The first 200 lines.
.واسه شام اینجا باش مامان جون
«: تنظیم زمانبندی: سارا نصیـری :» .:: __Galadriel__::.
«: مـتـرجـمـیـن: سارا نصیـری، نهـال :» .:: iredprincess , __Galadriel__::.
.جکس
.هی جکس، وایسا
.ببخشید
.به سیارهی زمین خوش اومدی
!تو که پروفسور آسبورن نیستی
.چه باهوش! میدونم
.من دستیارِ آموزشیشم، زاندر دووال
به من گفتن که با آقای ... دکتر آسبورن ملاقات کنم، پس
آره قرار شد بیاد ... درواقع خودش میخواست بیاد ولی
سرش خیلی شلوغ بود، برای همینم !منو جای خودش فرستاد
... بنظرت واقعا وقتشو میزاره برای ملاقاتِ
خواهرزادهی یتیمش، که تا حالا یک بارم ندیدتش؟
... آره، همونطور که گفتم اون یکم
!خیلی سرش شلوغه
.شنیدم
.بنظرم خیلی شروع خوبی نداشتیم
و به نظر میرسه باهم کنار نمیایم، اینطور نیست؟
!خب حداقل معلوم شد فقط من باهوش نیستم
... من قبلا با مادرت کلاس داشتم
.وقتی سال اولی بودم
.ایشون استادِ خیلی الهام بخشی بودن
.متاسفم، خدا رحمتشون کنه
.ممنونم لطف داری
.گمونم باید بریم وسایلمو برداریم
بنظرم اونقدری قوی هستی که وسایلمو برام جابهجا کنی
.خیلی جالبه که خونش توی کویین آنزه
.اصلا انتظارشو نداشتم
واقعا؟ انتظار داشتی چجوری باشه؟
... قطعا فکرشو نمیکردم که داییم مشتاق زندگی توی
!خونهی بونانزا کینگ باشه
.حتی اگه یه کپی خیلی دقیق ازش باشه
تویی آقای دووال؟
.بله پروفسور
.دایی
.جکلین
،شرمنده که شخصا نیومدم دنبالت
... اما واقعا خوشحالم که بعد از سالها، بالاخره
... تونستم ببینمت، حیف که
.ملاقاتمون توی همچین شرایط عجیبی رقم خورد
.بابتِ همه چی ازت متشکرم دایی
این چند ماهه اخیر خیلی برام سخت گذشته .مطمئنم میتونین تصورشو بکنین
.فکر میکنم اطلاعات کافی بهت داده شده باشه
اگه منظورتون اینه که به عنوان ... تنها خویشاوند زندهی من
.شدم بار روی دوشتون، پس آره
.اینطوری نگو عزیزم
من مرد احساساتیای نیستم ولی .مادرتو خیلی دوست داشتم
.و میدونم برای اون، خانواده از همه چی مهمتر بود
... از ته قلبم حس میکنم واجبه که
.مطمئن بشم به خوبی ازت مراقبت میشه
.این چیزیه که مادرت همیشه میخواست
خبر جدیدی از تحقیقاتون دستگیرت نشد؟
.تا الان هیچی
.ولی پیگیرشم ببینم چی میتونم پیدا کنم
... در ضمن، با رئیس دانشگاه هماهنگ کردم
... که این ترم رو توی
.آکادمیِ آموزشی فلیت بگذرونی
.خیلی ممنونم که بجای من اینکارو انجام دادین
،درواقع کلاسها از دو هفته قبل شروع شده
،ولی طبق نمراتت
!بنظرم مشکلی نداری و میتونی به بقیه برسی
... و اگه هر چیز دیگهای نیاز داشتی
.کاملا درسته. آقای دووال میتونه کمکت کنه
.اون یکی از دانشجوهای ممتاز منه
... مطمئن باش میتونی برای
.هر نیاز فوریای بهش اعتماد کنی
.حتما اینکارو میکنم، دایی
،همونطور که آقای دووال گفت
،کلاسها چند وقتیه که شروع شدن
،و من واقعا سرم شلوغه بخاطر مشغلهی کاری
،پس اگه اجازه بدی
.هر دوتونو جمعه، اینجا واسه شام میبینم
!راس ساعتِ هفت
.حتما
.چه مرد خونگرم و اجتماعیایه
مردای بزرگی مثل پروفسور !بیشتر وقتا یجورایی عجیب و غریبن
!اگه من بودم، از این کلمه استفاده نمیکردم
کمک دیگهای از دستم برمیاد؟
تو درمورد مرگ پدر و مادرم چی میدونی؟
.هیچی
،من فقط دستیار آموزشی پروفسورم
!و همونطور که خودت میدونی، دهنش خیلی قرصه
.البته
.گمونم از این به بعد قراره، این اطراف ببینمت
!زودتر از اون چیزی که فکرشو بکنی .تو کلاس میبینمت
میتونم کمکتون کنم؟
اینجا کلاس پروتکل میانستارهایه؟
.نقشه کشیِ اختری
.کلاسو اشتباهی اومدم. شرمنده
.پروتکل، خیلی بیشتر از آداب معاشرتِ سادهست
.راجع به ادب و بذله گویی نیست
.بلکه در موردِ احترام به عادات و سنتهاست
.استفاده کردن از آداب و رسوم دیپلماتیک مناسبِ
... برای مثال، اگر قصد داشتم که خشم عمیقم رو
،نسبت به ناتوانی یک دانشجو
برای رسیدن به موقع ... سر کلاس درسم نشون بدم
دقیقا باید چیکار میکردم؟
...خیلی متاسفم، من نمـ
اگه براتون سوء تفاهم پیش اومده و ... در جریان نیستید با چه فرهنگی در ارتباطید
باید بدونید که این یکی از بدترین اشتباهاتیه که ،یک افسر در اولین برخورد
.میتونه داشته باشه
ظاهرا رفتارهای نامناسب اغلب ... میتونن بهتر درک بشن اگر که
شخصی با توجه به شرایط .از دیدگاهِ مخالف به قضیه نگاه میکنه
... و دنیاهایی وجود داره که در آنها عدم
،پیروی از پروتکلِ مناسب
.میتونه عواقب ناخوشایندی داشته باشه
باید خودتو خوششانس بدونی .که اینجا از اون دنیاها نیست
موافق نیستی خانم جو؟
.واقعا لازم نبود شرال انقدر عوضیبازی دربیاره
.امروز روز اولمه
.کلاسو گم کردم
همهی اساتید اینجا انقدر وحشتناکن؟
.درواقع بیشترشون خیلی منظمن
.بهجز آسبورن. اون خیلی ضدحاله
.درواقع ایشون دایی منه
.گمونم نباید چیزی میگفتم
- .خیلی متاسفم - .اوه، منم موافقم
.اون آدمِ خیلی ضدحالیه
.من جکسم. از دیدنت خوشوقتم
.آتریا
خب الان میخوای کجا بری جکس؟
.میخوام برم خوابگاه
کلی درس و مشق عقب افتاده دارم .که باید بهشون برسم
.که اینطور، من میخوام برم سیاه چاله
- تو نمیخوای بیای؟ - سیاه چاله؟
.مرکز گرانش توی محوطهی دانشگاه
.محل استراحت، بار، پاتوق
.جایی که میری ریلکس کنی
... تازشم اگه خواستی شعرای مسخرهای بشنوی
.شک نکن اونجا، جاشه
بهت گفتم میتونی کلی پسرای جذاب هم اینجا ببینی؟
.این ترم اصلا وقتِ اینکارارو ندارم
- .یه سری وظایف دیگهای دارم - .الان اینجوری میگی
.اوه، اون تامه. اونم مثل ما توی کلاس شراله
.مطمئنم ازش خوشت میاد
اون مثل بقیهی پسرایی که !باهاشون خوابیدی نیست
- خلبان جنگنده؟ - !یه تقلبیش
،امیدوارم سر عقل بیاد و !یه پا فرمانده بشه واسه خودش
اون خیلی باهوشه، حیفه که !فقط تو فضا جت بچرخونه
،خوشحالم که بخاطر حملهی امروز توی کلاس
!سیاه و کبود نشدی
.میتونی ببینی
.بفرمایین اینم برای شما، تامی بوی (اشاره به فیلم معروف تامی بوی)
... هی، آتریا ... همون همیشگی و
!و این خانوم جدید
- .جکس هستم - جکس. چی میل داری؟
!فقط یه نفر که رو شونههاش گریه کنم
.اونو که صددرصد میتونم انجام بدم
بزار حدس بزنم. آسبورن؟
،نه. شرال امروز صبح شستش و
.از کلاس انداختش بیرون
.پارسال باهاش کلاس داشتم
!این عصبانیتاش همش هارتوپورته
وقتی که خوب بشناسیش !میفهمی مرد خیلی خوبیه
- سال چندمی؟ - .تازه تموم کردم
،توی حیطهی پزشکی، منتظرم که
.توی بخش اکتشافی به عنوان سی.ام.او تاییدم کنن
!اهان، پس دکتری
!خب، نه هنوز
.با این وضعی که توی این ترم گذروندم، اصلا نمیشم
.خب، عاشق صداقت و فروتنیت شدم
نیازی به گفتن نیست که یه مرد .چقدر با دستاش خوب کار میکنه (تیکهی سکسی انداخت)
خب، داستان تو چیه جکس؟
.اوه، راستش زیاد شنیدنی نیست واقعا
.آره،یه جورایی شک دارم
.مادر و پدرش توی پورتلند کشته شدن
نشنیده بودی؟
.چرا، شنیدم
.همه میدونن
،اما فقط بخاطر اینکه توی مغزمه
!معنیش این نیست به زبونم بیارمش
... خیلی معذرت میخوام. نمیخواستم که
!مشکلی نیست. یه جور راز که نیست
.خبر قدیمیه. جدی میگم
.سلام
میتونم یه ...؟
.الان که فکرشو میکنم، میبینم باید برم یه نوشیدنی وردارم
.خودم میرم
- .متصدی بار - چی میل دارین؟
!اون یه سافاری آبی میخواد، منم همینطور
اگه فردا صوب با ی سردرد ،وحشتناک از خواب پاشدی
.با خیال راحت میتونی منو سرزنش کنی
چرا داری باهام حرف میزنی؟
چرا نزنم؟
یعنی، اگه خوشت نمیاد، میتونم برم ... و برگردم پیش دوستام بشینم
،البته، هنوز نمیتونم کاملا دوست صداشون کنم
بخاطر اینکه همین الان باهاشون آشنا شدم .حداقل میتونم بگم یه گروهن که باهاشون دارم وقت میگذرونم
نکنه تو از سازمان جاسوسی زمین هستی؟
به نظر میاد خیلی از مهربونی .یه غریبه خوشحال نیستی
.یالا
.تنهایی مشروب زدن رو میگن میخوارگی
.پس بهتره که گروهی مشروب بزنیم
- خب، اسمت چیه؟ - .ریلن
.من جکسم و ایناهم گرگ، توماس و آتریا هستن
،اون شناختش آسونه
!چون اون تنها کسیه که توی آکادمی بنفش نچراله
- .متوجه شدم - ... پس
تو پسرِ سفیر زاتاریانی هستی، هان؟
No comments yet. Be the first to leave one.