Release info

미스터 선샤인-Mr Sunshine-E09-(Opus-Sub)
A Commentary by safira3000
SaFiRa

Tags

other
Published on: 2018-12-22
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تقدیم می‌کند opus-sub تیم ترجمه‌ی « مردِ آفتابی »

« این سریال داستانی براساس وقایعِ تاریخی‌ست »

« برخی سازمان‌ها و شخصیت‌ها ساختگی می‌باشد »

فکر میکردم عشق آسونه

اما خیلی سخته

...برای همه چیز

عذرمیخوام

اگه خیلی سخته میتونیم تمومش کنیم

میتونیم هروقت که بخوایم تمومش کنیم

پس بیا امروز اینکارو نکنیم

...امروز

باید یه قدم به جلو برداریم

حالا بهم بگو

معرفی

دست دادن

بعدش چیه؟

نمیتونی انجامش بدی

"بهش میگن "بغل کردن

:ترجمه‌ی زیرنویس از « m@hsa & SaFiRa »

به کانال تلگرام ما بپیوندید @OpusSub

من تمام کلماتی که با "ب" شروع میشن رو یاد گرفتم

درست انجامش دادم؟

بهت نگفتم خیلی سخت درس نخون؟

میتونی چند لحظه منتظر بمونی؟

کجا میری؟

اونطوری که فکر میکنی نیست

اگه زیاد اینجا بمونیم باعث مزاحمت بقیه میشیم

پس بیا بریم یه جای دیگه

بیاید داخل

فکر میکنم قبلا رسما معرفیشون نکردم

ایشون آقای هانگرانگ ـند و ایشونم خانم هامان

دست راست و چپ من

...خب

مشکلی نیست؟

دوتاشونم یه طرفن؟

توی این مورد بهتره که ندونی

خب اجازه میدم یه کم صحبت کنید

قبلا گفتم، من مردیم که از چیزی نمیترسم

خیلی بیباکم

شما دست راستشید؟

این استراتژی ماست

مردم با همچین فکری گاردشون رو پایین میارن

اما من دست چپم

اشتباه نکن

اونو بهت ندادیم که باهات گرم بگیریم

باید یه دلیل برای بودنت توی عطاری داشته باشی

برای اینکه مرتب بیای اینجا یا باید مریض باشی

یا کسی که مریضه رو بشناسی

یه بهانه - خدای من -

نباید بذاری بقیه بفهمن

این پسره واقعا که

واقعا مریضت کنیم؟

امروز همون روزه؟

میبینم که جات توی دستای اینا امنه

از لحظه ای که رفتی

شروع به تهدیدم کردند

شک دارم فقط میخوان بهت سخت بگیرن

و منم درک میکنم

بریم

قسمت نهم

چیه؟

محافظت ازت

باید براش سخت باشه

که دو تا مرد رو توی درشکه بکشه

الان دقیقا کجا داریم میریم؟

بهش زودتر فکر نکردم

چون دفعه قبل در کنار هم راه رفتیم

اینبار فقط میخواستم کنارت بشینم

چطوره بریم هتل گلوری؟

میتونی ماسکتم پس بگیری

جلوی اتاق ‏304 منتظر شو من کلید رو میارم

میبینم که مهمون داری

دوستم از نیویورکه

با هم قبلا درس میخوندیم

اتاق اضافه لازمه؟

لازم نیست

بعد از اینکه یه مقدار صحبت کردیم میره

میخوای اون رو خام بخوری؟

میجوشونم و میفرستمش اتاقت

ممنونم

نمیدونم فکرش کجاست

مغازه خیاطی تارا

اون کت شلواری که بانو اِشین اخیرا درست کردن؟

بله از استایلش خوشم میاد

اما یه مقدار تنگه

اما اگه نپوشمش

ممکنه نامزدم ناراحت شه

چقدر مهربونید

این پارچشه نه؟

توی فرانسه خیلی محبوبه

همینه

پس اتاق هتل این شکلیه

تا حالا نرفته بودم

منم تا حالا کسی رو به اتاقم نیاورده بودم

خیلی البته توش کندوکاش میشه

حتما چیزهای باارزش زیادی اینجا داری

حالا یکی دیگه هم دارم

اون چیه؟

جعبه موسیقی

وقتی کوکش رو بچرخونی آهنگ میزنه

آهنگ؟ - یه آهنگ محلی به اسم "آستینهای سبز"ـه -

میخوای گوش بدی؟

پس غربیها هم آهنگهای محلی خودشون رو دارن

بیا بشنویمش

با دوستش داره به آهنگِ جعبه موسیقی گوش میده

چه شرم آور

خوشت میاد؟

فکر میکردم آهنگش شاد باشه

اما آهنگِ غمگینیه

پشتش داستانی هست؟

وقتی برای اولین بار رفتم آمریکا

زبانشون رو بلد نبودم

خیابونها واسم ترسناک بود

گشنه بودم

دستام از سرما یخ زده بودن

کتکم زده بودند و درد داشتم

بعد وقتی این آهنگُ شنیدم

کلی گریه کردم

بعد برگشتنت به اینجا

زیاد بهش گوش کردی؟

نه، مدتیه گوش نکردم

اما جدیدا فرصتشُ داشتم

دوباره صدمه دیدی؟ - من نه -

اما شنیدم یکی مجروح شده

منو میترسونه

نگران من بودی؟

انگار گودونگمه اون روز

توی بندر جمولپو شناختت

درسته

اون روز

بعد از اینکه منو شناخت بهم شلیک کرد

روز بعد توی ایستگاه قطار

مطمئن شد که من بودم

قبل از اینکه بکشمت برو کنار

بانوی من، من سریعتر نیستم؟

فکر نمیکنم

با اینکه من میتونم اینکارو بکنم

فکر نمیکنم تو بتونی

رئیس، وزیر هایاشی در مورد اتفاقی که توی جمولپو افتاد پیامی فرستاده

در مورد نتیجه اش کنجکاوه

اما ما ردپای همه رو گم کردیم

چیکار کنیم؟

همه رو نه

صورت یکیشون رو دیدم

اگه میخواست بهم صدمه ای بزنه

زمانِ خوبی واسش بود

اما نزد

و فکر نمیکنم هیچوقت هم بهم صدمه ای بزنه

بهش اعتماد داری؟

وقتی هر دو کم سن بودیم

یه بار نجاتش دادم

وقتی با نیت خوب دستمُ به طرفش ...دراز کردم

تو فقط یه نجیبزاده احمقی که در جاه و جلال زندگی میکنی

مثل یه حیوون وحشی گازم گرفت

چون اون موقع اینکارو کرد

مطمئنم حداقل یه بار جونمُ نجات میده

بهش اعتماد داری؟

...اگه باید جواب بدم

فکر میکنم اعتماد دارم

نگفتم باید جواب بدی

یه چیزی قطعیه

اگه دوباره بهش بربخورم

...اونم وقتی همچین لباسی تنم باشه

بعد

من اولین کسیم که بهش شلیک میکنه

پس نگران نباش

برای انجام کارم، این لازممه

پس پسش میگیرم

اما لازم نیست اینکارو بکنی

پوشیدن کت شلوار رو میگم

چوسان داره بیشتر و بیشتر نابود میشه

تو توی خطر بیشتری میافتی

جلب توجه نکن"

نرو کلبه

"خیلی انگلیسی نخون

مرتب بهم میگی چیکار نکنم

نمیشه بذاری حداقل این یه کار رو بکنم؟

گفتی عشق میخوای

اون رو یادم رفت

میتونستی زندگیتُ مثل یه گل در طراوات و آسایش بگذرونی

توی ذهنم این زندگیه که

همه زنان چوسان باید داشته باشند

زیاد فرقی ندارم

زندگی منم خیلی پرطراوته

تنها فرقش اینه که من میخوام شعله باشم

هر وقت اون بیرونم، به وزنِ مرگ فکر میکنم

پس با دقت تیراندازی میکنم و سریع برمیگردم

دیدی که اینکارو میکنم

وقتی لباسهای غربی میپوشیم و چهره مون رو میپوشونیم

بی اسم و بی چهره میشیم

تنها میشیم ارتش عدالت

برای همین به همدیگه احتیاج داریم

میدونم در حق پدربزرگم بیرحمیه

اما میخوام به روشنی بسوزم

و بعد خاموش شم

مثل یه شعله

از مرگ میترسم

اما من

تصمیمُ گرفتم

خیلی بیرحمه

More Farsi Persian subtitles for Mr. Sunshine

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left