Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E17 DVDRip
A Commentary by mA_Ad
ترجمه ع.ف. جاوید

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2010-01-30
Downloads: 23
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در قهرمانان

...نمی دونم چطوری این کار رو کردی

ولی قسم می خورم تا متوجه نشم ،توقف نکنم ،فهمیدی ؟

من دارم تلاش می کنم تا از خانواده ام ... مراقبت کنم

. من هیچ شغلی ندارم ،جانیس

. اونا تاوانِ کاری که با ما کردن رو پس میدن

...تو نباید این جریان رو کنار بذاری

باید بفهمیم که اونا با ما چکار کردن و کاری کنیم . تا اوضاع رو درست کنن

می خوای بدونی چرا این همه سال نامرئی بودم ؟

. به خاطرِ اونا بوده

. و تو ،اون حرومزاده ها رو پیش من کشوندی

کلیر ،بگو ببینم می تونی یه رازی رو پیش خودت نگه داری ؟

فکر کنم بدونم چطوری از آتیش ،جونِ سالم .به در بردم

. لطفاً یه چیزی بگو

. ما از یه خانواده ایم. به همین علت نجات پیدا کردم

. مادرت ،خونریزیِ مغزی کرده

...مثلِ اینکه یه چیزی به سرش خورده

. مخصوصاً بخشی که مربوط به کنترلِ حافظه اس

. تو ذهنش رو پاک کردی

...کلیر ،این احمقانه اس

. تو سعی کردی مالِ من رو هم پاک کنی

. چیزی که تو می دونی ،خطرناکه

چرا این کار رو با مامان کردی ؟

. فقط می خواستم از خانواده ام محافظت کنم

. خیلی بهش حرارت دادم

. نه ،این کار رو نکن

. نمی خوام این سگ رو منفجر کنم

...من نمی خوام

به آقایِ ماگلز صدمه بزنم ،درسته ؟ می دونی چیه ؟-

اگر می خوای به این مَرد صدمه بزنی ،راهِ . مناسبی هم وجود داره

...عکسهایِ سگی که اینجا وجود داره

. از عکسِ بچه هاش بیشتره

...تو که فکر نمی کنی اونقدر احمق باشه که

مدرکِ جرم رو تویِ خونه اش نگه داره ؟

. اون ،توسطِ اِف.بی. آی ،موردِ هجوم قرار گرفت

ما فکرش رو نمی کردیم که تویِ خونه ،چیزی ... دستگیرمون بشه

...بنابراین در اینکه آیا احمقه یا نه

. باید خونه رو یه نگاهی بندازم - بهتر نیست کامپیوترش رو بدزدیم ؟-

می خوای تمامِ روز رو بشینی و فایل دانلود کنی ؟

. نه ،اصلا - ... اگر چیزی نتونیم رویِ این کامپیوتر پیدا کنیم -

. جاهایِ دیگه ای هم هست که می تونیم بگردیم

. داخلِ مغزش - . همچین نقشه ای دارم -

. باید اون حرومزاده رو تویِ کارخونه کاغذ بگیریم

. باید ببینیم به چی علاقه داره

. شاید بهتر باشه اینجا بگیریمش

. اوه ،خدایِ من. خانواده اش باهاشه

. خانواده ،انگیزه خوبی می تونه باشه

. نه ،نه. من قصد ندارم گروگان گیری کنم

. اونو تویِ کارخونه کاغذ می گیریم

. صبرکن، نه ،نه ،اون نقشه شماره یک بود

. نقشه شماره دو ،بهتره

هیچ نقشه شماره دویی وجود نداره. همین الان . اینجا رو ترک می کنیم

چند بار دیگه می خوای این مَرد از دستت فرار کنه ؟

. لایل ،به مادرت کمک کن

. کلیر ،باهام صحبت کن

چه فایده ای داره ؟

آیا می تونم بعداً این مکالمه رو به یاد بیارم ؟

میشه صدات رو پایین بیاری ؟

. لایل ،مادرت رو همین الان از اینجا خارج کن

. مطمئنم که سئوالهایِ زیادی دارید

. البته

عزیزم ،چه اتفاقی افتاده ؟

آره پدر ،چه اتفاقی افتاده ؟

. آره ،همه آروم باشید

. اگر آروم باشید ،هیچکسی صدمه نمی بینه

. تو ،پارکمن از پلیسِ لوس آنجلس هستی

. پلیسِ لوس آنجلس بودم

از من چی می خواهید ؟

شما مسلح به خونه من وارد شدید ؟

. من نه

. فقط اون

من نیازی به اسلحه ندارم ،درسته آقایِ بِنِت ؟

. البته بعد از اون کاری که باهام کردی

. من تو رو نمی شناسم

. اگه به دروغ گفتن ادامه بدی ،منو عصبانی می کنی

و خوب می دونی وقتی عصبانی بشم چه ... اتفاقی میفته

...خیلی نورانی

. و خیلی داغ میشم

...تِد می خواد به همه ما لطف کنه

درسته تِد ؟

. و عصبانی نمیشه. ولی تو باید کمک کنی

. من اون کسی نیستم که شما فکر می کنید

. من فقط کارخونه کاغذ دارم

. نه ،اینجور نیست

. پس تو بهم بگو

چه حسی در موردِ کاغذها داری ؟

. خیلی علاقه مندم - . خوبه -

...چونکه از دیدِ دوستان و خانواده

. این زندگیِ شماست

. تبریک میگم

. شما مدیرِ جدیدِ بخشِ شرکتِ پِریماتک هستید

.پوشش خوبیه

. متاسفم از اینکه مجبور به دروغ گفتن هستی . ولی این موضوع ،بخشی از کارِ ماست

. هیچکسی خارج از سازمان ،چیزی نمی دونه

. خوب ،اونا نمی تونن بفهمن

. مردم شکستنی هستن ،مثلِ فنجانِ چای

...دنیا در حالِ تغییره

. و اونا دوست ندارن باهاش مواجه بشن

اونا نمی خوان بدونن برایِ همنوعانِ ما . چه اتفاقی میفته

...و مسلما نمی خوان بدونن ما برایِ امنیتشون

. چکار می کنیم

. ازت خواسته میشه که کارهایی انجام بدی

...کارهایی که ممکنه بی رحمانه باشه

ولی کافیه فقط افرادی مثلِ من و تو . ازش خبر داشته باشن

. من هیچ مشکلی ندارم

. خوبه

. تو یه همکار خواهی داشت

. یکی از اون آدمها

. ما به این صورت کار می کنیم

عالیه. کی قراره ملاقاتش کنم ؟

. اون الان اینجاست

آیا داری امتحانم می کنی ؟

...تو... تو چطوری

. این یه دنیایِ جدیده ،دوستِ من

. زود باش. بگو چکار می تونی انجام بدی

تویِ اون کارخونه کاغذ ،چه خبره ،آقایِ بِنِت ؟

. اون آدمها رو می دزده

. اون به ما مواد تزریق کرد

. به ما چیزی تزریق کرد که نمی دونیم چیه

...من شلغم رو از دست دادم

. و دارم تلاش می کنم همسرم رو از دست ندم

ولی برایِ تو اهمیتی نداره. تو اهمیت نمیدی . که چکار با من کردی

...تنها چیزی که برات مهمه

. اینه که ما فکر کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده

. ما رو دچارِ فراموشی کنی

چطوری می تونه شما رو دچارِ فراموشی کنه ؟

. درسته. همون مَردِ سیاهپوست

اون می دونه ؟

. اون می دونه تقصیر پدرشه

. اون ،همه رو غیر از دخترش به بازی گرفته

...فقط وقتی دروغ نمیگی که

. به نفعت باشه

...اون باعث شد مادر و برادرش فراموشی بگیرن

چرا باعث نشد تو فراموشی بگیری ؟

اون درباره چی صحبت می کنه ،کلیر ؟

. من هیچ چیزی نمی دونم

نمی خوای به این جریان خاتمه بدی ؟

...تنها کاری که باید بکنی تا خانواده ات

. و ما سالم بمونیم ،اینه که حقیقت رو بگی

. من دارم حقیقت رو میگم

. نه... حقیقت... اینه

. اوه ،خدایِ من

. این ،کاریه که تو با من کردی

. آروم باش ،تِد

. می خوام دوباره به حالتِ اول برگردم

. اون یه فروشنده کاغذ نیست

. فکر کنم دیگه دختر کوچولویِ بابا نباشه

اونا دارن چکار می کنن ؟

. اون داره افکارِ دخترت رو می خونه

می تونم فرار کنم و کمک بیارم. اونا ممکنه) ( بهم صدمه بزنن

می دونم داری به قهرمان بودن فکر می کنی . ولی این کار رو نکن

. این مَرد خیلی جدیه

واقعا می تونه خطرناک باشه و من ... به کمکت نیاز دارم

. تا مطمئن بشم کسی آسیب نمی بینه

. تو می تونی افکارم رو بخونی

. آره ،پدرت این کار رو باهام کرد

یعنی اتفاقی نبود ؟

. اگر اتفاقی بود ،من الان اینجا نبودم

آیا پدرم این کار رو با افرادِ دیگه ای هم کرده ؟

تا جایی که من می دونم ،هر کسی . قابلیتِ متفاوتی داره

. من مسائلِ عجیبی رو دیدم

مطمئنم تو هم دیدی ،مثلِ اون اتفاق . در دبیرستانِ شما

پیتر پیترِلی ؟

. اون می تونه کاری که من می کنم رو بکنه چی ازش می دونی ؟

. اون استثنائیه... مثلِ تو

. دخترِ رقاص رو نجات بده

. من ذهنش رو خوندم ،اون هم مالِ منو خوند

. اون گفت که ازت محافظت کنم

. از شخصی که آدمهایی مثلِ من رو می کُشه

آیا تو هم استثنایی هستی ،کلیر ؟

. خونِ تو رویِ تمامِ قسمتهایِ صحنه جرم بود

. تو حتی خراش هم بر نداشته بودی

چرا حتی زخمی هم نشدی ؟

آیا پدرم باعث شده من اینجوری بشم ؟

اونا می خوان با بچه چکار کنن ؟

. نمی دونم

...فکر کنم قبل از اینکه ما رو اونجا بفرستن

و اون آتیش سوزی بوجود بیاد ،از وجودِ . این بچه ،اطلاعی نداشتن

. باید به ما می گفتن

. کلود ،چند لحظه بیا

از مادرش خبری نیست ؟

. ما فکر می کنیم داخلِ آتیش مُرده

پسرته ؟

. من درک می کنم که هیچ بچه ای نداری

. درسته

. داشتنِ بچه ،انسانها رو تغییر میده

. فقط می تونم تصورش رو بکنم

. مجبور نیستی تصور کنی

...تو باید

. سرپرستی این بچه رو به عهده بگیری

. فکر نکنم فکرِ خوبی باشه

. این یه درخواست نیست

تو و همسرت سعی کردید که بچه دار بشید ،درسته ؟

. نا موفق بودیم. رُک بگم دیگه بیخیال شدم

. فکر نکنم پدرِ خوبی باشم

...دوباره میگم

. این یه درخواست نیست

. خیلی بهش وابسته نشو

. تو فقط جانشینِ پدرش هستی. اون به ما تعلق داره

...اگر اونو خواستیم

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left