Golden Kamuy

Golden Kamuy (ゴールデンカムイ)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Golden Kamuy 2024 720p WEBRip
A Commentary by Qasem_Samangani
ترجمه : Lotus , Fatemeh , Hashem , Aki × تیم ترجمه : جِی دراما × آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

webdl
Published on: 2024-05-22
Downloads: 164
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

KANTO ORWA YAKU SAK NO

ARANKEP SINEP KA ISAM

"هیچ چیز بدون هدف از بهشت ​​نمی آید"

1904 سال 37 میجی،

در طول جنگ روسیه و ژاپن

نبرد در تپه 203 متری، خونین ترین میدان جنگ در بین همه آنها شد

در مجموع 130000 سرباز ژاپنی به خط مقدم اعزام شدند

با هدف تصرف پایگاه دریایی روسیه، پورت آرتور

مجروحان یا کشته شدگان، 60000 ژاپنی بودند

و 46000 سرباز روسی بودند

به ندرت کسی این میدان نبرد جهنمی را زنده ترک کرد

ترشه

من دارم از گرسنگی میمیرم

اگر مجبور بشم یک روسی مرده رو می خورم، اما اینجا نمی‌میرم

درسته تراجی؟

آره

!آتش

!آتش

!آتش

!آتش

!آتش

!آماده

!حمله

!بریم

!نه

!سایچی

منم

!سوگیموتو جاودان

دو سال بعد، هوکایدو

اوضاع چطوره؟

هیچی

من اینهمه راه اومدم تا به هوکایدو رسیدم

اینهمه راه برای به دست آوردن ثروت سریع

اما اینجا یک ذره هم طلا نیست

از بچه هایی که به خانه اومدن شنیدم

"اونها تو رو "سوجیموتو جاودان صدا میزنن، اینطور نیست؟

حتی با یک زخم مرگبار، روز بعد در حال فرار بودی

تو نمیتونی با زخم سرنیزه یا گلوله مسلسل کشته بشی

این افسانه حقیقت داره؟

آره، انگار نمیتونم بمیرم

پس مدالت کجاست؟

اگر اون افسری که عصبانیم کرد رو نکشته بودم

بهم نشان بادبادک طلایی اعطا میشد

و الان از یک دوران بازنشستگی راحت لذت میبردم

اوه، واقعا؟

به هر حال کی اهمیت میده

بگو ببینم، میخوای یک داستان جالب بشنوی؟

شامل طلا هم میشه

طلا؟

اون روزها توی هوکایدو

میتونستی یک تن از طلا به اندازه لوبیا رو سراسر رودخانه ها پیدا کنی

حتما "تب طلا" رو میشناسی

برای ایستادگی در برابر آزار و اذیت ژاپنی ها و سرقت سرزمین اونها

گروهی از آینوها مخفیانه برای ساختن ارتش پول جمع میکردن

گاری هایی پر طلا

بعد یک مردی همه رو دزدید

با کشتن تک تک آینوها

طلای سرقتی به 200 کان رسید

یعنی 800000 ین طلا

بعد از پنهان کردن طلا در جایی در هوکایدو اون مرد دستگیر شد

و به زندان انداخته شد

به جهنمی در انتهای زمین زندان آبشیری

!ولش کن

کجا پنهانش کردی؟

هر کاری باهاش کردن، اون هرگز اجازه نداد طلاها دستشون بیفته

در آخر

اونها تاندون یکی از پاهای اون رو بریدن تا نتونه فرار کنه

اون مرد بیرون دوستانی داشت اما هیچ نامه ای براشون ننوشت

چون نگهبان‌ها اونها رو میدزدیدن

همچنین نمیتونست مخفیانه یادداشتی رو به کسی که در شرف آزادیه برسونه

نگهبان ها حتی الاغ هاشون رو هم چک میکردن

هی، تو توی اون موقعیت چیکار میکنی؟

چطور میتونی جای گنج رو به کسی در بیرون منتقل کنی؟

بریم سر اصل مطلب اون چطور این کار رو انجام داد؟

با خالکوبی

اون در حین کار کیفری مقداری زغال گرفت اون رو با بزاق مخلوط کرد

و از سوزن مخفی برای تزریق ذره ذره استفاده کرد

خالکوبی، کدی از جای گنج دفن شده

بر روی بدن بقیه محکومین به جا گذاشت

ظاهراً خالکوبی همه محکومان با هم یک کد ساخته

بعد به اونها گفت

"از اینجا فرار کنین"

نصف طلا رو به کسی که موفق بشه میدم

افراد نامتناسب سابق لژیونر شایعاتی در مورد خالکوبی شنیدن

بنابراین محکومان رو به زور از زندان بیرون کردن و گفتن که باید اونها رو منتقل کنن

ارتش هم دنبال طلا بود

اما این همون لحظه ای بود که محکومان منتظرش بودن

اونها آخرین سرباز رو کشتن

نو در جنگل ناپدید شد

پس سرنوشت محکومان فراری و طلاها چی شد؟

هیچ کس نمیدونه

پس یک داستان بلند دیگه

یخ زدم

!تراجی

من زیاد حرف زدم

میخوای ببینی من واقعا جاودانه هستم؟

فکر کنم این فقط یک وراجی معمولی نبود

هی

خرس قهوه ای؟

پس تو یکی از محکومین داستان هستی

فرار از زندان اباشیری گوتو تاکچیو

هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است

آینو

برو کنار

خرس قهوه ای حتی با سم قوی هنوز هم میتونه ده قدم حرکت کنه

مرده؟

خز اون دیگه مو نداره مرده است

چی کار میکنی؟

دارم گوشت های دور تیر زهرآلود رو برمیدارم

در غیر این صورت گوشت و خز خراب میشه

اون مرد مرده؟

آره

اون رو با روده های خورده، دفن شده پیدا کردم

حتما کار اون خرس بوده

از اون سوراخ اومد

عجیبه

خرسی که تو خواب زمستانیه نمیتونه فوراً غذا بخوره چون شکمش کوچک شده

نگاه کن

معده اش خالیه

پس

یک خرس دیگه این یارو رو خورده؟

فقط "ماتاکاریپ"ها تو این موقع از سال گوشت میخورن

ماتاکاریپ؟

"اونهایی که در زمستان حرکت میکنن" در آینو

خرس هایی که خواب زمستانی رو از دست میدن تهاجمی و خطرناک هستن

اگر طعمه اونها رو ببرن از پس گرفتن اون دست بر نمی‌دارن

اون رو همینجا بذار

نمیتونم

نمی‌تونم این بدن رو اینجا بذارم

عضو خانوادته؟ یک دوسته؟

نه دقیقا

پس باید ماتاکاریپ رو بکشی

اگر برای اون آماده نیستی همین جا رهاش کن

ضعیف ها خورده میشن

حقیقت اینه

داستان جالبی داره

اگر درست باشه من اجازه نمیدم یک خرس قهوه ای اون رو بخوره

تو به شکار خرس قهوه ای عادت کردی کمک کن از اینجا برم

اما حدس می‌زنم باور کردن داستان سخت باشه

باور دارم

آچا" من، یکی از آینوهایی بود که اونجا کشته شد"

آچا"؟"

منظورم پدرمه

عجله کن هیزم جمع کن

ما از نور آتش برای شلیک به خرس قهوه ای استفاده میکنیم

از جسد به عنوان طعمه استفاده می کنیم و کمین میذاریم

یک دقیقه صبر کن

چیه؟

خالکوبی اون در خطوط میانی بدنش بریده شده

این دقیقاً همونطوریه که خرس ها و گوزن ها رو قبل از اینکه پوستشون رو بکنیم علامت گذاری میکنیم

دلیلش چیه؟

قرار بود پوست این بدن کنده بشه

اون هرگز قصد تقسیم طلا رو نداشت

صبر کن

اگر قبل از اینکه خرس به اینجا برسه پوستش رو بکنیم

اصلاً نیست

هیزم جمع کن مقداری سیتات هم بیار

چی بیارم؟

سیتات پوست درخت توس

سرشار از روغنه و به مدت طولانی میسوزه به خوبی یک مشعل کار میکنه

!پرتاب نکن

!هی نکن! به من میزنی

!من سوگیموتو جاودانه‌م

زنده ای؟

دوباره زنده موندم

پدرم هم اینطوری شد

قلب یک خرس قهوه ای روی اون فرود اومد

این یک تاکتیک خطرناکبین شکارچیان آینو است که جان و بدنشون رو به خطر میندازه

تعجب کردم که اون رو میدونستی

من این کار رو نکردم از روی غریزه بود

برای یک ژاپنی بد نیست

من سوگیموتو سایچی هستم

من آسیرپا هستم

پنج سال پیش

وقتی پدرم و بقیه مردان آینو پیدا شدن

بدن اونها تکه تکه شده و پراکنده شده بود

نمیدونستم مردی که پدرم رو به قتل رسوند تو زندان آبشیریه

بگیر، این مال توئه سوگیموتو

اینو بذار تو وسایلت

این چیه؟

کیسه صفرا خرس قهوه ای

بعد از خشک شدن به عنوان دارو بفروشش

هیچ بخشی از خرس هدر نمیره

گوشتش رو میشه خورد و خزش رو میشه فروخت

تو زدیش، پس این حق توئه که ادعا کنیش

اسیرپا حق تو هم هست

من با اون یکی خوبم

آینوها گوشت خرسی رو که انسان کشته نمی‌خورن

خرسی که کار بدی انجام داده تبدیل به یک روح شیطانی میشه، یک وِن کامو

و به جهنمی به نام "مسیر تین پوکنا " فرستاده میشه

منم نمیخوهم مردم رو بکشم

پس وقتی مردم رو میکشی به جهنم میری؟

فکر میکنم بهترین صندلیش مال منه

مجرم هنوز توی زندان زنده است

هنوز اعدام نشده

اما وقتی اون طلا پیدا شد زندگی اون به پایان میرسه

پیدا کردن طلا یعنی گرفتن انتقام پدرت

آچا

تمام کارهای کثیف رو من انجام میدم

تنها کاری که باید انجام بدی اینه که هر چی میدونی بهم بگی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left