The first 200 lines.
! میجین
راستی، از کجا میدونستین اون دختر دفن شده؟
یکی هست به اسم کیم ته پیونگ
که میتونه لحظهی مرگ آدما رو ببینه
میتونه لحظه ی مرگ بقیه رو ببینه؟
چرا دارم اینکارو میکنم؟
بگو
تو اینو دیدی ، باید بدونی
فکر میکنی فرق داری؟
سعی کن با ارزش ترین آدم زندگیتو از دست بدی
اون وقت متوجه میشی
تو خودکشی میکنی
میوفتی و میمیری
اینطوری میمیری
نمیدونم کِیه ولی حوالی 7 عصر
...می جین کشته میشه
درست مثل هفتمین قربانی
لطفاً چک کنین که حالش خوب باشه
...صورتِ مجرمو
دیدی؟
بله
میشناختیش؟
آره میشناختم
ولی فقط یه بار بیست سال پیش دیدمش
ولی میشناسیش، نه؟
میتونی خودتو برسونی کلانتری؟
...کیم ته پیونگ اومده بود میگفت
باید ببینه چطوری مرگ میجین تغییر کرده
چطوری مرگ میجین عوض شده؟
خیلی جلوی خودمو گرفتم که بهش نشون ندم
ولی محض احتیاط بهش نشون دادم
ولی اوضاع به نظر خوب نمیاد
باشه، سریع خودمو میرسونم
چیزی شده؟
باید برم ببینم
شرمنده
پس میشناختیش
لطفا اول چک کنین ببینین حال میجین خوبه؟
الو؟ - الو سلام -
هان دونگ وو هستم از بخش یک جرائم
بله کارآگاه هان
...حالِ میجین
خوبه؟
... سر شب یهو یه تشنج خیلی بد کرد
حتی سرم رو هم از دست خودش در آورد
واسه همین الان بیهوشه
...دکتر گفت
تشنجش بخاطر شوک ناشی از حادثهست
...ولی
مگه گزارش این اتفاقات رو هم بهتون میدن؟
بله؟
آخه همین که تشنج کرد زنگ زدین
بله
اگه اتفاقی افتاد بهمون خبر بدین
حتما ممنون از نگرانیتون
چهره ی مجرمو شناختی نه؟
باید چندتا سوال ازتون بکنم
لطفاً همکاری کنین
بیست سال پیش
رفته بودم به یه یتیم خونه که معلمم حامی اونجا بود
اونجا همدیگه رو دیدیم
اسم یتیمخونه چی بود؟
یتیمخونه امید
اون زمان، من تازه از آمریکا به کره اومده بودم
و خیلی کوچیک بودم
به همین خاطر اصلا به فکرم نرسید که برم و پیداش کنم
و وقتی هم که خواستم پیداش کنم
یتیمخونه بسته شده بود
چرا دنبالش میگشتی؟
...چون خودمو
تو لحظهی مرگش دیدم
...پس داری میگی که خودتو
تو لحظهی مرگ مجرمی که میجین رو میکشه، دیدی؟
بله
چطوری میمیره؟
... در حالی که توسط پلیسا محاصره شده
خودکشی میکنه
و منم گروگانشم
و نمیدونی که چرا همچین اوضاعی پیش میاد؟
نه
به همین خاطر دنبالش بودم
صحیح
ولی هیچ جوره نمیتونی ثابتش کنی
جان؟ - ... یتیمخونه که بسته شده -
خودکشی هم که تو آینده اتفاق میوفته، درسته؟
ولی مرگ میجین تو آینده ی نزدیکی اتفاق میوفته
... باید قبل اینکه کاری کنه ، دستگیرش - ... نمیتونم بر اساس حرفای تو -
به یکی اتهام قتل بزنم
مطمئنی بخاطر این نیست که نمیخوای حرفمو باور کنی؟
پس خودت اثباتش کن
میخوام صحت و سقم ادعاتو که میتونی مرگ آدما رو ببینی، معلوم کنم
اگه تنها راه اینکه حرفمو باور کنین اینه
باشه ، بیاین مطمئن شیم
چه خبر شده؟
خب ... میخواد از کیم ته پیونگ تست بگیره
تست؟ - بله -
چرا بهش اعتماد نداری؟
چرا باید داشته باشم؟
بخاطر اون بود که تونستیم میجین رو نجات بدیم
اگه از قصد اونکارو کرده باشه چی؟ - چی؟ -
ما فقط هر چی گفت، گوش کردیم
ولی هیچوقت اینکه قدرت ماورایی داره رو تایید نکردیم
... ولی اون حتی میدونست تابوت کجا بوده
دقیقا، میتونسته شریک جرم باشه
... شاید کمکت کرده تا میجین رو به روش
هفتمین قربانی بکشه
!ولی اون حتی نمیدونست جو پیلدو کیه
اگه تظاهر به ندونستن کرده باشه چی؟
ازینکار چی گیرش میومده؟
مگه قاتلای سریالی همیشه برای کارشون دلیل دارن؟
چرا دارم این کارو میکنم؟
بهم بگو
تو اینو دیدی، پس باید بدونی
... اون از قبل میدونسته که
من به عکس میجین نگاه میکنم
ولی چطوری؟
... چرا
چرا همچین حرفی زد؟
...نگو که
تو هم بهم اعتماد نداری
لطفا اینطوری بهش فکر نکن
فقط فکر کن که باید تایید کنم
شروع میکنم
باشه حتما
... قربانی ها به ترتیب غرق شدن، خفه شدن
و در اثر کتک خوردن فوت کردن
جسد اولین قربانی تو پاییندستِ رودخونه ی هان پیدا شده
به پشت سرش با یه وسیله ی غیرِ تیز ضربه زدن
تو رودخونه ی هان پیدا شده
با چکش به سرش ضربه زدن
ولی احتمالا بخاطر غرق شدگی مرده
... تا وقتی جریان آب حرکتش داده
زنده بوده
داره ... درست میگه
... قربانی بعدی
!نه
!بذار برم! لطفا
!بهم رحم کن
با طناب خفه شده
خفهش کرده
قاتل از یه طناب نارنجیرنگ استفاده کرده
... و این خانوم
عزیزم، عزیزم
اونو بده من
شوهرش کتکش زده
عزیزم
شوهرش بی رحمانه کتکش زده
جوری که خیسِ عرق شده
... و زن بیچاره هم
... تا نفس آخرش
درد میکشیده
همشو درست گفت
خب حالا بگو ببینم
واقعا فقط میخواستی تایید کنی؟
... پس چرا اون روز اول
عکس مادرت رو برام آوردی؟
مگه واسه تایید نبود؟
... بهم اعتماد کردی و
فکر میکردی واقعا میتونم مرگ بقیه رو ببینم
... واسه همین نبود که به جای این موردای وحشتناک
اون عکسو آوردی؟
حق باتوئه
... ولی
از کجا فهمیدی اون مادرمه؟
عزیزم
...انگار
بچمون
به تو رفته
خوشحالم که به من نرفته
...امیدوارم شما دوتا باهم دست به یکی نکنین
و تنهام بذارین
... تو تازه
به دنیا اومده بودی
مادرت تورو بغلش کرده بود
... قبل از اینکه بمیره
اسمتو روت گذاشت
اسمشو بذاریم جون یونگ؟
بیا همین بذاریم
"جون به معنی "روشن
"و یونگ به معنی "درخشان
این معنیِ اسمته
پس مامانم اسممو گذاشت؟
... ببخشید که تو رو با جون یونگ
تنها میذارم عزیزم
این حرفارو نزن
قرار نیست جایی بری
نگران نباش و از این جور حرفا نزن
عزیزم - ببخشید -
خیلی درد کشید؟
نه
... در آرامش کنار پدرت
از دنیا رفت
معذرت میخوام
... یه مقاله خوندم که
نوشته بود، پدرت بخاطر یه مجرم به اسم جو پیلدو فوت کرده
اگه پدرت زنده بود
بهت افتخار میکرد
شاید
... اینکه ما تونستیم میجین رو نجات بدیم
... بخاطر پیش بینی من نبوده و
No comments yet. Be the first to leave one.