The first 200 lines.
_
ممنونم
آروم. دستات رو جایی نگهدار که هستن
من همین الان شوهرم رو کشتم
- _ پشتت رو قوس بده
وزنت روی انگشتات و دستات باشه
سپس پاها ت رو تو موقعیت قرار بده
آفرین
حالا به جلو حرکت میکند
و از جا بلند میشود
اره
نگاش کن! یه فرم عالی
مطمئنی که اولین بارته؟
شانس تازهکار
کمک می کنه مربی خوبی هم داشته باشی چه احساسی داری؟
کاملا رو ابرها
درست گفتم مگه نه؟
درست متوجه شدم؟ موفق شدی
خیلی خب، بیا انجامش بدیم
آ ره!
بجنب دختر
اره
سلام، لو
از این که من رو ملاقات کردی ممنون
البته
خیلی خب، می دونی، من از اینکه همه چیز این طوری شد معذرت می خوام
و اصلاً انتظار بخشش یا حتی
اعتمادت رو ندارم، .... من فقط
من میخوام که تو درک کنی
بعد از اینکه یاکوزا شی وان رو گرفت کاری که کردم
هر کاری که کردم, این بود که .
اون رو امن نگه دارم
ببین، آدام، آخرش
همه چیز روبهراه شد
و از این بابت ممنونم
اون و هر نقشی که تو بازی کردی این اتفاق افتاد
اما آدام تو به تنهایی
زندگی برادر زاده ی منو به خطر انداختی
این یه مدتی طول میکشه تا باهاش کنار بیام
وای این دیگه چیه؟
این یه اتو است آ ره, می دونم اون چیه
این چیه؟ من میدونم که چطور یک پیراهن را اتو کنم.
خوب, واضح که نمیدونی
چون باید از یقه شروع کنی
من یقه رو اتو کردم
....بسیار خوب, پس نباید
منظورم این که میخواهی دکمهها هم اتو کنی
باید پهنش کنی. دکمهها رو باز کنی
دوست داری این کار رو برای من انجام بدی؟
یا فقط می خوای بشینی اونجا و اعصاب خرد کن باشی؟
نه. چیزی که دوست دارم بدونم اینه
که چرا تو روز ولنتاین داری لباست رو اتو میکنی؟
به نظرم کسی باید این کار رو بکنه
که قرار داشته باشه
راستش من یه قرار دارم
با کی؟ با یه خانم
این خیلی خوبه اسمی هم داره؟
داره اسمش چیه؟
اسمش بروک ه
بروک اره
آه, بروک. همون بروک مدرسته ی چارلی,
همون کسی که من تو رو به اون معرفی کردم, اون بروک؟
اره و من شاید احتمالا باید به تو میگفتم
ولی با توجه به اخرین قرارمون که تو راجبش میدونستی
و برا تمام مدتی که ما سر قرار بودیم
تو هی پیام میفرستادیو تماس میگرفنی یادت اومد؟
آره یه کم زیادهروی کردم
منصفانه ست منصفانه ست. آ ره
قرار دوم برای روز ولنتاین
اگر چه خیلی سنگینه، مگه نه؟
قرار سوم؟ واو
خب، یجورایی شمارش رو از دست دادم عصبانی نشو
نه، من عصبانی نیستم.. خوش به حالت خوشحالم که یه نفر رو تو زندگت داری
اووه تانی و کوئین
امشب میرن سینما
باید بهشون زنگ بزنی. یه ذره هم باهاشون بازی کنی
آ ره. من قرار بازی
لازم ندارم. بهرحال، ممنون نه؟
بهت میگم چیکار کنیم
اگه قرارم با بوک زود تموم شد
بهت زنگ میزنم. میتونیم برویم بیرون
این لطف تو رو میرسونه اما فکر میکنم روزای دیگه
به اندازه کافی با هم بیرون میریم
صبر کن
مکگرت
"فرمانده" مکگرت وزیر کشور منتظر شمان
_
لورنا مسی
بعد از کشتن شوهرش خودش رو تحویل داده
پرینت کمسیری ,یه دیپلمات عالیرتبه
از کنسولگری تایلندی خیلی خب
. پس، اعترافش رو داری
ما اینجا چیکار میکنیم؟- وزارت امور خارجه در موقعیت-
حساسی قرار گرفته، فرمانده
همانطور که میدونید، تایلند یکی از متحدان
استراتژیک آمریکا برای حفاظت از منافع امنیتی در منطقه است.
بنابراین ، ما یک شهروند آمریکایی داریم
که یک دیپلمات تایلندی را به قتل رسانده است
و شما می خواهید قبل از اینکه این مساله
تبدیل به یک کابوس ژئوپلیتیکی شود
ما وارد این کار شویم این گند رو از بین ببریم. درسته؟
ما به دنبال جلوگیری از یک حادثه بینالمللی هستیم، بله
به همین دلیله که وزارت امور خارجه با تیم شما تماس گرفته
ما باید به تایلندی ها نشون بدیم که بهترین افراد ما در این امر حضور دارند
و با صراحت برخورد میشه
خیلی خب
سلام ، لورنا
اسم من فرمانده استیو مک گرت ه
این همکار من، کارآگاه دانی ویلیامز ه
دوست داریم راجع به
اتفاقی که امروز صبح افتاد با تو صحبت کنیم، اگر اشکالی نداشته باشه
و ما میدونیم شما زمان سختی رو میگزرونی
پس لطفاً هر چقدر زمان که نیاز داری وقت داری
باشه آم، خب،ما می دونیم که
شما با همسرتون چی کار کردین
اما با این شروع می کنیم که
اون با تو چیکار کرد
باشه؟
مشکلی نیست
شما پیراهن
شما پیراهن آستین بلند پوشیدید
در صورتب که هوا بیرون خیلی گرمه
خیلی خب؟
من میتونم زیر آرایشت رو ببینم
با این که کارتون خوب بوده
آدمهای زیادی رو گول می زنه، اما نه ما رو
من میگم که شما تمرین کردید که بتونین
با ارایش زخم هایی که بهتون زدن رو بپوشونید
همسرتون با شما به صورت فیزیکی برخورد میکرد، خانم "مسی"؟
هر بار که اتفاق میافتاد
اون میگفت که عوض میشه
اما
دیشب، بد بود
مجبور شدم برم اورژانس
بعد امروز صبح
اون دوباره تو رو زد؟
نه
گفت که متاسفه
مثل همیشه
اما من نتونستم
دیگه نمیتونستم این کار رو بکنم
...پس
من رفتم و چکش رو برداشتم
و وقتی نگاه نمیکرد، پشت سرش راه افتادم
و به پشت سرش ضربه زدم
خیلی محکم خیلی خب
و اون تو رو تهدید نکرده بود؟
نه
اون شوهرش رو نکشته
از کجا اینقدر مطمئنی؟
من قبلا روی چند تا از موارد
سواستفاده خانوادگی کار کردهام, خیلی خب؟
حالت چطوره مرد؟ بعد از یه مدتی
شروع می شه به زیر پوستت رفتن
واسه همین یکم تحقیق کردم، درسته؟
با چند نفر حرف زدم
یه الگو داره
۹بار از ده بار, اینطوری میشه
خشونت میکنن, درسته؟
بعدش معذرت می خوان
و بعدش آروم پیش میره، باشه؟
، سواستفاده شده ها
اونا شروع به این فکر میکنن که
اوضاع داره بهتر میشه، مگه نه؟
آره، ولی اینطور نیست درسته
نکته این که برای آدمایی
در این موقعیتها جنگیدن غیر ممکنه
و وقتی این کار را انجام میدن
تقریباً همیشه در دفاع شخصیه
نه با قصد قبلی که او توضیح داد
منظورم اینه که اگه اون این کارو نکرده
چرا باید اعتراف کنه؟
این رو فعلا نمیدونم
دنی، من بیشتر از اینکه از تو پیروی کنم خوشحال میشم
اما اگه اون این کار رو نکرده
ما باید بفهمیم که چه کسی این کار را کرد و اون رو دستگیر کنیم
اونم خیلی زود در غیر این صورت
این جوری به نظر میرسه که ما داریم سعی میکنیم
از یه شهروند آمریکا در برابر
پیگرد قانونی محافظت کنیم- برام مهم نیست جوری به نظر میاد-
باشه؟ شاید من اشتباه میکنم
ولی نه. اون شوهرش رو نکشته
اون قاتل نیست. اون یه قربانیه
خیلی خب
خب، یه حادثه بینالمللی باشه یا نه
اگر اون این کار را نکرده باشه ما نمیذاریم به خاطش مجازات بشه
بعد به طرف من برگشت
خیلی خب و تو چقدر فاصله داشتی؟
هفت هشت قدم هفت هشت قدم
و بعدش چی شد؟
من پشت سر او راه افتادم
و به پشت سرش ضربه زدم
کارآگاه, چند بار دیگه
میخوای به این قضیه ادامه بدی؟ چون داستان
من تغییر نمیکنه- ببین، مشکل همینه-
مشکل همینه
خیلی خب
توضیح تو خیلی با جزئیات و خیلی هم سازگاره
و خیلی هم سازگاره
بیشتر از اون چیزی که انتظار داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.