The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
بدبختی مردم را به انقلاب و انقلاب مردم را به بدبختی میکشد
فرانسویها از قحطی غذا و رکود اقتصادی گسترده، رنج میبردند
کسانی که ضد سلطنت بودند دست به اعدامِ پادشاه لویی شانزدهم و نابودیِ ۱۱هزار حامیِ وی زدند
سپس تمامیِ توجهها به ملکه فرانسه یعنی ماری آنتوانت، جلب شد
،در همین حین، یک افسر توپخانه یک کرسیِ جاهطلب به نام ناپلئون بناپارت
به قدرت رسید
همهتون برگردین!
برو سمت گیوتین!
تنبیه فرانسه!
وحشت چیزی به جز عدالت نیست
بیدرنگ، شدید، غیرقابل انعطاف
بنابراین تجلی تقواست
خب، اون به سه گناه در برابر شما متهم بود
خالی کردن خزانه ملی...
توطئه علیه امنیت داخلی و خارجی کشور...
و خیانت بزرگ به خاطر عمل کردن به منافع دشمن
به شروران رحم کنیم؟
نه
به بیگناهان رحم کنین
به بدبختها رحم کنین
به بشریت رحم کنین
نتیجه گریزناپذیر ارتباط دموکراسی...
در ارتباط با خواستههای فوری کشور در این لحظه...
پل باراس - فرمانده ارتش فرانسه
ناوگان بریتانیا به بندر تولون برده شده
نصف ناوگان فرانسه اونجا گیر افتاده
اگه اون کشتیها رو از دست بدیم، جمهوری سقوط میکنه
شانس اوردیم که فقط ۲ هزار سرباز انگلیسی در تولون هستن
ولی توپخانه نداریم و ژنرالی سربازها رو هدایت میکنه که شاگرد نقاش بوده
نیازی نیست خود تولون دوباره تصرف بشه
فقط که یه شهر عادی نیست، بندر داره
اگه بندر در مقابل ناوگان انگلیس غیرقابل دفاع باشه...
شهر باید تسلیم بشه
برادرم، سروان بناپارت، به عنوان افسر توپخانه...
دستور داده به کشتیهای انگلیسی شلیک کنن
تعهدش به جمهوری رو ثابت کرده
و پیشنهاد میدی چطور بندر رو بگیریم؟
دژی رو بگیر که به بندر اشراف داره...
و اونوقت شهر رو گرفتی
باید یه درس عبرتی ازشون بسازیم وگرنه بقیه شهرها سقوط میکنن
و من یکی...
هرگز نمیذارم سلطنتطلبها یا انگلیسیها منطقه منو بگیرن
صبح بخیر، قربان
"تولون، اردوگاه فرانسه" - ۱۶ دسامبر سال ۱۷۹۳ -
ژنرال کارتو؟
اونطرفه
لوسین، برادر عزیزم، به تولون رسیدم
سربازها در وضعیت بدی هستن...
و سرباز وظیفههای تو آموزش ندیده و بینظم هستن
بدون تجهیزات و منابع کافی، فقط شکست رو در پیش میبینم
داریم آهن پارهها رو جمع میکنیم تا خمپارههای کوچک مناسب نقشهی من بسازیم
اگه موفق نشیم...
اونایی که در قدرت هستن ما رو یه مشت اوباش کورسیکایی میبینن...
که مناسب مقامات بالاتر نیستیم...
و جاهطلبیهای مادرمون نقش بر آب میشه
خودشه، خانم. عجب چشمان تیزی داری
- بفرما. - گمونم هفته آینده هم اینجا باشم
بریتانیاییها اسلحههای بزرگی دارن که با ناوگانشون ساحل رو هدف گرفتن
اون اسلحهها رو بگیرم میتونیم به خودشون شلیک کنیم و این محاصره رو تموم کنیم
غافلگیری مزیت منه، ولی با سلاحهای قویتر برنده میشم
نمیتونم منتظر رسیدنت باشم
برادرت، ناپلئون
هی کثافت! بله، تو!
برو اونطرف دیگه. زود باش. برو!
اون بزهای کوفتی رو دور کن!
آخرین فرصته! بزهای کوفتی رو دور کن!
همین الان اونا رو تکون بده!
فهمیدی؟
خودش تنهایی کنار آتیش نشسته بود، پسران من
برای پیوستن به گروه خوشگذران ما
- در موقعیت باشین - زود باش!
کنار شومینه جای اون بود
کجا بشینه و صورت پیرش رو رنگ کنه
وقتی نوشیدنی جونز تازه بود، پسران من
زود باش، زود باش!
وقتی نوشیدنی جونز تازه بود
پارچهای آبجو و بطریهای شراب برای کمک به اونا اورده شد
وقتی نوشیدنی جونز تازه بود
آتش!
بهمون حمله شده!
بهمون حمله شده! سلاحهاتونو بردارین!
بهمون حمله شده! سلاحهاتونو بردارین!
سریع نردبونها رو بلند کنین، افراد!
آتش! هدفت رو بزن!
خمپارهها رو آماده کنین!
حاضر باش، پسر. حاضر باش، پسر
خدایا!
- خوبی؟ - خوبم
خمپارهها رو آماده کن!
از توپها محافظت کن!
در موقعیت قرار بگیرین!
- زنده باد فرانسه - زنده باد فرانسه!
توپها رو آماده کنین!
قربان! بله، قربان
خمپارهها!
روی درجه ۱۶۰
- آتش! - آتش میشه!
جونات، گویهای آتشین!
آتش!
جونات، آتش!
آتش!
- پر کنین! - پر کنین
آتش!
آتش!
دوش فنگ!
سروان ناپلئون بناپارت، شما رو به درجه سرتیپی میرسونم
زنده باد جمهوری!
زنده باد جمهوری!
زنده باد جمهوری! زنده باد جمهوری!
بهتون موفقیتهای بزرگ رو وعده دادم و سر قولم موندم
پا فنگ!
برای مادر
میدونی که پدرت، بازداشت شده؟
زندانیه
دلیلش هم میدونی؟
چون اشرافزادهست
هوم
خودت هم اشرافزادهای؟
هورتنس، ایرادی نداره - هوم؟ -
هوم؟ اشرافزادهای؟
بله
آره؟ هوم
نظر والدینت درباره اشرافزاده بودن چیه؟
یالا، خجالت نکش
نظرشون درباره لوئی و ماری آنتوانت چیه؟
.پدرم، حامیِ انقلابه من هم همینطور
بهم دروغ نگو، وگرنه بهت آسیب میزنم
قربان، ایشون کلا پنج سالشه
دروغ نمیگه. شوهرم برای شما جنگیده
دستهات رو نشونم بده
.دهنت رو باز کن دهنت رو باز کن
دندونهاش رو نگاه
یالا، زود باشید
جواهراتش رو بگیر - دستهات -
از اینطرف
جوزفین
تریسا
هی، بس کن
یالا - عجله کنید -
بجنبید
ارابه رو هر روز صبح میارن
.یه قانونی داریم اشک و خداحافظی ممنوعه
.خیلی ساده دست تکون میدیم انگار داریم میریم کافه
دنبالم بیا
زنان حامله، حکم اعدامشون تا بعد از زایمان، به تعویق میافته
و مردها هم هیچوقت برای سکس به دلیل نیازی ندارن، درسته؟
به خونه خوش اومدی
میگن تیغِ گیوتین، میتونه توی موهای آدم گیر کنه
توی گردنِ پادشاه، گیر کرد
گردنِ کلفتی داشت
.گردنِ تو مثل قو، باریکه هیچ دردی حس نمیکنی
من، تن به مُردن نمیدم
هرکاری لازم باشه میکنم
،اگر لازمه بشه، حاملگی باشه حامله هم میشم
.میتونی به عنوانِ یک بانوی نجیب بمیری میتونی هم مثل من، زنده بمونی
.این جای تیغه ببین
رهبری کنونی فرانسه از شور اشتیاق گذشته...
به جاهطلبی بیملاحظه تبدیل شده
و برداشت مردم از گیوتین شور و اشتیاقی یاغیانه شده...
که جلودار این جنبش روبسپیر حساب میشه
برای حکمرانی مناسب نیست
بناپارت
فرانسه
هر روز بیشتر روشن میشه، شهروند روبسپیر...
که انگیزه شما استفاده از این تیغ برای تثبیت قدرت مطلق خودتونه!
بذار حرف بزنم!
هیچکس در این اتاق نیست که با روشهای من مخالف باشه
اگه بگی من گناهکارم، همهتون گناهکار میشین!
تو مدافع آزادی نیستی
خودتو قاضی، هیئت منصفه و جلاد کردی، مگه نه؟
از سزار بدتری! از سزار بدتری!
همه شما، همهتون خائن هستین!
دستگیرش کنین!
دستگیرش کنین
بزدل!
- بگیرینش - برگرد
نه، نه، نه
عدالت - هنوز زندهست -
خطا زدی
گیوتین، دوست من
!سرش رو قطع کنید بکشیدش
نه
"پایان پادشاهیِ وحشت" - ۲۷ ژوئیه ۱۷۹۴ -
۴۱۵۰۰ زندانی آزاد شدند
هورتنس؟
یوجین؟
لوسیل؟
خانم؟
بچهها، بیاید
بیاید
خوشوقتم
اینجا رو، اینجا رو
چیزی برای تصور، باقی نمیذاره
ولی خب، قوه تخیلم هم خیلی ضعیفه
میشناسیشون؟
No comments yet. Be the first to leave one.