The first 200 lines.
وليعهد سوئيون بعد از 8 سال به جوسون ..برگشت
به عنوان اسير چينگ و بعد از يه بيماري مرموز
بعد از مدت کوتاهي مرد
خيلي زود بعد از مرگش
...وليعهد کانگبين به يه توطئه گرفتار شد
که نهايتا باعث مرگش با زهر شد
بعد از اينکه دو تا از 3 پسرش در جزيره جيجو مردند
و تنها سئو کيون زنده موند
مرگ وليعهد به خودي خود با زهر مشکوک بود
و همون باعث درگيريهاي زيادي شد
و نصف مردم به اسيري برده شدن
و يه سري به عنوان برده فرار کردن
از زندگي که جزاش مقابله با
شکارچيان مزدوري بود
...مرداني با نام شکارچيان ،برده
جوسون - سلطنت شاه اينجو سال 1648
نزديک رودخانه يلو
چطور اينقدر زياده ؟
مگه با 15 نيانگ موافقت نکرديم و يا کافي نيست ؟
آه
فکر ميکني رد شدن از رودخانه يلو چقدر اسونه ؟
سه تا براي رد شدن خاک چينگ و 15 تا براي رشوه به مرزداران
و فکر کن با چه مشکلي بايد تنهايي از پسش بربيام ؟
با 30 نياينگ ،ميتونيم اين مذاکره رو شروع کنيم
نه نميخوايم بيشتر بديم
هر چي داريم بهت ميديم پس اوضاعمون رو درک کن
توي هيجان فرار ممکنه وقت نکنيد
و من ميتونم 3 روز ديگه وقت بدم
از راه دزدي يا هر چي ديگه
هر کدام برام 20نياينگ بياريد
رئيس ،اونا الان توي راه اينجان
توي 3 روز قطعا ميگيرنمون
با اين حال ،به سختي منو نگران ميکنه
فکر کردي ميتوني همينطور شونه خالي کني ؟
ميدوني ميتونستم کله بي ارزش تو رو داغون کنم ؟
پس اين جونور ميخواد يکم خوني بشه؟
يعني ميگي شبيه شکارچي هاي گواندان هستي ؟
هر چي ترس هست رو از بين بردم الانم ميخوام ببرهاي وحشي رو شکار کنم
پس فکر کردي چون مرگ بيرونه همينجا ميخواي بميري ؟
شک دارم از اون گربه هاي وحشي لاغر ترسيده باشي
وقتت رو اينجا هدر نَده
و ببين چيزي توي بقچه هاي بازرگان ها پيدا ميکني
يا اگه چيزي براي فروش داري ادامه بده
ها ؟
بازش کن
يکيشون گونه هاي لاغر داره
و ابروهاش به گوشه ها پخش شده
و يه نگاه به اين بنداز و معلومه خوب گوش نميکنه که
بچه خوک عوضي
يکي ديگه شونه هاي پهن و دماغ خروسي
و يه شراب ساز ايالتي
همچنين يه زن لاغر مردني بچشو حمل ميکنه
رفقا ،دستپاچه نشيد
من فقط که اينجام که برده هاي فراري رو بگيرم
احتياجي نيست بترسيد
بنابراين بقيه تاجرها ميتونن برن نوشيدني ميل کنن
بيايد شروع کنيم
يکي تموم
!مامان
بيا فقط بميريم
اگه بردگي تمام چيزيه که منتظر ماست
بهتره که آزاد بميريم
مادر ،من نميخوام بميرم
..اينکارو نکن
در زندگيه بعديت
با پدر مادر خوشبخت باش و هر غذايي که دوست داري بخور
يک فرد زيبا رو پيدا کن و ازدواج کن
..گوش کن ،تو
نبايد به بدن با ارزشت صدمه بزني
اگه تمام چيزي که برگردانم جسد تو باشه حتي گوشت هم تو بشقابم نخواهد بود
همانطور که ميدونيد
نه
نه
~ Bi (برده زن) ~
~ Bi ~
توجه
اين زن رو تا حالا ديدين ؟
حتما مي دونيد کجا مخفي شده
شما رو همينطوري رها نميکنم بلکه مطمئنا با خيال راحت مستقر مي شويد
خوب بگرديد
..من
فکر کنم اونو تو يه ميخانه تو پايتخت ديدم ،شايدم نه
اگه واسه چند روز ما رو آزاد کني من ميرم و پيداش ميکنم
تو پست بي حيا هنوز نفهميدي ؟
...همانطور که مي گفتم
تو ،بيا اينجا
اونا گفتن که سگ هاي هار انقدر ديوونه هستن که به ببر پارس کنن
چطور جرات ميکني که به من خيانت کني وانگسون
اوني سخاوت رو کنار بذار و فقط اجازه بده من با اين موش معامله کنم
بکشش
اما سپس 50 نيانگ واسه خوشگذراني خواهد بود
ادامه بده
تو موشه کوچولو
...آيگو !آيگو
...آيگو آي ...پام
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
Jumo (tavern host)!
آره
من دوباره اينجام
بيابيرون آره ،دقيقا اونجا خواهد بود
!بشين
آيگو ،فراموشش کن
چشماتو از من بردار واسه شروع کننده ها
As if I needed old farts drooling all over the place.
آه آه شراب با گذشت سن بهتر ميشه
ممکنه قديمي باشه ،اما من هنوز منتظرم واقعا بگيرم
فقط بشين
آيا دايگل هنوز از گرفتنه برده ها برنگشته ؟
آيگو ،سئونگ
چرا دنبال اون رذل بگرديم ،مگر اينکه بخواي وضعيت رو ضايع کني
درست نيست ؟
!واي خدايا
دارين اون پايين چي مي دزدين ؟
آه ،دزدي ؟ کي تا حالا چيزي دزديده ؟
در بهترين حالت ،من ممکنه که ندانسته لمسش کرده باشم
Aigoo, if you still have all that energy now,
I don't even want to imagine what the glory days felt like.
انرژي ميخواي ؟من هنوز در روزهاي خوش گذرونيم هستم
يه امتحان بکن
چطوره ؟ کاملا مثل شيره ؟
شير ؟واسه من بيشتر شبيه يه گربه کوچولو
Ahem!
تمام اينجا فقط هرزگي و شهوترانيه
چه چيزي تو رو اين موقعه صبح اينجا آورده ؟
آيا يک افسر اداري مثل من روز و شب از هم تشخيص ميده ؟
چه مشکلي با ليوانت وجود داره ؟
آيا داري طرح چيزي رو ميريزي ؟
آه ،طرح ريزي ؟
چه چيز ديگري جز توده مردم اين اطراف پيدا ميکني ؟
درست نيست ؟
واقعا،واقعا اگه ديگران هم مثل ما بودن
برتريه تو بالاخره روز و شب رو از هم جدا خواهد کرد
حتما ،حتما ...پلنگ پير
ميتونه دندون هاشو از دست بده اما خال هاشو نه
من حواسم به توئه ،اينور و اونور نميري تا حيله هاي احمقانه انجام بدي
اه ..ميز من کجاست ؟
اون محکمه
..ائوني
مهم نيست چطوري انجامش بدي آيا اين کاره يه مرده ؟
هان ؟
ما نبايد يکي داشته باشيم که اينارو واسمون انجام بده ؟
حتي منم رو دست خوردم ؟
شما خودتون زودتر ديدينش
من رو دست خوردم شما هم پشت منو خالي کردين
چطور ميشه هيچ رفاقتي اينجا نباشه ؟
هميشه منم
اگه ميتونستم يه گوشت تکه کنم
و ميتونست از علفها تغذيه کنم
من چيم ؟يه تيکه ماهيچه ؟
اين چيه ؟
نائوري
اجازه هست ؟
اجازه هست يه کاري برات انجام بدم ؟
احتياجي به احساساتي شدن نيست
مهم نيست اگه من بايد بميرم
اما ميشه دخترمو آزاد نکني ؟
نترس
...اون چيز بيچاره
مجبور خواهد شد با يه مرد بالاي 60 سال همبستر بشه
اون چيکار ميتونه بکنه
براي شايستگي مادري مثل من و چه وجود نابکاري ؟
اگه يه ذره دلسوزي داشتي
فقط يه بار
فقط همين يه بار اونو به سخاوتمندي قبول کن
التماست ميکنم
بهت التماس ميکنم که نجاتش بدي
تا حالا در مورد لي داي گيل شکارچي برده شنيدي ؟
بله
مطمئنم
چشماش پرخونه دندوناش مثل حيوون سياهه
اون مثل يه سگ وحشيه که 10 روز گرسنه مونده
و بسيار پَسته
در يه روز پدر و مادرش مردند
اما نائوري تو نميتوني با همچين حيوون پستي مقايسه بشي
..التماست ميکنم اون من خواهم بود
چي ؟
اون حيوون پست که در موردش شنيدي
آيگو !داي گيل
کيف و کوکي ؟
و اقاييه تو ؟ همش صلحه
چرا اونا هميشه به نظر ميرسن که تو تا اينجا با شلاق آورديشون؟
اونا برده هايي هستند که واسه جونشون فرار ميکنن ،فکر ميکني اونا همه راضي هستن ؟
در راه يه چيزي پيدا کردم پس بايد يه کاري ميکردم
اما اونا صدمه نديدن ،اعتماد کنم ؟
اگه حتي يه دست هم شکسته باشه روي قيمت تاثير داره
من دائگل هستم ،خودت ميشناسي
!مطمئنا ميشناسي
جوزئون بهترين شکارچيه برده است هيچوقت همچين اشتباهي نميکنه
من تلاشتو ستايش ميکنم
50نيانگ براي زحمت
بيا تلاش کنيم از اون مورد تيره که حتي کار هم نميکنه استفاده نکنيم
و 30 نيانگ ديگه هم اضافه کنيم
آه آه گوش کن بهش
...آيا شکار برده يه مقام تشريفاتيه
تو ميتوني منو باهاش اذيت کني همونطور که تو مستحق درست کردن حقوقي
فقط بهش قانع باش ،و از استراحت لذت ببر
..بفرما
هي ...دائگل
لازمه که دستامو آلوده کنم ؟ هان ؟
چي ترجيح ميدي
No comments yet. Be the first to leave one.