The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Handmaids Tale S01E09 WEBRip x264 MOROSE
A Commentary by masih_mzsh

Tags

webrip
web
x264
BRip
x265
HEVC
Published on: 2019-12-27
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «قصۀ ندیمه» گذشت...

‫امشب، دارم می‌برمت بیرون.

‫فکر می‌کردم اینجور جاها ممنوعه.

‫- این آدم‌ها کی هستن؟ ‫- تمام زن‌هایی که نمی‌تونستن مطابقت پیدا کنن.

‫خیلی متأسفم که توی ایستگاه ولت کردم.

‫جنین گفت که تو مُردی.

‫بهم حق انتخاب دادن. ‫یا مستعمرات، یا سلیطه‌خونه.

‫یه راهی پیدا می‌کنیم که ‫از اینجا بیرونت بیاریم.

‫راه خروج رو بلدم. ‫ون سیاه، با جفت‌پا.

‫این‌جا گیلیاده. هیچکی در نمیره.

‫چرا منو اینجا اوردی؟

‫گفتم می‌تونیم، راحت با هم باشیم.

‫می‌دونی که دیشب مجبور بودم باهاش برم. نه؟

‫می‌دونی که حق انتخابی نداشتم.

‫- من هیچ حق انتخابی ندارم. ‫- دیگه نمی‌تونیم این کارو ادامه بدیم.

‫به همین راضی هستی، ‫این زندگی مزخرف؟

‫- این چیزیه که می‌خوای؟ ‫- خیلی خطرناکه.

‫- ممکنه سر از دیوار در بیاری. ‫- حداقل یه کسی منو یادش می‌مونه.

‫حداقل وقتی نیستم، یه کسی براش مهمه.

‫قصۀ ندیمه - قسمت ۹، پل

‫«زیرا او به کنیز ناچیز خود نظر لطف داشته است.

‫زین پس، تمامی نسل‌ها، مرا سعادتمند خواهند خواند.» ‫(انجیل لوقا، فصل ۱ آیه ۴۸)

‫آف‌وارن.

‫عزیزم.

‫ببخشید.

‫«آنگاه کنیزان و فرزندانشان...

‫به جلو آمدند...

‫و تعظیم کردند.» ‫(سفر پیدایش، فصل ۳۳ آیه ۶)

‫«دعا می‌کنم که خداوند، وفا و محبت ارزانیتان کند،

‫و من نیز، چنین‌گونه رفتار خواهم کرد.» ‫(کتاب دوم سموئیل، فصل ۲ آیه ۶)

‫«خداوند برکتتان دهد و محفوظتان دارد.» ‫(سفر اعداد، فصل ۶ آیه ۲۴)

‫می‌دونی... وقتی تا نصف شیرشو خورده،

‫باید آروغش رو بگیری.

‫- می‌دونم. ‫- وگرنه، بدخلق...

‫بدخلق میشه و همه‌شو بالا میده.

‫می‌فهمم.

‫بهت که گفتم.

‫آف‌وارن.

‫ما همیشه قدر این بچه رو می‌دونیم.

‫با عزت برو.

‫دا دا.

‫سلام، دا دا. سلام.

‫- خدا را شکر. ‫- خدا را شکر.

‫- خدا را شکر. ‫- خیر به پیش.

‫- خیر به پیش. ‫- خدا را شکر.

‫- خدا را شکر. ‫- خیر به پیش.

‫- خیر به پیش. ‫- خدا را شکر.

‫خیر به پیش.

‫ناراحت نباش.

‫فرمانده‌م دنبالم میاد.

‫خدافظ!

‫خیر به پیش.

‫خیر به پیش.

‫خیر به پیش.

‫خیر به پیش.

‫عمه لیدیا؟

‫بله؟ چی شده؟

‫حالش خوب به نظر می‌رسه؟

‫با توجه به اوضاع؟

‫قوی‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کنی.

‫بذار یه الگویی برات باشه.

‫برای همه‌تون!

‫خدافظ!

‫می‌خوام کمک کنم.

‫در مورد چی؟

‫در مورد مِی‌دی.

‫روحمم خبر نداره دربارۀ چی حرف می‌زنی.

‫«اگر فرمانبردار و خادمش باشند،

‫ایام خویش را در سعادت به سر خواهند برد.» ‫(کتاب ایوب، فصل ۳۶ آیه ۱۱)

‫خدا را شکر.

‫ببین چطور ازت استقبال می‌کنن.

‫فرمانده دنیِل و خانم مونرو.

‫تو حالا آف‌دنیلی.

‫خیلی دور زندگی می‌کنن.

‫دور از چی، عزیزم؟

‫مسائل.

‫من خیلی بهت افتخار می‌کنم، آف‌دنیل.

‫برو پیششون و سعادتمند شو.

‫مثل یه گل شکفته برو.

‫خوش اومدی.

‫برکت به میوۀ دل.

‫خوبه آدم بیرون باشه.

‫بهتره یه پتوی دیگه روش بندازی.

‫ساکت شده، بالاخره.

‫چیزیش نیست.

‫خانم واترفورد، خانم پاتنم. ‫این بچۀ مبارک شماست؟

‫اسمش آنجلاست.

‫خب، سلام علیکم، دختر نازنین.

‫خانم.

‫زیر نظر او.

‫فقط می‌خواست نگاه کنه.

‫باید احتیاط کنیم.

‫امروز صبح چطور بود؟ ‫آنجلا کوچولو، شیرشو خورد؟

‫همه رو لُنبوند. اصلاً مشکلی نبود.

‫اون دخترۀ بدعنق رو می‌خوایم چی کار، مگه نه؟

‫مثل زندگی کردن با یه گربۀ وحشیه.

‫باز هم باید شکرگزار باشی.

‫مثل وارن حرف می‌زنی.

‫ولی اون هیچوقت مجبور نبود با دختره سر و کله بزنه.

‫باید خدا رو شکر کنی که ‫همچین ندیمۀ حرف‌شنویی داری.

‫مطمئنم معجزۀ تو هم به زودی سر می‌رسه.

‫آف‌وارن خیلی خوش‌شانسه.

‫منظورم آف‌دنیله.

‫به یه خونۀ جدید خوشگل منتقل شده.

‫شنیدم خانم سرخونه‌ش خیلی خوش‌رفتاره.

‫آره، خیلی خوش‌شانسه!

‫برکت به میوۀ دل.

‫خداوند به بار نشاند.

‫در آب‌وهوای خوبی فرستاده شدیم.

‫داریم یخ می‌زنیم، خنگه.

‫قبلاً چشم و گوش زیادی بود.

‫گفتی می‌خوای کمک کنی؟

‫ازت می‌خوان که به سلیطه‌خونه برگردی.

‫چی؟

‫چند وقتیه سعی دارن که ‫یه بسته‌‌ای رو از اونجا خارج کنن.

‫ریچل رو توی بار پیدا کن.

‫وایسا. از کجا می‌دونن من اونجا بودم؟

‫نمی‌دونم. می‌دونن دیگه. خب، می‌تونی؟

‫برگردم؟ چجوری؟

‫نمی‌دونم. خودت سر در بیار.

‫چی... چی تو بسته‌ست؟

‫فقط می‌دونم که چیز مهمیه...

‫و بازش هم نکنی.

‫قایمش کن تا یکی باهات تماس بگیره.

‫ببین، تو اومدی سراغ من...

‫و این هم چیزیه که الان می‌خوان.

‫می‌تونن روت حساب کنن یا نه؟

‫باشه.

‫سعیم رو می‌کنم.

‫خوبه.

‫امشب وقت مناسبیه که بری.

‫امشب؟

‫این پایین چی کار می‌کنی؟

‫ببخشید.

‫فقط می‌خواستم یه چیزی رو بهت بگم.

‫مشکلی پیش اومده؟

‫نه. به هیچ وجه.

‫پس، نباید از اتاقت بیرون باشی.

‫این موقع نه.

‫حق با توئه.

‫عجله‌ای نیست.

‫صبر کن.

‫خب؟

‫چی شده؟

‫چیز خوبیه.

‫ذهنم خیلی درگیر اون موقعیه که رفتیم بیرون.

‫ماجراجوییمون.

‫خوشت اومد، نه؟

‫آره.

‫خیلی زیاد.

‫آخه خیلی... هیجان‌انگیز بود.

‫می‌دونی...

‫این که خودمو برات خوشگل کنم و...

‫دزدکی از نگهبون‌ها بگذریم.

‫و بعدشم تموم کارهایی که اونجا کردیم.

‫فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم.

‫همین.

‫شاید...

‫بتونیم یه وقتی برگردیم به اونجا.

‫جدی؟

‫کِی؟

‫چه مشتاق!

‫البته، باید صبر کنیم،

‫تا اهل خونه، به استقبال شب برن.

‫منظورت امشبه؟

مگه برنامۀ دیگه‌ای داری؟

‫نه.

‫خوبه.

‫امشب وقت خیلی مناسبیه.

‫پس، تا بعد.

‫شاد شدی؟

‫یه چیزی بالاتر.

‫می‌دونی، خیلی خوشحالم که پیشنهاد دادی برگردیم.

‫به گمونم باید یه راهی برای تشکر ازت پیدا کنم.

‫اوه، من یه راهی پیدا می‌کنم.

‫قربان.

‫بله، چی شده؟

‫نزدیک ایست بازرسی‌ایم.

‫اوه، خیلی ضدحالی.

‫نیک اصلاً باحال نیست، مگه نه؟

‫نه.

‫نیک فقط لازمه آروم باشه.

‫شنیدی چی گفت، نیک.

‫فقط لازمه آروم باشی.

‫دل‌فریب نشده، امشب؟

‫اینقدر آروم شده که زبونش بند اومده.

‫از تاب و توانش خارجی.

‫خیلی طول نمی‌کشه.

‫مستقیم میریم به اتاق.

‫بله، قربان.

‫فکر کردم توی بار یه مشروبی هم می‌خوریم.

‫مثل دفعه قبل؟

‫شاید بعدش، اگه وقتی موند.

‫باشه.

‫قربان؟

‫این دفعه خیلی بی‌برنامه اومدیم.

‫نمی‌دونیم کی ممکنه اینجا باشه.

‫فقط می‌خوام که مراقب باشین.

‫تو مرد خوبی‌ هستی، نیک.

‫همیشه مواظبمی.

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left