستاده، دهان شیران را بست تا» آسیبی به من نرسانند، ازآنرو که به حضور وی گناهی در من «.یافت نشد و در پیشگاه تو نیز پادشاها، خطایی از من سر نزده است
آره، آره، آره. نه، دلم براش تنگ شده
آ... دل من هم براش تنگ شده. آره
باشه
نه، رواله. آره، آره. باشه. درهرصورت ممنون. آره، آره، آره
خیلیخب. خدافظ
!گُه بگیرن
!«بالبرکر»
!خفه شو - !نه، نه، نه. پوتا -
از برق نکِشش
میدونم اون واژه یعنی چی، تینا
از برق بکِشیش، دیگه کار نمیکنه
آخرین باری که اینها رو خالی کردید، کِی بود؟
نمیدونم
هی، چیچی، کارمیام. هنوز اون رابط گوشت رو داری؟
« بیف (گوشت گاو) اصل شیکاگولند »
سبزیجات رو عین کونبچهها خُرد میکنی
دستهات رو با پیشبندت تمیز نکن، سرآشپز
جِف؟ - (شِف (سرآشپز -
مشکل داریم. این طاقضربی رنگ داره
آره، پس چی که داره. دوران جنگ جهانی دوم مس رو محفوظ نگه میداشتن
واسه همین میخپرچ نیست؟ - واسه همین میخپرچ نیست -
چطوری این رو نمیدونی؟ - چون نمیدونم -
این «بیگ ای» لبهسجافقرمز اصله، خب؟
دوخت 1944. همین امشب میتونی از «ایبِی» 1250 دلار بابتش بگیری - اونجوری باز 550 دلار کمه -
و این
مگه من «کویناستار»ام؟
!اون حدود سیصد دلاره، چیچی - سیصد دلار بهعلاوۀ چی؟ -
بهعلاوۀ کُت سجافپتویی نوع سۀ دوخت 1955
پلیسهدار؟ - پلیسهدار -
بوم
« توئیت: امروز توی «بیف» تورنمنت «بالبرکر» داریم »
« !فـــقـــط یـــکروزه »
« !!!برنده صاحب همهش میشه »
« بــــیــــف »
سلام، «شوگر». آره، آره، آره. ببین، به کمکت احتیاج دارم
نه
نه، نه، نه، نه. اونجوریها نیست
آره، اون کُته که مایک بهم داد رو لازم دارم
آره. ببین، میتونی... میتونی بیاریش اینجا؟
دستت درد نکنه. باشه. آره، آره. خیلیخب. خیلیخب. خدافظ
سلام. هی
سلام - من سیدنیام -
واسه کار دستیارسرآشپزی تماس گرفته بودم، امروز موعد کارورزیم بود
درسته. تُف. ببخشید. بله. آره - آره -
کارمی. آم... بیا، چیزت رو بده... ممنون - هی. آ... بله -
«آ... «آلینیا»، «اسموک»، «آوک
...قضیه خیلی جدی شد. این
یوپیاِس» چیه؟ توی «شیکاگو»ـه؟» - ...«آ... «یونایتد پارسل سرویس -
شرکت پست آمریکایی که تمرکز اصلی آن بر انتقال :UPS ] [ محمولههای پستی، ارائۀ خدمات ترابری، پشتیبانی و... میباشد
تُف. «یوپیاِس» اونه - ...همون چیز پستیهست... آره -
آره. آم... براشون... براشون چیکار میکردی؟ - رانندگی -
...هزینۀ دانشکدۀ آشپزیم رو درآوردم، پس
سیآیاِی»؟» - آ... «سیآیاِی»، آره -
خیلیخب، پس اینجا چیکار میکنی؟
...میدونی، این، آم
بچه که بودم، اینجا پاتوق موردعلاقۀ بابام بود
هر یکشنبه میومدیم اینجا
جای ویژهایه
...خوبه. آم
...باشه، پس روال رو که میدونی. ما
غذای خانوادگی درست میکنی
گوشت + سه» هست، و حوالی 2 غذا میخوریم»
روشی که در آن مشتری یک غذای :Meat and three ] [ گوشتی از منوی روزانه و سه مخلفات سفارش میدهد
آره. شیرفهم شد. خوف. عالی
چی شده؟
میشه مثلاً شاید یه سؤال ازت بپرسم؟ - البته. آره -
من میشناسمت
اوه، جدی؟ - ...آره، من... منظورم اینه -
تو عالیترین «سیدیسی» در عالیترین رستورانِ کُل ایالات متحدۀ آمریکا بودی
پس، بهگمونم تو اینجا چیکار میکنی؟
ساندویچ درست میکنم
تینا... ایبراهیم؟ - کارمن! گوشت گاو کو؟ -
توی فره. تینا، میشه لطفاً یه «ژاردینر» جدید برام درست - کنی، سرآشپز؟ - اول رازیانهم رو لازم دارم، جف
!کارمن. من گوشت گاوم رو لازم دارم - ...ایبراهیم -
بعدش میرم سراغ پیاز، بعدش میرم سراغ سیبزمینی. ما یه سیستمی داریم
،خیلیخب، ولی قبل از گوشت میتونی آبپزشون کنی تفتشون بدی، خشکشون کنی، سرخشون کنی، درسته؟
!به مکان ما گند نزن - من به چیزی گند نمیزنم -
سرآشپز، نه! خواهشاً، خواهشاً، به اون دست نزن
این تنها باریه که به حرف من میرید، خواهشاً به اون دست نزنید
اون 12 ساعته داره میپزه، باشه؟
اون قابلمۀ منه، جف
همه هم میدونن - اون قابلمۀ اونه -
!از یه قابلمۀ دیگه استفاده کن، لطفاً، سرآشپز. باشه؟ کنج
هی، مارکوس، امروز اندازۀ دوبرابر سفارش نون لازم دارم، باشه، سرآشپز؟
بیخیال، کارمی، دو هفتهست دارم بهت میگم همزن به گا رفته، و همۀ کارها رو باید دستی بکنم
بهعلاوه، تینا هی با درجهحرارت ور میره وْ ورآمدگی خمیرم رو به گا میده - انگلیسی بلد نبود -
!تینا، میدونم انگلیسی حرف میزنی - گوش کن، مارکوس، دخلوْخرج روزانهمون نمیخونه، خب؟ -
.فروشندهها دارن ارتباطشون رو باهامون قطع میکنن ،درحالحاضر پولش رو ندارم که درستش کنم
ولی یه همزن نو برات میگیرم. باشه؟
بهت قول میدم. آره؟ - !کارمن! زنگ -
خیلیخب، گوشت گاو رسید. یالا، یه دستی برسون
!کنج! امروز سیبزمینیسرخکرده با ملاقۀ کوچیکتر، سرآشپز. پشتِسر
!سیستم این نیست - این سیستم چیه؟ -
سیستمِ مایکل - کارمن، یه دختره -
آره، اون سیدنیـه. امروز کمکمون میکنه
!سیستمِ مایکل با عقل جور در نمیاد... دارم حرف میزنم ها
مارکوس، من حرف میزنم. تو کوندۀ موردعلاقۀ منای
اوه، انگلیسیت داره راه میوفته، زیبز
ناخدا دزدیدی؟
ننهت موقع سکس یادم میده
اوه، حرف جالبی نبود. دارم سربهسرت میذارم
!کارـت درسته
هی هی هی - !هی، گری -
امروز برام سطل بازیافت کمپوستی دستوْپا کردی، سرآشپز؟
بعد از اینکه کار اینجام تموم شه
خیلی واضحه. ممنون
پشتِسر. پشتِسر
هی، سرآشپز، قفسۀ خانوادگیای چیزی هست؟ - !پشتِسر -
قفسه؟ - ...ببخشید، آم -
گُه نخور
گراسیاس
پایین سمت راست توی پستو - ممنون، سرآشپز -
هی، این پُخ فرق داره
کنج... سلام، تو - !سلام، فامیل -
با برنامۀ من ور میری، پسرخاله؟
برنامه چهار ساعت پیش شروع شد
بچه کُل روز پیش من بود. عذر میخوام
گوش کن، جریان «بالبرکر» چیه؟
اینستا»م داره منفجر میشه»
تو که سی تا دنبالکننده بیشتر نداری، مشتی
آره، من... اون چی بود، بیاحترامی؟
...من 36 تا دنبالکننده دارم، مردک
به کسبوْکار نیاز داریم! نِردها از «راکفورد» میان بازی کنن
آره، اگه مثلاً 1987 بود. میدونی، زمانی که هنوز توی کمر اون بیعار بودی. چطوری؟
خوب. اجرا چطور بود؟
اوه خدای من، ترکوند، تینا! من باید... صبر کن
گوش کن، این چیزها رو اول باید با من هماهنگ کنی - بایدماید توی کار من نیست -
!وایسا. گوش کن، بیا یه لحظه صحبت کنیم
وایسا. این کدوم خریه؟ - این سیدنیـه. امروز موعد کارورزیمه -
امروز چیچیته؟ - اون سیدنیـه. امروز کمکمون میکنه -
پسرخاله، یه مایونز دیگه سفارش میدی، داداش؟ - این موزها رو لازم دارید؟ -
نه، راحت باش، سرآشپز - ،آره، «راحت باش، سرآشپز». این جقی -
!ازشون واسه درستکردن یه مافینِ فندقی گنده استفاده میکرد
بدلی از «پنتونه» بود. اگه میذاشتی تکمیلش کنم، قشنگ میشد
!کون لقت - !گُه بگیرن! پسرخاله -
ریچی جرموویچ. خوشوقتام، عزیزدلم
،نگو عزیزدلم، خُلوْچِل - اوه، ببخشید، کارم - تو خیلی بیداری. منظوری ازش نداشتم، سیدنی
یا بیداری: اصطلاح سیاسی با منشأ آفریقایی-آمریکایی Wokeness ] [ در خصوص آگاهی نسبت به مسائل مربوط به عدالت اجتماعی و نژادی
گفتنِ عزیزدلم، جزئی از میراث ایتالیاییمونه
چه زیبا. ممنون - !کنج -
...خیلیخب - گوش کن، سعی دارم باهات حرف بزنم، باشه؟ -
...پُرروبازی در نیار و با زرنگبازی خودت رو مشغول نکن
من الآن وقتِ این رو ندارم - خاطرم نیست وقتِ - مراقبت از مامانت رو واسه شیش ماه داشته باشم
!گُهخوری رو شروع نکن - !نه، تو گُهخوری رو شروع نکن -
خداتا قبض وکیل طلاقم بهخاطر زمانی که صرفِ تلاش برای ،برگردوندن خانوادهت دور هم کردم، مونده روی دستم
!چون اونقدر اوبت زده بود بالا که برنمیگشتی خونه
بچهها بهم پیام میدن
بهشون میگی همهجور گُهخوریهای عجیبغریب رو وارونه انجام بدن
!اون گُه رو نخور، کارمن
دور نیوفت بدونِ اینکه اول با من صحبت کنی، با مغزشون ور بری !وْ مایونز متفاوت سفارش بدی وْ ضعیفههای جدید استخدام کنی
اینجا خونۀ برادرته، خب؟ آره؟ یادته؟
بدون تو بدونِ مشکل داشتم میگردوندمش
پس چرا نسپردش به تو؟
روغنزیتونمون کمه، کارمن - شیرفهم شد -
!چاقوی من کو؟
!سرآشپزها، باید وقتی فرصت گیرمون اومد، چاقوهامون رو تیز کنیم - باید وقتی فرصت گیرمون اومد، مغزت رو تیز کنی -
دو هفتهست اینجائی، دو هفتهست به مشکل مالی خوردیم
یک بهعلاوۀ یک مساویه با اینکه تو عوضیای، بابی فلِی
به من نگو بابی فلِی! سیدنی، لطفاً اون قابلمه - رو برام هم بزن، سرآشپز - بله، سرآشپز
کارتوش میخوای؟ - لطفاً، ممنون، سرآشپز - کارتوش چیه؟ -
بهترین روزمون اینجا چقدره؟ - پنج تا -
!خیلیخب، ایبراهیم، یه قابلمه واسه «جاردینر» برام بیار
پس اگه شش تا بزنیم، تا آخر هفته جوابگوئه، درسته؟
«پس، «بالبرکر - !فقط راحتش کن وْ اسپاگتی وامونده رو درست کن -
!حرف از اسپاگتی نزن
!همۀ این چاقوها کُندن - اسپاگتی بیشترین خریدار رو داره، کارم -
خدایی اون پُخ حرف نداشت - خدایی دیگه تموم شد رفت، سرآشپز. پشتِسر -
«آره، ولی چرا؟ - چون این «اِلِوِن مَدیسون پارک - !بیشعور نتونست قلقش رو به دست بیاره
!نظافت، سرآشپزها - دوباره، چه گُهی داری میخوری؟ -
کسی میفهمه این چی میگه؟
نظافت یعنی باید جایگاهتون رو تمیز کنید، چون اینجا رو کثافت گرفته
من همه رو سرآشپز خطاب میکنم، چون نشانۀ احترامه، و من هیچوقت نگفتم نتونستم قلق اسپاگتی رو به دست بیارم
گفتم توی این صورتغذا منطقی نیست، پس تموم شد رفت. ختم کلام
!سه ساعت تا بازکردن، سرآشپزها
سر کی هوار میکِشی، کارمی؟ اینجا کلاً چهار نفریم
حالا، بذار یه چیزی ازت بپرسم
اگه اسپاگتی منطقی نبود، چطوره که جون همه در میرفت براش؟
No comments yet. Be the first to leave one.