The first 200 lines.
...و اســـکـــار مـيرسـد بــــه
...شما درمورد خيانتهاي
چاندوي خائن چي ميدونيد؟
چاندو يه ميخ آهني رو جاي بامبو گذاشت
و به آهنگر رشوه داد توي طلا قايمش کنه
آخ عسلم
تهيه کنندهي اين فيلم
يه جايي تو همين محله ساکنه ...پس
ازمون خواستن تا اينجا بيشتر پوستر بچسبونيم
درسته
ساتيان آنتيکاد قبلا هميشه تو کافه من چايي ميخورد
روي، داداش...مگه تا حالا پريادارشان نبود؟ آره-
آره! اونم مشتري هميشگيم بود ولي اون اهل تيرووانانتاپورامـه-
خب که چي؟ مگه همه عمرش رو همونجا زندگي ميکنه؟
گوش کنيد! کسي که سينما رو انتخاب ميکنه بايد به کوچ کردن عادت کنه
بايد خونه و خونوادهش رو فراموش کنه
درسته، داداش
...بخاطر اين فيلمسازهاي مشتاق
غذاهاي خيابوني ارناکولام خيلي رونق پيدا کردن
توي اداپالي موقع ناهار ...همه دکههاي سر خيابون
پر ميشه از اين اهالي سينما فقط بعضيهاشون موفق اند-
بعضيهاشون اميدشون رو از دست ميدن و به خونهشون برميگردن
بعضيهاي ديگه واسه زنده موندن دست به شغلهاي عجيب غريبي ميزنن
خيلي خوب ميدونم که دروغ گفتي ...ولي
...در آينده ميتوني با افتخار
...به رخ بقيه فيلمسازهاي مشتاق بکشي
که اسحاق ابراهيم قبلا اينجا چايي ميخورد
کي اومدي؟ ديشب. تو اتاق اون موندم-
با اينکه چراغاي اتاقت روشن بودن نميخواستم بهت زحمت بدم
صبح به اين زودي کجا ميري؟ ...دارم به پالا ميرم. يه تهيه کننده-
فيلمنامهم رو تاييد کرده از داستان خوشش اومد
امروز قراره براي تعريف کردن داستان زن و بچهش رو ببينم
اگه اونها موافقت کنن امروز يه پيش پرداخت بهم ميدن
تو چه خبر؟ نوشتن رو گذاشتم کنار-
تو برو! بعدا حرف ميزنيم خداحافظ-
موفق باشي باشه رفيق. داداش، بريم-
مستقيم برو
حاضره کجا ميري؟-
براي يه نمايش به پازيان نور ميرم دو هفتهاي برميگردم
داداش جوي کجاست؟ ساعت 3 نصف شب برگشت-
خيلي مست و پاتيل شده مردم رفتن تا بيارنش
همين الانشم ديرمون شده، اگه منتظر هوشيار شدنش بمونيم کار رو از دست ميديم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: سانابينگ
ما کسي رو اخراج نکرديم
اگه يه کارگردان نميتونه فرصت کارگرداني يه فيلم رو پيدا کنه
چطور ميتونيد اتحاديه ما رو سرزنش کنيد؟
...در حقيقت، حتي شوراي تهيه کنندهها
از کارگردانها شکايت دارن
حقيقت همينه
با اينکه ميگيد شما اخراجش نکرديد
...همه جا داره گفته ميشه که شما
از تکنسينها و بازيگرهاتون خواستين
که با اين کارگردان کار نکنن
چطور ميتونم جوابش رو بدم؟ اين فقط حدس و گمان شماست
برو آقا، آيا صنعت سينما جاي امني براي بانوانـه؟-
نه تنها در صنعت سينما ...بلکه در بقيه زمينهها
وقتي يه آدم سير راجع به غذا غر ميزنه
آدمايي هستن که واسه يه لقمه از اون غذا دلشون ميره
!اي گفتي
خب، قرارمون در چه وضعه؟
طبق قرارمون ..من بايد
براي 5 قسمت بهت فيلمنامه بدم
توي اين 6 تا فيلمنامهست يه انتخاب اضافه داري
واو! تو چت شده؟
فقط من دردسر وادار کردنت به فيلمنامه نوشتن رو ميدونم
تو خيلي خوب از نيازهام خبر داري
لطفا هر چه زودتر پرداختهام رو صاف کن
من از قبل راجع بهش به رئيس گفتم
قربان، صبح بخير صبح بخير-
سلام آقا سلام-
چيترا بهم گفت که براي برنامه جديدمون اينجا نيستي
بله آقا تصميم گرفتم يه فيلم رو کارگرداني کنم
واو! چه خبر خوبي
تبريک ميگم ممنون، آقا-
تهيه کننده پيدا کردي؟ راستش نه، قربان-
ميخوام خودم انجامش بدم خيلي هم خوب-
نميدونستم که خرپولي
شنيدم که اصليتت
از خليج جريان داره
من خرپول نيستم، قربان
تقريبا 6-7 سال شده که دنبال يه تهيه کننده ام
ديگه دليلي نميبينم بيشتر صبر کنم
پس تصميم گرفتم خودم خيز بردارم
به هر حال، موفق باشي ممنون، آقا -خيلي خب-
قربان
بايد حسابهاي اسحاق رو صاف کنيم به ساتيش خبر دادم-
باشه اون انجامش ميده-
ممنون، آقا خب-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
رفيق، بيايد يه چيز سبک بخوريم
شما خودتون بخوريد ساعت 8 شب شده. من ديرم ميشه
پس ما هم ميريم حتما-
مشکلي نيست! شماها بريد من ميرم
تو رو تنهات نميذارم هرگز پايانش رو نميشنوم
آدم وقتي يه سري فيلمها رو ميبينه
اعتماد به نفسش رو از دست ميده، درست ميگم؟ آره-
ولي من يه نفر رو ديدم که خون گريه ميکرد
خب! آدماي احساساتي
وقتي زجر کشيدن بقيه رو ميبينن گريه ميکنن
با عقل آدماي سنگ دلي مثل تو جور در نمياد جدي؟-
رفيق
من هر چي بايد ميگفتم رو گفتم
من بچه نيستم که از روي هوسهاي زودگذر
فيلم بسازم
توي اين چند سال گذشته فقط روياي
سينما رو ميديدم جور کردن پول خودش يه دردسره
ميگن وقتش که برسه، همه چيز خود به خود درست ميشه...ببينيم چي ميشه
پس لطفا من رو نترسون
در صورت شکست خوردنم
يه دستي واسه کمک بهم بده تنها چيزي که گيرت مياد همينه-
انتظار چيز ديگهاي نداشته باش خب؟
کي برميگردي؟ دو روز ديگه-
باشه ، پس خيلي خب، خداحافظ-
بعدا ميبينمت باشه-
چرا عجله ميکني؟ ممکنه به دختره آسيب زده باشي
تهيه کننده فيلمنامهم رو رد کرد
چون به دل زن و بچهش ننشست
مگه من کمدينم که با داستانهام اونها رو بخندونم
راستش، روايت داستان
براي تهيه کننده، کار آسوني نيست
داري کار درستي ميکني، رفيق
با کاري که تو داري ميکني اصلا لازم نيست
توي داستان دست ببري
رفيق
امروز بينندهها براي تشکر از فيلم دست زدن
همهمون براي فيلمي که توسط يه اجنبي کارگرداني شد
دست زديم درسته-
اين بزرگترين پاداش يه کارگردانه
ديويدي جديدترين فيلمهاي مالايالام
ديويدي فيلمهايي که اين هفته اکران شدن
ديويدي جديدترين فيلمهاي مالايالام
ديويدي فيلمهايي که اين هفته اکران شدن
ديويدي جديدترين فيلمهاي مالايالام
ديويدي جديدترين فيلمهاي مالايالام
ميشه بذاريمش روي اتوبوس، اقا؟
نه، نه اگه بارون بياد چي؟
جنسها خراب ميشن ميذارمش زير صندليم
مامان
مامان
چطوري اومدي؟ از ايستگاه اتوبوس پياده اومدم-
امروز صبح بچهها يه مار سمي رو تو محلهمون کُشتن
قبل از خواب چايي بخور، اسحاق- نه، مامان-
ميخوام بخوابم
اگه آب خيلي داغه يه خرده آب سرد بهش اضافه کن
اون وقت ديگه آرامش بخش نيست
سميرا، ميتوني براش چايي درست کني؟
برو کنار، اسحاق- چرا به عروسي نسيما نيومدي؟-
سرم شلوغ بود
با اين حال، دختر عموتـه مثل خواهرت ميمونه
چرا به هيچ کدوم از عروسيهاي فاميل نمياي؟
مگه من تنها داداششونم؟
بقيه اومدن؟
ولي اونها همهشون بيرون ميمونن خب منم همينطور-
سرزنش کردن تو دردي رو دوا نميکنه
پدرت نتونست
خواهرزاده و برادرزاده خودش رو تشخيص بده
تو هيچ ارزشي براي خانواده و روابط قائل نيستي
براي من همه مثل هم اند بخاطر همين گيج شدم
ساخت و ساز خونهتون در چه حاله؟ در جريانه-
با کارگرها دعواش شده کار چطور انجام بشه؟
خسته نشدي از اين کار؟ مامان-
اينجا که دوبي نيست
تويي که براش ضمانت گذاشتي؟
آره، من ضامن شدم عکسم رو دفترچه پس اندازه
اسمت چيه؟ والياپوراکال فوزيه-
اين واقعا عکس خودته؟ بخدا قسم خودمم-
ميشه اينجا رو امضا کني؟
کي اومدي؟ امروز صبح رسيدم-
برنامههاي تلويزيوني خيلي خسته کننده اند از نشونههاي پير شدنه-
ولي هنوز اونقدرها هم پير نشدي
تو رو ميگفتم نه خودم
آدم که پير ميشه علايقش هم عوض ميشن
بيا تو
بشين لطفا
همه مدارکي که خواسته بودين رو آرودم
چقدر پول ميخواي؟ دو ميليون روپيه-
امکانش نيست عزيزم بخاطر يه زمين 1400 متري چنين پولي بهت نميدن
گمونم از قيمت اون منطقه خبر ندارين
ما قوانين خاصي داريم با اينکه بانکهاي ملي زيادي وجود داره
علي رغم بهره زيادي که ميگيريد به اينجا اومدم
چون بانک شما بيشترين مقدار وام رو ميده
اينقدر از خود راضي نباش
داري وام ميگيري که فيلم بسازي
نه اينکه خواهرت رو شوهر بدي
...ممکنه آدماي زيادي براي شوهر دادن خواهرهاشون
از بانک شما وام گرفتته باشن
ولي من اولين نفري ام که براي فيلم ساختن وام ميگيرم
پس لطفا اين رو هم درنظر بگيريد
نقش من چي ميشه؟ اون با من-
ولي بايد با منشي ملاقات کني
بله، حتما خيلي خب، حله-
ممنون، با اينکه اندازه پول خون آدم سود ميگيريد
ولي بهترين خدمات رو ارائه ميدين
درسته که من بزرگترم
ولي همه تصميمهاي اين خونه رو برادرم ميگيره
نه، ممنون خانم من آب ميخورم
خدا رو شکر! مطمئنم که خوشتون نمياد حالا که آب ميوه رو رد کردين
من آب ميوه بخورم... منم آب ميخورم
فورا زنگ ميزنه
فکر کنم الان سرش شلوغه
No comments yet. Be the first to leave one.