The first 23 lines.
مقايسه تو را ميشه به راحتي انجام داد
هنگامي که تو مي خواستي حرفه اي بودن را امتحان کني
مثل يک سيب که به درخت آويزونه
من يکي از رسيدهاش را چيدم
من هنوز دارم دانه گيرم مياد
تو به من گفتي برو اونجا من بايد کجا برم
من فکر مي کنم تو دومين بهترين هستي اين تمام چيزي که من خيلي خوب مي دونم
چون وقتي که من با اون هستم دارم به تو فکر مي کنم
به تو فکر مي کنم
چرا تو تنها کسي هستي که مي تونم تصورش کنم
تو يک نفري کسي که مي خوام شب را با اون سر کنم
اوه ايکاش من
درون چشمهاي تو رو ديده بودم
تو در اواسط زمستان مانند تابستان هند هستي
مثل آب نبات عسلي با شگفتي وسطش
چه جوري من مي تونم بهترين را بگيرم هنگامي که من بهتر از اون را داشتم
تو گفتي اونجا ماهي هاي تن در اب وجود دارند
خب اين آبيه که من مي خوام امتحانش کنم
اون لبهاي من را بوسيد من مي خوام مزه دهان تو رو امتحان کنم
اون من رو به اون طرف کشوند من در خودم منفجر شدم
چون وقتي که من با اون هستم دارم به تو فکر مي کنم
به تو فکر مي کنم
چرا تو تنها کسي هستي که مي تونم تصورش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.