Queer As Folk

Queer As Folk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Queer as Folk S03E01 720p WEB-DL x264-Pahe
A Commentary by RainbowSubs

Tags

webdl
Published on: 2025-03-06
Downloads: 62
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

* یک، دو، سه، چهار

* یک، دو، سه، چهار، پنج، شش *

تکون بده، رفیق!

* یک - * ادامه بده

- * یک، دو، سه - برو!

برو!

این فقط یه چیزیه که تو...

و اون غشش کرد برای شمارش!

جمعیت داره دیوونه می‌شه.

مایتی مایک نووتنی ضربه‌ای به چونه‌ش خورده

از مد داگ کینی.

هفت، هشت، نه. بلند شو، بی‌مصرف!

برنده و قهرمان جدید...

صبر کن.

قبل از اینکه قهرمان رو تاج‌گذاری کنیم،

بیاید به همه طرفدارای ورزش یه مرور ضربه‌به‌ضربه بدیم،

تا خودتون ببینید دقیقاً چی به چیشد.

راستش رو بخواید، خودمم بدم نمیاد بدونم

دقیقاً چی به چیشد.

یه هفته پیش بود، شبی که مد داگ—

یعنی برایان— مهمونی رو برای "ریج" برگزار کرد.

* باید نشونش بدی

* نشون بده، نشون بده، نشون بده

هوو!

با با با با با!

بریم خونه من.

* هنوزم دوستت دارم

* پس بهم نشون بده

* که تو هم منو دوست داری

خب، می‌تونم بگم "ریج" حسابی روی بورسه.

آره.

عزیزم!

اووه. اوه.

بعداً می‌بینمت.

آره، خیلی خیلی بعداً.

خدایا، فکر می‌کنی واقعاً قراره

اون کارو بکنن؟ - بکننش؟

هی، چی می‌گی بریم خونه

و جشن رو ادامه بدیم، ها؟

- یه دقیقه صبر کن. باید برایان رو پیدا کنم.

باشه.

آخرین بار که دیدمش،

دیگه هیچ دردی حس نمی‌کرد.

آره، داشت با شگفت‌انگیز بی‌پیراهن شماره ۴۶۸۹ حال می‌کرد.

اون و جاستین تازه از هم جدا شدن.

چی؟

داری درباره چی حرف می‌زنی؟

جاستین داره با یکی دیگه می‌ره.

اوه، مگه همیشه با یکی دیگه نیستن؟

این بار فرق داره.

برمی‌گردم.

تاکسی!

- اوه. - فقط اعصابم رو خورد می‌کنه،

چون حتی به نظر نمیاد که...

برایان!

برایان!

قول داده بودم با آواز بیدارت کنم، مگه نه؟

تو صبحانه تو تخت‌خوابم بهم قول دادی.

آه‌ها.

شکلات تلخ.

مگه نوع دیگه‌ای هم هست؟

هوم.

باورم نمی‌شه بالاخره اینجایی،

که واقعاً کل شب رو با هم گذروندیم.

من اینجام...

ولی نمی‌تونم بمونم.

- اوه. - باید برم سر کلاس،

- اوه! - بعدشم سر کار.

اوه، باید وسایلمم بردارم.

اگه اون اونجا باشه چی؟

اگه باشه که باشه.

برام مهم نیست.

من حالا با توام.

برایان...

کجایی لعنتی؟ خوبی؟

زنگم بزن. با مالیات می‌شه ۵.۲۵.

یه تی‌شرت "ریج" هم می‌خوام.

اوه، این برای فروش نیست.

نسخه دیگه‌ای داری؟

انگار همین الان آخریشم فروختم.

شماره دوم کی میاد؟

نمیاد.

ولی چی می‌شه به حال ريج و جِی‌تی؟

آیا با هم می‌مونن؟

آره، و آیا زفیر قراره یه فروپاشی کیهانی داشته باشه اگه این کارو کنن؟

فکر کنم هیچ‌وقت نفهمیم، پس...

کمیک‌هاتون رو نگه دارید، بچه‌ها.

قراره یه کالای کلکسیونی واقعی بشه.

برایان؟

برایان؟

آه.

* در سراسر بیابون قلبم *

* واحه افسانه‌ای تو شن‌ها

* رد پاهامو تو یه دایره دنبال کن *

* ببین چطور زندگیم از دستام می‌لغزه *

* گذشته روی زبونم خیلی تلخه *

* وقتی حال بود

* خیلی شیرین بود

* حالا تنها راه پیش رو

* اینه که تسلیم شم و عقب‌نشینی کنم *

* عقب‌نشینی

باشه، وقتشه بذاریش کنار

و غذای ویژه بشقاب صورتی‌تو بخوری

قبل از اینکه سرد بشه— بفرما، عزیزم.

- مرسی. - مرسی.

می‌دونی که تو اونو نوشتی، مگه نه؟

پسر من، مایکل نووتنی.

هی، لیمو بارها رو ندزد،

حتی اگه نابغه باشی.

تو این کارو کردی، مگه نه؟

ما می‌دونیم که تو این کارو کردی.

بهشت بود؟ لذت‌بخش بود؟

اجازه بده من بازجویی کنم.

کی بالا بود؟ کی پایین؟ هوم؟

خدایا، انگار خودمم.

- صبر کن. یه چیزی رو از دست دادم؟

شماها واقعاً...

نظم در دادگاه.

به سؤالم جواب بده.

جین، سیب‌زمینی سرخ‌کرده با پنیرت آمادست.

میام.

خب، بیاید فقط بگیم

یه شب بود، اوم...

شبی که مثل هیچ شب دیگه‌ای نبود.

و من همیشه یادم می‌مونه...

همیشه.

چی رو یادت می‌مونه؟

اوه، مگه بهت نگفتیم؟

بهم بگو!

اوه، ما خیلی برات خوشحالیم!

به‌زودی سالگردتون رو جشن می‌گیرید،

درست مثل ما.

- سالگرد؟ شما تازه ازدواج کردید.

ما همیشه روزی که

اولین بار با هم بودیم رو جشن می‌گیریم. یکی برای تو...

دوستام آرنی و ادوارد،

اونا روزی که اولین بار با هم خوابیدن رو جشن می‌گیرن.

- همونه. - و یکی برای تو...

انتظار داریم همه‌تون اونجا باشید.

خب، این بار منتظر هدیه نباشید.

مگه اینکه...

با این چی کار کنیم؟

فکر کنم اونا نمیان.

حداقل، نه با هم.

طفلک سان‌شاین.

اون واقعاً عاشقش بود.

و برایان واقعاً عاشقش بود.

آره، خب، باید نشون می‌داد.

به روش خودش نشون داد.

طفلک برایان حتماً خودشو یه گوشه قایم کرده،

نابود شده، بی‌آبرو،

شکسته، تحقیر شده.

یا شاید حالا داره، می‌دونی،

برنامه‌ریزی می‌کنه که چمدوناشو ببنده و بره،

حالا که دیگه شماره یک همجنس‌گرای پیتسبورگ نیست.

خب، گزارش‌های مرگ من

خیلی اغراق‌آمیز بودن.

چقدر اونجا بودی؟

به اندازه کافی...

که بدونم دوستای واقعیم کیا هستن.

برایان...

خوبی؟

من درخشانم، خیره‌کننده‌ام.

می‌خوای فقط اونجا وایستی،

یا می‌خوای شروع به کار کنی؟

چی می‌خوای؟

خب، روز خیلی قشنگیه،

فکر کردم برم یه قدم بزنم،

می‌دونی، مناظر رو ببینم.

من، زباله‌ها رو بیرون می‌ندازم؟

آره، خب، تو خیلی تو دور انداختن چیزا خوبی.

نباید اونجوری جلوی همه ولش می‌کردی بره

می‌دونی.

من بهش می‌گفتم بره خودشو بکنه،

ولی اون همین الانشم داشت

تو اتاق پشتی با ريج حال می‌کرد.

چطور می‌تونی اینقدر کثافت باشی،

بعد از همه کارایی که برات کرده؟

می‌دونم اون برام چی کار کرده.

و تو می‌دونستی اون کیه،

از همون اول. - آره!

تو بودی که بهم گفتی.

و فکر کردی می‌تونی تغییرش بدی؟

که اون برات تغییر می‌کنه؟

نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم.

- معلومه که نه. تموم شده.

بریم سراغ بعدی. تو چیزی که می‌خواستی رو گرفتی.

تو هم همین‌طور.

از اولین شبی که همو دیدیم،

و اون منو برد خونه و باهام خوابید،

تو می خواستی من بروم.

خب، مایکی، بالاخره به آرزوت رسیدی.

دیگه چیزی سر راهت نیست.

اون کاملاً مال توئه.

می‌دونی، حالا که دیگه با برایان نیستی،

واقعاً دلیلی برای اینجا بودن نداری، مگه نه؟

پس چرا به همه‌مون، از جمله خودت،

یه لطفی نمی‌کنی و غیب‌ات نمی‌زنه؟

حالا یه کم نزدیک‌تر به هم جمع بشید.

- باشه، حالا. بگید "کانلینگوس."

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left