The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.لورن، خیلی خوشحالم میبینمت
.شام آماده ست
دوست دخترت رو آوردی؟
.نه
شما دو تا چشوری آشنا شدین؟
من و لورن قبلاً با هم توی .شرکت پریماتک کار میکردیم
.اون خیلی شبیه دوست دخترته
.من مردم
.اون میدونه .تو هم میدونی
چرا بهمون نمیگی چرا؟
،تا وقتی که دنیا نگرانه
.نیتن هنوز زنده ست
.آره، ولی من خودم نیستم
.اونا خاطرات تو هستن
روح و ذهن اون داره برای .خانواده ش میجنگه
،من پیداش میکنم
.و اونو برش میگردونم مامان
.تموم شد
.دیگه ممکن نیست
.یه راهی پیدا میکنم
شاید من نباید یه زندگی .عادی داشته باشم
.بنظر میرسه داری تسلیم میشی
.میخوام بفهمم این به کجا میرسه
اونو از کا آوردی؟
.از بابام دزدیدمش
.باید منو برگردونی .من باید حقیقت رو بدونم
قدرت برادر تو میتونه هزاران بار .افزایش پیدا کنه
تمام عمر من صرف این شده که .اونو توی تاریکی نگه دارم
چه مدت بود به من دروغ میگفتی، هان؟
.تو باید کنترل میشدی
.تو قدرت کشتن میلیون ها آدم رو داری
.تو به من خیانت کردی
.من حقیقت رو میدونم ساموئل
،ولی یه دختر دارم که باید مراقبش باشم
.بنابراین رازت پیش من میمونه
میخواستی منو ببینی ساموئل؟
...نمیدونم چرا با خوندن این چیزا خودمو آزار میدم
...هیچی غیر از خبرای افتضاح نیست
.همه جا هست
تعجبی نداره، داره؟
درباره چی؟
.طبیعت کوتاه و ناچیز وجودِ ما
آدما میخوان باور کنن که ،همه جا امید هست
.ولی بعدش، اینو میخونی
این تو رو متعجب میکنه اگه سرنوشتمون تعیین نشده بود
.که آخرین مخلوق تمام موجودات روی زمین باشیم
و اگه اینطوریه، چطور میتونیم جلوی اتفاق افتادنش رو بگیریم؟
.من...من واقعاً بهش اینقدر زیاد فکر نمیکنم
.خب، واقعاً باید این کار رو بکنی
.تو توی این خانواده بزرگ شدی
تمام عمرت یه عضو ،وفادار و قابل اعتماد بودی
.به همین خاطره که میخوام ازت تقاضایی بکنم
،با رفتن ادگار
این افتخار رو میدی که دوست و همیار دست راست من باشی؟
یا باید بگم مردها؟
.این باعث افتخارمه
،خوبه چونکه میخوام از بررسی کردن
یه سری پرونده از خونه ی آقای نوآه بنت
.شروع کنی
."اونا توی یه جعبه هستن که روش نوشته "پریماتک
اینو باید به کی بدم؟
باید از دوستام استفاده کنم؟
من فکر میکنم اونا بخوبی خودشون رو
.وقف کار میکنن
.عصر بخیر آقای بنت
.سلام خانم گیلمور
.بیایید تو
...میدونی، آم
.من به راحتی میتونستم بیام دنبالت
.تو به سینما نزدیک تری
.من ازت خواستم با هم بریم بیرون .بنظر عادلانه میاد من میومدم دنبالت
ناراحتی؟
.نه، نه، نه، اصلاً
...این فقط
.از وقتی که من با دوست دخترم قرار گذاشتم خیلی وقته میگذره
،میدونی، من یه جورایی، آم اون قسمت
.انقلاب جنسی رو گذاشتم کنار
کی حرف از سکس زد؟
اینا چی هستن؟
.اوه، اونا آدم بدها هستن
.فکر کنم .نمیدونم
سخته بشه منابع رو وقتی پریماتک
.از بین رفته بازآوری کرد
قطب نما"؟"
این بنظر میرسه یه کلیده برای ...ورود به اسرار
.به اندازه کافی دلیل برای کشتن دارن
.من 2تا از اونا رو پیدا کردم .بیا، یه نگاهی بهش بنداز
.درست همینجا بود
.خب، شاید گذاشتیش یه جای دیگه
.نه
.کلیر
اون برش داشته؟
.وقتی دیشب اینجا بود
.لعنتی
.پیغام گیر صوتی
.کلیر، منم .میدونم قطب نما رو برداشتی
،هرکاری الان داری میکنی .خواهش میکنم متوقفش کن
این بیشتر از اون چیزی که میدونی .خطرناک تره
.به هر حال باهام تماس بگیر
...بذار حدس بزنم
.امشب نمیریم سینما
.شماره ش رو بهم بده
،کار کردن برای سیا یه سری امتیازاتی داره
مثل گیر انداختن تروریست ها در حین سفر و همچنین میخکوب کردن اونا
و همچنین توانایی در پیدا کردن .سیگنال فرستاده شده از یه موبایل
بگو؟ - .703-555-0187 -
،وقتی برج مخابراتی موبایل رو پیدا کنیم
میتونیم امیدوار باشیم برنامه ی نقشه های گوگل
بتونن یه صحنه ی کلی از اینکه اون .کجا میره به ما بدن
.ممنونم
.یکی طلبت
.چیزی نیست نوآه .ما پیداش میکنیم
.پیداش میکنیم
.ما باید اولین نفرات باشیم که وارد شدن
!رفیق، صبر کن
ما این همه راه اومدیم که بریم به یه کارناوال؟
.فکر کنم
.این قطب نما درست روی اون قفل کرده
من همیشه میگفتم که .به این نمایش های عجیب غریب تعلق دارم
.ولی هیچ وقت جدی نمیگرفتم
.میدونم برای چی اینجایی
.خوبه
بنابریان منو از پایان یافتن .و نابود شدن نجات میدی
.پیتر، غم و اندوه 5 مرحله داره
تو اول باید با کنار زدن موضوع کنار بیایی
و بعدش تمام ماجرا .رو قبول کنی
.اون نمرده مامان
،عزیزم ،نیتن ماه ها پیش مرده
البته غیر از اینکه من .چقدر اون موقع ضجه زدم
،نه، اون اون توئه .توی جسم سایلار
چرا فکر میکنی هنوز ایستادیم؟
.نیتن ما رو زنده نگه داشت
،بنابراین من اونو پیداش میکنم
و سایلار رو یک بار برای .همیشه از بین میبرم
چطور میخوای با تمام قدرت هایی که اون داره باهاش بجنگی؟
خب، اگه یه بار همشون رو .بگیرم سخت نیست
.ممنونم که اومدی رِنِی
.حداقل کاریه که میتونم بکنم
،خواهش میکنم پیتر .درباره کاری که داری میکنی فکر کن
.فکر کردم
.من نیتن رو برمیگردونم
وقتی بفهمی نیتنی درکار نیست
که بخوای برگردونی چی میشه؟
.فکر کنم اون موقع ترتیب یه انتقام رو میدم
.شاید نباید این کار رو بکنیم - چی؟ -
.ما الان 21 ساعته که رانندگی کردیم
.میدونم .این فکر احمقانه ای بود
اگه اون تو با اون زنیکه دیوونه بکی روبرو بشیم چی؟
.اون یه بار سعی کرده تورو بکشه
.در واقع 2 بار
ولی تو ازم مراقبت میکنی، مگه نه؟
ببین، جدی دارم میگم، خیلی خب؟
.لازم نیست این کار رو بکنی
،و حالا که بهش فکر میکنم .میبینم هیچ کدوم از ما لازم نیست این کار رو بکنیم
.کلیر، کلیر، وایسا
،من بخاطر تو اینجام .که ازت پشتیبانی بکنم، مهم نیست چطوری
.بنابراین باید این کار رو انجام بدی
واقعاً؟
.ما با هم یه روز تو جاده بودیم
ولی تو تمام زندگیت ،توی این جاده بودی
.و این تو رو به اینجا آورد
.بنابراین باید حداقل یه سری بهش بزنی
.کلیر
.خیلی خوشحالم تونستی موفق بشی
میدونم از بیرون یه ذره ،ترسناک بنظر میرسه
.ولی بهش عادت میکنید
.بفرمایید، بلیط های مجانی
...از همه چی استفاده کنید .همه چی
تو کارناوال دوست داری، درسته؟
.فکر کنم
.ممنونم
.ولی، آم، ما فقط نگاه میکنیم
.البته که فقط نگاه میکنی
البته اینم بگه یه ذره شک دارم .که من باید چی ببینم
.راستش من خیلی بیشتر از اونی که نشون میدم عادی ام
.این قسمت "نمایش" این شغله
ما باید از صادقانه ترین راه ...که میتونیم پول دربیاریم
،از این شهر به اون شهر ،همیشه در حرکت
...لااقل برای حالا
تا موقعی که یه راه .بهتر و معقولانه تر برای زندگی پیدا کنیم
هی، شما دوتا پاپ کورن دوست دارین؟
کی دوست نداره؟
،خب، این بهترین پاپ کورن توی دنیاست
.و اینو فقط من نمیگم
.خوبه
،بذار یه چیزی بهت بگم .تا موقعی که جعبه رو تموم کنی بمون
.خودتون دور و بر رو یه نگاه بندازید .با خانواده ی من آشنا بشید
،وقتی کارتون تموم شد .خودم میرسونمتون به ماشینتون
.شما دخترا میتونید برگردید مدرسه
خوبه؟
.باشه
.فقط تا موقعی که اون جعبه رو تموم کنید
،هر خالکوبی .از اتفاقاتی که میخواد بیفته خبر میده
ما باید اینجا دنبال چی بگردیم؟
،نمیدونم ،هنوز خیلی مونده
تو هیچ وقت نمیدونی در آینده چه اتفاقی میفته
.و از جلوی چشمات میگذره
هر خالکوبی .میگه که تو آینده چه اتفاقی میفته
پوست برهنه ی اون میتونه مثل یه .تابلوی نقاشی برای ونگوگ عمل کنه
No comments yet. Be the first to leave one.